1
00:00:08,619 --> 00:00:09,660
نه، این نیست.

2
00:00:11,140 --> 00:00:12,940
ناپدید شو. سراب.

3
00:00:15,380 --> 00:00:19,260
علیا! شام حاضره. مرغ داره
سرد می‌شه. الان میام، مامان.

4
00:00:22,500 --> 00:00:23,860
علیا! داره میاد!

5
00:00:24,240 --> 00:00:25,940
آره، باشه. یه لحظه صبر کن.

6
00:00:27,500 --> 00:00:29,660
دارم دور خودم می‌چرخم. ناپدید شو.

7
00:00:31,660 --> 00:00:32,659
یه کم استراحت کنیم.

8
00:00:35,400 --> 00:00:38,020
اگه... تریکس، بپر روش!

9
00:00:39,780 --> 00:00:40,780
سراب.

10
00:00:50,520 --> 00:00:54,240
چه بامزه. واقعاً شدنیه.

11
00:00:57,260 --> 00:01:03,220
روزها من مرینت‌ام. یه دختر معمولی
با یه زندگی معمولی.

12
00:01:03,720 --> 00:01:06,860
اما یه چیزی درباره‌ی من هست که هنوز
هیچ‌کس ازش خبر نداره.

13
00:01:07,060 --> 00:01:08,280
یه راز دارم.

14
00:01:36,810 --> 00:01:37,970
برگشتی، کاپ‌کیک؟

15
00:01:38,510 --> 00:01:40,570
آره، همه‌چی روبه‌راهه. نگران نباش.

16
00:01:41,630 --> 00:01:42,770
اوه، ممنون.

17
00:01:43,230 --> 00:01:44,230
بی‌خیال.

18
00:01:44,550 --> 00:01:45,930
لازم نبود این کارو بکنی، می‌دونی؟

19
00:01:46,170 --> 00:01:49,650
نمی‌خواستیم مزاحمت بشیم عزیزم.
ولی فکر کردیم شاید بعد از مأموریت

20
00:01:49,650 --> 00:01:50,810
گرسنه باشی.

21
00:01:51,110 --> 00:01:54,650
اگه کار دیگه‌ای هم از دستمون برمیاد،
مثلاً لباس‌تو بشوریم، فقط

22
00:01:54,650 --> 00:01:55,650
بهمون بگو، باشه؟

23
00:01:56,010 --> 00:01:58,770
ممنون، ولی این یه لباس جادوییه.
خودش تمیز می‌شه.

24
00:01:58,990 --> 00:02:00,270
می‌رم یه کم استراحت کنم، باشه؟

25
00:02:00,930 --> 00:02:05,440
هوم. مرینت، می‌خواستیم بهت بگیم
ممنون که بهمون اعتماد کردی. نمی‌تونیم

26
00:02:05,440 --> 00:02:09,380
تصور کنیم زندگی یه ابرقهرمان چطوریه،
اما هر اتفاقی هم بیفته، ما همیشه

27
00:02:09,380 --> 00:02:10,380
کنارتیم.

28
00:02:13,800 --> 00:02:14,800
آدرینه.

29
00:02:14,820 --> 00:02:16,580
اونم احتمالاً نگران شده بود.

30
00:02:16,800 --> 00:02:20,560
معلومه که نگران نشده. ما هم نگران
نیستیم. اصلاً.

31
00:02:21,360 --> 00:02:25,480
آدرین که نمی‌دونه من لیدی‌باگم.
فقط تو و علیا می‌دونین. واقعاً؟

32
00:02:25,680 --> 00:02:27,000
چرا بهش نمی‌گی؟

33
00:02:27,280 --> 00:02:28,620
این به خودش مربوطه، تام.

34
00:02:29,020 --> 00:02:30,920
باشه، می‌ذاریم استراحت کنی عزیزم.

35
00:02:34,060 --> 00:02:37,360
تصمیم درستی بود که به پدر و مادرت
گفتی لیدی‌باگی، مرینت. دیگه لازم نیست

36
00:02:37,360 --> 00:02:38,360
ازشون چیزی رو پنهون کنی.

37
00:02:38,700 --> 00:02:42,920
نمی‌دونم کار درستی بود یا نه، تیکی.
این کارو کردم که خیالشون راحت بشه،

38
00:02:42,920 --> 00:02:45,500
اما حالا هر وقت یه شرور آکومازده
پیداش می‌شه، حسابی نگران می‌شن.

39
00:02:50,800 --> 00:02:54,920
می‌تونم بیام یه گپ کوتاه بزنیم؟

40
00:02:56,060 --> 00:02:57,580
چرا جواب تلفن رو نمی‌دی؟

41
00:02:57,880 --> 00:02:59,480
چون مضطربم می‌کنه، تیکی.

42
00:02:59,700 --> 00:03:02,400
دیگه دوست نداری با دوست‌پسرت
و بهترین دوستت حرف بزنی؟

43
00:03:03,150 --> 00:03:06,230
چرا، دوست دارم. فقط این روزها هرچی
بهشون می‌گم دروغه.

44
00:03:06,730 --> 00:03:10,310
اما مرینت، نمی‌خواستی آدرین با فهمیدن
حقیقت درباره‌ی پدرش نابود بشه.

