1
00:00:00,000 --> 00:01:30,000
<font color="#ff6b81">✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦</font>
<font color="#ff6b81">➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹</font>
<font color="#a3c1e0">✧ ترجمه: Khorshid ✧ moony ✧ naz ✧ Fatemeh ✧ narges ✧ Vanilla ✧ Sama ✧ ANNA ✧</font>

2
00:01:30,340 --> 00:01:33,578
<font color="#C19372">⋆.˚⭒⋆𓂃 برخلاف جریان 𓂃⋆.˚⭒⋆</font>

3
00:01:33,579 --> 00:01:35,000
<font color="#C19372">[برگرفته از رمان هه یان شان، سرنوشت عطر ارکیده]</font>

4
00:01:35,180 --> 00:01:36,920
<font color="#C19372">『قسمت 40』</font>
<font color="#C19372">[این سریال با هیچ سلسله‌ی تاریخی واقعی]</font>

5
00:01:36,930 --> 00:01:38,200
<font color="#C19372">[مطابقت ندارد]</font>

6
00:01:38,210 --> 00:01:41,160
<font color="#C19372">[سیستم‌ها، فرهنگ، پوشش و سایر عناصر دودمانی اقتباس شده]</font>

7
00:01:44,319 --> 00:01:44,799
یه جیرجیرک؟

8
00:01:44,799 --> 00:01:45,640
همین؟

9
00:01:45,879 --> 00:01:48,519
بانوی بزرگ سوم خاندان لین

10
00:01:48,599 --> 00:01:50,560
به بانوی جوان چهارم یه جیرجیرک داده

11
00:01:50,719 --> 00:01:51,840
وقتی این خبر بپیچه

12
00:01:52,040 --> 00:01:54,439
توی شهر جین‌ لینگ نقل محافل می‌شه

13
00:01:54,439 --> 00:01:55,079
دقیقا

14
00:01:55,080 --> 00:01:56,184
این که نشد هدیه‌ی درست‌وحسابی

15
00:01:58,760 --> 00:02:00,120
بهت گفتم یه هدیه‌ برای جهاز آماده کن

16
00:02:00,319 --> 00:02:02,079
اون‌ وقت برام جیرجیرک آوردی؟

17
00:02:03,079 --> 00:02:03,840
چه خبره؟

18
00:02:04,840 --> 00:02:06,640
این یه جیرجیرک معمولی نیست

19
00:02:06,640 --> 00:02:07,879
یه پادشاه ما توئه

20
00:02:07,920 --> 00:02:08,800
اگه بفروشیمش

21
00:02:08,800 --> 00:02:10,800
دست‌کم شصت طلا می‌ارزه

22
00:02:12,479 --> 00:02:13,159
!چه حرف‌های بیخودی

23
00:02:13,159 --> 00:02:14,240
خیلی خب

24
00:02:14,360 --> 00:02:14,919
کافیه

25
00:02:15,960 --> 00:02:18,199
امروز روز شادی شیو شوئه

26
00:02:18,439 --> 00:02:19,520
شما دوتا دیگه حرفی نزنین

27
00:02:19,520 --> 00:02:20,639
چیزی نگین

28
00:02:20,639 --> 00:02:21,400
!برو بفروشش

29
00:02:21,479 --> 00:02:22,240
!برو بفروشش

30
00:02:22,360 --> 00:02:24,439
چی شد که با همچین مرد بی‌عرضه‌ای ازدواج کردم؟

31
00:02:24,639 --> 00:02:26,120
!شصت‌تا طلام رو‌ بهم پس بده

32
00:02:26,130 --> 00:02:27,560
!مقامت رو از دست دادی -
اشکالی نداره -

33
00:02:27,560 --> 00:02:28,460
!تازه دیگه هیچ پولی هم نداریم

34
00:02:28,470 --> 00:02:29,879
غیر از اینکه آبروی منو ببری

35
00:02:30,080 --> 00:02:31,599
چه کار دیگه‌ای ازت برمیاد؟

36
00:02:32,280 --> 00:02:33,280
!پسرم

37
00:02:34,008 --> 00:02:36,630
آدم‌های زیادی اینجان -
همه‌اش تقصیر پدر بی‌عرضه‌اته -

38
00:02:36,639 --> 00:02:37,159
!ولم کن

39
00:02:37,159 --> 00:02:40,159
خاندان لین می‌گه ارباب جوان لین

40
00:02:40,240 --> 00:02:41,879
برای ادای احترام به خانواده استعفا داده و برگشته

