1
00:00:00,000 --> 00:00:13,000
<font color="#ff6b81">✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦</font>
<font color="#ff6b81">➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹</font>
<font color="#a3c1e0">✧ ترجمه: mohadesehjfy ✧ Azad ✧ bunny ✧ Purella ✧ Fatemeh ✧ vita ✧ shi shi ✧ Delara ✧ Silvia ✧ Kento ✧ Mora ✧</font>

2
00:00:24,220 --> 00:00:26,460
<font color="#AC3B2F"> ♪ببین چه بهایی رو با خونش پرداخت کرد♪ </font>

3
00:00:27,220 --> 00:00:29,220
<font color="#AC3B2F"> ♪و نیمی از عمرش، به دست سرنوشت زندانی شد♪ </font>

4
00:00:30,220 --> 00:00:32,700
<font color="#AC3B2F"> ♪ببین چطور با دست‌های خودش♪ </font>

5
00:00:32,820 --> 00:00:35,220
<font color="#AC3B2F"> ♪مه سرد یه زندگی حقیر رو از بین می‌بره♪ </font>

6
00:00:36,140 --> 00:00:38,060
<font color="#AC3B2F"> ♪تا ردای شکوه و جلال رو به تن کنه♪ </font>

7
00:00:38,180 --> 00:00:39,660
<font color="#AC3B2F"> ♪هر قدمش روی لبه‌ی تیغه‌ست♪ </font>

8
00:00:39,900 --> 00:00:41,620
<font color="#AC3B2F"> ♪به چشم این دنیا♪ </font>

9
00:00:41,820 --> 00:00:44,420
<font color="#AC3B2F"> ♪اون فقط یه پرنده‌ست یه گل یه اسباب‌بازی♪ </font>

10
00:00:44,620 --> 00:00:47,500
<font color="#AC3B2F"> ♪ولی با یه حرکت، ابرها رو کنار می‌زنه♪ </font>

11
00:00:47,980 --> 00:00:53,140
<font color="#AC3B2F"> ♪تا جایی که کل وجودش به دود تبدیل بشه♪ </font>

12
00:00:53,940 --> 00:00:56,380
<font color="#AC3B2F"> ♪یه بازی توی دل بازی دیگه و سرنوشتی فراتر از سرنوشت♪ </font>

13
00:00:56,740 --> 00:01:02,860
<font color="#AC3B2F"> ♪کی مهره رو حرکت می‌ده؟ کی گوش به فرمانه؟♪ </font>

14
00:01:04,460 --> 00:01:06,180
<font color="#AC3B2F"> ♪اون پشت این نقاب♪ </font>

15
00:01:06,260 --> 00:01:07,540
<font color="#AC3B2F"> ♪سرنوشت هر روحی رو به بازی می‌گیره♪ </font>

16
00:01:07,620 --> 00:01:10,620
<font color="#AC3B2F"> ♪هر دیدار و هر قدمش پر از خطره♪ </font>

17
00:01:10,700 --> 00:01:12,140
<font color="#AC3B2F"> ♪یه آتیش سرکش به پا می‌کنه♪ </font>

18
00:01:12,220 --> 00:01:13,620
<font color="#AC3B2F"> ♪زنجیرهای اسارت رو توی شعله‌ها خاکستر می‌کنه♪ </font>

19
00:01:13,660 --> 00:01:16,420
<font color="#AC3B2F"> ♪و گل‌های یخ‌زده رو به سرنوشتشون می‌رسونه♪ </font>

20
00:01:16,540 --> 00:01:17,980
<font color="#AC3B2F"> ♪فقط یه مهره رو برمی‌داره♪ </font>

21
00:01:18,020 --> 00:01:19,340
<font color="#AC3B2F"> ♪و پای همه‌ی زمین و آسمون شرط می‌بنده♪ </font>

22
00:01:19,420 --> 00:01:22,620
<font color="#AC3B2F"> ♪نقاب دروغین ریاکاری رو از بین می‌بره♪ </font>

23
00:01:22,900 --> 00:01:25,860
<font color="#AC3B2F"> ♪یه طوفان سهمگین به پا می‌کنه♪ </font>

24
00:01:25,940 --> 00:01:31,380
<font color="#AC3B2F"> ♪تماشا کنین که چطور رها می‌شه و دنیا رو به حیرت میندازه♪ </font>

25
00:01:37,880 --> 00:01:39,180
<font color="#9f0400">݊ ࿙࿙𝆹𝅥 </font> <font color="#F4DD6A"> سقوط نقاب </font><font color="#9f0400"> 𝆹𝅥࿚࿚ ݊  </font>

26
00:01:39,180 --> 00:01:42,180
<font color="#9f0400">ꕁ᪣</font> <font color="#F4DD6A">قسمت 21</font> <font color="#9f0400">᪣ꕁ</font>

