1
00:00:10,133 --> 00:00:12,266
مامانت داره میمیره.

2
00:00:12,366 --> 00:00:14,033
حتی اگر کوچکترین چیزی باشد،

3
00:00:14,133 --> 00:00:17,433
اگر اربابان ناراضی باشند، می‌توانند هر طور که می‌خواهند ما را تنبیه کنند.

4
00:00:17,533 --> 00:00:21,833
تنها راه نجات مادرت این است که پول دربیاوری تا آزادی‌ات را بخری.

5
00:00:21,933 --> 00:00:24,033
من به تو اجازه می‌دهم آزاد باشی

6
00:00:24,133 --> 00:00:28,566
اگر به من ۱۳۰ توملوئنگ بدهی.

7
00:00:29,433 --> 00:00:32,433
اگه قول بدی از مامانم مراقبت کنی

8
00:00:32,533 --> 00:00:36,033
و به او اجازه دهید تا زمانی که کاملاً بهبود یابد، از کار استراحت کند،

9
00:00:36,133 --> 00:00:38,566
پس من به خدمتگزاری شما ادامه خواهم داد.

10
00:00:43,766 --> 00:00:45,766
بانو فوآنگ این داروی تقویتی رو بهت داد

11
00:00:47,633 --> 00:00:50,833
و به شما اجازه داد تا زمانی که حالتان بهتر شود، استراحت کنید.

12
00:00:56,866 --> 00:00:59,233
لطفا از طرف من از بانو فوآنگ تشکر کنید.

13
00:01:09,833 --> 00:01:11,400
مامان، حالت چطوره؟ (چه احساسی داری مامان؟)

14
00:01:14,233 --> 00:01:16,033
زخم داره خوب میشه.

15
00:01:16,133 --> 00:01:21,066
بعد از استراحت و نخوردن غذای مضر، حالم بهتر شد.

16
00:01:21,166 --> 00:01:22,066
این خوبه.

17
00:01:24,633 --> 00:01:26,566
راستی، چیکار کردی؟

18
00:01:27,066 --> 00:01:31,233
چرا بانو فوآنگ اجازه داد استراحت کنم و حتی به من داروی تقویتی داد؟

19
00:01:32,066 --> 00:01:35,800
اگه قول بدی از مامانم مراقبت کنی

20
00:01:35,866 --> 00:01:38,133
تا زمانی که او به طور کامل بهبود یابد،

21
00:01:38,200 --> 00:01:40,600
پس من به خدمتگزاری شما ادامه خواهم داد.

22
00:01:43,833 --> 00:01:48,366
حدس می‌زنم به این دلیل است که... ما سخت تلاش کرده‌ایم تا به آنها خدمت کنیم،

23
00:01:48,433 --> 00:01:50,933
به همین دلیل است که آنها به ما رحم می‌کنند.

24
00:01:52,633 --> 00:01:53,600
مامان

25
00:01:56,366 --> 00:01:57,533
داروتو بخور.

26
00:02:00,266 --> 00:02:01,233
ممنون، پسر.

27
00:02:22,366 --> 00:02:23,800
هنوز از من عصبانی هستی؟

28
00:02:24,366 --> 00:02:26,800
آره! و خیلی هم ناامید شدم.

29
00:02:26,866 --> 00:02:30,433
انتظار نداشتم به این راحتی تسلیم اون خون لوانگ منحرف بشی.

30
00:02:32,766 --> 00:02:35,866
هی. جدی میگم، چطور انقدر مطمئنی؟

31
00:02:35,966 --> 00:02:39,166
که اگر برده بمانی، مادرت در امان خواهد بود؟

32
00:02:39,233 --> 00:02:42,066
شاید این دفعه از مامانت مراقبت کنن،

33
00:02:42,166 --> 00:02:46,400
اما بعداً، بانو فوآنگ ممکن است دوباره او را اذیت کند. نمی‌ترسی؟

34
00:02:47,166 --> 00:02:48,933
آیا من حق انتخاب دارم؟

35
00:02:49,000 --> 00:02:52,733
کمی طول می‌کشد تا بتوانم ۱۳۰ توملوئنگ جمع کنم.

36
00:02:53,233 --> 00:02:56,666
در این مدت، اگر سرکشی کنی،

37
00:02:56,766 --> 00:02:59,333
خون لوانگ فقط راه‌هایی برای تنبیه تو پیدا می‌کنه.

38
00:02:59,933 --> 00:03:02,800
واقعاً؟ اگه خون لوانگ مهربون‌تره، بهم نگو

39
00:03:02,866 --> 00:03:05,166
تو تمام عمرت برده او خواهی ماند.

40
00:03:06,366 --> 00:03:08,066
اگر منِ قدیمی بودم، این کار را می‌کردم.

41
00:03:09,400 --> 00:03:13,966
اما بعد از ماجرای مینگ و اینکه چطور خون لوانگ حق عضویت من را بالا برد...

42
00:03:14,033 --> 00:03:19,833
پس داری میگی اگه من بهت پول بدم که آزادیتو بخری، اونوقت میخری؟

43
00:03:22,266 --> 00:03:26,033
این دفعه مطمئن شو که صادقی، کلا. من این کار رو بی‌دلیل انجام نمی‌دم.

44
00:03:26,133 --> 00:03:28,266
میدونی پول درآوردن چقدر سخته؟

45
00:03:33,266 --> 00:03:34,866
وقتی پول را برایم آوردی،

46
00:03:35,833 --> 00:03:37,233
آزادی‌ام را خواهم خرید.

47
00:03:42,833 --> 00:03:44,633
باشه. معامله؟

48
00:03:45,400 --> 00:03:47,600
-چی؟ -من اینو بهت یاد دادم!

49
00:03:47,666 --> 00:03:50,066
تو همیشه فراموش می‌کنی. برنج را برایم آسیاب کن.

50
00:03:50,166 --> 00:03:51,033
چی؟

51
00:04:09,766 --> 00:04:12,533
بلوندی در دوران باستان

52
00:05:13,533 --> 00:05:16,800
بلوندی در دوران باستان

53
00:05:16,866 --> 00:05:21,833
راه‌های کسب درآمد…

54
00:05:23,833 --> 00:05:25,066
بیایید ببینیم…

55
00:05:28,333 --> 00:05:30,600
باتریم 5 درصد کم شده!

56
00:05:30,666 --> 00:05:32,033
چی؟

57
00:05:32,133 --> 00:05:34,766
باتری گوشیم داره تموم میشه.