45
00:03:10,310 --> 00:03:12,470
خوشحال نیستی که موفق شدی؟

46
00:03:13,110 --> 00:03:16,770
چطور می‌تونم خوشحال باشم؟ همیشه
می‌دونم که پدرش مونارک بود.

47
00:03:17,130 --> 00:03:18,810
پس شاید باید حقیقت رو بهش بگی؟

48
00:03:19,050 --> 00:03:22,930
نه، چون اون‌وقت این آدرینه که غمگین
می‌شه. حالا بیشتر از هر وقت دیگه‌ای

49
00:03:22,930 --> 00:03:23,930
نابودش می‌کنه.

50
00:03:23,970 --> 00:03:27,590
پس علیا چی؟ همیشه بعد از درد دل کردن
باهاش حالت خیلی بهتر می‌شه.

51
00:03:28,030 --> 00:03:32,510
نه. آلی دوست صمیمی آدرینه.
اگه بار دروغ‌هام رو بندازم گردنش،

52
00:03:32,510 --> 00:03:35,130
اونم باید بهش دروغ بگه. از دروغ گفتن
متنفره.

53
00:03:35,790 --> 00:03:36,970
این خودخواهیه.

54
00:03:40,090 --> 00:03:43,190
فکر کنم واقعاً دلش می‌خواد باهات حرف بزنه.

55
00:03:49,870 --> 00:03:50,870
سلام، مرینت.

56
00:03:51,190 --> 00:03:52,330
چیزی شده، مرینت؟

57
00:03:52,630 --> 00:03:53,609
نه، نه.

58
00:03:53,610 --> 00:03:56,410
همه‌چی عالیه. تو چطوری؟ می‌خواستم
چیزی رو که این روزها روش کار می‌کنم

59
00:03:56,410 --> 00:03:57,970
بهت نشون بدم. یه فکری دارم.

60
00:04:06,900 --> 00:04:08,300
اوه.

61
00:04:16,779 --> 00:04:21,899
اوهوم.

62
00:04:25,150 --> 00:04:28,550
چیزی که چهره‌ی واقعی پدرم رو نشون
بده. ازش برای پوسترها و

63
00:04:28,550 --> 00:04:29,550
بلیت‌های ورودی استفاده می‌کنیم.

64
00:04:29,570 --> 00:04:32,750
می‌شه اثر اصلی موزه. داری از چی حرف
می‌زنی؟

65
00:04:33,110 --> 00:04:35,670
می‌دونی، همون پرتره‌ی پدرم که درباره‌ش
حرف می‌زنی. اصلاً امکان نداره!

66
00:04:36,150 --> 00:04:39,010
یعنی، اِ... نمی‌تونم.

67
00:04:39,390 --> 00:04:40,390
چرا نه؟

68
00:04:42,290 --> 00:04:45,530
چون نمی‌تونم کاری رو که کرد فراموش
کنم. اینکه نذاشت بری مدرسه یا

69
00:04:45,530 --> 00:04:49,130
دوست داشته باشی. اینکه با تمام توانش
سعی کرد نذاره ما با هم

70
00:04:49,130 --> 00:04:50,029
باشیم.

71
00:04:50,030 --> 00:04:52,230
اما این کارها رو فقط برای محافظت از
ما می‌کرد، مرینت.

72
00:04:52,590 --> 00:04:54,090
مستندی رو که با هم ساختیم یادت هست؟

73
00:04:54,310 --> 00:04:57,350
همه‌ی کسانی که می‌شناختنش همین رو
برامون توضیح دادن. یه چیز که معلومه:

74
00:04:57,510 --> 00:04:59,810
اون حاضر بود از روی عشق هر کاری بکنه.

75
00:05:01,010 --> 00:05:05,390
منم واقعاً سخت می‌تونستم با شخصیت
واقعیش کنار بیام. نمی‌تونستم

76
00:05:05,390 --> 00:05:06,369
خاطرات بد رو رها کنم.

77
00:05:06,370 --> 00:05:09,690
اما به لطف تو، با همه‌چی کنار اومدم.
حالا داری زندگیت رو

78
00:05:09,690 --> 00:05:10,770
بر اساس سایه‌ی پدرت می‌سازی.

79
00:05:11,190 --> 00:05:15,090
اما فکر کردن بهش از این زاویه حالم رو
بهتر می‌کنه. مطمئن نیستم

80
00:05:15,090 --> 00:05:16,090
این فکر خوبی باشه.

81
00:05:19,530 --> 00:05:22,450
فقط خودم حق داشتم تصمیم بگیرم با
زندگیم چه‌کار کنم. و حالا که

82
00:05:22,450 --> 00:05:26,090
بالاخره حس می‌کنم می‌تونم به زندگی
ادامه بدم، به‌جای اینکه

83
00:05:26,090 --> 00:05:27,410
خوشحال باشی، انگار ناراحتی.

84
00:05:27,950 --> 00:05:30,170
ببخشید که اون‌طوری که می‌خوای واکنش
نشون نمی‌دم.

85
00:05:32,250 --> 00:05:34,710
خب، فکر کنم بعداً باهات حرف می‌زنم،
مرینت.

86
00:05:35,610 --> 00:05:36,610
خداحافظ.