27
00:01:43,320 --> 00:01:43,910
علیاحضرت

28
00:01:44,320 --> 00:01:45,510
توی عمارت یه قتل اتفاق افتاده

29
00:01:45,810 --> 00:01:47,350
باید مظنون رو تحویل مقامات بدیم

30
00:01:47,830 --> 00:01:48,680
حتی اگه بخوایم ازش بازجویی کنیم

31
00:01:48,900 --> 00:01:50,150
نمی‌تونیم خودسرانه قانون رو زیر پا بذاریم

32
00:01:50,260 --> 00:01:51,120
چرا نتونیم؟

33
00:01:55,030 --> 00:01:55,600
علیاحضرت

34
00:01:56,590 --> 00:01:57,710
این زمین متعلق به شماست

35
00:01:58,210 --> 00:02:00,200
حتی مقامات محلی هم برای دستگیری مظنون

36
00:02:00,550 --> 00:02:02,200
اینجا باید از شما اجازه بگیرن

37
00:02:02,730 --> 00:02:03,400
فنگ شنگ

38
00:02:04,430 --> 00:02:05,790
اگه مظنون رو تحویل بدی

39
00:02:06,320 --> 00:02:07,880
و یکی برای ساکت کردنش بکشتش چی؟

40
00:02:08,710 --> 00:02:10,110
این ماجرا پیچیده‌تر از چیزیه که به نظر میاد

41
00:02:11,070 --> 00:02:12,830
باید از بقیه هم بازجویی کنیم نه فقط صنعتگرها

42
00:02:13,410 --> 00:02:15,100
تمام خدمتکارایی که به علیاحضرت خدمت می‌کنن

43
00:02:15,630 --> 00:02:17,150
هم باید بازجویی بشن

44
00:02:18,160 --> 00:02:19,560
!من هیچی نمی‌دونم

45
00:02:19,630 --> 00:02:20,630
!من هیچی نمی‌دونم

46
00:02:20,720 --> 00:02:22,590
!من هیچی نمی‌دونم - 
!من بی‌گناهم -

47
00:02:22,600 --> 00:02:23,950
!من بی‌گناهم

48
00:02:27,040 --> 00:02:30,080
گه جین، تو با چی لان هم‌اتاقی هستی

49
00:02:30,440 --> 00:02:31,790
دیشب اصلا برنگشت

50
00:02:32,600 --> 00:02:34,040
ولی تو متوجه نشدی؟

51
00:02:34,160 --> 00:02:34,950
علیاحضرت

52
00:02:35,070 --> 00:02:38,110
چی لان، سی‌ یو، و من توی یه اتاقیم

53
00:02:38,320 --> 00:02:40,350
قرار بود چی لان دیشب نگهبانی بده

54
00:02:40,840 --> 00:02:42,600
وقتی دیشب بیدار شدم، اونجا نبود

55
00:02:42,630 --> 00:02:43,630
فکر کردم

56
00:02:43,920 --> 00:02:45,290
هنوز سر پسته

57
00:02:45,600 --> 00:02:47,040
چی لان خیلی وظیفه‌شناسه

58
00:02:47,200 --> 00:02:48,480
حتی وقتی سر کارش نیست

59
00:02:48,480 --> 00:02:49,720
خیلی وقت‌ها شب‌ها تنهایی بیرون می‌ره

60
00:02:49,900 --> 00:02:51,110
و به همه جای عمارت رو سرکشی می‌کنه

61
00:02:51,480 --> 00:02:53,510
بررسی می‌کنه که اجاق 
اتاق چای خاموش شده باشه

62
00:02:54,000 --> 00:02:56,300
آخرین نفره که می‌خوابه و 
اولین نفره که بیدار می‌شه

63
00:02:56,480 --> 00:02:57,720
...اما یه‌ جوری شد که، اون

64
00:02:57,720 --> 00:02:59,480
از همه‌اتون با هم بازجویی می‌شه

65
00:03:00,390 --> 00:03:01,070
اون‌ وقت معلوم می‌شه، مگه نه؟

66
00:03:02,910 --> 00:03:03,910
بالاخره سر از ماجرا درآوردیم

67
00:03:05,390 --> 00:03:07,040
یه راهزن مخفیانه وارد عمارت شده بوده

68
00:03:07,790 --> 00:03:08,950
داشته وسایل باارزش رو می‌دزدیده

69
00:03:09,820 --> 00:03:12,690
که چی لان گیرش انداخته و اونم کشتش

70
00:03:13,600 --> 00:03:15,350
فقط یه راهزن؟ همین؟

71
00:03:15,510 --> 00:03:16,510
پس چی می‌تونه باشه؟

72
00:03:17,160 --> 00:03:18,480
ما این ‌همه پناهنده رو پذیرفتیم

73
00:03:18,670 --> 00:03:20,160
از هر جور آدمی اینجا اومده

74
00:03:20,760 --> 00:03:21,790
به پیشکار دستور دادم

75
00:03:22,040 --> 00:03:23,630
از تک ‌تک پناهنده‌ها بازجویی کنه

76
00:03:23,880 --> 00:03:25,790
نباید بذاریم دزد دیگه‌ای یواشکی وارد بشه

77
00:03:33,730 --> 00:03:35,910
می‌تونی بری

78
00:03:41,670 --> 00:03:42,790
شما دوتا هم می‌تونین برین

79
00:03:54,860 --> 00:03:57,110
وی رائو، امشب یه چیز مهم هست

80
00:03:57,390 --> 00:03:58,630
که باید ببینی

81
00:03:58,910 --> 00:03:59,720
امشب؟

82
00:04:00,000 --> 00:04:02,110
آره، بعد از تاریک شدن هوا می‌ریم

83
00:04:46,630 --> 00:04:47,630
اینا سکه‌های مسی‌ هستن

84
00:04:48,340 --> 00:04:49,630
اون صنعتگری به اسم آ بن

85
00:04:50,390 --> 00:04:51,680
در واقع خدمتکار خاندان هانه

86
00:04:52,120 --> 00:04:53,630
وقتی فرمان سلطنتی مالکیت عمارت رو منتقل کرد

87
00:04:54,300 --> 00:04:56,120
خاندان هان فقط فرصت کرد 
بخشی از ثروتش رو جابه‌جا کنه

88
00:04:56,470 --> 00:04:57,800
بهش دستور دادن همونجا بمونه

89
00:04:58,280 --> 00:04:59,920
و از باقی ‌مونده‌ی گنجینه محافظت کنه

90
00:05:00,150 --> 00:05:02,820
دیشب، یواشکی از انبار اومد بیرون

91
00:05:03,360 --> 00:05:04,630
و به چی لان برخورد

92
00:05:04,880 --> 00:05:06,470
از ترس اینکه رازش رو بفهمه

93
00:05:06,710 --> 00:05:08,120
بی‌رحمانه کشتش

94
00:05:09,440 --> 00:05:10,920
!خاندان هان! دوباره خاندان هان

95
00:05:11,880 --> 00:05:12,880
هوا خیلی تاریک بود

96
00:05:13,150 --> 00:05:14,630
چی لان شاید اصلا چیزی ندیده بود

97
00:05:14,880 --> 00:05:16,630
ولی خودشون می‌دونستن یه ریگی به کفششونه

98
00:05:17,220 --> 00:05:20,030
ترجیح دادن یه بی‌گناه رو
 بکشن تا اینکه خطر کنن

99
00:05:22,150 --> 00:05:24,000
تازه چی لان تنها قربانیش نبود

100
00:05:25,000 --> 00:05:25,970
دو تا جسد دیگه هم

101
00:05:25,970 --> 00:05:27,920
توی جنگل‌های جنوب شرقی مزارع دفن شده

102
00:05:27,920 --> 00:05:30,510
هفت روز پیش، یه پدر و پسر مچش رو 
موقع حرف زدن با یکی اون بیرون گرفتن

103
00:05:31,120 --> 00:05:32,710
برای همین اونا رو هم کشت

104
00:05:33,970 --> 00:05:35,630
اگه جسد چی لان پیدا نمی‌شد

105
00:05:36,560 --> 00:05:37,680
آدم‌های بی‌گناه بیشتری

106
00:05:38,590 --> 00:05:39,630
کشته می‌شدن

107
00:05:40,440 --> 00:05:41,150
جائو بای

108
00:05:41,440 --> 00:05:42,880
برو ببین دیگه چی اون داخله

109
00:05:47,070 --> 00:05:48,630
اول این دو تا صندوق رو ببرین بیرون

110
00:05:51,470 --> 00:05:53,710
سرورم، بیش از ده دوازده تا 
صندوق دیگه اون داخل هست

111
00:06:12,590 --> 00:06:14,680
بی‌خود نیست که هان لیائو
 دست از سرمون برنمی‌داشت