41
00:02:42,080 --> 00:02:43,479
کی همچین حماقتی می‌کنه؟

42
00:02:43,560 --> 00:02:45,280
مقام بالایی رو توی پایتخت ول کنه

43
00:02:45,280 --> 00:02:46,439
و توی خونه بیکار بشینه؟

44
00:02:46,840 --> 00:02:48,319
حتما لطف عالیجناب رو از دست داده

45
00:02:48,319 --> 00:02:49,919
و با خفت برگشته

46
00:02:50,120 --> 00:02:51,360
و این ارباب جوان سوم لین

47
00:02:51,680 --> 00:02:53,120
از اولش عرضه‌ی چندانی نداشت

48
00:02:53,280 --> 00:02:54,639
همین که پشتوانه‌اش از قدرت افتاد

49
00:02:54,639 --> 00:02:56,039
همکارهاش طردش کردن

50
00:02:56,159 --> 00:02:57,240
و مقامش رو از دست داد

51
00:02:58,120 --> 00:02:59,960
مگه خاندان لین هنوز

52
00:02:59,960 --> 00:03:01,304
مرزبان یونگ چانگ رو به عنوان دامادشون ندارن؟

53
00:03:02,159 --> 00:03:03,520
خودت نگاه کن

54
00:03:03,759 --> 00:03:05,400
بانوی جوان سوم با اون همه دختر

55
00:03:05,800 --> 00:03:08,080
که دور و برشه خودش گرفتاره

56
00:03:08,439 --> 00:03:10,120
چه برسه به اینکه به خانواده‌ی خودش کمک کنه

57
00:03:10,319 --> 00:03:11,240
جای تعجبی نداره

58
00:03:12,439 --> 00:03:13,199
شنیدم

59
00:03:14,312 --> 00:03:15,630
یه زمانی صحبت ازدواجش

60
00:03:15,639 --> 00:03:18,120
با نوه‌ی فرماندار شیانگ‌ گو مطرح بوده

61
00:03:18,520 --> 00:03:20,039
قرار بوده عروس خاندان فرماندار بشه

62
00:03:20,719 --> 00:03:22,280
اما یهو همه‌ چیز به هم خورده

63
00:03:22,360 --> 00:03:23,520
پس

64
00:03:23,719 --> 00:03:25,800
گریه‌ی بانوی جوان سوم خاندان لین

65
00:03:25,960 --> 00:03:27,319
الان بی‌دلیل هم نیست

66
00:03:28,439 --> 00:03:29,800
چی گفتی؟

67
00:03:30,680 --> 00:03:31,800
من چی؟

68
00:03:32,000 --> 00:03:32,919
تو چی؟

69
00:03:33,240 --> 00:03:34,719
!زود باش، دوباره بگو

70
00:03:34,800 --> 00:03:35,840
دلت دعوا می‌خواد؟

71
00:03:35,840 --> 00:03:37,360
اگه بزنمت که چی؟

72
00:03:37,520 --> 00:03:38,719
!مادر، ولم کن

73
00:03:39,199 --> 00:03:40,000
!دوباره بگو

74
00:03:40,010 --> 00:03:40,890
!زود باش، دوباره بگو

75
00:03:40,900 --> 00:03:41,719
!بگو

76
00:03:41,759 --> 00:03:42,319
آره گفتم

77
00:03:42,319 --> 00:03:43,280
می‌خوای چیکار کنی؟

78
00:03:43,479 --> 00:03:44,319
حرف نزن

79
00:03:44,719 --> 00:03:45,240
دیگه چیزی نگو

80
00:03:45,319 --> 00:03:46,319
دلت دعوا می‌خواد؟

81
00:03:46,319 --> 00:03:47,800
اگه بزنمت چی؟

82
00:03:47,879 --> 00:03:49,080
!مادر، ولم کن

83
00:03:49,639 --> 00:03:50,520
!دوباره بگو

84
00:03:50,520 --> 00:03:52,199
!زود باش، دوباره بگو! بگو

85
00:03:52,879 --> 00:03:53,719
!ادامه بده

86
00:03:53,719 --> 00:03:54,680
!دختره‌ی نمک‌نشناس

87
00:03:54,680 --> 00:03:56,159
روزگاری موجودی از دل علفزار بودم

88
00:03:56,760 --> 00:03:58,328
حالا به تالار بزرگ راه پیدا کردم

89
00:03:59,240 --> 00:04:02,199
لطف ارباب خردمندم رو هرگز فراموش نمی‌کنم

90
00:04:02,879 --> 00:04:05,840
درون کوزه سیر و سیرابم، و هوشیار می‌مانم

91
00:04:06,280 --> 00:04:09,680
دلیرانه در میدان نبرد، از پس نیرومندها برمیام

92
00:04:10,479 --> 00:04:12,599
عالیجناب به جیرجیرک‌ها علاقه‌ی زیادی دارن

93
00:04:13,080 --> 00:04:16,079
یکی از خواجه‌های قصر، به دستور عالیجناب

94
00:04:16,319 --> 00:04:19,079
این شعر رو مخصوص جیرجیرک‌ها سروده

95
00:04:19,120 --> 00:04:22,839
و از زبان اون‌ها آرزوهای بلند رو بیان کرده

96
00:04:24,240 --> 00:04:26,079
عجیب نیست که همچین شعر زیباییه

97
00:04:26,399 --> 00:04:28,519
پس از قصر اومده

98
00:04:29,839 --> 00:04:32,079
شعر خوبیه

99
00:04:32,160 --> 00:04:33,759
واقعا شعر خوبیه

100
00:04:33,759 --> 00:04:36,600
حالا که برادر سوم بهم یه جیرجیرک هدیه داده

101
00:04:36,759 --> 00:04:39,319
حتما می‌خواد ارباب سوم یانگ رو تشویق کنه

102
00:04:39,519 --> 00:04:42,439
که مثل این جیرجیرک قدر لطف سلطنتی رو بدونه

103
00:04:42,440 --> 00:04:43,870
و همیشه برای پیشرفت خودش تلاش کنه

104
00:04:44,160 --> 00:04:45,040
با این هدیه

105
00:04:45,600 --> 00:04:47,319
بیاین همه با هم برای پیشرفت تلاش کنیم

106
00:04:47,639 --> 00:04:48,439
آره

107
00:04:48,439 --> 00:04:50,519
همه با هم -
همه با هم -

108
00:04:50,519 --> 00:04:52,319
با همدیگه 

109
00:04:59,879 --> 00:05:02,079
خاندان چنگ از خاندان‌های اهل علم و دانشه

110
00:05:02,439 --> 00:05:04,079
و فنگ شیان، تو هم خیلی اهل ادبی

111
00:05:04,120 --> 00:05:05,720
حتما این شعر رو شنیدی، درسته؟

112
00:05:07,879 --> 00:05:09,879
بله، شنیدم

113
00:05:10,279 --> 00:05:11,279
شعر خوبیه

114
00:05:13,680 --> 00:05:14,839
یه چیز دیگه

115
00:05:15,319 --> 00:05:16,839
عالیجناب خواجه‌های دربار رو فرستادن

116
00:05:17,000 --> 00:05:18,920
تا از بین مردم جیرجیرک جمع کنن

117
00:05:19,160 --> 00:05:20,720
هر جیرجیرکی که برای پیشکش انتخاب بشه 

118
00:05:20,959 --> 00:05:23,279
صد قطعه طلا و یه مقام رسمی نصیبش می‌شه

119
00:05:23,959 --> 00:05:24,639
...خب

120
00:05:24,640 --> 00:05:25,928
پس واقعا به ارزش شصت طلاست

121
00:05:26,120 --> 00:05:28,240
یه جیرجیرک می‌تونه به مقام رسمی برسه؟

122
00:05:28,720 --> 00:05:29,920
کاملا حقیقت داره

123
00:05:31,720 --> 00:05:33,720
خواهر نیو، اگه حرفم رو باور نداری

124
00:05:33,720 --> 00:05:35,240
برو از شوهرت بپرس

125
00:05:36,160 --> 00:05:38,000
برای جلب نظر خواجه‌های دربار

126
00:05:38,000 --> 00:05:39,279
شاهزاده‌ی دوم -
...من -

127
00:05:40,079 --> 00:05:41,600
همین ماه قبل ازم پرسید

128
00:05:41,800 --> 00:05:43,879
چطور یه جیرجیرک خوب مثل این پیدا کنم

129
00:05:47,720 --> 00:05:48,639
هیچوقت این اتفاق نیفتاده

130
00:05:59,319 --> 00:06:01,199
چرا باید اون خدمتکار باشه؟

131
00:06:23,199 --> 00:06:25,240
بی‌خود نبود فنگ تای انقدر برای زن‌برادر پافشاری کرد

132
00:06:26,959 --> 00:06:28,240
توی این دنیا، چند کلمه که

133
00:06:28,240 --> 00:06:29,439
بتونه اختلاف رو حل و فصل کنه

134
00:06:29,639 --> 00:06:30,600
کمیابه

135
00:06:31,319 --> 00:06:32,439
اما از اون کمیاب‌تر

136
00:06:33,000 --> 00:06:34,399
اینه که آدم سرش هیچ اعتباری برای خودش قائل نشه

137
00:06:39,160 --> 00:06:40,319
امروز به خاطر من

138
00:06:40,879 --> 00:06:43,319
در حق شیو رو و همسرم بی‌انصافی شد

139
00:06:47,759 --> 00:06:50,120
عجیب نیست که اون زن‌های نادون پشت سر بقیه حرف می‌زنن

140
00:06:51,439 --> 00:06:52,920
اما من این رو هم درک نمی‌کنم

141
00:06:54,160 --> 00:06:55,040
چرا از قدرت واقعی 

142
00:06:55,040 --> 00:06:57,319
مقام فرمانده‌ی کل جناح چپ دیوان فرماندهی نظامی عقب کشیدی

143
00:06:58,040 --> 00:07:00,120
و اصرار داشتی به جین لینگ برگردی؟

144
00:07:01,839 --> 00:07:04,480
بعد عالیجناب بودجه‌ی نظامی رو کاش داد

145
00:07:05,079 --> 00:07:06,920
برای همین هیچ مقام واقعی‌ای نداری

146
00:07:07,959 --> 00:07:09,680
و مجبور شدی توی خونه بیکار بمونی

147
00:07:17,319 --> 00:07:18,319
من بزرگ‌ترین نوه‌ام

148
00:07:19,720 --> 00:07:21,079
از بچگی، پدربزرگ

149
00:07:21,300 --> 00:07:23,000
و خانواده امید زیادی بهم داشتن

150
00:07:24,240 --> 00:07:25,879
همیشه من رو به جلو هل می‌دادن

151
00:07:26,839 --> 00:07:29,639
و من هم مشتاق پیشرفت کردن بودم

152
00:07:30,360 --> 00:07:32,279
به ندرت پیش میاد چند روز آروم داشته باشم

153
00:07:32,439 --> 00:07:34,160
که بتونم مکث کنم

154
00:07:34,839 --> 00:07:35,439
و از خودم بپرسم

155
00:07:39,000 --> 00:07:40,360
واقعا دوست دارم کدوم مسیر رو طی کنم

156
00:07:42,439 --> 00:07:43,480
و توی چه راهی قدم بزنم

157
00:07:46,959 --> 00:07:48,399
پیشرفت کردن

158
00:07:48,872 --> 00:07:50,360
...باعث سربلندی اجداد شدن

159
00:07:51,959 --> 00:07:53,079
چه مشکلی دارن؟

160
00:07:54,480 --> 00:07:56,439
یه مرد نباید دنبال مقاوم و دستاورد 

161
00:07:56,792 --> 00:07:58,310
و به دست آوردن افتخار برای همسر و فرزندانش باشه؟

162
00:08:01,040 --> 00:08:01,839
برادر

163
00:08:06,439 --> 00:08:07,240
برادر سوم

164
00:08:08,280 --> 00:08:09,790
یه راه خوب برای پول درآوردن پیدا کردم

165
00:08:09,816 --> 00:08:11,350
می‌خوام درباره‌اش باهات صحبت کنم، برادر

166
00:08:11,360 --> 00:08:13,360
برادر سوم، تو هم کمکم کن ببینم شدنیه یا نه

167
00:08:17,079 --> 00:08:17,920
چیه؟

168
00:08:19,120 --> 00:08:20,319
تمام چیزی که نیاز دارم یه کشتی

169
00:08:20,480 --> 00:08:21,839
و مجوز بازرگانیه

170
00:08:21,920 --> 00:08:23,759
ابریشم و ظروف چینی رو از جیانگ نان 

171
00:08:23,879 --> 00:08:24,879
به چوان جو می‌فرستم

172
00:08:24,880 --> 00:08:26,232
و کلی سود می‌کنم 

173
00:08:26,639 --> 00:08:28,680
یعنی اگه هزار تیل سرمایه بذارم

174
00:08:28,839 --> 00:08:30,120
چند هزار تیل سود می‌کنم

175
00:08:32,720 --> 00:08:33,759
می‌دونی 

176
00:08:34,679 --> 00:08:37,279
کی ابریشم و ظروف چینی می‌خره؟

177
00:08:38,759 --> 00:08:39,919
مگه مهمه کی می‌خره

178
00:08:39,919 --> 00:08:40,960
توی تجارت

179
00:08:41,000 --> 00:08:42,480
فقط فروخت کالاهاست که مهمه

180
00:08:43,080 --> 00:08:44,519
دربار ممنوعیت تجارت دریایی رو اجرا می‌کنه

181
00:08:44,919 --> 00:08:46,279
جز کاروان‌های پیشکشی

182
00:08:46,639 --> 00:08:48,480
تجارت با خارجی‌ها ممنوعه

183
00:08:48,759 --> 00:08:50,879
خریدارهایی که می‌تونن چنین سودی برات داشته باشن

184
00:08:51,279 --> 00:08:52,879
همین خارجی‌هان

185
00:08:54,159 --> 00:08:54,960
درسته

186
00:08:55,720 --> 00:08:57,840
فو جیان زمین کشاورزی کمی داره و بیشتر مناطقش ناهمواره