87
00:05:39,310 --> 00:05:40,910
مرینت، در رو باز کن. منم. علیا؟

88
00:05:42,030 --> 00:05:45,310
ببخشید، وقت نکردم جوابت رو بدم.
تازه رسیدم خونه و داشتم می‌رفتم

89
00:05:45,310 --> 00:05:47,090
چرتی بزنم. تریکس، بپر روش!

90
00:05:48,430 --> 00:05:51,550
می‌دونم یه رازی داری. می‌دونم درباره‌ی
آدرینه و می‌دونم نمی‌خوای

91
00:05:51,550 --> 00:05:54,790
درباره‌ش بهم بگی. ولی منو که می‌شناسی.
نمی‌تونم دست از دنبال کردن حقیقت بردارم.

92
00:05:54,950 --> 00:05:57,870
سعی کردم صحنه‌ای رو که برام تعریف کردی
بازسازی کنم؛ همون‌جایی که گابریل

93
00:05:57,870 --> 00:06:01,850
ظاهراً خودش رو فدا کرد تا مونارک رو
شکست بده، اما هیچ‌چیز جور درنمیاد جز

94
00:06:01,850 --> 00:06:03,190
این. سراب!

95
00:06:09,550 --> 00:06:09,910
چرا

96
00:06:09,910 --> 00:06:16,890
باید این کار

97
00:06:16,890 --> 00:06:17,679
رو کرده باشم؟

98
00:06:17,680 --> 00:06:20,480
چرا پنهون کنم که گابریل اگرست مونارک
بوده؟ برای محافظت از

99
00:06:20,480 --> 00:06:21,480
آدرین.

100
00:06:21,800 --> 00:06:26,240
واقعاً فکر می‌کنی می‌تونم به دوست‌پسرم
دروغ بگم؟ به بهترین دوستم؟ و به

101
00:06:26,240 --> 00:06:29,420
تمام دنیا؟ فکر می‌کنم مرینت دوپن‌چنگ
حاضره برای محافظت از بقیه

102
00:06:29,420 --> 00:06:31,920
هر کاری بکنه، حتی اگه زندگی خودش رو
خراب کنه؟

103
00:06:33,480 --> 00:06:34,480
آره.

104
00:06:36,240 --> 00:06:39,180
فکر نمی‌کنی زندگیم همین‌جوری هم به
اندازه‌ی کافی افتضاحه؟

105
00:06:40,240 --> 00:06:41,600
چرا همچین حرفی می‌زنی؟

106
00:06:42,260 --> 00:06:46,540
چون واقعاً همه‌چی داره از هم می‌پاشه.
نتونستم هاک‌ماث رو شکست بدم و

107
00:06:46,540 --> 00:06:50,380
میراکلسش رو پس بگیرم. حالا یه دارنده‌ی
میراکلس پروانه داریم،

108
00:06:50,640 --> 00:06:55,460
یه هاک‌ماث جدید که از همیشه خطرناک‌تره.
حتی به من و خانواده‌ام هم حمله کردن.

109
00:06:55,460 --> 00:06:59,720
تا حالا پدر و مادرم رو این‌قدر ترسیده
ندیده بودم. منم می‌ترسم، علیا.

110
00:07:00,000 --> 00:07:03,580
باید جلوشون رو بگیریم، قبل از اینکه
دیگه نتونم ادامه بدم.

111
00:07:03,880 --> 00:07:07,080
اما هیچ سرنخی ازشون نداریم. هیچ‌چیزی
درباره‌ی دارنده‌ی جدید میراکلس

112
00:07:07,080 --> 00:07:10,960
پروانه نمی‌دونیم. اینکه مرده یا زن،
یا اسمش چیه.

113
00:07:16,970 --> 00:07:20,810
یه فکری به ذهنم رسیده، اما خیلی
خطرناکه و نمی‌دونم دلت می‌خواد

114
00:07:20,810 --> 00:07:24,430
درباره‌ش بشنوی یا نه. اگه می‌تونه
به نجات پاریس کمک کنه، معلومه که می‌خوام بدونم.

115
00:07:26,310 --> 00:07:27,310
نقشه اینه.

116
00:07:27,510 --> 00:07:30,450
باید دو تا توهم از مرینت بسازی.

117
00:07:34,530 --> 00:07:37,770
مرینت خیلی زحمت کشیده تا خاطرات
خوبی از پدرم داشته باشم.

118
00:07:37,850 --> 00:07:40,310
این رفتارش بهش نمیاد. تو چی فکر می‌کنی؟

119
00:07:40,650 --> 00:07:41,650
اوه، من...

120
00:07:41,840 --> 00:07:44,960
باید اعتراف کنم با مرینت موافقم.
به نظر من موزه‌ی پنیر

121
00:07:44,960 --> 00:07:46,840
خیلی جالب‌تر می‌شد.

122
00:07:51,720 --> 00:07:54,060
لیدی‌باگ به کمکم نیاز داره. موزه‌ی پنیر
بمونه برای بعد.

123
00:07:54,280 --> 00:07:55,280
پلاگ، مواظب باش!

124
00:07:59,480 --> 00:08:00,900
اِ، سلام؟

125
00:08:01,680 --> 00:08:04,120
لیدی‌باگ، چرا اینجاییم؟ همه‌ش بخشی
از نقشه‌ست.