58
00:05:34,833 --> 00:05:36,266
باتری چیست؟

59
00:05:37,333 --> 00:05:40,533
مثل برق میمونه.ببینید، این دستگاه از برق استفاده میکنه.

60
00:05:40,600 --> 00:05:43,600
اگر برق تمام شود، دیگر نمی‌توانیم از آن استفاده کنیم.

61
00:05:45,166 --> 00:05:47,633
ولش کن. شما مردم نمی‌فهمید.

62
00:05:48,966 --> 00:05:51,833
اما اگر باتری تمام شود، چه کار باید بکنم؟

63
00:05:52,533 --> 00:05:53,766
برق…

64
00:05:55,166 --> 00:05:57,966
آیا آن چیزی که نور می‌دهد فانوس نیست؟

65
00:06:01,200 --> 00:06:03,600
میدونی لامپ چیه؟

66
00:06:04,333 --> 00:06:09,200
شاید آن را در خانه‌ی بانو توبتیم دیده باشم.

67
00:06:11,366 --> 00:06:17,866
اقامتگاه بانو توبتیم! شنیده‌ام که خانه‌ی یک اشراف‌زاده برق داشته است.

68
00:06:17,966 --> 00:06:21,566
میشه از بانو توبتیم بخوای که فردا منو ببره خونه‌شون؟

69
00:06:22,433 --> 00:06:25,166
اما چطور می‌توانم بدون کابل شارژ آن را شارژ کنم؟

70
00:06:26,633 --> 00:06:29,266
به هر حال، اول بذار پریز برق رو ببینم،

71
00:06:29,366 --> 00:06:31,933
بعدش یه راهی برای ساختن کابل پیدا می‌کنم.

72
00:06:32,566 --> 00:06:34,066
فکر نمی‌کنم بتونیم بریم.

73
00:06:34,600 --> 00:06:37,233
شنیدم که او در شهر دیگری مشغول انجام کارهای شخصی است.

74
00:06:39,033 --> 00:06:40,633
الان اونجا چیکار میکنه؟

75
00:06:41,433 --> 00:06:43,033
اینو نمی‌تونم صبر کنم، کلا. خیلی فوری‌ه!

76
00:06:44,633 --> 00:06:48,800
امشب، خون لوانگ و خانواده خون در خانه خون پرا شام خواهند خورد.

77
00:06:54,933 --> 00:06:55,933
خیلی خب.

78
00:07:00,200 --> 00:07:01,366
بیا، فوآنگ.

79
00:07:17,633 --> 00:07:19,233
چرا این همه وسیله آوردی؟

80
00:07:21,866 --> 00:07:24,066
از پن خواستم که اونا رو بیاره، قربان.

81
00:07:24,166 --> 00:07:26,600
مامانم می‌خواست به فنگ چند تا نخل خرمای کوچولو بده

82
00:07:26,666 --> 00:07:29,933
تا بتواند برای خون پرا و بانو توبتیم دسر درست کند.

83
00:07:31,466 --> 00:07:33,166
بعدش شما به این موضوع رسیدگی کنید.

84
00:07:33,766 --> 00:07:34,733
خواهم کرد، آقا.

85
00:07:41,666 --> 00:07:46,266
-اینو کجا ببرم؟ -برو استراحت کن.من انجامش میدم.

86
00:07:46,366 --> 00:07:47,866
من برم یه کم آب بخورم.

87
00:08:25,000 --> 00:08:26,866
من به فنگ خیلی حسودیم میشه.

88
00:08:26,966 --> 00:08:30,933
او باید با لیدی توبتیم برود. حتماً دارد به او خوش می‌گذرد.

89
00:08:32,266 --> 00:08:35,800
-هی. اون چیه؟ -نمیدونم.

90
00:08:36,600 --> 00:08:38,333
-آهسته بهش نزدیک شو. -اون چیه؟

91
00:08:45,533 --> 00:08:46,733
چیست؟ (چیست؟)

92
00:08:48,266 --> 00:08:50,566
-بیا ببریمش پیش عمو گون. -بریم.

93
00:09:05,766 --> 00:09:06,800
من که میدونم چیه!

94
00:09:07,733 --> 00:09:08,800
یک آینه.

95
00:09:08,866 --> 00:09:10,800
کدام آینه اینقدر تار خواهد بود؟

96
00:09:10,866 --> 00:09:14,800
اگه باور نداری امتحانش کن. وای. اون نور چی بود؟

97
00:09:14,866 --> 00:09:16,833
شاید چیزی درونش باشد؟

98
00:09:17,366 --> 00:09:19,566
فکر کنم باید نابودش کنیم و بفهمیم چی به چیه.

99
00:09:19,633 --> 00:09:22,266
-آره! بشکنش. -با دست که نمیشه لهش کرد.

100
00:09:25,566 --> 00:09:26,533
نکن! نکن!

101
00:09:30,266 --> 00:09:32,066
اون کی بود؟

102
00:09:32,666 --> 00:09:36,600
-شاید صاحبش بخواد پسش بگیره. -حرامزاده!

103
00:09:36,666 --> 00:09:40,400
به من نگو ​​که این یک آینه جن زده است.

104
00:09:47,966 --> 00:09:52,066
چیزی که مال منه رو پس بده.

105
00:09:54,200 --> 00:09:57,200
دیدی؟ همه‌مون شنیدیم! روح می‌خواد برگرده.

106
00:09:58,433 --> 00:10:02,233
-بیا دیگه! -عمو! منتظرم باش!

107
00:10:02,333 --> 00:10:03,533
عمو! صبر کن!

108
00:10:11,466 --> 00:10:13,200
عزیزم! خرج داره، میفهمی؟

109
00:10:23,400 --> 00:10:24,266
هیچ کدام.

110
00:10:33,133 --> 00:10:35,600
-از این طرف، خون لوانگ. مواظب قدم‌هات باش. -بله.

111
00:10:35,666 --> 00:10:39,833
اگر به چراغ‌ها علاقه‌مند هستید، کسی را برای نصب می‌فرستم.

112
00:10:46,333 --> 00:10:47,833
چی شده، خون لوانگ؟

113
00:10:49,566 --> 00:10:52,366
-هیچی، آقا. -دنبالم بیاین.

114
00:10:59,766 --> 00:11:01,466
چرا اینجا پرسه میزنی؟

115
00:11:02,133 --> 00:11:03,833
دنبال یه راه خروجی هستم.

116
00:11:08,833 --> 00:11:09,933
دنبالم بیا.