112
00:06:16,440 --> 00:06:18,070
پس دنبال این بود

113
00:06:18,680 --> 00:06:19,880
می‌خوای باهاش چیکار کنی؟

114
00:06:20,120 --> 00:06:21,200
معلوم نیست؟

115
00:06:21,680 --> 00:06:23,280
ما کلی آواره رو پناه دادیم

116
00:06:23,580 --> 00:06:25,090
کمک‌های دربار به زور کفاف چیزی رو می‌ده

117
00:06:25,730 --> 00:06:27,000
آباد کردن زمین‌های جدید هم 
که همین الان شکمشون رو سیر نمی‌کنه

118
00:06:27,430 --> 00:06:28,760
کلی آدم گرسنه داریم 
که باید سیرشون کنیم

119
00:06:29,590 --> 00:06:30,320
...ثروت خاندان هان

120
00:06:30,320 --> 00:06:31,800
همه‌اش از مردم دزدیده شده

121
00:06:32,240 --> 00:06:33,540
چه اشکالی داره به خودشون برش گردونیم؟

122
00:06:34,710 --> 00:06:36,440
حتی اگه تا آخرین سکه‌اش رو هم برای خودت برداری

123
00:06:36,770 --> 00:06:37,920
مگه خاندان هان جرات می‌کنه گزارشت رو بده؟

124
00:06:38,710 --> 00:06:40,590
مجبورن این ضرر رو قورت بدن و صداشون درنیاد

125
00:06:40,590 --> 00:06:41,360
چی جونگ کای

126
00:06:41,560 --> 00:06:42,710
انقدر ادای آدم‌های شریف رو درنیار

127
00:06:42,950 --> 00:06:44,830
کی با دست خودش 
این ‌همه طلا رو می‌بخشه؟

128
00:06:45,150 --> 00:06:46,830
!فقط یه احمق تمام‌ عیاره

129
00:06:48,320 --> 00:06:48,830
وی رائو

130
00:06:50,800 --> 00:06:52,830
این پول می‌تونه شکم مردمت رو 
سیر کنه و کمکشون کنه

131
00:06:53,510 --> 00:06:54,200
هان لیائو جرات نمی‌کنه

132
00:06:54,200 --> 00:06:55,800
بخواد علنا طلاها رو پس بگیره

133
00:06:56,320 --> 00:06:57,800
ولی به این راحتی‌ها هم 
بی‌خیالش نمی‌شه

134
00:06:58,440 --> 00:06:59,880
اگه می‌خوای این طلاها رو نگه داری

135
00:07:02,390 --> 00:07:03,680
به یه نقشه‌ی زیرکانه نیاز داریم

136
00:07:14,070 --> 00:07:15,470
این شمش‌های طلا رو

137
00:07:15,880 --> 00:07:17,470
کم‌کم از انبار ببرین بیرون

138
00:07:18,680 --> 00:07:19,920
مطمئن بشین هیچ غریبه‌ای بو نبره

139
00:07:21,880 --> 00:07:23,150
بعدش کپه‌های سکه‌های مسی رو

140
00:07:23,710 --> 00:07:25,000
دقیقا همونطوری که هستن مهر و موم کنین

141
00:07:28,000 --> 00:07:29,360
پس این خزانه

142
00:07:29,470 --> 00:07:31,630
فقط طلا و سکه‌ی مسی داره؟

143
00:07:32,710 --> 00:07:34,470
چیز دیگه‌ای نیست؟

144
00:07:36,710 --> 00:07:37,880
دیگه چی قراره باشه؟

145
00:07:39,000 --> 00:07:40,320
باید کاری کنیم یه چیزی اونجا باشه

146
00:07:43,000 --> 00:07:45,360
جائو بای، می‌خوام یه کاری برام بکنی

147
00:07:48,950 --> 00:07:49,710
چشم، سرورم

148
00:07:50,710 --> 00:07:52,590
شما دو تا دارین چه نقشه‌ای می‌کشین؟

149
00:07:53,510 --> 00:07:56,680
هیچی توی این دنیا رو بیشتر از طلا دوست ندارم

150
00:07:57,680 --> 00:07:59,920
ارباب هان همچین هدیه‌ی دست ‌و دلبازانه‌ای بهم داده

151
00:08:00,560 --> 00:08:03,000
درستش اینه که من هم لطفش رو جبران کنم

152
00:08:03,680 --> 00:08:04,710
...و هدیه‌ای که براش در نظر گرفتم

153
00:08:09,360 --> 00:08:10,680
امیدوارم طاقت تحملش رو داشته باشه

154
00:08:16,030 --> 00:08:17,120
به دستور وارث

155
00:08:17,120 --> 00:08:19,590
از امروز به بعد هیچکس حق نداره
 به انبار نزدیک بشه

156
00:08:19,590 --> 00:08:21,590
افرادی که از این دستور سرپیچی کنن
 طبق قوانین نظامی مجازات می‌شن

157
00:08:21,760 --> 00:08:22,800
!اطاعت

158
00:08:23,150 --> 00:08:24,680
<i>اگه علیاحضرت بفهمن چی؟</i>

159
00:08:25,000 --> 00:08:27,120
<i>نه، دیگه بیشتر از این نمی‌تونم اینجا بمونم</i>

160
00:08:30,680 --> 00:08:32,830
بانو لی خبردار شدن 
که توی عمارت من چه اتفاقی افتاده

161
00:08:33,440 --> 00:08:35,040
نگران بودن که شاید
 آدم قابل اعتماد کم داشته باشم

162
00:08:36,010 --> 00:08:37,680
برای همین آ مان رو فرستادن پیشم

163
00:08:37,920 --> 00:08:40,340
از این به بعد، اون جای چی لان رو می‌گیره

164
00:08:41,190 --> 00:08:42,560
همگی از دستوراتش اطاعت می‌کنین

165
00:08:43,360 --> 00:08:44,030
اطاعت، بانو

166
00:08:45,350 --> 00:08:45,920
گه ‌جین

167
00:08:47,200 --> 00:08:48,510
آ مان اینجا تازه‌وارده

168
00:08:49,000 --> 00:08:50,230
حواست باشه راه و چاه رو یادش بدی

169
00:08:50,680 --> 00:08:51,590
چشم، بانو

170
00:08:52,200 --> 00:08:54,110
عالیجناب امروز از باغ شانگ ‌لین بازدید می‌کنن

171
00:08:54,320 --> 00:08:55,750
من باید برم اونجا

172
00:08:56,330 --> 00:08:57,560
همگی بمونین و حواستون به اقامتگاه باشه

173
00:08:57,830 --> 00:08:59,680
حالا برگردین سر کارتون

174
00:08:59,920 --> 00:09:00,710
اطاعت، بانو

175
00:09:00,800 --> 00:09:01,680
اطاعت، بانو

176
00:09:18,110 --> 00:09:20,750
<i>بانو، غرامت خونواده‌ی چی لان</i>

177
00:09:20,750 --> 00:09:22,200
<i>همونطور که دستور داده بودین 
تحویل داده شد</i>