126
00:08:05,240 --> 00:08:08,260
دوپن‌چنگ قبول کرده کمکمون کنه
دارنده‌ی جدید میراکلس پروانه رو

127
00:08:08,260 --> 00:08:09,260
دستگیر کنیم. هان؟

128
00:08:09,400 --> 00:08:10,400
چرا اون؟

129
00:08:10,480 --> 00:08:14,380
چون دیگه طاقتم تموم شده. دارنده‌ی جدید
کل خانواده‌م، از جمله خودم رو آکومازده کرد.

130
00:08:14,380 --> 00:08:16,180
برای همین خواستم کمکتون کنم.

131
00:08:16,680 --> 00:08:18,920
چشمام دوتا می‌بینه؟

132
00:08:19,140 --> 00:08:21,820
آره. عروسکی که به استقبالت اومد
یه توهمه.

133
00:08:22,180 --> 00:08:23,180
و من واقعی‌ام.

134
00:08:23,960 --> 00:08:26,320
مواظب باش. اگه به توهم دست بزنی،
ناپدید می‌شه.

135
00:08:26,560 --> 00:08:28,820
می‌دونم، بانوی من. فقط خیلی
واقعی به نظر می‌رسه.

136
00:08:29,820 --> 00:08:31,380
خب، بقیه‌ی نقشه چیه؟

137
00:08:31,620 --> 00:08:34,340
می‌خوایم توجه شاه‌پروانه‌ی جدید رو
جلب کنیم تا اون‌ها رو آکومازده کنه.

138
00:08:34,270 --> 00:08:35,890
توهم مارینت رو آکومازده کنه.

139
00:08:36,169 --> 00:08:39,710
از کی می‌شه یه توهم رو آکومازده کرد؟
حتی اگه بشه،

140
00:08:39,789 --> 00:08:42,190
کافیه یکی به توهم دست بزنه تا
ناپدید بشه.

141
00:08:42,490 --> 00:08:46,790
شاید هم نه، خروس نیرومند. و دقیقاً
اینجاست که تو به کار میای. باید

142
00:08:46,790 --> 00:08:50,490
به خودت یه ابرقدرت بدی که
لمس توهم رو ممکن کنه

143
00:08:50,490 --> 00:08:53,030
بی‌اینکه ناپدید بشه. فکر می‌کنی
از پسش برمیای؟

144
00:08:53,510 --> 00:08:57,470
در تئوری، می‌تونم هر قدرتی
که بخوام به خودم بدم، ولی باید دقیقاً

145
00:08:57,470 --> 00:08:58,550
تصور کنم چطور کار می‌کنه.

146
00:08:58,810 --> 00:08:59,810
به قدرت تخیلت اعتماد دارم.

147
00:09:00,610 --> 00:09:01,990
مثلاً...

148
00:09:02,360 --> 00:09:04,100
خب، فکر کنم فهمیدم.

149
00:09:05,240 --> 00:09:06,240
تصعید.

150
00:09:06,620 --> 00:09:09,920
به خودم قدرتی می‌دم که از توهم
مارینت با یه لایه

151
00:09:09,920 --> 00:09:13,280
هوا محافظت کنم. این‌طوری، هر وقت
کسی بخواد به توهم دست بزنه،

152
00:09:13,280 --> 00:09:15,900
در واقع فقط به لایه‌ی هوا دست می‌زنه،
پس اون ناپدید نمی‌شه.

153
00:09:26,420 --> 00:09:27,980
کار کرد.

154
00:09:28,280 --> 00:09:31,720
آفرین. حالا باید توهم مارینت
تجربه‌ای داشته باشه... و یه

155
00:09:31,720 --> 00:09:35,660
احساس قوی به اندازه‌ی کافی تا شاه‌پروانه‌ی
جدید آکومازده‌اش کنه. مطمئن می‌شم

156
00:09:35,660 --> 00:09:36,399
که این اتفاق بیفته.

157
00:09:36,400 --> 00:09:38,520
در این حین، مارینت واقعی اینجا
پنهان می‌شه.

158
00:09:38,880 --> 00:09:40,240
مطمئنی حالت خوب می‌مونه؟

159
00:09:40,500 --> 00:09:43,200
می‌خوای کسی پیشت بمونه؟
نه، لازم نیست، ممنون.

160
00:09:43,640 --> 00:09:48,120
من هم وانمود می‌کنم که توهم آکومازده
شکستم داده و، اِ...

161
00:09:48,120 --> 00:09:51,120
کت نوار، هنوز با مایی؟ آره، اینجام،
بانوی من.

162
00:09:51,380 --> 00:09:55,680
پس وقتی توهم آکومازده من رو شکست داد،
می‌ذارم معجزه‌ام رو بگیره.

163
00:09:55,680 --> 00:09:56,680
معجزه‌ام رو.

164
00:09:56,940 --> 00:09:59,840
ولی، اِ، منظورت یه معجزه‌ی قلابیه،
درسته، بانوی من؟

165
00:10:00,569 --> 00:10:04,870
نه، منظورم واقعیه. وگرنه،
شرور حرفمون رو باور نمی‌کنه.

166
00:10:05,430 --> 00:10:06,450
میو میو، هشدار گربه‌ای.