117
00:11:17,600 --> 00:11:18,566
عجله کن!

118
00:11:22,033 --> 00:11:22,933
ساکت!

119
00:11:35,466 --> 00:11:38,633
کلا. آیا لامپ‌های این دوره و زمانه این شکلی هستند؟

120
00:11:43,066 --> 00:11:44,466
خروجی کجاست؟

121
00:11:45,133 --> 00:11:46,666
-پریز برق؟ -آره.

122
00:11:47,766 --> 00:11:50,166
شبیه مستطیل میشه

123
00:11:51,233 --> 00:11:55,833
با سوراخ‌هایی در وسط. سه، گاهی دو سوراخ برای شارژ دارد.

124
00:11:56,633 --> 00:12:00,233
و روی دیواری مثل این خواهد بود. تا حالا یکی از اینا دیدی؟

125
00:12:00,333 --> 00:12:01,600
نه، نکرده‌ام.

126
00:12:02,400 --> 00:12:05,933
معمولاً این خطوط به یک ژنراتور متصل هستند

127
00:12:06,000 --> 00:12:09,066
که مستقیماً لامپ‌ها را روشن می‌کند.

128
00:12:10,066 --> 00:12:14,200
نه، نگو که در این دوره و زمانه هیچ جایی برای فروش وجود ندارد.

129
00:12:15,000 --> 00:12:16,966
چطور می‌توانم باتری را شارژ کنم؟

130
00:12:30,133 --> 00:12:33,233
باتریش خرابه، کلا. (Kla.)

131
00:12:36,233 --> 00:12:38,800
تو هم مُردی، پِرِی!

132
00:12:39,100 --> 00:12:43,800
آئک با اینکه هنوز خیلی کوچیکه، خیلی زود تونسته خون بشه.

133
00:12:44,700 --> 00:12:46,766
همه اش به لطف توست

134
00:12:46,833 --> 00:12:48,833
از اینکه اینقدر با پسرم مهربونی

135
00:12:49,400 --> 00:12:50,900
به خاطر اون نیست.

136
00:12:51,633 --> 00:12:56,633
آئک برای این موقعیت مناسب است زیرا تمام ویژگی‌های لازم را دارد.

137
00:12:56,700 --> 00:12:59,800
اما در هر صورت باز هم از شما متشکرم.

138
00:13:01,833 --> 00:13:03,033
آن را برای راهبان نگه دارید.

139
00:13:13,033 --> 00:13:16,866
از نظر حرفه آک، من دیگه نگران نیستم، قربان.

140
00:13:17,500 --> 00:13:21,366
تنها چیزی که برایش باقی مانده، نگرانی برای جفتش است.

141
00:13:25,200 --> 00:13:27,100
اگر بخواهم رک و راست از شما بپرسم، آقا.

142
00:13:28,033 --> 00:13:32,666
اگر قرار بود از توبتیم خواستگاری کنم تا عروسم شود،

143
00:13:32,766 --> 00:13:34,500
و با آک من ازدواج کن،

144
00:13:34,600 --> 00:13:37,166
آیا ما از دعای خیر شما بهره‌مند خواهیم شد؟

145
00:13:39,100 --> 00:13:40,400
اگر از من بپرسید…

146
00:13:41,466 --> 00:13:44,433
باید بگویم که من با این ایده مخالف نیستم.

147
00:13:45,633 --> 00:13:49,866
اما اگر از من بخواهید که در این مورد به شما قول بدهم،

148
00:13:49,966 --> 00:13:55,300
پس باید بگم... همه چیز به این بستگی داره که اون در مورد این موضوع چه احساسی داشته باشه.

149
00:13:56,033 --> 00:14:00,800
پس باید تا جایی که می‌توانی، مرتباً به اینجا بیایی تا از توبتیم خواستگاری کنی.

150
00:14:00,866 --> 00:14:02,500
تا بتونی دلش رو آب کنی.

151
00:14:02,600 --> 00:14:03,966
بله، پدر.

152
00:14:13,566 --> 00:14:15,300
-هی! -کلا.

153
00:14:16,366 --> 00:14:19,200
-میشه بغلم کنی؟ -چرا باید بکنم؟

154
00:14:19,900 --> 00:14:23,166
اگه بیفتم چی؟ بیخیال!

155
00:14:23,766 --> 00:14:24,900
کجا نگهت دارن؟

156
00:14:25,000 --> 00:14:27,000
هرجا! کمرم را بگیر.

157
00:14:29,200 --> 00:14:30,166
اینجا.

158
00:14:31,966 --> 00:14:32,800
کمر

159
00:14:45,666 --> 00:14:46,766
اوه، عزیزم.

160
00:14:47,433 --> 00:14:54,400
ببین. فکر کنم ارواح خونه همگی با خواستگاری ما از توبتیم موافق بودن.

161
00:14:55,066 --> 00:14:56,566
داری قضیه رو سبک سنگین می‌کنی.

162
00:14:57,066 --> 00:15:00,566
وقتی مهمان‌های مهمی دارم، چراغ‌ها خاموش می‌شوند.

163
00:15:00,633 --> 00:15:02,466
من نسبتاً خجالت می‌کشم.

164
00:15:02,566 --> 00:15:05,566
چیکار کردی؟ الان کل خونه تاریکه.

165
00:15:08,200 --> 00:15:11,300
ببخشید! فکر کنم امروز نمی‌تونم گوشیم رو شارژ کنم.

166
00:15:11,833 --> 00:15:13,266
برگردیم.

167
00:15:21,466 --> 00:15:23,300
Khun Luang و Khoon در حال رفتن هستند.

168
00:15:23,400 --> 00:15:24,900
همینجا بدرقه‌ات می‌کنم.

169
00:15:25,000 --> 00:15:27,066
-البته. -الان میریم.

170
00:15:32,866 --> 00:15:34,600
بیا بریم. بیا!

171
00:15:38,666 --> 00:15:40,500
کم کم حس کن داری کجا میری.

172
00:15:40,600 --> 00:15:41,433
کی اونجاست؟

173
00:15:43,500 --> 00:15:44,366
چقدر ترسناک.

174
00:15:46,366 --> 00:15:47,566
من نمی توانم با این موضوع کنار بیایم.

175
00:15:50,566 --> 00:15:52,400
داره ترسناک میشه. -بیا بریم.

176
00:15:58,233 --> 00:16:02,800
-بریم. -چراغ‌ها چطور خاموش شدن؟ نیم!