187
00:08:58,279 --> 00:09:00,440
مردم به جه جیانگ و گوانگ دونگ وابسته‌ان

188
00:09:00,759 --> 00:09:02,240
و برنج رو از راه دریا وارد می‌کنن

189
00:09:02,440 --> 00:09:04,320
تا فقط زندگیشون رو بگذرونن

190
00:09:04,720 --> 00:09:06,720
با این حال، بعضی‌ها خطر می‌کنن 

191
00:09:06,879 --> 00:09:08,559
و ابریشم و ظروف چینی رو 

192
00:09:08,559 --> 00:09:10,519
از جیانگ‌ نان به چوان‌ جو می‌فرستن

193
00:09:11,720 --> 00:09:13,200
و مخفیانه به خارجی‌ها می‌فروشن

194
00:09:13,519 --> 00:09:14,919
و چندین برابر سود می‌کنن

195
00:09:15,279 --> 00:09:16,399
اما اگه گیر بیفتن

196
00:09:17,080 --> 00:09:22,320
طبق قانون، مجازاتشون صد ضربه شلاق با اعدامه

197
00:09:25,320 --> 00:09:26,159
...این ثروت

198
00:09:27,759 --> 00:09:28,919
هنوز هم می‌خوای به دستش بیاری؟

199
00:09:30,559 --> 00:09:31,200
نه

200
00:09:31,399 --> 00:09:32,039
دیگه نه

201
00:09:33,159 --> 00:09:35,039
برادر، چیزی که گفتم رو فراموش کن

202
00:09:35,600 --> 00:09:36,399
من می‌رم

203
00:09:40,799 --> 00:09:41,600
برادر سوم 

204
00:09:47,960 --> 00:09:49,039
چون استعفا دادم

205
00:09:50,240 --> 00:09:51,879
تو مقامت رو از دست دادی

206
00:09:53,720 --> 00:09:54,639
من رو سرزنش می‌کنی؟

207
00:10:01,080 --> 00:10:02,240
از اول هم که این مقام رو

208
00:10:02,240 --> 00:10:04,039
به لطف تو به دست آوردم

209
00:10:04,039 --> 00:10:05,159
انقدر توانمند نبودم

210
00:10:05,159 --> 00:10:05,960
که حفظش کنم

211
00:10:06,080 --> 00:10:07,440
چطور ممکنه تقصیر تو باشه؟

212
00:10:07,879 --> 00:10:10,039
برادر، تو هیچوقت به من نگفتی بی‌مصرفم

213
00:10:10,159 --> 00:10:12,080
پس چطور می‌تونم سرزنشت کنم؟

214
00:10:13,919 --> 00:10:14,360
برادر

215
00:10:15,559 --> 00:10:16,919
زیادی بهش فکر نکن

216
00:10:19,120 --> 00:10:20,080
باید برم دوستم رو ببینم

217
00:10:30,720 --> 00:10:31,879
برادر سوم قلب پاکی داره

218
00:10:32,879 --> 00:10:33,879
داشتن برادری مثل اون

219
00:10:34,279 --> 00:10:35,399
برای من و تو نعمته

220
00:10:40,440 --> 00:10:41,440
اون موقع‌ها

221
00:10:41,528 --> 00:10:42,550
می‌تونستم برای برادر سوم 

222
00:10:42,559 --> 00:10:44,120
یه پست توی ارتش جور کنم

223
00:10:45,120 --> 00:10:47,480
ولی حالا همه‌ جا دارن نیروها رو کم می‌کنن

224
00:10:48,440 --> 00:10:50,519
نگران موقعیت برادر سوم نباش

225
00:10:51,440 --> 00:10:52,919
به این زودی‌ها از گرسنگی نمی‌میره

226
00:10:56,039 --> 00:10:57,720
تا وقتی به خاطر نداشتن پسر

227
00:10:58,879 --> 00:11:00,120
از خواهر سوم دلخور نباشی 

228
00:11:03,039 --> 00:11:04,200
من و برادر سوم

229
00:11:06,440 --> 00:11:07,840
راضی و خوشحالیم

230
00:11:12,840 --> 00:11:13,480
فنگ تای

231
00:11:14,320 --> 00:11:15,440
قبلا بهت گفتم

232
00:11:15,550 --> 00:11:17,096
چون برای شخصیتت ارزش قائل بودم

233
00:11:17,159 --> 00:11:19,279
خواستم خاندان‌هامون با هم وصلت کنن

234
00:11:20,240 --> 00:11:22,039
مگه می‌شه زیر حرفم بزنم؟

235
00:11:26,919 --> 00:11:28,279
تازه، شیو رو هنوز جوونه

236
00:11:28,936 --> 00:11:30,390
بالاخره یه پسر به دنیا میاره

237
00:11:35,240 --> 00:11:37,240
هنوز جوونین"

238
00:11:37,399 --> 00:11:39,080
"بالاخره یه پسر به دنیا میاره؟

239
00:11:39,559 --> 00:11:41,679
!دیگه سعی نکن گولم بزنی

240
00:11:45,000 --> 00:11:46,440
تو سی‌ونه سالته

241
00:11:47,080 --> 00:11:49,480
به زودی چهل ساله می‌شی 

242
00:11:50,320 --> 00:11:52,480
اون هم بیست‌وشش سالشه

243
00:11:52,919 --> 00:11:55,720
و پشت سر هم سه‌تا دختر بدرد نخور به دنیا آورده

244
00:11:57,240 --> 00:12:00,240
باید تا دم مرگ

245
00:12:00,240 --> 00:12:03,440
حسرت داشتن نوه‌ی پسر رو بخورم؟

246
00:12:05,679 --> 00:12:07,200
مادر، خودتون رو مریض نکنین

247
00:12:10,440 --> 00:12:11,480
مادر، لطفا آروم باشین

248
00:12:11,480 --> 00:12:12,720
یه کم آب بخورین، گلوتون نرم بشه

249
00:12:16,159 --> 00:12:17,519
همه‌اش تقصیر منه

250
00:12:17,720 --> 00:12:19,919
حالا که می‌دونی مقصری

251
00:12:21,159 --> 00:12:22,200
فکر می‌کنی

252
00:12:23,200 --> 00:12:24,279
به‌ عنوان 

253
00:12:24,799 --> 00:12:28,039
عروس خاندان مرزبان باید چیکار کنی؟

254
00:12:28,879 --> 00:12:29,840
نمی‌دونم

255
00:12:30,679 --> 00:12:32,000
لطفا راهنماییم کنین، مادر

256
00:12:32,559 --> 00:12:34,720
حالا که نمی‌تونی براش پسر بیاری

257
00:12:35,360 --> 00:12:36,279
باید

258
00:12:36,559 --> 00:12:38,399
هر چه زودتر برای شوهرت یه صیغه پیدا کنی

259
00:12:38,519 --> 00:12:39,879
تا خیلی زود صاحب پسر بشه

260
00:12:40,240 --> 00:12:43,200
!این کاریه که یه زن بافضیلت می‌کنه

261
00:12:50,120 --> 00:12:51,679
...مادر، من

262
00:12:51,919 --> 00:12:52,519
مادر

263
00:12:54,039 --> 00:12:55,480
یه فرصت دیگه به شیو رو بدین

264
00:12:55,864 --> 00:12:56,440
...حتما

265
00:12:56,440 --> 00:12:58,360
باید من رو تا پای مرگ بکشونین

266
00:12:58,360 --> 00:13:00,039
تا راضی بشین؟

267
00:13:00,039 --> 00:13:00,919
...نه، من

268
00:13:01,840 --> 00:13:03,159
طبق قوانین دربار

269
00:13:04,919 --> 00:13:07,679
مقامات رسمی نمی‌تونن بانویی از خانواده‌‌های شریف رو به عنوان زن دوم بگیرن

270
00:13:08,279 --> 00:13:09,759
ولی زن‌هایی که از بیرون خریداری می‌شن

271
00:13:10,159 --> 00:13:11,480
پیشینه‌ی نامعلومی دارن

272
00:13:11,679 --> 00:13:12,840
من بهشون اعتماد ندارم

273
00:13:13,559 --> 00:13:15,159
باید از خانواده‌ای پاک و آبرومند باشه

274
00:13:15,639 --> 00:13:17,240
و اخلاقی ملایم داشته باشه

275
00:13:17,879 --> 00:13:19,399
بعد از کلی فکر کردن

276
00:13:20,759 --> 00:13:23,000
به نظرم فقط بی وو قابل اعتماده

277
00:13:25,220 --> 00:13:26,919
<font color="#D2AA6D">{بی وو، سرخدمتکار بانوی بزرگ خاندان یوان، دختر سرخدمتکار خاندان یوان}</font>

278
00:13:26,919 --> 00:13:27,720
!مادر

279
00:13:29,720 --> 00:13:30,480
پدر بی وو

280
00:13:31,279 --> 00:13:33,120
سرخدمتکار خاندان ماست

281
00:13:33,559 --> 00:13:36,200
یه فالگیر طالع بی وو رو گرفته

282
00:13:36,519 --> 00:13:39,480
سرنوشتش اینه که پسر به دنیا بیاره و برای خانواده خوش‌یمن باشه

283
00:13:40,639 --> 00:13:41,440
!مادر

284
00:13:43,919 --> 00:13:44,720
خون؟

285
00:13:45,519 --> 00:13:46,200
!مادر

286
00:13:47,440 --> 00:13:48,440
یه کم استراحت کنین

287
00:13:53,519 --> 00:13:54,360
...تو

288
00:13:55,120 --> 00:13:56,360
قبول می‌کنی؟

289
00:13:56,360 --> 00:13:57,039
...من

290
00:13:59,480 --> 00:14:02,799
سه روز دیگه روز فرخنده‌ایه

291
00:14:03,720 --> 00:14:06,840
!همون روز مراسم گرفتن صیغه رو برگزار می‌کنیم

292
00:14:08,519 --> 00:14:09,799
اگه شانس بیارم

293
00:14:10,080 --> 00:14:12,840
شاید قبل از مرگم نوه‌ی پسرم رو ببینم

294
00:14:14,360 --> 00:14:15,679
و بعد با خیال راحت

295
00:14:15,679 --> 00:14:18,480
برم پیش پدرت

296
00:14:28,720 --> 00:14:29,639
قبول می‌کنم

297
00:14:55,559 --> 00:14:57,720
ارباب، دارو حاضر شده

298
00:14:59,039 --> 00:14:59,840
خودم بهش می‌دم

299
00:15:00,879 --> 00:15:02,559
بی وو، بیا

300
00:16:17,120 --> 00:16:17,919
مادر

301
00:16:20,600 --> 00:16:21,600
بچه‌ی نادون

302
00:16:21,759 --> 00:16:23,120
خودم از سر تا پا خیس شدم

303
00:16:23,120 --> 00:16:24,720
تو دیگه خودت رو خیس نکن

304
00:16:42,200 --> 00:16:43,799
حتی اگه به فکر خودتون نیستین 

305
00:16:44,679 --> 00:16:46,279
حداقل به خاطر من و سه‌تا خواهرم

306
00:16:46,480 --> 00:16:48,879
نباید اینطور به خودتون فشار بیارین

307
00:16:51,039 --> 00:16:52,279
حق با توئه، جیا رونگ

308
00:16:53,240 --> 00:16:54,440
اشتباه کردم

309
00:16:56,720 --> 00:16:58,720
از وقتی با این خاندان ازدواج کردین

310
00:16:59,320 --> 00:17:00,480
همه‌ی تلاشتون رو کردین

311
00:17:00,888 --> 00:17:02,000
تا به مادرشوهرتون خدمت کنین

312
00:17:02,519 --> 00:17:04,079
و با من مثل دختر خودتون رفتار کردین

313
00:17:04,519 --> 00:17:06,559
هیچوقت حتی یه کار اشتباه هم نکردین

314
00:17:08,079 --> 00:17:10,119
نقشه‌ای که عموی بزرگ سوم و خانواده‌اش کشیدن رو

315
00:17:11,279 --> 00:17:13,680
شاید مادربزرگ از روی سادگی نبینه

316
00:17:13,960 --> 00:17:15,559
ولی من همه‌ چیز رو واضح می‌بینم

317
00:17:16,279 --> 00:17:17,480
اگه پسر بی وو

318
00:17:18,079 --> 00:17:19,400
وارث عنوان و مقام بشه

319
00:17:21,160 --> 00:17:22,759
خاندان یوان

320
00:17:23,559 --> 00:17:25,519
میفته دست خاندان عموی بزرگ سوم

321
00:17:26,079 --> 00:17:28,599
دیگه برای ما خواهرها چه جایی برای 
موندن و زندگی کردن باقی می‌مونه؟

322
00:17:36,839 --> 00:17:38,079
تقصیر منه

323
00:17:39,000 --> 00:17:39,759
همه‌اش به خاطر اینه که من

324
00:17:40,160 --> 00:17:41,319
نتونستم پسری به دنیا بیارم

325
00:17:42,720 --> 00:17:43,920
نه‌ تنها باعث شدم مرزبان

326
00:17:43,920 --> 00:17:45,599
به بی‌وفایی به والدین متهم بشه

327
00:17:46,559 --> 00:17:49,039
بلکه باعث شدم شما خواهرها هم کسی
 رو برای تکیه کردن نداشته باشین

328
00:17:49,119 --> 00:17:50,640
چطور می‌تونه تقصیر تو باشه؟

329
00:17:51,599 --> 00:17:53,000
تقصیر آسمونه

330
00:17:54,279 --> 00:17:56,680
چرا دختر نباید بتونه عنوان و جایگاه رو به ارث ببره؟