167
00:10:06,670 --> 00:10:08,130
این یه‌کم خطرناک نیست؟

168
00:10:08,590 --> 00:10:11,490
دوباره تغییرشکل می‌دی و همه
هویت مخفیت رو می‌فهمن.

169
00:10:11,770 --> 00:10:13,490
نگران نباش. همه‌چیز رو
در نظر گرفتیم.

170
00:10:15,970 --> 00:10:19,830
حالا که توپم به گوشواره‌های لیدی‌باگ
خورده، می‌تونم هر وقت لازم شد

171
00:10:19,830 --> 00:10:23,350
پسشون بگیرم. وقتی توهم آکومازده‌ی
مارینت گوشواره‌های لیدی‌باگ رو بگیره،

172
00:10:23,350 --> 00:10:26,910
شاه‌پروانه‌ی جدید بهش دستور می‌ده
که گوشواره‌ها رو براش بیاره.

173
00:10:27,310 --> 00:10:29,530
اون‌وقت ریوکو و پولی‌ماوس وارد عمل می‌شن.

174
00:10:30,050 --> 00:10:33,610
توهم آکومازده‌ی مارینت، پولی‌ماوس و
ریوکو رو مستقیم به

175
00:10:33,610 --> 00:10:36,510
شرور پروانه‌ای می‌رسونه. وقتی
مخفیگاهش رو پیدا کردن، نشونیش رو

176
00:10:36,510 --> 00:10:37,710
به ما می‌دن.

177
00:10:37,930 --> 00:10:42,750
و در آخر، بقیه‌ی میراکولرها با درگاه
پگاسوس میان تا شرور رو

178
00:10:42,750 --> 00:10:43,970
دستگیر کنن. همین!

179
00:10:44,310 --> 00:10:47,730
به نظر نقشه‌ی بی‌نقصیه، بانوی من.
اما یه نکته‌ی کوچولو رو جا انداختی.

180
00:10:48,030 --> 00:10:49,230
با بچه‌گربه‌ی محبوبت چی کار می‌کنی؟

181
00:10:49,670 --> 00:10:53,430
تو، پیشی‌جان، وانمود می‌کنی با
توهم آکومازده‌ی مارینت می‌جنگی. البته

182
00:10:53,430 --> 00:10:56,670
نمی‌ذاریم معجزه‌ات رو بگیره.
این خیلی خطرناکه.

183
00:10:57,070 --> 00:10:59,230
فهمیدم. روی من حساب کن، باگابو.

184
00:10:59,880 --> 00:11:01,340
سؤالی هست؟ آماده‌ایم.

185
00:11:01,620 --> 00:11:05,720
پس شروع کنیم. اما اول، پیش از اینکه
عمداً قربانی شرور آکومازده بشم،

186
00:11:05,720 --> 00:11:06,960
طلسم خوش‌شانسی.

187
00:11:07,780 --> 00:11:09,600
جاسوییچیِ کرم ابریشم؟

188
00:11:10,060 --> 00:11:13,400
خب، چرا که نه؟ پیش خودت نگهش دار،
محض احتیاط.

189
00:11:17,080 --> 00:11:21,960
آلی چطور تونست بعد از این همه مدت
بهم دروغ بگه؟ فکر می‌کردم بهترین دوستاییم.

190
00:11:22,220 --> 00:11:23,520
اما بهم خیانت کرد.

191
00:11:26,580 --> 00:11:27,580
عجب.

192
00:11:28,120 --> 00:11:33,040
مارینت دوپن. و شِین، به نظر خیلی
ناراحتی، اما نگران نباش. من

193
00:11:33,040 --> 00:11:34,040
آرومت می‌کنم.

194
00:11:42,160 --> 00:11:47,080
ببخشید که مزاحم شدم، اما اندوه زیادی
از یک دوستیِ

195
00:11:47,080 --> 00:11:48,080
ازهم‌پاشیده حس کردم.

196
00:11:48,280 --> 00:11:52,780
تنها کسی که فکر می‌کردم هیچ‌وقت
آزارم نمی‌ده، شما بودید.

197
00:11:53,120 --> 00:11:54,300
آه، کاملاً درکت می‌کنم.

198
00:11:54,660 --> 00:11:58,020
هیچ‌چیزی بدتر از دوستی نیست که
توی چشمت نگاه کنه و دروغ بگه. می‌دونی

199
00:11:58,020 --> 00:11:58,879
چه چیزی سزاوارشه؟

200
00:11:58,880 --> 00:12:01,120
اینکه بتونی بهش درسی بدی.

201
00:12:01,320 --> 00:12:05,800
کاش سنگدلیِ قلب یخ‌زده‌اش
روی صورتش نمایان بشه.

202
00:12:06,100 --> 00:12:10,120
اگه قبول کنی، می‌تونم این قدرت رو
بهت بدم. چی صدات کنم؟

203
00:12:12,380 --> 00:12:13,380
و تو؟

204
00:12:21,070 --> 00:12:22,070
چی صدات کنم؟

205
00:12:22,330 --> 00:12:25,130
مهم نیست. من فقط دوستی‌ام که
خیرت رو می‌خواد.

206
00:12:28,210 --> 00:12:29,790
اشکالی نداره. ادامه بده.

207
00:12:32,450 --> 00:12:33,490
آلیا، اونجا رو ببین!

208
00:12:33,790 --> 00:12:34,910
پیدات می‌کنم!