178
00:09:22,750 --> 00:09:23,560
<i>آ مان</i>

179
00:09:24,100 --> 00:09:25,560
<i>نمی‌تونم به آدم‌های این اقامتگاه اعتماد کنم</i>

180
00:09:26,080 --> 00:09:28,680
<i>یه نفر هست که می‌خوام زیر نظرش بگیری</i>

181
00:09:59,440 --> 00:10:01,220
ارتباطم با جاسوسم قطع شده

182
00:10:01,680 --> 00:10:03,680
مطمئنم می‌تونی بهم بگی

183
00:10:03,830 --> 00:10:06,070
توی اقامتگاه چه اتفاقی افتاده

184
00:10:06,070 --> 00:10:08,830
علیاحضرت دستور دادن یه صنعتگر رو بازداشت کنن

185
00:10:09,520 --> 00:10:11,680
اون... اون چی لان رو کشت

186
00:10:19,640 --> 00:10:21,520
پس چرا فرار می‌کنی؟

187
00:10:29,200 --> 00:10:30,520
!لطفا من رو نکشین، ارباب

188
00:10:30,520 --> 00:10:32,400
!همه‌ چیز رو می‌گم

189
00:10:32,400 --> 00:10:34,110
هر کاری که علیاحضرت کرده بهم بگو

190
00:10:34,560 --> 00:10:36,590
حتی یه جزئیات رو هم جا نذار

191
00:10:39,700 --> 00:10:42,980
<font color=#B5602D> ⎝جائو⎞ </font>

192
00:11:00,350 --> 00:11:03,750
!عالیه -
!نگاه کنین -

193
00:11:03,750 --> 00:11:05,750
!این فوق‌العاده‌ست -
!این یکی هم قشنگه -

194
00:11:22,680 --> 00:11:25,520
!آفرین -
 !آفرین -

195
00:11:31,070 --> 00:11:33,830
!چه قدرتی! بهش پاداش بدین

196
00:12:00,680 --> 00:12:01,320
!پدر

197
00:12:05,710 --> 00:12:06,350
!عالیجناب

198
00:12:12,740 --> 00:12:13,590
!از عالیجناب محافظت کنین

199
00:12:13,590 --> 00:12:14,680
!عالیجناب، مراقب باشین

200
00:12:14,680 --> 00:12:15,830
!از عالیجناب محافظت کنین -
!از عالیجناب محافظت کنین -

201
00:12:24,590 --> 00:12:25,200
!مادر

202
00:12:26,830 --> 00:12:27,640
!شو آر

203
00:12:45,680 --> 00:12:46,950
!برو

204
00:12:51,320 --> 00:12:53,330
من توی انجام وظیفه‌ام کوتاهی کردم
ببخشید که شما رو توی خطر انداختم، عالیجناب

205
00:13:31,680 --> 00:13:32,820
این یه آزمون بود

206
00:13:35,350 --> 00:13:36,940
یه آزمون برای شاهزاده‌ها

207
00:13:53,220 --> 00:13:56,340
<font color=#B5602D> ⎝تالار فو رونگ⎞ </font>

208
00:14:13,350 --> 00:14:14,040
ما رو تنها بذارین

209
00:14:14,590 --> 00:14:15,560
چشم، اعلی‌حضرت

210
00:14:18,590 --> 00:14:19,160
مادر

211
00:14:19,800 --> 00:14:21,040
اینا همه پاداش‌هایی هستن

212
00:14:21,040 --> 00:14:22,110
که مادربزرگ و پدر بهم دادن

213
00:14:22,950 --> 00:14:24,350
ولی از کجا فهمیدین

214
00:14:24,520 --> 00:14:25,870
که این یه آزمونه؟

215
00:14:25,870 --> 00:14:26,870
طی شش ماه گذشته

216
00:14:27,440 --> 00:14:30,870
مقامات بارها از عالیجناب خواستن ولیعهد رو انتخاب کنه

217
00:14:31,440 --> 00:14:34,400
از بین چهار پسر عالیجناب

218
00:14:34,680 --> 00:14:37,520
شاهزاده جینگ توسط ملکه به فرزندی گرفته شده

219
00:14:38,800 --> 00:14:40,560
اون از مزیت ارشد بودن برخورداره

220
00:14:40,800 --> 00:14:42,680
ولی وقتی نوبت به کشورداری و استراتژی نظامی می‌رسه

221
00:14:43,350 --> 00:14:44,640
اصلا به پای تو نمی‌رسه

222
00:14:44,920 --> 00:14:48,110
شاهزاده فو از ثروت و نفوذ خاندان وانگ استفاده کرده

223
00:14:48,110 --> 00:14:49,870
تا بسیاری از مقامات دربار رو با خودش همراه کنه

224
00:14:50,160 --> 00:14:51,440
و اونا هم حالا ازش حمایت می‌کنن

225
00:14:52,440 --> 00:14:54,400
لیو شو کوچیک‌ترینه

226
00:14:54,560 --> 00:14:55,830
و بی‌پروا و سرکشه

227
00:14:56,470 --> 00:14:57,440
در ظاهر

228
00:14:57,440 --> 00:14:59,680
ب نظر می‌رسه از همه کمتر شایستگی
به ارث بردن تاج و تخت رو داشته باشه

229
00:15:00,680 --> 00:15:02,350
ولی اتفاقا

230
00:15:02,680 --> 00:15:04,950
مادرش مورد لطف امپراتوره

231
00:15:05,520 --> 00:15:07,750
مقامات دربار نمی‌تونن به توافق برسن

232
00:15:09,350 --> 00:15:12,040
و عالیجناب برای تصمیم‌گیری مرددن

233
00:15:14,200 --> 00:15:16,990
داییت از نزدیک

234
00:15:16,990 --> 00:15:18,640
فعالیت‌های غیرعادی توی قصر و ارتش رو زیر نظر داشته

235
00:15:18,850 --> 00:15:21,750
اون می‌دونست عالیجناب، شاهزاده‌ها رو امتحان می‌کنه

236
00:15:22,400 --> 00:15:24,160
وقتی من ولیعهد بشم

237
00:15:24,520 --> 00:15:26,680
هیچوقت کارهایی که پدربزرگ و داییم
برای من کردن رو فراموش نمی‌کنم