331
00:18:05,000 --> 00:18:06,119
همیشه می‌گی

332
00:18:06,319 --> 00:18:07,799
مادربزرگ هم باهوشه و هم توانمنده

333
00:18:08,519 --> 00:18:10,279
و زن‌دایی بزرگ، هم عاقل و باملاحظه‌ست

334
00:18:10,728 --> 00:18:12,240
چرا نریم عمارت لین

335
00:18:12,400 --> 00:18:15,079
و از مادربزرگ و زن‌دایی بزرگ بخوایم یه راهی پیدا کنن؟

336
00:18:21,820 --> 00:18:25,020
<font color="#5CE2F8">[ایوان انجیر و سایه‌ی فرحبخش]</font>

337
00:18:26,680 --> 00:18:28,359
همون اول که بانوی چهارم به دنیا اومد

338
00:18:28,960 --> 00:18:30,119
بهت یادآوری کردم

339
00:18:30,440 --> 00:18:32,279
که برای مرزبان یه صیغه پیدا کنی

340
00:18:33,319 --> 00:18:35,480
ولی تو به عشقی که بینتون بود

341
00:18:35,480 --> 00:18:36,720
بیش از حد وابسته بودی و حاضر نبودی ازش دست بکشی

342
00:18:37,480 --> 00:18:39,720
گفتی مرزبان گفته بود

343
00:18:40,039 --> 00:18:41,079
مقامات دربار

344
00:18:41,160 --> 00:18:43,279
تا چهل‌ سالگی اگه پسری نداشته باشن
 اون‌ وقت می‌تونن صیغه بگیرن

345
00:18:43,839 --> 00:18:45,119
یه لحظه به این فکر نکردی

346
00:18:45,240 --> 00:18:47,839
که واقعا چند نفر از مقامات دربار این قانون رو رعایت می‌کنن؟

347
00:18:49,559 --> 00:18:50,720
حالا ببین به کجا رسیدیم

348
00:18:51,440 --> 00:18:53,599
خاندان یوان گلوت رو گرفته

349
00:18:54,079 --> 00:18:55,559
مادرشوهرت ازت دل خوشی نداره

350
00:18:55,880 --> 00:18:57,720
و همه هم بهت می‌گن زن حسود

351
00:18:57,960 --> 00:18:59,799
نمی‌شه بانوی جوان سوم رو سرزنش کرد

352
00:19:00,720 --> 00:19:02,599
همه‌امون یه روزی جوون بودیم

353
00:19:02,960 --> 00:19:04,599
کیه که زمانی رویا و خیال نداشته باشه

354
00:19:06,880 --> 00:19:08,720
و اون عشق و محبتی که ارزشی هم نداره رو

355
00:19:09,039 --> 00:19:10,720
از تموم دنیا باارزش‌تر ندونه؟

356
00:19:18,119 --> 00:19:19,519
هیچ مردی به درد نمی‌خوره

357
00:19:21,279 --> 00:19:22,319
تو که هنوز ازدواج نکردی

358
00:19:22,319 --> 00:19:23,359
اینجا چیکار می‌کنی؟

359
00:19:23,519 --> 00:19:24,799
این حرف‌ها چیزی نیست که تو بتونی بشنوی

360
00:19:24,960 --> 00:19:25,720
همین حالا برو بیرون

361
00:19:25,759 --> 00:19:26,759
چرا نتونم گوش بدم؟

362
00:19:27,519 --> 00:19:28,240
این چیزها رو

363
00:19:28,599 --> 00:19:30,440
اصلا باید زن قبل از ازدواج

364
00:19:30,519 --> 00:19:31,759
کاملا بفهمه و بدونه

365
00:19:31,832 --> 00:19:33,440
تا وقتی به خونه‌ی شوهرش رفت

366
00:19:33,799 --> 00:19:34,839
از چیزی بی‌خبر نباشه

367
00:19:35,640 --> 00:19:37,039
با این اخلاق تند و وحشی‌ای که داری

368
00:19:37,119 --> 00:19:38,359
هیچکس باهات ازدواج نمی‌کنه

369
00:19:38,519 --> 00:19:39,400
حتی اگه گوش بدی هم فایده‌ای نداره

370
00:19:39,640 --> 00:19:40,559
همین حالا برگرد

371
00:19:40,648 --> 00:19:41,960
چه بهتر که هیچکس باهام ازدواج نکنه

372
00:19:43,119 --> 00:19:43,839
دیدی؟

373
00:19:49,960 --> 00:19:50,640
شیو رو

374
00:19:51,559 --> 00:19:52,480
تو واقعا ته دلت

375
00:19:53,000 --> 00:19:54,200
چی میخوای؟

376
00:19:57,559 --> 00:19:57,960
...من

377
00:20:00,839 --> 00:20:01,400
من...

378
00:20:02,519 --> 00:20:04,480
باید حقیقت رو بهمون بگی

379
00:20:04,880 --> 00:20:06,720
تا بتونیم کمکت کنیم یه راهی پیدا کنی

380
00:20:08,279 --> 00:20:09,119
خواهر سوم

381
00:20:09,480 --> 00:20:10,880
راحت باش و حرفت رو بزن

382
00:20:17,119 --> 00:20:19,720
من نمی‌خوام مرزبان صیغه بگیره

383
00:20:29,119 --> 00:20:30,519
منو ببخش، از دستم کاری برنمیاد

384
00:20:30,880 --> 00:20:32,000
هر چقدر هم توانمند باشم

385
00:20:32,279 --> 00:20:34,519
نمی‌تونم کمکت کنم نسل خاندان یوان رو قطع کنی

386
00:20:35,880 --> 00:20:36,359
مجبوری

387
00:20:36,759 --> 00:20:37,960
خودت از پسش بربیای

388
00:20:39,559 --> 00:20:40,359
زن‌برادر

389
00:20:41,039 --> 00:20:41,839
زن‌برادر

390
00:20:41,960 --> 00:20:42,759
زن‌برادر

391
00:20:44,920 --> 00:20:45,720
زن‌برادر

392
00:20:46,350 --> 00:20:47,688
...در مورد مشکلات بانوی جوان سوم

393
00:20:47,784 --> 00:20:49,096
واقعا می‌خوای خودت رو کنار بکشی؟

394
00:20:50,920 --> 00:20:51,720
زن‌برادر

395
00:20:52,720 --> 00:20:53,880
می‌دونستم

396
00:20:54,519 --> 00:20:56,119
چیزی که ما زن‌ها واقعا می‌خوایم

397
00:20:56,119 --> 00:20:57,720
هیچ اهمیتی نداره

398
00:20:58,279 --> 00:20:59,640
وقتی پای منافع خاندان وسط باشه

399
00:20:59,920 --> 00:21:01,599
کی اهمیت می‌ده که ما زن‌ها خوشحال

400
00:21:01,599 --> 00:21:02,519
یا راضی باشیم؟

401
00:21:03,319 --> 00:21:05,039
اصلا نباید چیزی می‌گفتم

402
00:21:05,440 --> 00:21:07,880
حالا مادر رو هم عصبانی کردم

403
00:21:10,079 --> 00:21:11,880
خیلی بی‌رحمی

404
00:21:16,119 --> 00:21:17,359
خواهر سوم، گریه نکن

405
00:21:19,799 --> 00:21:20,599
زن‌برادر

406
00:21:26,680 --> 00:21:27,480
زن‌برادر

407
00:21:29,000 --> 00:21:30,240
لطفا یه راهی پیدا کن

408
00:21:30,680 --> 00:21:31,880
که به خواهر سوم کمک کنیم

409
00:21:35,720 --> 00:21:37,119
خواهر سوم، گریه نکن

410
00:21:49,440 --> 00:21:50,279
گریه نکن

411
00:21:53,240 --> 00:21:54,079
گریه نکن

412
00:21:57,440 --> 00:21:58,400
گفتم گریه نکن

413
00:21:58,400 --> 00:21:59,160
شنیدی چی گفتم؟

414
00:22:05,039 --> 00:22:05,759
خواهر سوم

415
00:22:06,839 --> 00:22:08,319
به حرف زن‌برادر گوش کن

416
00:22:10,119 --> 00:22:12,480
آره، به حرف زن‌برادر گوش کن

417
00:22:22,119 --> 00:22:23,000
خواهر سوم

418
00:22:23,720 --> 00:22:25,640
اگه نمی‌خوای شوهر خواهر سوم صیغه بگیره

419
00:22:26,319 --> 00:22:28,599
الان فقط یه راه برات مونده

420
00:22:29,559 --> 00:22:30,640
چه راهی؟

421
00:22:32,440 --> 00:22:33,319
اگه شوهر خواهر سوم

422
00:22:33,319 --> 00:22:35,319
اصرار داره طبق حرف بانوی ارشد یوان عمل کنه

423
00:22:35,640 --> 00:22:36,920
و بی وو رو به عنوان صیغه بگیره

424
00:22:37,839 --> 00:22:38,960
پس ازش جدا شو

425
00:22:45,440 --> 00:22:46,279
موافقم

426
00:22:47,279 --> 00:22:47,960
نه

427
00:22:49,200 --> 00:22:49,920
نه

428
00:22:51,799 --> 00:22:53,440
شائو هوی فقط یه صیغه می‌خواد

429
00:22:53,680 --> 00:22:55,240
اونم برای اینکه یه وارث داشته باشه

430
00:22:56,319 --> 00:22:57,759
چرا باید تا جدایی پیش بره؟

431
00:22:58,279 --> 00:23:00,039
به علاوه، اونا سه‌تا بچه دارن

432
00:23:01,039 --> 00:23:02,400
اگه یه روزی بفهمن

433
00:23:02,632 --> 00:23:04,330
که مادرشون به خاطر همچین موضوع کوچیکی

434
00:23:04,344 --> 00:23:05,200
اونا رو رها کرده

435
00:23:05,680 --> 00:23:07,319
چطور می‌تونن این موضوع رو تحمل کنن؟

436
00:23:10,240 --> 00:23:11,680
شیو لای حرفش درسته

437
00:23:12,720 --> 00:23:14,559
عمارت مرزبان پر از حرف و حدیثه

438
00:23:15,319 --> 00:23:17,640
بچه‌ها بدون مادرشون خیلی سختی می‌کشن

439
00:23:23,279 --> 00:23:24,519
نظر خودت چیه، خواهر دوم؟

440
00:23:35,279 --> 00:23:36,519
من خیلی تنگ نظرتر از این حرف‌ها هستم که

441
00:23:37,839 --> 00:23:39,720
بتونم مثل یه مادر خیلی بزرگوار رفتار کنم

442
00:23:41,160 --> 00:23:42,480
به جای اینکه هر روز عذاب بکشم

443
00:23:43,319 --> 00:23:44,839
بهتره که زودتر تمومش کنم

444
00:23:45,960 --> 00:23:47,119
ترجیح می‌دم که جدا بشم

445
00:23:48,640 --> 00:23:49,319
بسیار خب

446
00:23:50,640 --> 00:23:52,240
حالا که تصمیمت رو گرفتی

447
00:23:53,119 --> 00:23:54,160
بقیه‌اش رو

448
00:23:55,000 --> 00:23:56,640
به من و برادرت بسپار

449
00:23:58,880 --> 00:24:01,680
برادر و مرزبان دوستان خیلی نزدیکین

450
00:24:02,359 --> 00:24:05,119
واقعا به خاطر من حاضره با اون دعوا کنه؟

451
00:24:06,160 --> 00:24:07,079
این کار رو می‌کنه

452
00:24:10,720 --> 00:24:12,920
مادر خیلی مریضه، دیگه روزهاش به شماره افتاده

453
00:24:14,119 --> 00:24:15,119
تنها آرزوش اینه که

454
00:24:15,920 --> 00:24:17,079
نوه‌‌ی پسریش رو در آغوش بگیره

455
00:24:18,240 --> 00:24:19,240
به عنوان پسرش

456
00:24:19,720 --> 00:24:20,952
چاره‌ای جز اطاعت ازش ندارم

457
00:24:22,480 --> 00:24:24,079
امیدوارم این موضوع رو درک کنی جین چی

458
00:24:28,279 --> 00:24:29,079
می‌فهمم

459
00:24:32,319 --> 00:24:33,400
اما خواهر دومم

460
00:24:34,552 --> 00:24:36,296
ترجیح می‌ده که با حفظ غرورش به این رابطه پایان بده