209
00:12:36,270 --> 00:12:38,370
آلیا، خودت رو نشون بده، خائن!

210
00:12:38,630 --> 00:12:43,110
فکر کردی نمی‌فهمم؟ هیچ‌وقت فکر
نمی‌کردم بهترین دوستم

211
00:12:43,110 --> 00:12:44,330
به من دروغ بگه.

212
00:12:52,080 --> 00:12:53,460
خیانتش خیلی بزرگه.

213
00:12:53,740 --> 00:12:56,580
شاید اشتباه می‌کنی.
اشتباه نمی‌کنم.

214
00:13:03,360 --> 00:13:07,600
سعی نکن جلوی من رو بگیری. دوست‌های
قلابی فقط یه سزا دارن: تنبیه شدن.

215
00:13:17,760 --> 00:13:19,560
باورم کن، هر چی داری همون‌جاست.

216
00:13:19,820 --> 00:13:20,820
هر جا که هستی.

217
00:13:24,270 --> 00:13:26,130
شرط می‌بندم خونه‌ی دوست‌پسرش
قایم شده.

218
00:13:26,490 --> 00:13:27,490
نینو!

219
00:13:29,230 --> 00:13:32,490
با بستن راهم، شما همدست‌های
اون دروغ‌گو می‌شید!

220
00:13:32,750 --> 00:13:33,930
آروم باش، نمسیس.

221
00:13:34,130 --> 00:13:37,050
شاید آلیا دلیل موجهی داشته
که اون کار رو کرده.

222
00:13:37,350 --> 00:13:39,290
هیچ‌وقت دلیل موجهی برای دروغ گفتن نیست.

223
00:14:16,340 --> 00:14:17,219
اشکالی نداره.

224
00:14:17,220 --> 00:14:21,760
روی لیدی‌باگ تمرکز کن. لیدی‌باگ بیچاره.
دوست‌هات هم تنهات گذاشتن.

225
00:14:21,940 --> 00:14:23,380
نه، فقط با...

226
00:14:45,480 --> 00:14:48,740
معجزه‌اش رو بگیر، نمسیس، همین حالا!
عجله کن، قبل از اینکه مثل اون یکی

227
00:14:48,740 --> 00:14:49,740
پسش بگیرن.

228
00:14:56,340 --> 00:15:01,220
عالیه. حالا که معجزه‌ی لیدی‌باگ رو
گرفتی، نمسیس، بیارش پیش من

229
00:15:01,220 --> 00:15:05,360
به فواره‌ی تروکادرو. البته اگه می‌خوای
بیشتر کمکت کنم که از

230
00:15:05,360 --> 00:15:07,340
بهترین دوست سابقت انتقام بگیری.

231
00:15:07,740 --> 00:15:08,860
بیشتر از همیشه.

232
00:15:09,320 --> 00:15:10,239
پس برو.

233
00:15:10,240 --> 00:15:12,900
نمسیس داره می‌ره سمت فواره‌ی تروکادرو.
گرفتم.

234
00:15:20,880 --> 00:15:24,480
متأسفم که من و تو همدیگه رو نمی‌بینیم.
معجزه رو بنداز توی سوراخِ

235
00:15:24,480 --> 00:15:25,480
فواره.

236
00:15:31,000 --> 00:15:32,420
عالی بود، نمسیس.

237
00:15:32,620 --> 00:15:35,300
حالا روی گرفتن معجزه‌ی کت نوار
تمرکز کن.

238
00:15:35,580 --> 00:15:37,200
پاداش شایسته‌ای می‌گیری.

239
00:15:39,400 --> 00:15:42,560
در موقعیتم، رینا. صاحب معجزه‌ی
پروانه باید به‌زودی

240
00:15:42,560 --> 00:15:43,560
اینجا باشه.

241
00:15:43,860 --> 00:15:45,480
یه بچه می‌بینم.

242
00:15:45,980 --> 00:15:47,320
نمی‌تونه خودش باشه.

243
00:15:47,680 --> 00:15:48,680
به‌زودی می‌فهمیم.

244
00:16:02,280 --> 00:16:03,280
هر جا رفت، دنبالش برو.

245
00:16:17,400 --> 00:16:18,560
بسته‌بندی رو جا گذاشت.

246
00:16:18,780 --> 00:16:20,780
اگه دنبال اون بچه برم، معجزه‌آسا رو
گم می‌کنم.

247
00:16:21,160 --> 00:16:22,580
حق با توئه. زیادی خطرناکه.

248
00:16:22,820 --> 00:16:23,820
حواست به گوشواره باشه.

249
00:16:30,380 --> 00:16:31,680
یه آتش‌نشان تو دیدمه.

250
00:16:32,140 --> 00:16:33,140
بسته‌بندی رو برداشته.

251
00:16:33,540 --> 00:16:34,540
از دستش نده.

252
00:16:37,600 --> 00:16:38,600
گیرش انداختم.

253
00:16:38,960 --> 00:16:40,580
نگران نباش. از اینجا به بعد با ما.

254
00:16:46,180 --> 00:16:50,360
اوه، مطمئنم خوشت میاد.

255
00:17:06,560 --> 00:17:10,800
نمسیس. باید مطمئن بشم که معجزه‌آسا
واقعیه. سنگ‌زدایی از لیدی‌باگ

256
00:17:10,800 --> 00:17:11,940
به فرمان تو.