177
00:16:02,866 --> 00:16:05,800
برو شمع‌ها را روشن کن.

178
00:16:08,800 --> 00:16:12,766
همین الان صدای صحبت چند نفر را شنیدم.

179
00:16:16,500 --> 00:16:17,566
هیچ‌کس.

180
00:16:20,500 --> 00:16:22,666
واقعاً شب عجیبی است.

181
00:16:23,300 --> 00:16:24,866
خیلی وهم‌آور.

182
00:16:24,966 --> 00:16:27,800
فقط با فکر کردن بهش دارم می‌ترسم.

183
00:16:30,033 --> 00:16:31,033
بیا بریم.

184
00:16:48,300 --> 00:16:50,600
-مستقیم برو پایین. -باشه.

185
00:16:50,666 --> 00:16:53,300
-اینجوری؟ -بله.برنج رو نریزید.

186
00:16:54,300 --> 00:16:55,500
بس کن، واین.

187
00:16:57,400 --> 00:16:58,400
بله؟

188
00:16:59,066 --> 00:17:03,866
می‌خواهم ۱۰۰ تا بولان دان مک برای راهبان معبد بیاورم.

189
00:17:04,833 --> 00:17:07,766
کاری کن که هر تکه قشنگ به نظر برسه. منو خجالت زده نکن.

190
00:17:09,300 --> 00:17:12,166
البته. کی می‌خوای برسن؟

191
00:17:13,500 --> 00:17:16,033
قبل از ناهار. امروز.

192
00:17:16,100 --> 00:17:17,966
چی؟ امروز؟

193
00:17:19,866 --> 00:17:24,700
خاله واین هنوز مریض است. و خون لوانگ گفته که نباید سخت کار کند.

194
00:17:24,800 --> 00:17:29,033
دختر مو بور! جرئت می‌کنی از اسم شوهرم برای تهدیدم استفاده کنی؟

195
00:17:29,100 --> 00:17:35,466
نه خانم. فقط می‌ترسم که عمه واین نتواند آن همه تکه را بدوزد.

196
00:17:36,066 --> 00:17:38,033
من آنها را برای راهبان می‌خواهم.

197
00:17:38,566 --> 00:17:42,066
اگر نتوانم به برده‌ام بگویم که آنها را بسازد، آیا باید خودم آنها را بسازم؟

198
00:17:42,166 --> 00:17:43,833
-خب-- -پرای.

199
00:17:48,266 --> 00:17:52,866
البته، بانو فوآنگ. من آنها را تا زمانی که شما بخواهید تمام خواهم کرد.

200
00:18:15,200 --> 00:18:18,500
اگر آب نخود فرنگی پروانه‌ای کافی نیست، بیشتر بچینید.

201
00:18:19,400 --> 00:18:21,633
زود باش، اینقدر کند نباش.

202
00:18:23,266 --> 00:18:26,633
اگر این تعداد را می‌خواست، باید دیروز به ما می‌گفت.

203
00:18:27,433 --> 00:18:29,066
این آشکارا قلدری است.

204
00:18:29,166 --> 00:18:32,100
اربابان همیشه آنچه را که می‌خواهند، در زمان دلخواهشان می‌خواهند.

205
00:18:32,200 --> 00:18:34,700
آنها به این فکر نمی‌کنند که آیا ما می‌توانیم این کار را انجام دهیم یا نه.

206
00:18:34,800 --> 00:18:35,833
سلام!

207
00:18:37,266 --> 00:18:39,600
فقط کاری که اربابات میگن رو انجام بده!

208
00:18:39,666 --> 00:18:42,200
شورش و جنجال راه نیندازید.

209
00:18:43,833 --> 00:18:45,366
-حتماً. -حتماً.

210
00:19:28,266 --> 00:19:29,900
-خاله واین، اونو بده به من. -هی!

211
00:19:30,666 --> 00:19:32,833
من و لینجی از پس این کار برمی‌آییم.

212
00:19:32,900 --> 00:19:34,433
-لینجی، بریم. -بریم.

213
00:19:34,500 --> 00:19:37,033
بچه ها میشه بهتون اعتماد کنم تو این مورد؟

214
00:19:37,100 --> 00:19:38,500
-البته! -مواظبش باش!

215
00:19:38,600 --> 00:19:40,966
حتماً. بریم! (or: شروع می‌کنیم!)

216
00:19:43,833 --> 00:19:47,833
و عجله کن برگرد! خیلی چیزهای دیگه هم هست!

217
00:19:51,566 --> 00:19:53,666
چه خوب! برگشتی.

218
00:19:56,433 --> 00:19:59,666
سفرت چطور بود؟ مشکلی داشتی؟

219
00:20:00,266 --> 00:20:02,033
به نرمی پیش رفت.

220
00:20:02,100 --> 00:20:06,000
عمه برده‌های زیادی فرستاد تا از همه چیز برای من مراقبت کنند.

221
00:20:06,066 --> 00:20:07,866
هم در رفت و هم در برگشت.

222
00:20:10,433 --> 00:20:12,300
چه برادر وحشتناکی هستم من.

223
00:20:13,033 --> 00:20:18,433
خواهرم برای خانه جدیدش مراسمی داشت، اما من دخترم را به نمایندگی از خودم فرستادم.

224
00:20:22,766 --> 00:20:24,866
عمه اصلاً شکایتی نکرد.

225
00:20:25,666 --> 00:20:29,433
-اون حتی بهت عسل آوریل رو هم داد. - بفرمایید، آقا.

226
00:20:31,166 --> 00:20:33,266
گذشته از آنچه او فرستاده بود،

227
00:20:33,366 --> 00:20:37,566
بانو توبتیم همچنین برای شما دسرها و چیزهای محلی معروفی خرید.

228
00:20:37,633 --> 00:20:43,366
هر جا که نگاه می‌کرد، هر چه می‌دید، فقط به تو فکر می‌کرد، خون پرا.

229
00:20:44,600 --> 00:20:46,100
توبتیم، دختر عزیزم.

230
00:20:47,700 --> 00:20:50,266
تو خیلی روی خوشحال کردن من تمرکز کردی.

231
00:20:50,366 --> 00:20:53,666
آیا اصلاً وقت دارید که به قلب خودتان رسیدگی کنید؟

232
00:20:55,066 --> 00:20:57,666
منظورت از این حرف چیه، پدر؟

233
00:20:58,900 --> 00:21:01,066
دیروز، وقتی که تو اینجا نبودی،

234
00:21:01,766 --> 00:21:06,366
من لوانگ گوم، فوآنگ و آئک را برای شام به خانه‌مان دعوت کردم.