461
00:24:37,000 --> 00:24:38,350
تا اینکه با تسلیم شدن بخواد ازدواجش رو حفظ کنه

462
00:24:40,260 --> 00:24:42,500
<font color="#5CE2F8">[توافق‌نامه‌ی طلاق]</font>

463
00:24:42,599 --> 00:24:43,359
طلاق؟

464
00:24:45,359 --> 00:24:46,559
این مسخره‌ست

465
00:24:49,279 --> 00:24:49,960
من موافق نیستم

466
00:24:56,720 --> 00:24:58,240
شیو رو تصمیمش رو گرفته

467
00:24:58,839 --> 00:25:00,079
خواهش می‌کنم آرزوش رو برآورده کن، چنگ زه

468
00:25:01,079 --> 00:25:01,799
بانوی بزرگ

469
00:25:06,519 --> 00:25:07,319
مادر

470
00:25:07,519 --> 00:25:08,240
زن عمو

471
00:25:08,759 --> 00:25:10,759
پس خاندان لین خواهان جدایین؟

472
00:25:11,519 --> 00:25:12,000
بله

473
00:25:13,599 --> 00:25:14,400
لین جین چی

474
00:25:15,039 --> 00:25:17,319
تو و مرزبان هیچ قدرت واقعی‌ای ندارین

475
00:25:17,759 --> 00:25:19,680
و کسی نیست که وارثتون باشه

476
00:25:20,200 --> 00:25:21,240
خاندان لین

477
00:25:21,559 --> 00:25:23,720
چطور جرات می‌کنن با خاندان یوان مخالفت کنن؟

478
00:25:24,519 --> 00:25:25,599
ما دردسری درست نمی‌کنیم

479
00:25:25,928 --> 00:25:27,400
من رئیس محله و مقاماتی از

480
00:25:27,410 --> 00:25:29,880
وزارت جنگ و دادگستری رو دعوت کردم

481
00:25:30,119 --> 00:25:31,640
تا روی این جدایی نظارت داشته باشن

482
00:25:32,296 --> 00:25:33,790
اگه این دردسر نیست پس چیه؟

483
00:25:34,088 --> 00:25:36,280
<font color="#D2AA6D">{هوانگ مای نیانگ}</font>
کی وزارت جنگ

484
00:25:36,350 --> 00:25:38,264
<font color="#D2AA6D">{همسر پسر عموی مرزبان فقید یوان}</font>
و دادگستری رو برای نظارت بر جدایی دعوت می‌کنه؟

485
00:25:40,000 --> 00:25:40,640
زن عموی سوم

486
00:25:41,519 --> 00:25:43,319
همسر من، همسر مرزبان و صاحب عنوانه

487
00:25:43,799 --> 00:25:44,640
طبق قانون دربار

488
00:25:44,792 --> 00:25:46,456
هر همسر صاحب عنوان یه مرزبان که جدا می‌شه

489
00:25:46,472 --> 00:25:48,200
باید به وزارت جنگ

490
00:25:48,264 --> 00:25:49,624
و وزارت دادگستری

491
00:25:50,039 --> 00:25:50,839
برای تأیید گزارش بده

492
00:25:51,160 --> 00:25:52,759
اصلا به لطف خاندان یوان بود که

493
00:25:53,119 --> 00:25:54,799
اون، اون عنوان رو گرفت

494
00:25:55,079 --> 00:25:57,400
و حالا زن خاندان لین با عنوانش فخرفروشی می‌کنه

495
00:25:57,440 --> 00:25:59,720
تا این موضوع رو سر زبون تمام شهر بندازه

496
00:26:00,000 --> 00:26:01,720
و باعث سرافکندگی خاندان یوان بشه

497
00:26:09,119 --> 00:26:09,799
بانوی بزرگ یوان

498
00:26:10,519 --> 00:26:11,519
من دیگه مرخص می‌شم

499
00:26:13,559 --> 00:26:14,039
فنگ تای

500
00:26:15,200 --> 00:26:15,680
فنگ تای

501
00:26:16,759 --> 00:26:17,240
فنگ تای

502
00:26:23,384 --> 00:26:24,750
زن عموی سوم، تو خیلی خوب می‌دونی که

503
00:26:25,160 --> 00:26:27,200
عالیجناب از عروسی من با شیو رو

504
00:26:27,200 --> 00:26:28,440
به عنوان پوشش استفاده کردن تا از جین لینگ خارج بشن

505
00:26:28,616 --> 00:26:30,200
فنگ تای جونش رو به خطر انداخت تا از ایشون محافظت کنه

506
00:26:30,200 --> 00:26:32,119
و ایشون رو سالم به پایتخت برسونه

507
00:26:32,488 --> 00:26:33,880
چطور می‌تونی وجدانت رو نادیده بگیری

508
00:26:33,880 --> 00:26:35,240
و همچین مزخرفاتی رو بگی؟

509
00:26:35,960 --> 00:26:38,680
اون عنوان رو خود خاندان لین به دست آوردن

510
00:26:42,119 --> 00:26:43,880
ازدواج با خاندان لین اشتباه بود

511
00:26:44,680 --> 00:26:46,680
خاندان فرودستی بودن با روش های تنگ‌نظرانه

512
00:26:47,519 --> 00:26:48,599
پس بهتره جدا بشین

513
00:26:49,119 --> 00:26:50,519
خاندان یوان که با کمبود همسر روبه‌رو نیست

514
00:26:50,519 --> 00:26:51,519
نمی‌تونن جدا بشن

515
00:26:51,960 --> 00:26:53,119
البته که نه

516
00:26:55,079 --> 00:26:57,039
اگه به خاطر یه صیغه جدا بشن

517
00:26:57,039 --> 00:26:59,319
اون زن حسود لین بدبخت می‌شه

518
00:26:59,680 --> 00:27:02,160
و آبروی خاندان ما هم می‌ره

519
00:27:03,240 --> 00:27:04,319
چطور ممکنه که همچین اتفاقی بیفته؟

520
00:27:05,272 --> 00:27:07,224
هر مقامی توی دربار می‌دونه که عالیجناب

521
00:27:07,400 --> 00:27:10,440
فقط با کمک خاندان لین در طول عروسی تونستن سالم به تخت بشینن

522
00:27:10,952 --> 00:27:11,750
خاندان لین هم

523
00:27:11,760 --> 00:27:13,960
توی محافظت از عالیجناب خدمت شایسته‌ای انجام دادن

524
00:27:14,519 --> 00:27:15,920
بعد از ازدواج با خاندان ما

525
00:27:16,000 --> 00:27:17,920
اون پشت سر هم سه‌تا دختر به دنیا آورد

526
00:27:18,088 --> 00:27:20,664
حتی اگه خدمتی هم نکرده باشه باز هم سال‌ها سختی کشیده

527
00:27:21,519 --> 00:27:24,559
حالا اگه ازدواجشون به خاطر یه صیغه از هم بپاشه

528
00:27:25,640 --> 00:27:28,799
خاندان یوان قطعا با انتقاد زیادی روبه‌رو می‌شه

529
00:27:30,039 --> 00:27:31,079
وقتی این اتفاق بیفته، پسرم

530
00:27:32,296 --> 00:27:33,960
نه تنها برای ازدواج بعدیش به مشکل می‌خوره

531
00:27:34,880 --> 00:27:37,440
بلکه ممکنه روی مسیر شغلیش هم تاثیر بذاره

532
00:27:46,200 --> 00:27:47,920
سرورم، بانوی بزرگ

533
00:27:47,960 --> 00:27:49,590
یه عده از مقامات رسیدن بیرونن

534
00:27:49,799 --> 00:27:51,240
<font color="#D2AA6D">{پیشکار فو، پیشکار ارشد}</font>
می‌گن مرزبان جینگ‌ آن دعوتشون کرده

535
00:27:51,336 --> 00:27:52,584
<font color="#D2AA6D">{پیشکار ارشد عمارت یوان، پدر بی‌ وو}</font>
تا به جدایی

536
00:27:52,590 --> 00:27:53,830
سرورم و همسر مرزبان نظارت کنن

537
00:27:54,456 --> 00:27:56,480
آدم‌های زیادی بیرون جمع شدن تا تماشا کنن

538
00:27:56,559 --> 00:27:57,000
...من

539
00:27:57,440 --> 00:27:58,279
چاره‌ای نداشتم

540
00:27:58,440 --> 00:28:00,552
مجبور شدم اول دعوتشون کنم داخل عمارت

541
00:28:01,640 --> 00:28:02,880
فکر می‌کردم لین

542
00:28:03,240 --> 00:28:05,000
فقط داره بلوف می‌زنه که بترسونتمون

543
00:28:05,192 --> 00:28:07,160
فکرشم نمی‌کردم واقعا دنبال جدایی باشه

544
00:28:08,039 --> 00:28:10,359
بانوی بزرگ، حالا باید چیکار کنیم؟

545
00:28:16,140 --> 00:28:18,780
<font color="#5CE2F8">[برج جیا شی، عمارت مرزبان یونگ‌ چانگ]</font>