238
00:15:30,320 --> 00:15:31,560
خوب دیدی چه اتفاقی افتاد؟

239
00:15:31,830 --> 00:15:34,560
بانو لی فقط چشمش دنبال یه نفر بود

240
00:15:34,830 --> 00:15:36,320
مستقیم رفت سراغ لیو شو؟

241
00:15:38,590 --> 00:15:41,160
هدف آدم‌کش‌ها تاج و تخت بود

242
00:15:41,640 --> 00:15:43,870
لیو شو خیلی به خطر نزدیک بود

243
00:15:44,200 --> 00:15:45,710
و وی رائو هم خیلی دور بود

244
00:15:48,710 --> 00:15:50,830
پس تو اصلا آدم‌ها رو نمی‌شناسی

245
00:15:51,680 --> 00:15:53,870
بچه‌ای که مادرش رهاش کرده

246
00:15:54,320 --> 00:15:56,400
هیچوقت بار دوم نمی‌بخشتش

247
00:15:58,040 --> 00:15:59,870
به نظر می‌رسه قصر جائو یانگ

248
00:16:00,800 --> 00:16:02,680
باز هم درگیر یه دعوای خانوادگی می‌شه

249
00:16:06,680 --> 00:16:07,350
بله

250
00:16:08,590 --> 00:16:09,680
شما خیلی عاقلین، مادر

251
00:16:10,950 --> 00:16:11,920
آروم‌تر

252
00:16:15,680 --> 00:16:16,470
...درد می‌کنه

253
00:16:18,300 --> 00:16:22,110
<font color=#B5602D> ⎝باشکوه مثل شکوفه‌ها⎞ </font>

254
00:16:22,110 --> 00:16:23,070
عالیجناب چی گفتن؟

255
00:16:23,440 --> 00:16:25,680
دستور دادن هیچکس رو به حضور نپذیرن

256
00:16:30,320 --> 00:16:31,350
چطوره؟

257
00:16:31,560 --> 00:16:31,950
بیا اینجا

258
00:16:31,950 --> 00:16:32,830
بذار مادر یه نگاه بندازه

259
00:16:32,950 --> 00:16:33,920
درد داره

260
00:16:35,040 --> 00:16:36,560
عالیجناب واقعا زیاده‌روی کردن

261
00:16:36,680 --> 00:16:38,440
اگه می‌خواستن شخصیت پسرهاشون رو امتحان کنن

262
00:16:38,440 --> 00:16:39,950
باید اول بهمون هشدار می‌دادن

263
00:16:40,230 --> 00:16:41,750
ببین چه بلایی سرت آوردن

264
00:16:42,200 --> 00:16:43,800
!پسرک مظلوم من

265
00:16:43,950 --> 00:16:45,380
اگه همونطور که بهش گفته بودم
روی مهارت‌های رزمیش کار کرده بود

266
00:16:45,470 --> 00:16:47,310
می‌تونست امروز قهرمان بشه

267
00:16:47,440 --> 00:16:49,400
بانو لی، شما مدام پسرتون رو لوس می‌کنین

268
00:16:50,800 --> 00:16:52,590
بدون اینکه به دردسرهای پیش رو فکر کنین

269
00:16:54,050 --> 00:16:55,350
عالیجناب حاضر نیستن کسی رو ببینن

270
00:16:56,030 --> 00:16:57,170
حتما از اتفاقی که افتاد ناراحتن

271
00:16:57,960 --> 00:16:59,220
آ شو هنور خیلی جوونه

272
00:16:59,560 --> 00:17:01,160
برادرت تنیته

273
00:17:01,380 --> 00:17:02,680
به جای اینکه نگران امنیتش باشی

274
00:17:02,830 --> 00:17:04,160
فقط به فکر توطئه‌چینی هستی

275
00:17:04,500 --> 00:17:06,720
به علاوه، عالیجناب
عمدا می‌خواستن امتحانشون کنن

276
00:17:06,880 --> 00:17:08,470
به نگهبان‌ها دستور دادن
محافظتشون رو کمتر کنن

277
00:17:08,470 --> 00:17:10,710
افرادی که راه دادنشون قاتل‌هایی بودن
که چیزی برای از دست دادن نداشتن

278
00:17:10,710 --> 00:17:12,440
بعد اونوقت باز می‌خواستی
نقش قهرمان رو بازی کنه؟

279
00:17:12,770 --> 00:17:15,080
!انگاری آرزوی مرگش رو داری

280
00:17:15,970 --> 00:17:17,310
خیلی کوته‌فکری، خواهر

281
00:17:17,470 --> 00:17:18,470
فقط حسودی می‌کنی

282
00:17:18,600 --> 00:17:19,950
اونجا خطرناک بود

283
00:17:19,950 --> 00:17:20,840
و تو هم زیادی دور بودی

284
00:17:20,840 --> 00:17:22,310
مادر چجوری می‌تونست
خودش رو بهت برسونه؟

285
00:17:23,120 --> 00:17:24,640
اگه من اونی بودم که توی خطر بود

286
00:17:24,750 --> 00:17:27,030
بانو لی پسرش رو رها می‌کرد
که من رو نجات بده؟

287
00:17:38,020 --> 00:17:39,990
مادر، اون از شما دلخوره

288
00:17:40,210 --> 00:17:41,680
هیچوقت طرف ما نبوده

289
00:17:43,460 --> 00:17:44,920
چیکار کردم که این نصیبم شده؟

290
00:17:46,010 --> 00:17:47,880
<font color=#B5602D> ⎝برکت بزرگ، لطف بهاری⎞ </font>
فقط آ شو رو به خاطر تنبلیش

291
00:17:48,000 --> 00:17:48,880
و اینکه نمی‌خواست مهارت رزمیش رو
تمرین کنه سرزنش کردم

292
00:17:50,100 --> 00:17:51,570
اونوقت متهمم کرد که آدم تنگ‌نظری‌ام

293
00:17:52,100 --> 00:17:53,200
و به برادر خودم حسادت می‌کنم

294
00:17:54,890 --> 00:17:56,840
وقتی کوچیک بودم من رو ول کرد

295
00:17:57,160 --> 00:17:58,950
وقتی وقتی یه موقعیت خطرناک
پیش اومد، باز دوباره من رو رها کرد

296
00:17:59,920 --> 00:18:01,880
من جزو گوشت و خونش نیستم؟

297
00:18:02,750 --> 00:18:04,790
چطوری می‌شه یه مادر انقدر
بین بچه‌هاش فرق بذاره؟