235
00:21:07,066 --> 00:21:10,300
خون لوانگ و فوآنگ به این موضوع در آینده اشاره کردند،

236
00:21:10,400 --> 00:21:12,900
آنها دوست دارند دست شما را بگیرند

237
00:21:13,000 --> 00:21:16,366
تا عروس آنها شود و با آئک، پسرشان، ازدواج کند.

238
00:21:18,033 --> 00:21:19,700
نظر شما در مورد آن چیست؟

239
00:21:22,366 --> 00:21:25,866
من و آک مثل خواهر و برادر با هم بوده‌ایم.

240
00:21:25,966 --> 00:21:29,200
اگر مجبور به ازدواج شویم، خیلی احساس ناخوشایندی خواهیم داشت.

241
00:21:31,433 --> 00:21:36,633
خانه باید طوری ساخته شود که ساکنانش را راضی کند.

242
00:21:36,700 --> 00:21:40,633
فقط می‌خواستم از علاقه‌ی آک بهت باخبرت کنم.

243
00:21:40,700 --> 00:21:43,100
و برای اینکه شما در مورد آن فکر کنید.

244
00:21:43,200 --> 00:21:48,233
هر تصمیمی که بگیری، همه چیز به خواسته قلبی خودت بستگی داره.

245
00:21:49,400 --> 00:21:52,600
-پس من خودم را معذور می‌دارم. -البته.

246
00:22:22,300 --> 00:22:24,866
اسمش پرائه است. حیف که موهاش بوره.

247
00:22:30,766 --> 00:22:32,300
-عمو گون. -بله؟

248
00:22:33,600 --> 00:22:37,600
آیا خانواده‌ی خون لوانگ گوم دیروز برای شام به اینجا آمدند؟

249
00:22:38,400 --> 00:22:42,800
-بله. -پرای، دختر موطلایی هم اومد؟

250
00:22:43,900 --> 00:22:48,866
من دختر مو بور را ندیدم. فقط برده‌های مرد را دیدم.

251
00:22:50,866 --> 00:22:52,500
-ممنون. -البته.

252
00:23:02,933 --> 00:23:07,466
خدایا. از کجا می‌توانم شارژر گوشی پیدا کنم؟ لطفا به من بگو.

253
00:23:09,266 --> 00:23:13,666
حالا کلا دیگر به عشق علاقه‌ای ندارد. او فقط نگران مادرش است.

254
00:23:13,733 --> 00:23:17,166
حالا چطور می‌توانم به کلا کمک کنم در عشق موفق شود؟

255
00:23:18,100 --> 00:23:19,866
خواهش می‌کنم کمکم کن، خدا.

256
00:23:20,600 --> 00:23:22,400
لطفا کمکم کنید.

257
00:23:23,600 --> 00:23:25,300
ساتو!

258
00:23:37,566 --> 00:23:38,400
پرای.

259
00:23:39,400 --> 00:23:40,600
بانو توبتیم!

260
00:23:41,266 --> 00:23:42,533
تو برگشتی.

261
00:23:44,500 --> 00:23:47,000
روسری شما را در خانه‌ام پیدا کردم.

262
00:23:47,100 --> 00:23:48,900
اونجا چیکار میکردی؟

263
00:23:57,966 --> 00:23:59,500
واقعاً متاسفم، بانو توبتیم.

264
00:24:00,066 --> 00:24:02,600
فقط می‌خواستم کابل برق را ببینم.

265
00:24:03,866 --> 00:24:06,200
کلا بهم گفت که رفتی یه شهر دیگه.

266
00:24:06,300 --> 00:24:09,333
عجله داشتم، برای همین بدون اجازه رفتم آنجا.

267
00:24:10,400 --> 00:24:12,866
دفعه‌ی بعد، اگه کمکی خواستی، فقط بهم بگو.

268
00:24:13,400 --> 00:24:17,300
پشت سرم این کارو نکن. نمی‌خوام رابطه‌مون بد بشه.

269
00:24:18,166 --> 00:24:20,766
باشه. دیگه تکرارش نمی‌کنم. قول می‌دم.

270
00:24:22,933 --> 00:24:23,900
قول می‌دهم.

271
00:24:28,166 --> 00:24:33,900
لیدی توبتیم. من می‌خواهم دستگاهی پیدا کنم که بتواند برق تولید کند.

272
00:24:33,966 --> 00:24:38,700
آیا فروشگاه‌های اطراف اینجا سیم مسی، کابل یا چیزهایی از این قبیل می‌فروشند؟

273
00:24:39,400 --> 00:24:42,466
من تا حالا این چیزایی که گفتی رو نشنیدم

274
00:24:43,400 --> 00:24:46,700
اما من این بازار را بهتر از شما می‌شناسم.

275
00:24:46,766 --> 00:24:48,900
من به شما نشان خواهم داد تا بتوانید آنچه را که می‌خواهید پیدا کنید.

276
00:24:49,866 --> 00:24:54,166
-فنگ، لطفا از بیماران مراقبت کن. -البته.

277
00:24:56,500 --> 00:24:57,333
توبتیم

278
00:24:58,800 --> 00:25:00,133
کجا داری میری؟

279
00:25:01,900 --> 00:25:04,300
قراره یه سری چیزا رو تو بازار ببینیم.

280
00:25:05,000 --> 00:25:06,966
من هر روز میام اینجا تا تو رو ببینم.

281
00:25:08,133 --> 00:25:11,666
با این حال، تو هیچ‌وقت از من دعوت نکردی که با تو بیام، اما پرای رو دعوت کردی؟

282
00:25:12,766 --> 00:25:14,066
احساس می‌کنم آسیب دیده‌ام، می‌دونی.

283
00:25:15,133 --> 00:25:19,133
اگه می‌خوای بیای، اشکالی نداره، من مشکلی ندارم.

284
00:25:28,400 --> 00:25:30,733
من چیزی در یک گروه بزرگ مثل این پیدا نخواهم کرد.

285
00:25:33,500 --> 00:25:34,866
امروز حالم خوبه.

286
00:25:35,600 --> 00:25:38,800
من به آن دو نفر مقداری پول می‌دهم و می‌گذارم خودشان بروند.

287
00:25:38,900 --> 00:25:43,266
و من شما را دو نفر با هم می‌برم. نظرت چیست؟

288
00:25:45,866 --> 00:25:49,133
به نظرم خوبه. تو خیلی بخشنده ای.