546
00:28:33,960 --> 00:28:36,160
حالا که هر دو خاندان تصمیم به جدایی گرفتن

547
00:28:38,000 --> 00:28:38,880
این

548
00:28:39,599 --> 00:28:41,200
توافق‌نامه‌ی جدایی خاندان لینه

549
00:28:41,440 --> 00:28:43,519
سرورم، لطفا یه نگاهی بندازین

550
00:28:43,670 --> 00:28:45,540
<font color="#5CE2F8">[توافق‌نامه‌ی جدایی]</font>
اگه همه‌ چیز مرتبه

551
00:28:45,559 --> 00:28:46,519
لطفا امضاش کنین

552
00:28:46,520 --> 00:28:47,350
<font color="#5CE2F8">[توافق‌نامه‌ی جدایی]</font>

553
00:28:55,208 --> 00:28:57,830
دیگه قسمت نمی‌شه در خدمتتون باشم، بانوی بزرگ

554
00:28:58,880 --> 00:29:01,599
براتون سلامتی

555
00:29:02,359 --> 00:29:03,519
و عمر طولانی آرزو می‌کنم

556
00:29:15,599 --> 00:29:17,000
بانوی جوان سوم

557
00:29:17,200 --> 00:29:19,599
واقعا از ته دل سرورم رو دوست داره

558
00:29:21,039 --> 00:29:21,599
بهم بگین

559
00:29:22,640 --> 00:29:24,480
چطور کارمون به اینجا رسید؟

560
00:29:24,759 --> 00:29:27,200
چطور کارمون به اینجا رسید؟

561
00:29:32,160 --> 00:29:33,359
بانوی بزرگ یوان

562
00:29:33,359 --> 00:29:35,039
قلبم

563
00:29:36,119 --> 00:29:38,480
انگار داره با چاقو بریده می‌شه

564
00:29:39,720 --> 00:29:43,200
واقعا چطور کارمون به اینجا رسید؟

565
00:29:46,024 --> 00:29:47,310
یعنی واقعا باید خاندان یوان و لین

566
00:29:48,759 --> 00:29:50,440
به اینجا می‌رسیدن؟

567
00:29:51,448 --> 00:29:52,440
راه ما از هم جداست

568
00:29:53,480 --> 00:29:54,920
بهتره آبرومندانه از هم جدا بشیم

569
00:29:55,720 --> 00:29:56,960
و هر کدوم راه خودمون رو بریم

570
00:29:57,559 --> 00:29:58,960
خیلی راحت حرف می‌زنی

571
00:30:00,599 --> 00:30:02,960
امروز، جلوی همه، بذارین یه سوال ازت بپرسم

572
00:30:03,119 --> 00:30:04,200
اگه یه روز

573
00:30:05,480 --> 00:30:07,079
نزدیک چهل سالت باشه

574
00:30:07,720 --> 00:30:09,400
زن‌برادر هنوز پسری نداشته باشه

575
00:30:09,839 --> 00:30:11,920
و هیچ وارثی برای عنوان مرزبان جینگ‌ آن نباشه

576
00:30:12,599 --> 00:30:13,880
بازم می‌تونی

577
00:30:14,280 --> 00:30:15,590
از گرفتن صیغه‌ امتناع کنی؟

578
00:30:28,319 --> 00:30:29,400
من سرسختانه اصرار کردم

579
00:30:30,360 --> 00:30:32,110
که به شیو‌ لای برای جدا شدن از شوهرش کمک کنم

580
00:30:33,272 --> 00:30:35,720
و همسرم کمکم کرد اونو از اندرونی بیرون بیارم

581
00:30:38,319 --> 00:30:39,240
وسط اون برف سنگین

582
00:30:40,830 --> 00:30:42,184
وقتی تا پای مرگ رفته بودم

583
00:30:43,440 --> 00:30:45,000
همسرم حتی یه لحظه هم ترکم نکرد

584
00:30:46,079 --> 00:30:47,519
توی اون سرمای طاقت‌فرسا

585
00:30:48,359 --> 00:30:50,920
یه شبانه‌روز کامل کنارم موند

586
00:30:53,599 --> 00:30:55,160
و حتی کل خاندان لین رو نجات داد

587
00:30:56,480 --> 00:30:57,920
همسرم بهم محبت کرده

588
00:30:58,839 --> 00:30:59,680
وفاداری

589
00:31:00,519 --> 00:31:01,440
و عشقش رو بهم نشون داده

590
00:31:02,839 --> 00:31:05,400
اگه برای داشتن پسری که

591
00:31:05,400 --> 00:31:06,480
حتی ندیدمش بهش خیانت کنم

592
00:31:08,720 --> 00:31:10,119
اون‌وقت چجور مردی هستم؟

593
00:31:12,000 --> 00:31:13,880
حتی اگه هیچوقت پسری نداشته باشم

594
00:31:14,400 --> 00:31:17,240
حتما توی زندگی قبلیم مرتکب گناهی شدم

595
00:31:17,359 --> 00:31:19,440
که باعث شدم همسرم هم با من رنج بکشه

596
00:31:23,559 --> 00:31:26,480
تو برای اون عنوان مرزبان جونت رو به خطر انداختی

597
00:31:28,000 --> 00:31:28,920
حاضری ازش بگذری؟

598
00:31:34,039 --> 00:31:35,599
مرزبان یوان، اشتباه می‌کنین

599
00:31:39,720 --> 00:31:40,440
اون عنوان

600
00:31:41,799 --> 00:31:45,079
با به خطر افتادن جان من و همسرم به دست اومد

601
00:31:46,079 --> 00:31:47,400
به ارث گذاشتنش برای نسل‌های بعد

602
00:31:47,880 --> 00:31:50,880
برای این نیست که از افتخارات اجدادشون بخورن

603
00:31:51,119 --> 00:31:52,359
بلکه برای اینه که

604
00:31:52,359 --> 00:31:55,279
افتخار اجدادشون رو به یاد داشته باشن
 و خودشون رو بهتر کنن

605
00:31:56,960 --> 00:31:59,519
اگه من و همسرم هیچوقت پسری نداشته باشیم

606
00:32:01,200 --> 00:32:02,559
اون عنوان رو

607
00:32:04,039 --> 00:32:05,440
به دربار برمی‌گردونیم

608
00:32:13,880 --> 00:32:15,119
چطور کارمون

609
00:32:15,519 --> 00:32:18,160
واقعا به اینجا رسید؟

610
00:32:19,119 --> 00:32:20,200
خواهر عزیزم

611
00:32:23,608 --> 00:32:25,064
بانوی ارشد -
بانوی ارشد -

612
00:32:26,880 --> 00:32:27,680
زن‌برادر

613
00:32:33,519 --> 00:32:34,440
خواهر عزیزم

614
00:32:34,720 --> 00:32:36,240
همه‌اش تقصیر منه

615
00:32:36,392 --> 00:32:37,750
اون حرف‌ها رو از روی عصبانیت زدم

616
00:32:37,944 --> 00:32:39,510
و گفتم دیگه دخالت نمی‌کنم

617
00:32:39,880 --> 00:32:41,440
فکرشم نمی‌کردم این جوون‌ها

618
00:32:41,759 --> 00:32:43,039
انقدر جرات داشته باشن

619
00:32:43,400 --> 00:32:44,960
که یه مسئله‌ی خانوادگی خصوصی رو

620
00:32:44,960 --> 00:32:46,599
به حرف کل شهر تبدیل کنن

621
00:32:46,680 --> 00:32:47,680
!واقعا افتضاحه

622
00:32:49,039 --> 00:32:51,160
چه خوب که به‌ موقع اومدی

623
00:32:51,880 --> 00:32:53,559
لطفا یه کم با شیو رو صحبت کن

624
00:32:53,799 --> 00:32:54,839
کدوم زن و شوهری

625
00:32:54,839 --> 00:32:56,799
سر یه صیغه‌ از هم جدا می‌شن؟

626
00:32:57,119 --> 00:32:58,039
دقیقا

627
00:32:58,599 --> 00:32:59,599
کدوم زن و شوهری

628
00:32:59,599 --> 00:33:01,160
به خاطر یه صیغه‌ جدا می‌شن؟

629
00:33:01,160 --> 00:33:01,720
دقیقا

630
00:33:02,039 --> 00:33:03,960
وقتی این خبر پخش بشه، همه فکر می‌کنن

631
00:33:04,039 --> 00:33:06,279
خاندان یوان یه کار شرم‌آور کرده

632
00:33:06,680 --> 00:33:07,920
که باعث شده یه مادر

633
00:33:08,184 --> 00:33:10,310
با وجود داشتن چهار دختر، دنبال جدایی بیفته

634
00:33:16,296 --> 00:33:17,830
چه مزخرفاتی می‌گین؟

635
00:33:23,799 --> 00:33:25,599
من مادرشوهر مرزبان یونگ‌ چانگم

636
00:33:25,880 --> 00:33:26,880
و به فرمان امپراتور

637
00:33:26,880 --> 00:33:28,856
عنوان همسر مرزبان رو از دربار دریافت کردم

638
00:33:29,920 --> 00:33:30,759
می‌تونم بپرسم

639
00:33:31,119 --> 00:33:32,359
این زن دقیقا کیه

640
00:33:32,519 --> 00:33:34,039
که اینطور با تندی سرزنشم می‌کنه؟

641
00:33:36,839 --> 00:33:38,720
همسر پسرعموی مرزبان سابقه

642
00:33:42,400 --> 00:33:43,240
خواهر عزیزم

643
00:33:43,839 --> 00:33:46,079
بیا خصوصی با هم حرف بزنیم

644
00:33:46,359 --> 00:33:47,799
همه رو بفرست بیرون

645
00:33:51,000 --> 00:33:52,200
همه‌اتون فعلا برین بیرون

646
00:34:09,440 --> 00:34:10,320
!برین

647
00:34:22,920 --> 00:34:23,840
خواهر عزیزم

648
00:34:24,239 --> 00:34:26,000
من آدم رک و صریحی‌ام

649
00:34:26,280 --> 00:34:28,079
پس رک حرفم رو می‌زنم

650
00:34:29,159 --> 00:34:32,199
اگه می‌خوای شیو رو رو راضی کنم
که نظرش رو عوض کنه

651
00:34:32,719 --> 00:34:34,519
باید با چندتا شرط من موافقت کنی

652
00:34:36,199 --> 00:34:36,920
بگو ببینم

653
00:34:37,760 --> 00:34:38,199
اول

654
00:34:38,840 --> 00:34:39,880
می‌تونه صیغه بگیره

655
00:34:40,519 --> 00:34:43,360
ولی زن دوم رو باید
خانواده‌ی لین انتخاب کنه

656
00:34:48,119 --> 00:34:49,000
خواهر عزیزم

657
00:34:49,599 --> 00:34:51,039
تو فقط یه نوه‌ی پسر می‌خوای

658
00:34:51,079 --> 00:34:53,360
چه فرقی می‌کنه
کدوم زن اون رو به دنیا بیاره؟

659
00:34:53,928 --> 00:34:56,480
اگه زن اصلی و زن دوم با هم کنار بیان
خونه آروم می‌مونه