257
00:17:20,800 --> 00:17:24,980
معجزه‌آسای واقعیه.

258
00:17:28,079 --> 00:17:30,940
موقعیتش رو پیدا کردیم.

259
00:17:31,280 --> 00:17:32,280
گرفتم.

260
00:17:41,350 --> 00:17:42,350
آفرین.

261
00:17:42,710 --> 00:17:43,750
معجزه‌آسا، حمله!

262
00:17:44,490 --> 00:17:46,830
نه، نه، نه، نه! برو تو!

263
00:17:47,170 --> 00:17:48,330
از اون طرف رفت!

264
00:17:49,730 --> 00:17:50,730
تیکی،

265
00:17:54,350 --> 00:17:55,350
جعبه شو!

266
00:17:55,670 --> 00:17:56,750
باید حرف بزنیم.

267
00:17:57,050 --> 00:17:58,310
حرفم رو زدم.

268
00:17:58,530 --> 00:17:59,750
آماده‌ایم، پگاسوس.

269
00:18:02,550 --> 00:18:03,550
از هم جدا بشیم.

270
00:18:19,790 --> 00:18:22,810
همین‌جا بود، ولی بعد از چشمم دور شد.
عجله کن، تو برو راست،

271
00:18:22,870 --> 00:18:23,870
من می‌رم چپ.

272
00:18:33,770 --> 00:18:34,130
ما

273
00:18:34,130 --> 00:18:42,890
گمش

274
00:18:42,890 --> 00:18:43,890
کردیم.

275
00:18:44,130 --> 00:18:45,130
من کسی رو ندیدم.

276
00:18:45,530 --> 00:18:46,530
منم همین‌طور.

277
00:18:46,990 --> 00:18:47,990
محاله.

278
00:18:48,050 --> 00:18:49,110
چطور فرار کرد؟

279
00:18:49,919 --> 00:18:51,140
توهم رو متوقف کنم؟

280
00:18:51,700 --> 00:18:53,680
آره. دیگه به دردمون نمی‌خوره.

281
00:18:54,140 --> 00:18:57,260
صبر کن. وانمود کنیم واقعاً شکستش دادیم
تا کسی شک نکنه.

282
00:18:58,120 --> 00:19:00,160
کت نوار، کجا قایم شدی؟

283
00:19:02,120 --> 00:19:04,640
نمسیس، گوش کن. بهترین دوست‌ها هم
اشتباه می‌کنن.

284
00:19:04,900 --> 00:19:06,360
اما دوست واقعی تا آخر عمر کنارته.

285
00:19:06,680 --> 00:19:10,440
اگه نمی‌خوای از دستش بدی، باید
بتونی توی وجود خودت

286
00:19:10,440 --> 00:19:12,600
ببخشیش. می‌دونم از پسش برمیای.

287
00:19:13,380 --> 00:19:17,320
حق با توئه، لیدی‌باگ. می‌خوام این کار رو
بکنم. می‌خوام ببخشمش.

288
00:19:38,040 --> 00:19:39,220
معجزه‌آسای لیدی‌باگ!

289
00:19:47,180 --> 00:19:48,560
همه‌چی روبه‌راهه، روستر‌بولت.

290
00:19:50,140 --> 00:19:51,140
فکریشن!

291
00:19:53,780 --> 00:19:54,780
واقعیت.

292
00:19:57,900 --> 00:19:58,900
بریم سراغ کارمون.

293
00:20:00,260 --> 00:20:03,640
قبل‌تر درست می‌گفتم، نه؟ گابریل
مونارک بود.

294
00:20:03,920 --> 00:20:05,360
هیچ‌وقت بهت دروغ نگفتم.

295
00:20:05,879 --> 00:20:09,440
از نظر فنی، نگفتی. فقط حقیقت رو ازم
پنهون کردی و بازی‌ام دادی تا

296
00:20:09,440 --> 00:20:12,420
مجبور نشی به سؤال‌هام جواب بدی. وای،
ممنون مارینت. پس

297
00:20:12,420 --> 00:20:14,040
این یعنی بهترین دوست بودن؟

298
00:20:14,280 --> 00:20:16,640
نمی‌خواستم با همه‌ی راز‌هام بارت رو
سنگین کنم.

299
00:20:17,020 --> 00:20:21,320
فقط من نیستم. هر روز به آدرین هم دروغ
می‌گی. اگه حقیقت رو بهش بگم،

300
00:20:21,460 --> 00:20:22,780
دلش می‌شکنه.

301
00:20:23,060 --> 00:20:25,240
حق نداری به‌جای بقیه تصمیم بگیری
چی براشون خوبه.

302
00:20:25,800 --> 00:20:30,940
خیلی متأسفم. نمی‌دونم چطور باید
این کار رو بکنم. من... دیگه گیر افتادم.

303
00:20:34,280 --> 00:20:35,720
من حقیقت رو به آدرین نمی‌گم.

304
00:20:36,960 --> 00:20:38,180
خودت باید این کار رو بکنی.

305
00:20:39,540 --> 00:20:41,880
ولی انتظار نداشته باش توی بازی دروغت
همراهی‌ات کنم.