289
00:25:53,300 --> 00:25:56,800
بفرمایید، کلا. شما دو نفر می‌توانید آن را با هم تقسیم کنید.

290
00:25:57,700 --> 00:25:58,700
متشکرم، آقا.

291
00:25:59,400 --> 00:26:01,966
سه ساعت دیگه تو کلینیک دکتر بونلو همدیگه رو می‌بینیم.

292
00:26:02,566 --> 00:26:03,666
متشکرم!

293
00:26:04,333 --> 00:26:05,600
بیا بریم.

294
00:26:11,933 --> 00:26:13,666
سیم مسی رو برای چی می خوای؟

295
00:26:14,266 --> 00:26:16,666
برای اینکه گوشیم دوباره قابل استفاده شد.

296
00:26:16,733 --> 00:26:20,766
تا بتونم یه راهی پیدا کنم که آزادت کنم تا بتونی با بانو توبتیم باشی.

297
00:26:20,866 --> 00:26:25,600
هی. نمی‌بینی خون چقدر بانو توبتیم رو دوست داره؟

298
00:26:25,700 --> 00:26:28,266
از تشویق من به انجام کارهای نامناسب دست بردار.

299
00:26:28,333 --> 00:26:31,300
کلا. میشه دست از این مخالفت برداری؟

300
00:26:31,366 --> 00:26:34,866
اگر راه دیگری وجود داشت، من اینقدر ناامیدانه تلاش نمی‌کردم.

301
00:26:53,966 --> 00:26:57,000
اگر از درس‌های علوم مدرسه درست یادم مانده باشد،

302
00:26:57,100 --> 00:27:00,100
نقره رسانای بهتری برای الکتریسیته نسبت به مس است.

303
00:27:07,133 --> 00:27:08,500
سلام، برادر.

304
00:27:09,866 --> 00:27:12,666
هی! موهات خیلی عجیب غریب شده.

305
00:27:13,333 --> 00:27:17,366
تو همون آدم بوری هستی که همه در موردش حرف میزنن؟

306
00:27:17,466 --> 00:27:22,166
درسته، منم همینطور. راستی، گردنبندت خیلی قشنگه.

307
00:27:22,966 --> 00:27:25,000
صد در صد نقره است؟

308
00:27:25,100 --> 00:27:30,133
این گردنبند نقره اصل است. همچنین بسیار گران است.

309
00:27:32,266 --> 00:27:34,200
اگه نخریدی اشکالی نداره.

310
00:27:45,133 --> 00:27:49,266
اگه بخوام از این سیم های نقره ای که استفاده نکردی بخرم چی؟

311
00:27:50,066 --> 00:27:51,333
چقدر می‌خواهی؟

312
00:27:57,000 --> 00:28:01,500
اگر می‌توانستیم با هم پیر شویم، خیلی خوشحال می‌شدیم.

313
00:28:04,400 --> 00:28:06,933
من تا این حد به آینده فکر نکرده‌ام.

314
00:28:35,066 --> 00:28:36,100
این یکی خیلی قشنگه.

315
00:28:39,966 --> 00:28:41,866
به نظر محتمل‌ترین است.

316
00:28:42,900 --> 00:28:44,966
اما هنوز نمی‌دانم قدم بعدی چیست.

317
00:28:45,700 --> 00:28:49,733
یا شاید باید یه کم لاستیک بخرم و دور این بپیچم؟

318
00:28:50,366 --> 00:28:51,700
دارم ایده‌هام تموم می‌شه.

319
00:28:59,800 --> 00:29:02,266
چه بویی میاد؟ خیلی خوبه.

320
00:29:04,866 --> 00:29:05,800
پرای.

321
00:29:07,133 --> 00:29:08,333
بانو توبتیم.

322
00:29:09,266 --> 00:29:11,666
خون آک کجاست؟ چرا تنهایی؟

323
00:29:14,200 --> 00:29:18,466
من از گشتن دور و برم خیلی لذت بردم، بنابراین او را گم کردم.

324
00:29:19,066 --> 00:29:22,800
و من غرفه چانگ ما را اینجا دیدم.

325
00:29:22,900 --> 00:29:26,766
آنقدر دلم می‌خواست بخورمش که نتوانستم جلوی خودم را بگیرم و به اینجا نیامدم.

326
00:29:26,866 --> 00:29:29,400
اسم این دسر رو چی گذاشتی؟

327
00:29:30,300 --> 00:29:34,500
مردم من به آن پلا کریم خای تائو می‌گویند.

328
00:29:35,466 --> 00:29:36,933
این همان چیز است.

329
00:29:37,000 --> 00:29:40,166
وقتی پلا کریم را با خای تائو می‌خورید، به آن چانگ ما می‌گویند.

330
00:29:41,000 --> 00:29:42,866
دسر آنها معطر و شیرین است.

331
00:29:42,933 --> 00:29:46,266
من از بچگی اینجا میام. شما هم باید امتحانش کنید.

332
00:29:48,133 --> 00:29:50,366
-دو وعده، لطفا. -البته.

333
00:29:57,533 --> 00:29:58,900
مهمون توئه، درسته؟

334
00:30:03,933 --> 00:30:05,300
دختر خوشگلیه.

335
00:30:05,366 --> 00:30:08,066
اهل کجایی؟ اسمت چیه؟

336
00:30:08,133 --> 00:30:11,700
من شما را نمی‌شناسم. لطفا مزاحم من نشوید.

337
00:30:18,133 --> 00:30:21,666
اگر اسمت را به من نگویی، نمی‌گذارم این را بخوری.

338
00:30:23,566 --> 00:30:24,700
-ولش کن. -هی!

339
00:30:27,900 --> 00:30:30,400
چطور جرأت کردی دستت رو روی توبتیم من بلند کنی؟

340
00:30:32,100 --> 00:30:35,933
با من دعوا نکن. مگه نمیدونی پدرم کیه؟

341
00:30:36,000 --> 00:30:39,366
عبارت «می‌دانی پدرم کیست؟» در این دوره و زمانه هم وجود دارد، نه؟

342
00:30:39,466 --> 00:30:43,733
من Phra Phiphat Kosa، پسر Phraya Ratcha Sethi هستم.

343
00:30:43,800 --> 00:30:45,266
اسمت چیه؟

344
00:30:45,866 --> 00:30:48,333
مراقب باش، وگرنه سایه سرت ممکن است محو شود.