660
00:34:56,559 --> 00:34:59,239
و داماد سوم هم
می‌تونه با خیال راحت به کارهاش برسه

661
00:34:59,880 --> 00:35:01,119
ولی اگه با هم نسازن

662
00:35:01,240 --> 00:35:02,840
و هر روز یه دردسر تازه درست بشه

663
00:35:02,872 --> 00:35:04,936
یه لحظه مامورهای وزارت جنگ بیان

664
00:35:04,952 --> 00:35:06,664
یه لحظه هم مامورهای وزارت عدلیه

665
00:35:06,760 --> 00:35:07,639
اون وقت داماد سومم

666
00:35:08,920 --> 00:35:10,679
شاید دیگه نتونه این همه فشار رو تحمل کنه

667
00:35:19,039 --> 00:35:19,400
باشه

668
00:35:20,199 --> 00:35:21,199
قبول می‌کنم

669
00:35:22,079 --> 00:35:24,079
خانواده‌ی لین می‌تونه زن دوم رو انتخاب کنه

670
00:35:28,559 --> 00:35:29,199
دوم

671
00:35:30,719 --> 00:35:32,079
اموال خاندان مرزبان

672
00:35:32,248 --> 00:35:35,070
فقط باید به طور مساوی
بین بچه‌های زن اصلی تقسیم بشه

673
00:35:36,199 --> 00:35:36,559
...تو

674
00:35:38,880 --> 00:35:40,039
یعنی می‌گی

675
00:35:40,920 --> 00:35:42,239
فقط جیا رونگ

676
00:35:42,639 --> 00:35:44,840
و دخترهای خاندان لین می‌تونن
اموال خاندان رو به ارث ببرن؟

677
00:35:46,480 --> 00:35:49,360
زن اصلی الان چهارتا دختر داره

678
00:35:49,800 --> 00:35:51,000
درست می‌گی، خواهر عزیزم

679
00:35:51,032 --> 00:35:52,940
پس اون چهار دختر
اموال رو مساوی تقسیم می‌کنن

680
00:35:53,400 --> 00:35:54,639
بالاخره تو یه نوه‌ی پسر می‌خوای

681
00:35:55,000 --> 00:35:56,719
تا لقب مرزبان رو به ارث ببره

682
00:35:57,320 --> 00:35:58,800
اون که از قبل لقب رو داره

683
00:35:58,810 --> 00:36:01,330
چرا باید سر اموال خانواده
با خواهرهاش رقابت کنه؟

684
00:36:02,119 --> 00:36:03,599
اگه قبول نکنم چی؟

685
00:36:06,639 --> 00:36:08,239
حتی اگه خودم قبول کنم

686
00:36:08,559 --> 00:36:10,519
پسر بزرگم قبول نمی‌کنه

687
00:36:11,280 --> 00:36:12,599
خیلی آتشیه

688
00:36:12,728 --> 00:36:15,420
قبلا هم اون بود که شیو لای رو
تشویق کرد از شوهرش جدا بشه

689
00:36:15,519 --> 00:36:17,719
کارشون حتی به فرمانداری شون تیان کشید

690
00:36:17,840 --> 00:36:19,400
و توجه عالیجناب رو هم جلب کرد

691
00:36:19,920 --> 00:36:21,599
من اصلا نمی‌تونم کنترلش کنم

692
00:36:22,320 --> 00:36:23,079
نمی‌ترسی

693
00:36:23,080 --> 00:36:25,352
آبروی دخترهای خاندان لین به خطر بیفته

694
00:36:25,544 --> 00:36:27,720
و بعدا ازدواج کردن براشون سخت بشه؟

695
00:36:30,480 --> 00:36:32,559
دختر خودم که ازدواج کرده

696
00:36:33,119 --> 00:36:34,239
در مورد بقیه هم

697
00:36:36,760 --> 00:36:38,400
خودم به اندازه‌ی کافی گرفتاری دارم

698
00:36:38,480 --> 00:36:40,600
نمی‌تونم نگران سرنوشت بقیه باشم

699
00:36:41,719 --> 00:36:44,679
خاندان لین دیگه شورش رو درآورده

700
00:36:54,000 --> 00:36:56,440
بانوی ارشد یوان
پیشونی پهن

701
00:36:56,880 --> 00:36:58,079
و گوش‌های پری دارین

702
00:36:58,312 --> 00:37:00,230
این نشونه‌ی اینه که
نسل‌های زیادی از نعمت برخوردار می‌شین

703
00:37:00,328 --> 00:37:02,280
مطمئنم بیشتر از یه نوه‌ی پسر خواهید داشت

704
00:37:03,880 --> 00:37:05,239
خواهر سوم هنوز جوونه

705
00:37:05,840 --> 00:37:07,599
ممکنه در آینده یه پسر به دنیا بیاره

706
00:37:08,920 --> 00:37:11,980
از اونجایی که اموال خانواده
بین بچه‌های زن اصلی مساوی تقسیم می‌شه

707
00:37:12,199 --> 00:37:14,440
اون پسر هم طبیعتا
سهم خودش رو می‌گیره

708
00:37:19,760 --> 00:37:21,280
یه لحظه به وجدانت رجوع کن و بگو

709
00:37:22,239 --> 00:37:24,280
چطور ممکنه چنین قانونی وجود داشته باشه

710
00:37:24,719 --> 00:37:27,079
که دخترها اموال خانواده رو به ارث ببرن؟

711
00:37:27,512 --> 00:37:28,280
بانوی ارشد یوان

712
00:37:28,328 --> 00:37:30,670
اینکه دخترها نتونن
اموال خانواده رو به ارث ببرن

713
00:37:30,679 --> 00:37:32,119
از قدیم قانون تغییرناپذیری نبوده

714
00:37:32,199 --> 00:37:33,679
و همیشه هم اینطور نبوده

715
00:37:34,239 --> 00:37:35,199
توی سلسله‌ی هان

716
00:37:35,240 --> 00:37:37,368
دخترها نه تنها می‌تونستن
اموال خانواده رو به ارث ببرن

717
00:37:37,599 --> 00:37:38,960
حتی می‌تونستن لقب اشرافی رو هم به ارث ببرن

718
00:37:40,719 --> 00:37:42,000
چطور همچین چیزی ممکنه؟

719
00:37:42,360 --> 00:37:43,559
چرا که نه؟

720
00:37:44,719 --> 00:37:47,760
حتی اگه ندونی توی سلسله‌ی هان
زن‌های اشراف‌زاده هم وجود داشتن

721
00:37:47,920 --> 00:37:48,679
حتما می‌دونی

722
00:37:48,904 --> 00:37:50,776
که توی سلسله‌ی تانگ یه امپراتور زن وجود داشت

723
00:37:51,320 --> 00:37:53,079
هر چقدر هم قشنگ استدلال کنی

724
00:37:53,599 --> 00:37:55,440
من قبول نمی‌کنم که دخترها

725
00:37:55,960 --> 00:37:57,190
اموال خانواده رو به ارث ببرن

726
00:37:57,639 --> 00:37:58,280
من قبول می‌کنم

727
00:38:18,760 --> 00:38:19,199
مادر

728
00:38:20,159 --> 00:38:21,400
اگه پسر توانمندی از آب دربیاد

729
00:38:21,464 --> 00:38:23,112
که خودش لقب مرزبان رو به ارث می‌بره

730
00:38:23,400 --> 00:38:25,519
ثروت خودش رو ساختن
براش کار سختی نیست

731
00:38:26,159 --> 00:38:27,239
اگه هم بی‌عرضه از آب دربیاد

732
00:38:27,760 --> 00:38:28,800
ولش کن، اموال خانواده پیشکش

733
00:38:29,199 --> 00:38:31,480
شاید حتی نتونه
لقبش رو هم حفظ کنه

734
00:38:31,976 --> 00:38:33,840
دخترهای من هم
از گوشت و خون خودمن

735
00:38:34,072 --> 00:38:35,550
و خون خاندان یوان توی رگ‌هاشونه

736
00:38:36,728 --> 00:38:38,710
می‌خوام اموال خانواده رو براشون به جا بذارم

737
00:38:39,048 --> 00:38:40,800
تا بتونن با خیال راحت زندگی کنن

738
00:38:58,440 --> 00:38:59,239
خواهر عزیزم

739
00:39:00,880 --> 00:39:04,280
هیچکس توی زندگی نمی‌تونه
همه چیز رو دقیقا همونطور که می‌خواد داشته باشه

740
00:39:05,039 --> 00:39:08,079
اینکه هر دو طرف یه قدم کوتاه بیان
خودش بهترین نتیجه‌ست

741
00:39:08,960 --> 00:39:09,960
شما به نوه‌ی پسرتون می‌رسین

742
00:39:10,440 --> 00:39:11,800
و خانواده‌اشون هم از هم نمی‌پاشه

743
00:39:15,119 --> 00:39:15,920
چرا

744
00:39:16,519 --> 00:39:18,320
یه زوج عاشق رو

745
00:39:18,320 --> 00:39:19,960
مجبور کنیم جدا بشن

746
00:39:20,648 --> 00:39:21,630
و بچه رو

747
00:39:22,199 --> 00:39:23,440
بدون مادرش بذاریم؟

748
00:39:33,920 --> 00:39:34,920
من دیگه پیرم

749
00:39:36,712 --> 00:39:37,592
این موضوع هم

750
00:39:38,480 --> 00:39:39,800
تصمیمش رو می‌سپرم به خودتون

751
00:40:05,340 --> 00:40:10,820
<font color="#cd9ef7">♪زمان طوماری بلند از خودش به جا می‌ذاره♪</font>

752
00:40:11,416 --> 00:40:13,460
این اسناد تقسیم ملک خانوادگیه

753
00:40:13,760 --> 00:40:14,840
لطفا یه نگاه بنداز، شائو هوی

754
00:40:15,400 --> 00:40:16,480
اگه اعتراضی نداری

755
00:40:16,648 --> 00:40:18,110
رئیس محله اینجاست

756
00:40:18,519 --> 00:40:19,760
می‌تونه شاهدت بشه

757
00:40:20,000 --> 00:40:21,000
امضاش کن

758
00:40:21,000 --> 00:40:23,490
<font color="#cd9ef7">آدم‌ها توی فراز و نشیب روزگار، مثل همیشه♪
♪به هم می‌رسن و از هم جدا می‌شن</font>

759
00:40:25,480 --> 00:40:26,039
باشه

760
00:40:26,039 --> 00:40:29,540
<font color="#cd9ef7">هر بوته قبل از رسیدن به ساحل♪
♪رنج‌های خودش رو تاب میاره</font>