298
00:18:08,880 --> 00:18:09,710
رائو آر

299
00:18:10,440 --> 00:18:12,470
امروز، عالیجناب، بانو لی رو

300
00:18:12,470 --> 00:18:13,680
به کاخ شوان شی راه ندادن

301
00:18:13,990 --> 00:18:15,990
بعدش ملکه‌ی مادر احضارش کرد
و سرزنشش کرد

302
00:18:16,450 --> 00:18:18,790
و گفت که پسرش رو
درست تربیت نکرده

303
00:18:19,440 --> 00:18:21,160
حتی گفت وقتی
که شاهزاده‌ی چهارم خوب بشه

304
00:18:21,160 --> 00:18:22,950
می‌فرستنش ارتش که آموزش ببینه

305
00:18:25,360 --> 00:18:27,750
بانو لی فقط ناراحت بود

306
00:18:27,920 --> 00:18:29,600
به خاطر همین سر تو خالی کرد

307
00:18:29,790 --> 00:18:31,030
!کاملا بی‌عرضه‌ست

308
00:18:33,740 --> 00:18:36,310
بانو جنگ، خودتون حرف‌هاش رو شنیدین

309
00:18:36,790 --> 00:18:38,120
من رو به خاطر اشتباه‌های آ شو

310
00:18:38,920 --> 00:18:40,640
مقصر می‌دونه

311
00:18:42,840 --> 00:18:43,950
خب، آ شو

312
00:18:44,840 --> 00:18:47,030
همیشه کنار مادرش زندگی کرده

313
00:18:47,490 --> 00:18:50,440
هنوز جوونه، طبیعیه که مادرش لوسش کنه

314
00:18:50,680 --> 00:18:52,120
به عنوان خواهر بزرگ‌ترش

315
00:18:52,510 --> 00:18:54,160
باید درک کنی

316
00:18:55,310 --> 00:18:56,920
دیدن اختلاف یه مادر و دختر

317
00:18:56,920 --> 00:18:59,440
قلبم رو به درد میاره

318
00:19:00,310 --> 00:19:01,030
این کار رو می‌کنیم

319
00:19:01,600 --> 00:19:02,840
فردا یه ضیافت ترتیب می‌دم

320
00:19:03,080 --> 00:19:04,680
و بانو لی رو دعوت می‌کنم

321
00:19:04,840 --> 00:19:07,510
کمک می‌کنم شما دوتا آشتی کنین

322
00:19:07,880 --> 00:19:10,200
یه مادر و دختر نباید
از همدیگه عصبانی بمونن

323
00:19:10,440 --> 00:19:12,840
حتما حرف زدن حلش می‌کنه

324
00:19:17,050 --> 00:19:19,780
سپاسگزارم، بانو جنگ

325
00:19:23,170 --> 00:19:24,880
هیچ مادری بچه‌هاش رو
به طور مساوی دوست نداره

326
00:19:25,400 --> 00:19:26,920
اونی که خودش بزرگ کرده

327
00:19:26,920 --> 00:19:28,080
طبیعتا مورد علاقه‌اشه

328
00:19:29,230 --> 00:19:30,990
ولی باز مادرته

329
00:19:31,200 --> 00:19:32,880
چندتا کلمه‌ی محبت‌آمیز بهش بگو

330
00:19:32,990 --> 00:19:34,470
و اونوقت کوتاه میاد

331
00:19:35,680 --> 00:19:36,680
شبیه من نیست

332
00:19:37,470 --> 00:19:38,950
عروس خاندان سلطنتی بودن راحت نیست

333
00:19:39,510 --> 00:19:42,400
باید جلوی مادرشوهرم
حواسم به تک تک حرف‌هام باشه

334
00:19:43,080 --> 00:19:44,440
حتی نمی‌تونم یه اشتباه کوچیک بکنم

335
00:19:44,840 --> 00:19:46,080
وقتی اون اول
با این خاندان وصلت کردم

336
00:19:46,990 --> 00:19:49,310
به خاطر‌ پیشینه‌ی معمولیم تحقیرم می‌کرد

337
00:19:49,790 --> 00:19:51,470
پدر و برادر قدرتمندی نداشتم
که حمایتم کنن

338
00:19:51,840 --> 00:19:53,440
از هر کاری که می‌کردم ایراد می‌گرفت

339
00:19:54,680 --> 00:19:55,680
...خوشبختانه، بعدها

340
00:19:56,120 --> 00:19:57,080
بعدها چی شد؟

341
00:20:02,600 --> 00:20:04,850
استاد مین، که برای ملکه‌ی مادر
اکسیر جاودانگی درست می‌کنه

342
00:20:04,850 --> 00:20:05,990
بهم یه طلسم داد

343
00:20:06,200 --> 00:20:08,310
قرار بود رابطه‌ی مادرشوهر
و عروس رو بهتر کنه

344
00:20:08,680 --> 00:20:10,080
و نذاره زن و شوهر با همدیگه دعوا کنن

345
00:20:10,990 --> 00:20:11,920
جواب داد؟

346
00:20:15,840 --> 00:20:17,360
تو از بچگی از خانواده‌ات دور بودی

347
00:20:17,710 --> 00:20:18,750
پیوندهای خانوادگیت همیشه ضعیف بوده

348
00:20:19,310 --> 00:20:20,640
به خاطر همین برات یه طلسم گرفتم

349
00:20:20,750 --> 00:20:22,310
که پیوندهای خانوادگیت رو محکم کنه

350
00:20:22,750 --> 00:20:24,880
امیدوارم به آشتی کردن
تو و مادرت کمک کنه

351
00:20:25,710 --> 00:20:27,710
زندگی به ندرت
طبق خواسته‌ی ما پیش می‌ره

352
00:20:28,080 --> 00:20:29,510
باید کینه‌ات رو رها کنی

353
00:20:29,710 --> 00:20:31,160
و آغوشت رو
روی اتفاق‌های بهتر باز کنی

354
00:20:32,200 --> 00:20:33,680
لطفا کله‌شق نباش

355
00:20:33,680 --> 00:20:34,840
و با مادرت دشمنی نکن

356
00:20:35,200 --> 00:20:37,160
اون کسیه
که واقعا می‌تونی بهش تکه کنی

357
00:20:41,880 --> 00:20:42,790
متوجه شدم

358
00:20:45,640 --> 00:20:46,680
ممنون، دخترعمو

359
00:20:59,310 --> 00:20:59,990
بانو

360
00:21:00,510 --> 00:21:02,510
بانو، این طلسم برای ایجاد صلح و صفا 
بین اعضای خانواده‌ست

361
00:21:02,510 --> 00:21:03,640
بین مردم عادی هم خیلی رایجه

362
00:21:03,640 --> 00:21:04,680
برای آسیب رسوندن به کسی نیست

363
00:21:07,310 --> 00:21:08,230
خوبه پس خیالم راحت شد

364
00:21:09,850 --> 00:21:12,320
بانو جنگ فردا ضیافت برپا می‌کنه، باید به قصر برم

365
00:21:58,080 --> 00:21:59,120
هنوز نرفتی؟ زود باش

366
00:21:59,680 --> 00:22:00,510
برو دیگه

367
00:22:45,160 --> 00:22:46,510
این جفت آویز یشمی

368
00:22:46,880 --> 00:22:48,840
همون هدیه‌ایه که عالیجناب سال‌ها پیش بهم دادن

369
00:22:49,880 --> 00:22:52,120
حالا هم می‌خوام این جفت رو به شما دو 
دخترعمو هدیه بدم

370
00:22:52,790 --> 00:22:54,230
این هم هدیه‌ای برای تشکر ازتون

371
00:22:54,230 --> 00:22:57,030
از همسر شاهزاده دوان، که کمک کرد من و 
دخترم با هم آشتی کنیم