306
00:20:43,700 --> 00:20:45,040
من هنوز بدل توام.

307
00:20:46,480 --> 00:20:50,540
اما اگه می‌خوای بهترین دوستم بمونی،
دیگه هیچ‌وقت بهم دروغ نگو.

308
00:21:06,000 --> 00:21:08,720
هنوز هیچ‌چیزی درباره‌ی صاحب
معجزه‌آسای پروانه نمی‌دونیم.

309
00:21:09,260 --> 00:21:10,540
اون خانم باردار چی؟

310
00:21:10,820 --> 00:21:12,020
قدرت فوق‌العاده‌ای نداشت.

311
00:21:12,220 --> 00:21:13,600
جز اینکه از دستمون فرار کرد.

312
00:21:13,880 --> 00:21:16,540
کینگ مانکی، وقتی دیدیش چیز خاصی
توجهت رو جلب نکرد؟

313
00:21:16,740 --> 00:21:17,740
من ندیدمش.

314
00:21:18,060 --> 00:21:21,120
چرا، دیدیش. خودت بهم گفتی. من چیزی بهت
نگفتم.

315
00:21:21,600 --> 00:21:23,980
مگه وقتی توی نگارخونه به هم برخوردیم،
نگفتی؟

316
00:21:24,260 --> 00:21:27,280
منظورت چیه؟ تا وقتی اتفاقی سر از یه جا
درنیاوردیم، ندیدمت.

317
00:21:27,720 --> 00:21:32,420
ولی دیدی. به هم برخوردیم. نه، نکردیم.
قول می‌دم دروغ نمی‌گم،

318
00:21:32,500 --> 00:21:38,920
لیدی‌باگ. اما اگه کسی که توی نگارخونه
دیدم تو نبودی... معلومه!

319
00:21:39,260 --> 00:21:40,260
کلید ماجرا همینه!

320
00:21:40,420 --> 00:21:45,060
کرم ابریشم به پروانه تبدیل می‌شه!
و شرور جدیدِ پروانه!

321
00:21:45,420 --> 00:21:46,420
اون بچه؟

322
00:21:46,480 --> 00:21:47,459
آتش‌نشان؟

323
00:21:47,460 --> 00:21:48,640
خانم باردار؟

324
00:21:48,880 --> 00:21:49,859
میمون؟

325
00:21:49,860 --> 00:21:53,040
صاحب جدید معجزه‌آسای پروانه می‌تونه
ظاهر هر کسی رو که بخواد

326
00:21:53,040 --> 00:21:54,040
به خودش بگیره!

327
00:21:54,360 --> 00:21:57,300
حتی یکی از ما رو! اما چطور این کار رو
می‌کنه؟

328
00:21:57,820 --> 00:21:58,820
نمی‌دونم.

329
00:21:59,060 --> 00:22:01,320
اما حالا یه برگ برنده در برابرشون داریم.

330
00:22:01,720 --> 00:22:04,220
و باید یه دستورالعمل محرمانه‌ی جدید
طراحی کنیم.

331
00:22:15,940 --> 00:22:19,300
چیزی که قبل‌تر درباره‌ی پدرم گفتی،
چرا زودتر چیزی نگفتی،

332
00:22:19,300 --> 00:22:23,020
مارینت؟ چرا قبول کردی پرتره‌ش رو بکشی
اگه نمی‌خواستی؟

333
00:22:23,160 --> 00:22:25,520
می‌خواستم امتحان کنم. واقعاً می‌خواستم.

334
00:22:25,860 --> 00:22:27,960
می‌دونی، می‌فهمم چرا از پدرم عصبانی‌ای.

335
00:22:28,300 --> 00:22:30,820
اما باید بتونی درباره‌ش با من حرف بزنی.

336
00:22:31,120 --> 00:22:34,360
خیلی می‌ترسم ناراحتت کنم. نمی‌کنی.
حالم خوبه.

337
00:22:34,600 --> 00:22:36,480
و تا حد زیادی به لطف توئه.

338
00:22:36,780 --> 00:22:38,220
دوستت دارم، می‌دونی.

339
00:22:43,160 --> 00:22:50,160
خوشحالم که این‌قدر صمیمی با هم حرف
زدیم. فکر می‌کنم همین باعث می‌شه

340
00:22:50,160 --> 00:22:51,360
رابطه‌مون این‌قدر قشنگ باشه.

341
00:22:51,560 --> 00:22:53,920
می‌تونیم کاملاً با هم روراست باشیم.

342
00:22:57,060 --> 00:22:58,060
همین حالا داری می‌ری؟

343
00:22:58,420 --> 00:23:00,640
آره. یه کاری هست که باید انجام بدم.

344
00:23:05,080 --> 00:23:06,360
دوستت دارم، آدرین.

345
00:23:18,720 --> 00:23:21,800
دیگه نمی‌تونم این کار رو ادامه بدم، تیکی.

346
00:23:22,000 --> 00:23:23,680
درباره‌ی چی حرف می‌زنی، مارینت؟

347
00:23:23,960 --> 00:23:27,400
الی حق داره. نمی‌تونم با آدرین باشم و
همچنان بهش دروغ بگم.

348
00:23:27,870 --> 00:23:30,450
حقیقت رو هم نمی‌تونم بهش بگم. انتخابی
ندارم.