345
00:30:51,666 --> 00:30:54,533
بعد از دونستن اسمم دیگه سرسخت نیستی؟

346
00:30:58,100 --> 00:31:00,700
شنیدم که تو رو توبتیم صدا زد.

347
00:31:01,366 --> 00:31:03,466
پدرت کیه عزیزم؟

348
00:31:06,100 --> 00:31:09,533
پدر من Khun Phra Prasitburirak است.

349
00:31:10,700 --> 00:31:12,100
دختر خون پرا پراسیت؟

350
00:31:13,300 --> 00:31:14,200
چقدر مناسب.

351
00:31:17,666 --> 00:31:20,900
دفعه‌ی بعد، به خانه‌ات می‌آیم.

352
00:31:36,333 --> 00:31:38,100
از اون یارو خیلی متنفرم!

353
00:31:38,166 --> 00:31:40,933
فکر کرده کیه که اینطوری به لیدی توبتیم دست میزنه؟

354
00:31:41,000 --> 00:31:43,800
جدی، چطور این موضوع اذیتت نکرد؟

355
00:31:43,900 --> 00:31:46,166
حتی خون هم از او ترسیده بود.

356
00:31:46,266 --> 00:31:49,133
من فقط یک برده هستم. چه کاری از دستم بر می‌آمد؟

357
00:31:49,700 --> 00:31:53,533
حالا متوجه شدی؟ لیدی توبتیم خیلی خوشگله

358
00:31:53,600 --> 00:31:58,133
که اگر عجله نکنی و کاری نکنی، ممکن است به دست یک احمق بیفتد.

359
00:31:58,200 --> 00:32:01,166
حرفات داره سرم رو درد میاره.

360
00:32:01,700 --> 00:32:04,133
تمام فکر و ذکرم فقط و فقط سلامتی مادرمه.

361
00:32:04,766 --> 00:32:07,366
جرات ندارم خواب لیدی توبتیم را ببینم.

362
00:32:10,400 --> 00:32:14,500
چطور اسمت می‌تونه معنی «شجاع» بده وقتی خودت انقدر بزدلی؟ خیلی آزاردهنده‌ست!

363
00:32:35,200 --> 00:32:36,066
مامان!

364
00:32:37,966 --> 00:32:39,800
مامان! حالت خوبه؟

365
00:32:40,366 --> 00:32:43,300
پای من است. نمی‌دانم چه مشکلی دارد.

366
00:32:45,166 --> 00:32:49,900
کمکم کن بلند شم. باید کارم رو تو آشپزخونه شروع کنم. تقریباً سپیده دمه.

367
00:32:51,666 --> 00:32:52,566
مامان!

368
00:32:54,666 --> 00:32:55,766
هنوز حرکت نکن.

369
00:33:02,466 --> 00:33:05,100
مامان، امروز فقط استراحت کن.

370
00:33:05,800 --> 00:33:08,000
بگذارید دیگران در آشپزخانه کار کنند.

371
00:33:08,100 --> 00:33:12,600
اگر طعم غذای اربابان متفاوت باشد، همه ما به دردسر خواهیم افتاد.

372
00:33:12,700 --> 00:33:15,000
من مدت زیادی با تو در آشپزخانه کار کرده‌ام.

373
00:33:15,100 --> 00:33:18,066
من از پس هر کاری برمی‌آیم. لطفاً به من اعتماد کن.

374
00:33:22,933 --> 00:33:24,133
پای من چه مشکلی دارد؟

375
00:33:27,600 --> 00:33:31,500
تو عمرم مامانمو انقدر درد کشیده ندیده بودم.

376
00:33:32,566 --> 00:33:33,933
صبر کن، کلا!

377
00:33:34,466 --> 00:33:38,466
ما نباید از مادرت و بانو توبتیم ناامید بشیم.

378
00:33:39,066 --> 00:33:42,933
دیگه از لیدی توبتیم حرف نزن. التماست می‌کنم.

379
00:33:43,000 --> 00:33:45,166
کلا، فقط در این مورد به من اعتماد کن.

380
00:33:45,266 --> 00:33:48,800
اگر با بانو توبتیم ازدواج کنی، کلی اتفاقات خوب خواهد افتاد.

381
00:33:48,900 --> 00:33:50,500
مامانم الان خیلی مریضه.

382
00:33:51,133 --> 00:33:53,866
هنوزم می‌خوای به چیزای بی‌معنی فکر کنم؟

383
00:33:54,566 --> 00:33:56,466
اصلاً کسب و کار شما چطور است؟

384
00:33:56,533 --> 00:33:58,900
چرا می‌خوای من و لیدی توبتیم رو با هم جفت کنی؟

385
00:34:00,733 --> 00:34:01,800
خب…

386
00:34:15,200 --> 00:34:17,800
آماده شدنت تموم شد، بانوی من؟

387
00:34:17,900 --> 00:34:19,966
چی شده، فنگ؟

388
00:34:20,066 --> 00:34:24,400
یکی اینجاست که تو رو ببینه. الان داره با خون پرا صحبت می‌کنه.

389
00:34:26,500 --> 00:34:27,500
کیست؟

390
00:34:29,400 --> 00:34:31,166
خانم اینجاست.

391
00:34:34,333 --> 00:34:35,733
بیا و بنشین.

392
00:34:42,700 --> 00:34:44,066
خون پرا فیفات؟

393
00:34:44,700 --> 00:34:48,000
توبتیم عزیزم اسمم رو یادشه!

394
00:34:48,933 --> 00:34:52,400
پسرهای جوونی مثل تو هر وقت یه خانم می‌بینن همینو می‌گن.

395
00:34:52,500 --> 00:34:55,566
حتی دوجین زن و بچه هم نمی‌توانند جلوی تو را بگیرند.

396
00:34:56,600 --> 00:35:00,066
پسر من از دختر شما خوشش میاد.

397
00:35:00,133 --> 00:35:04,266
من می‌خواهم توبتیم همسر اول پسرم باشد.

398
00:35:04,800 --> 00:35:10,200
اگر مخالف نباشی، می‌توانیم مثل هم شویم.

399
00:35:13,800 --> 00:35:18,800
خیلی ممنونم که این همه راه اومدی اینجا تا بهم سر بزنی.

400
00:35:18,900 --> 00:35:21,866
واقعاً مایه افتخار من است.

401
00:35:30,400 --> 00:35:34,733
خون پرا فیفات فقط یک بار من را ملاقات کرد و حالا می‌خواهد من را به عنوان همسرش بپذیرد.