372
00:22:57,440 --> 00:23:00,550
بانو لی، لطف دارین، من شایسته‌ی این همه تعریف نیستم

373
00:23:01,310 --> 00:23:02,750
رائو آر دخترعموی خودمه

374
00:23:02,880 --> 00:23:04,310
من از ته دل می‌خوام حالش خوب باشه و 
زندگی خوبی داشته باشه

375
00:23:04,790 --> 00:23:07,310
شاید بشه گذشته و هویت واقعی رائو آر رو
 از بقیه پنهون کرد

376
00:23:07,710 --> 00:23:09,310
اما نمی‌شه از شما دوتا پنهونش کرد

377
00:23:09,710 --> 00:23:10,840
این دختر من

378
00:23:11,080 --> 00:23:12,880
از بیرون قصر پیدا شده و به اینجا برگردونده شده

379
00:23:12,920 --> 00:23:14,510
خیلی از آداب و قوانین دربار رو بلد نیست

380
00:23:15,400 --> 00:23:17,550
بانوی جنگ ازت ممنونم که هوای دخترم رو 
داری و راه و رسم دربار رو بهش یاد می‌دی

381
00:23:18,030 --> 00:23:19,990
در واقع باید حسابی ازت تشکر کنم

382
00:23:20,300 --> 00:23:22,580
راستش، بهت حسودیم می‌شه

383
00:23:23,680 --> 00:23:26,680
که همچین دختر باهوش، فهمیده و بافضیلتی داری

384
00:23:26,750 --> 00:23:28,200
برخلاف پسر خودم

385
00:23:28,950 --> 00:23:31,440
که تموم روز فقط سرش به تمرین فنون رزمی گرمه

386
00:23:31,920 --> 00:23:33,680
حتی روزهایی هم که تعطیله

387
00:23:33,840 --> 00:23:36,310
پدرش، امپراتور، احضارش می‌کنه تا توی 
جلسات دربار حاضر بشه

388
00:23:36,710 --> 00:23:39,120
آخرش فقط عروسم کنارم می‌مونه و ازم مراقبت می‌کنه

389
00:23:39,710 --> 00:23:41,400
هر چقدر هم که عروسم توانمند و لایق باشه

390
00:23:42,400 --> 00:23:44,470
باز هم به اندازه‌ی دختر آدم با دل و جون 
هوای مادرش رو نداره

391
00:23:46,640 --> 00:23:47,510
یینگ گو

392
00:23:48,120 --> 00:23:50,310
هدیه‌ای که برای بانو جنگ آماده کرده بودم
 حاضره؟

393
00:23:50,950 --> 00:23:52,160
پس چرا هنوز نیاوردینش؟ زود بیارینش

394
00:23:52,840 --> 00:23:53,680
بیارینش داخل

395
00:24:01,080 --> 00:24:02,640
این دیگه چیه؟

396
00:24:03,600 --> 00:24:05,840
دخترعمو، زحمت می‌کشی بازش کنی و نگاهی بندازی؟

397
00:24:24,550 --> 00:24:25,200
اومدن

398
00:24:28,640 --> 00:24:29,310
رائو آر

399
00:24:38,600 --> 00:24:39,680
!همگی از اینجا برین بیرون

400
00:24:44,950 --> 00:24:47,960
بانو لی، من از روی خیرخواهی این ضیافت رو ترتیب دادم

401
00:24:47,960 --> 00:24:49,490
تا به تو و دخترت کمک کنم با هم آشتی کنین

402
00:24:49,600 --> 00:24:51,680
اون‌وقت شما توی جواب این همه محبتم، بهم 
خیانت می‌کنین، منظورتون چیه؟

403
00:24:51,950 --> 00:24:54,160
بانو جنگ، واقعا همه‌ چیز رو از هر جهت 
حساب‌شده پیش بردین

404
00:24:55,080 --> 00:24:57,080
نه‌ تنها ترتیب آشتی کردن من و مادرم رو دادین

405
00:24:57,600 --> 00:24:58,680
بلکه به این خدمتکار قصر هم دستور دادین

406
00:24:59,120 --> 00:25:00,730
یواشکی وارد اتاق خوابم توی قصر جائو یانگ بشه

407
00:25:01,400 --> 00:25:02,990
<i>و یه چیز جالب رو اونجا پنهون کنه</i>

408
00:25:11,990 --> 00:25:14,360
این طلسمیه که باعث می‌شه عزیزان به جون هم بیفتن و از هم متنفر بشن

409
00:25:14,750 --> 00:25:17,030
برای درست کردنش باید سر یه سگ مادر و توله‌اش رو ببرن

410
00:25:17,310 --> 00:25:20,120
بعد سرهاشون رو بسوزونن و خاکسترش رو
 با آب مخلوط کنن و به خورد یه نفر بدن

411
00:25:20,440 --> 00:25:23,400
بعد هم باید استخون‌هاشون رو با فاصله‌ی 
زیادی از هم دفن کنن

412
00:25:24,770 --> 00:25:28,080
تا مادر و فرزند برای همیشه از هم متنفر بشن
 و دشمن هم باقی بمونن

413
00:25:30,320 --> 00:25:32,640
این حتما طلسمی برای نفرین کردن ملکه‌ی مادر و عالیجنابه

414
00:25:33,550 --> 00:25:34,750
این یکی از اون هم خطرناک‌تره

415
00:25:35,360 --> 00:25:36,510
طلسمی برای گرفتن روح آدمه

416
00:25:37,230 --> 00:25:38,550
با این طلسم می‌خوان جون یه نفر رو بگیرن

417
00:25:39,510 --> 00:25:41,680
مشخصات تولد کی روش نوشته شده؟

418
00:25:42,160 --> 00:25:43,600
مشخصات تولد ملکه‌ی مادره

419
00:25:46,840 --> 00:25:47,750
بانو جنگ

420
00:25:48,030 --> 00:25:50,790
شما به یه خدمتکار قصر دستور دادین این 
طلسم‌ها رو توی قصر جائو یانگ پنهون کنه

421
00:25:50,950 --> 00:25:52,680
قصد داشتین بانو لی رو متهم کنین

422
00:25:52,950 --> 00:25:54,640
که دست به جادوگری و طلسم‌های ممنوعه زده؟

423
00:25:54,840 --> 00:25:55,840
...چطور

424
00:25:56,680 --> 00:25:57,680
...چطور ممکنه

425
00:25:57,880 --> 00:25:58,880
چطور همچین چیزی ممکنه؟

426
00:26:02,160 --> 00:26:04,440
تازه خودتون عمدا یه طلسم خوش‌یمنی هم بهم دادین

427
00:26:05,470 --> 00:26:06,200
پس انگار

428
00:26:06,640 --> 00:26:08,640
نقشه داشتین من، شاهدخت وو آن، رو متهم کنین

429
00:26:08,790 --> 00:26:11,550
که این طلسم‌ها و جادوهای شوم رو از بیرون 
قصر با خودم آوردم