761
00:40:29,780 --> 00:40:33,020
<font color="#CD9EF7">♪سایه‌های بامبو،آرامش دلنشینی رو در آغوش می‌گیرن♪</font>

762
00:40:33,020 --> 00:40:36,060
<font color="#CD9EF7">♪فقط گل‌های ارکیده توی گوشه‌های خلوت شکوفا می‌شن♪</font>

763
00:40:36,420 --> 00:40:41,820
<font color="#CD9EF7">و نظاره می‌کنن که توی این دنیا♪
♪کهنه و نو به نوبت جای هم رو می‌گیرن</font>

764
00:40:41,820 --> 00:40:46,519
<font color="#5CE2F8">[نسیم بهاری، فصل‌ها را به ارمغان می‌آورد]</font>

765
00:40:46,519 --> 00:40:47,920
امروز خیلی بهت زحمت دادم

766
00:40:50,376 --> 00:40:52,424
چیزی که امروز توی عمارت یوان

767
00:40:52,599 --> 00:40:54,039
...جلوی همه گفتی

768
00:40:55,768 --> 00:40:57,710
شاید وسط معاوضه‌ام

769
00:40:57,840 --> 00:40:58,880
با چنگ زه بیرون اومده باشه

770
00:40:59,320 --> 00:41:01,000
ولی هر کلمه‌اش از ته قلبم بود

771
00:41:03,519 --> 00:41:04,760
قسم می‌خورم که توی این زندگی

772
00:41:05,304 --> 00:41:06,710
هیچوقت صیغه نمی‌گیرم

773
00:41:07,559 --> 00:41:08,280
تنها آرزوم

774
00:41:09,599 --> 00:41:10,840
گرفتن دست‌های تو

775
00:41:11,480 --> 00:41:12,519
و پیر شدن با توئه

776
00:41:19,519 --> 00:41:20,320
مراقب باش

777
00:41:20,320 --> 00:41:22,020
<font color="#5CE2F8">[تمام رنج‌ها از نادانی می‌آیند]</font>

778
00:41:28,152 --> 00:41:29,070
مادر -
مادر -

779
00:41:29,960 --> 00:41:31,519
شائو هوی امضاش کرد؟

780
00:41:32,679 --> 00:41:33,360
امضاش کرد

781
00:41:38,599 --> 00:41:39,760
بگو زنت بیاد

782
00:41:40,280 --> 00:41:41,440
بشینه

783
00:41:42,719 --> 00:41:43,960
ممنون بابت صندلی، مادر

784
00:41:45,800 --> 00:41:46,280
بیا

785
00:41:57,639 --> 00:41:58,480
بهم بگو

786
00:41:58,960 --> 00:42:00,719
کی ازش سر درآوردی؟

787
00:42:02,760 --> 00:42:05,400
حس کردم یه چیزی از همون اول روز عجیبه

788
00:42:05,719 --> 00:42:07,239
ولی نمی‌تونستم بفهمم چرا

789
00:42:08,239 --> 00:42:10,000
بعد مادر با عصبانیت اومد

790
00:42:10,199 --> 00:42:11,320
و فهمیدم

791
00:42:11,840 --> 00:42:13,199
مادر می‌خواست ما

792
00:42:13,480 --> 00:42:14,800
تیغه‌ی شیو رو باشیم

793
00:42:15,320 --> 00:42:16,880
و خاندان یوان رو مجبور کنیم تسلیم بشن

794
00:42:20,079 --> 00:42:22,079
تو واقعا باهوشی

795
00:42:23,239 --> 00:42:24,719
من و لان شیانگ راجع بهش حرف زدیم

796
00:42:25,079 --> 00:42:26,800
وقتی شیو رو هنوز ازدواج نکرده بود

797
00:42:26,872 --> 00:42:29,500
خودش شجاعت این رو داشت که
  دنبال یه ازدواج بهتر باشه

798
00:42:29,688 --> 00:42:31,880
کسی نبود که خودش رو توی عشق گم کنه

799
00:42:32,719 --> 00:42:35,719
چیزی که ازش می‌ترسید صیغه گرفتن چنگ زه نبود

800
00:42:36,159 --> 00:42:37,480
این بود که آدم‌های خاندان یوان

801
00:42:37,624 --> 00:42:40,610
از بچه‌ی پسر یه صیغه استفاده کنن 
تا مدیریت عمارت مرزبان رو دست بگیرن

802
00:42:41,360 --> 00:42:42,679
بعدش شیو رو و دخترهاش

803
00:42:42,800 --> 00:42:44,880
تحت سلطه‌ی بقیه قرار بگیرن

804
00:42:44,920 --> 00:42:47,890
مجبور بشن مراقب رفتارشون باشن
 و محتاط رفتار کنن تا فقط زنده بمونن

805
00:42:48,360 --> 00:42:50,960
می‌دونستم شیو رو فهمیده چی توی خطره

806
00:42:51,760 --> 00:42:53,679
و برای همین یه راه فرار بهش نشون دادم

807
00:42:56,440 --> 00:42:57,079
شما دوتا

808
00:42:58,400 --> 00:43:00,760
نباید به خاطر این سرزنشش کنین

809
00:43:05,100 --> 00:43:07,580
<font color="#C19372">⋆.˚⭒⋆𓂃 برخلاف جریان 𓂃⋆.˚⭒⋆</font>
<font color="#C19372">[پیش‌نمایش قسمت بعد]</font>

810
00:43:08,159 --> 00:43:09,360
!غش کرده! الان بی‌هوشه

811
00:43:09,960 --> 00:43:10,599
!بیا اینجا

812
00:43:10,760 --> 00:43:11,840
!زود باش بیا

813
00:43:11,880 --> 00:43:12,400
!عجله کن

814
00:43:12,840 --> 00:43:14,159
!زود، زیر بینیش رو فشار بده

815
00:43:14,480 --> 00:43:14,920
!اینجا

816
00:43:16,440 --> 00:43:17,320
!زود، بیا اینجا

817
00:43:17,639 --> 00:43:18,880
زود بیا اینجا

818
00:43:25,300 --> 00:43:27,770
مادر و دختر خوبن -
مادر و دختر خوبن -

819
00:43:27,784 --> 00:43:29,360
!عالیه

820
00:43:29,360 --> 00:43:32,400
!مادر و دختر خوبن -
!مادر و دختر خوبن -

821
00:43:32,400 --> 00:43:33,144
!بچه به دنیا اومد

822
00:43:50,380 --> 00:43:54,500
<font color="#CD9EF7">♪باز بهار به آرومی از شاخه‌ها می‌گذره♪</font>

823
00:43:57,340 --> 00:44:01,860
<font color="#CD9EF7">♪گل‌ها مثل همیشه در سکوت شکوفا می‌شن♪</font>

824
00:44:03,140 --> 00:44:07,060
<font color="#CD9EF7">♪شادی و غم میان و می‌رن♪</font>

825
00:44:07,740 --> 00:44:10,500
<font color="#CD9EF7">ولی غم از دست رفته‌ها مثل زمستون♪
♪توی قلبمون سرما به جا می‌ذارن</font>

826
00:44:11,220 --> 00:44:13,540
<font color="#CD9EF7">♪حتی اگه کل دنیا محو و بی‌رنگ بشه♪</font>

827
00:44:13,540 --> 00:44:16,620
<font color="#CD9EF7">♪زمان همچنان می‌گذره و زندگی‌ها یکی پس از دیگری می‌گذرن♪</font>

828
00:44:18,140 --> 00:44:22,380
<font color="#CD9EF7">♪نسیم شبونه توی تالار خاطرات سرگردونه♪</font>

829
00:44:25,300 --> 00:44:29,460
<font color="#CD9EF7">♪هیچ صفحه‌ای گنجایش ثبت دلتنگی‌های ناگفته رو نداره♪</font>

830
00:44:31,260 --> 00:44:34,820
<font color="#CD9EF7">♪تمام شادی‌ها و غم‌های این زندگی گذرا♪</font>

831
00:44:34,820 --> 00:44:38,380
<font color="#CD9EF7">♪توی گذشته محو می‌شن و زخم‌های تازه سر باز می‌کنن♪</font>

832
00:44:39,180 --> 00:44:44,860
<font color="#CD9EF7">♪در حالی که عطر خاطرات توی ایوان‌ها هنوز مونده♪</font>

833
00:44:45,220 --> 00:44:49,540
<font color="#CD9EF7">♪بذار باد سرد زوزه بکشه و بارون وحشی بباره♪</font>

834
00:44:49,900 --> 00:44:52,860
<font color="#CD9EF7">♪بذار غم مثل سایه همه جا رو فرا بگیره♪</font>

835
00:44:52,860 --> 00:44:56,620
<font color="#CD9EF7">♪بذار عشق تیکه‌تیکه بشه و خشم قدیمی رو از بین بره♪</font>

836
00:44:56,620 --> 00:44:59,500
<font color="#CD9EF7">♪بذار گذشته همراه دیروز بمیره♪</font>

837
00:44:59,500 --> 00:45:03,580
<font color="#CD9EF7">♪آخرین شعله و آخرین جام شراب♪</font>

838
00:45:03,580 --> 00:45:06,940
<font color="#CD9EF7">♪و نور نقره‌ای ماه که راه شب رو بهم نشون بده♪</font>

839
00:45:06,940 --> 00:45:10,700
<font color="#CD9EF7">♪بذار هر آغاز رنگ ببازه و پایان جاش رو بگیره♪</font>

840
00:45:10,700 --> 00:45:14,700
<font color="#CD9EF7">♪از این رویای بی‌پایان دیگه راه برگشتی نیست♪</font>

841
00:45:15,460 --> 00:45:19,620
<font color="#CD9EF7">♪بذار باد سرد زوزه بکشه و بارون وحشی بباره♪</font>

842
00:45:19,620 --> 00:45:23,060
<font color="#CD9EF7">♪بذار غم مثل سایه همه جا رو فرا بگیره♪</font>

843
00:45:23,060 --> 00:45:26,700
<font color="#CD9EF7">♪بذار عشق تیکه‌تیکه بشه و خشم قدیمی رو از بین بره♪</font>

844
00:45:26,700 --> 00:45:29,580
<font color="#CD9EF7">♪بذار گذشته همراه دیروز بمیره♪</font>

845
00:45:29,580 --> 00:45:33,660
<font color="#CD9EF7">♪آخرین شعله و آخرین جام شراب♪</font>

846
00:45:33,660 --> 00:45:37,020
<font color="#CD9EF7">♪و نور نقره‌ای ماه که راه شب رو بهم نشون بده♪</font>

847
00:45:37,020 --> 00:45:40,660
<font color="#CD9EF7">♪بذار هر آغاز رنگ ببازه و پایان جاش رو بگیره♪</font>