402
00:35:35,500 --> 00:35:39,066
چرا با چنین سرنوشتی روبرو شدم؟ من فقط داشتم زندگی‌ام را می‌کردم.

403
00:35:39,700 --> 00:35:45,266
اما اگر همسر خون فرا شوی، این برای تو یک شانس خوب است.

404
00:35:46,200 --> 00:35:52,466
درسته. به نظر میاد اونا خیلی ثروتمندتر از خانواده خون پرا پراسیت هستن.

405
00:35:52,533 --> 00:35:55,166
شما خانم هستید.

406
00:35:55,266 --> 00:36:00,400
چه چیزی برای تو بهتر از ازدواج با یک شوهر پولدار با عنوان خوب است؟

407
00:36:00,500 --> 00:36:03,866
واقعاً فکر می‌کنی خون پرا فیفات مرد بزرگیه؟

408
00:36:03,933 --> 00:36:09,166
او مرد بزرگی با ثروت و قدرت فراوان است. این عالیه، مگه نه؟

409
00:36:10,000 --> 00:36:12,133
من با حرف شما موافق نیستم.

410
00:36:12,866 --> 00:36:18,300
به نظرم همسر همچین کسی بودن فرقی با جهنمی بودن نداره.

411
00:36:19,100 --> 00:36:24,600
اگر واقعاً آمده تا از تو خواستگاری کند، چطور می‌توانی نه بگویی؟

412
00:36:40,666 --> 00:36:41,666
سلام.

413
00:36:44,933 --> 00:36:46,100
پرا فیفات.

414
00:36:48,900 --> 00:36:51,200
چرا ازش عذرخواهی نکردی؟

415
00:36:53,100 --> 00:36:56,800
عذر می‌خوام. عجله داشتم.

416
00:36:59,933 --> 00:37:04,000
عذرخواهی پذیرفته نیست. مگر اینکه جلوی پای من تعظیم کنی.

417
00:37:07,533 --> 00:37:10,800
صداشو شنیدی. منتظر چی هستی؟

418
00:37:13,933 --> 00:37:17,900
اینقدر عصبانی به نظر نرس. داشتم اذیتت می‌کردم.

419
00:37:19,933 --> 00:37:23,800
من کسی رو که تازه معشوقش رو از دست داده اذیت نمی‌کنم.

420
00:37:27,200 --> 00:37:29,000
آقا، این چه حرفیه که می‌زنی؟

421
00:37:30,100 --> 00:37:34,800
من تازه از خواستگاری توبتیم، دختر خون پرا ایو، برای ازدواج برگشته‌ام.

422
00:37:37,066 --> 00:37:40,333
مطمئنم که به زودی ازدواج خواهیم کرد.

423
00:37:42,100 --> 00:37:45,200
من به عنوان یک دوست به اینجا آمدم، نه یک دشمن.

424
00:37:46,400 --> 00:37:52,000
تو باید از این ادعای دروغین که توبتیم مال توئه دست برداری. مسخره‌ست.

425
00:37:56,200 --> 00:37:59,000
اگر هنوز جایگاه خودت را نمی‌دانی،

426
00:37:59,100 --> 00:38:02,200
پس باید بهت هشدار بدم. مراقب باش.

427
00:38:18,066 --> 00:38:21,266
چی؟ چرا زودتر بهم نگفتی؟

428
00:38:21,333 --> 00:38:23,933
در مورد این دعوای بین تو و فرا فیفات؟

429
00:38:24,000 --> 00:38:27,200
میدونی پدرش چقدر قدرتمنده؟

430
00:38:28,400 --> 00:38:31,800
اون خون پرای مغرور داره توبتیم رو ازم می گیره!

431
00:38:33,300 --> 00:38:35,133
چه کار کنم، پدر؟

432
00:38:42,333 --> 00:38:43,666
فقط او را فراموش کن.

433
00:38:45,000 --> 00:38:47,133
شاید اصلاً جفت روحی هم نباشید.

434
00:38:48,900 --> 00:38:52,900
من قدرت کافی برای مقابله با فرایا راچا ستی را ندارم.

435
00:39:00,166 --> 00:39:02,900
امروز خیلی مریض اومده بود، فنگ.

436
00:39:03,400 --> 00:39:06,533
درسته. ما حتی خیلی دیر به خانه برمی‌گردیم.

437
00:39:06,600 --> 00:39:10,866
اگر خون پرا به شهر دیگری سفر نکرده بود، ممکن بود سرزنش شویم.

438
00:39:15,733 --> 00:39:18,566
کالسکه رو نگه دار! -چه اتفاقی داره میفته؟

439
00:39:20,133 --> 00:39:20,966
بانوی من!

440
00:39:21,500 --> 00:39:23,266
-نیش! -بگیر پایین!

441
00:39:23,333 --> 00:39:24,333
بیا! بیا!

442
00:39:26,266 --> 00:39:27,133
بگیرش!

443
00:39:30,900 --> 00:39:32,133
-ولم کن! -بیا!

444
00:39:32,800 --> 00:39:35,300
-کمک! -مقاومت نکن! بزن بریم!

445
00:39:36,166 --> 00:39:37,200
بفرمایید!

446
00:39:38,933 --> 00:39:40,166
چرا اینقدر قوی هستی؟

447
00:39:47,533 --> 00:39:48,966
کلا. ایست!

448
00:40:13,333 --> 00:40:14,333
فنگ هستم، قربان!

449
00:40:15,000 --> 00:40:16,700
چرا اینجا بیهوش افتاده؟

450
00:40:17,733 --> 00:40:19,000
توبتیم کجاست؟

451
00:40:33,966 --> 00:40:38,300
ما از محل اختفای لیدی توبتیم مطلع شدیم.

452
00:40:38,366 --> 00:40:41,300
اگر خیلی عجولانه عمل کنیم، ممکن است او را به خطر بیندازد.

453
00:40:41,966 --> 00:40:44,000
-هی! چی... -هی!

454
00:40:44,100 --> 00:40:47,266
من قیافه‌ات رو می‌شناسم. مینگ، خائن.

455
00:40:47,333 --> 00:40:51,333
من همه رو تو بنگ سو ممنوع کردم که بهت کار بدن.

456
00:40:51,400 --> 00:40:54,100
یه مخترع هست و برق!

457
00:40:54,166 --> 00:40:55,933
حتماً خدا تو را اینجا فرستاده!

458
00:40:56,533 --> 00:40:58,933
بذار یه بغلت کنم.