430
00:26:14,030 --> 00:26:14,790
!نه، رائو آر

431
00:26:15,710 --> 00:26:17,920
!کار من نبود! قسم می‌خورم

432
00:26:19,160 --> 00:26:19,990
...کار مو

433
00:26:24,950 --> 00:26:26,120
...من فکر می‌کردم

434
00:26:27,550 --> 00:26:28,200
رائو آر

435
00:26:28,790 --> 00:26:30,710
من هیچوقت قصد نداشتم بهت آسیب بزنم

436
00:26:40,840 --> 00:26:43,080
من اصلا این خدمتکار قصر رو نمی‌شناسم

437
00:26:43,840 --> 00:26:45,640
نمی‌تونین این ماجرا رو بندازین گردن من

438
00:26:46,160 --> 00:26:47,750
اینکه می‌شناسیش یا نه، اهمیتی نداره

439
00:26:48,360 --> 00:26:50,120
اتهام دروغین خیانت به امپراتوری، به‌ اندازه‌ی 
خود خیانت جرمه

440
00:26:50,680 --> 00:26:52,080
همین که این ماجرا رو به اطلاع عالیجناب برسونم

441
00:26:52,920 --> 00:26:54,710
می‌فرستمش اداره‌ی فرماندهی

442
00:26:55,310 --> 00:26:57,750
اونجا بازجوی بی‌رحم، بو‌ یائو که توی بازجویی 
و شکنجه تخصص داره

443
00:26:57,750 --> 00:26:59,160
شخصا ازش بازجویی می‌کنه

444
00:26:59,680 --> 00:27:02,750
شنیدم بو یائو توی شکنجه با بخار مهارت خاصی داره

445
00:27:03,360 --> 00:27:06,470
چه بهتر، بذار اول این خدمتکار طعمش رو بچشه

446
00:27:06,710 --> 00:27:08,550
اون کاری می‌کنه که کورها بینا بشن

447
00:27:08,600 --> 00:27:09,920
کرها بشنون

448
00:27:10,030 --> 00:27:12,160
حتی لال‌ها رو هم به حرف میاره

449
00:27:14,920 --> 00:27:15,710
!تو! بیا جلو

450
00:27:15,880 --> 00:27:17,160
!من رو مجبور کرده بودن

451
00:27:17,310 --> 00:27:18,030
!همه چیز رو می‌گم

452
00:27:18,160 --> 00:27:19,440
!بانو لی، لطفا من رو ببخشید

453
00:27:19,440 --> 00:27:20,750
!لطفا، من رو ببخشید، بانو لی

454
00:27:21,120 --> 00:27:21,710
رائو آر

455
00:27:22,310 --> 00:27:23,680
به آسمان قسم می‌خورم

456
00:27:23,840 --> 00:27:25,360
هیچوقت قصد آسیب زدن به تو رو نداشتم

457
00:27:25,710 --> 00:27:27,360
مادرشوهرم فقط به من گفت

458
00:27:27,510 --> 00:27:28,710
که این طلسم خوشبختی

459
00:27:28,990 --> 00:27:31,160
می‌تونه کمکت کنه با مادرت آشتی کنی

460
00:27:31,700 --> 00:27:34,310
فکر کردم دارم کار خوبی می‌کنم

461
00:27:34,640 --> 00:27:36,470
هیچوقت فکر نمی‌کردم انقدر دردسر درست کنه

462
00:27:36,510 --> 00:27:38,120
!لطفا من رو باور کن، رائو آر

463
00:27:38,200 --> 00:27:39,400
چرا گریه می‌کنی؟

464
00:27:40,440 --> 00:27:41,840
!همه‌اتون یه مشت ترسوی به دردنخورین

465
00:27:43,120 --> 00:27:44,640
مگه نمی‌خواستی گزارش من رو بدی؟

466
00:27:44,710 --> 00:27:46,030
!برو دیگه! همین الان انجامش بده

467
00:27:46,470 --> 00:27:47,440
باورم نمی‌شه

468
00:27:47,510 --> 00:27:49,160
که یه خدمتکار حقیر قصر

469
00:27:49,360 --> 00:27:51,680
!بتونه با چندتا حرف من رو زمین بزنه

470
00:27:52,360 --> 00:27:55,470
خاندان جنگ قدرتمند و بانفوذن

471
00:27:55,750 --> 00:27:57,550
خواهر جنگ عادت داری
هر چی بخوای رو به دست بیاری

472
00:27:57,790 --> 00:27:59,510
کی جرات می‌کنه ازت بازخواست کنه؟

473
00:28:00,200 --> 00:28:01,360
ولی الان

474
00:28:01,680 --> 00:28:04,750
عالیجناب قراره ولیعهد رو انتخاب کنن

475
00:28:05,550 --> 00:28:07,360
نمی‌دونم ملکه و خاندان هان

476
00:28:07,750 --> 00:28:09,510
از این فرصت سوءاستفاده می‌کنن
تا اوضاع رو بدتر کنن یا نه

477
00:28:09,680 --> 00:28:11,600
و خواهر وانگ و شاهزاده فو چی؟

478
00:28:11,990 --> 00:28:13,880
از سقوط تو سوءاستفاده می‌کنن؟

479
00:28:22,200 --> 00:28:24,310
تو نقشه‌ی همه‌ی اینا رو کشیدی

480
00:28:31,990 --> 00:28:32,510
بریم

481
00:28:33,550 --> 00:28:34,550
!من رو ببخشید، بانو

482
00:28:35,950 --> 00:28:36,920
نگران نباشین، دخترعمو

483
00:28:37,750 --> 00:28:39,440
بانو لی بخشنده و بزرگوارن

484
00:28:40,030 --> 00:28:42,440
خدمتکار رو جلوی عالیجناب نبردن

485
00:28:42,600 --> 00:28:45,120
چون به آبروی شاهزاده دوان اهمیت می‌دن

486
00:28:51,400 --> 00:28:52,230
عجیب نیست

487
00:28:53,310 --> 00:28:55,470
می‌دونستم این نقشه برای بیرون کشیدن مجرم

488
00:28:55,640 --> 00:28:57,680
چیزی نیست که به ذهن بانو لی برسه

489
00:28:58,160 --> 00:29:00,030
هر وقت ناراحت می‌شه

490
00:29:00,360 --> 00:29:03,400
می‌ره پیش عالیجناب و خودش رو مظلوم می‌کنه

491
00:29:03,790 --> 00:29:05,550
انقدر به لوس بودن عادت کرده

492
00:29:06,030 --> 00:29:08,400
که هیچوقت عصبانیتش رو توی دلش نگه نمی‌داره

493
00:29:09,090 --> 00:29:12,750
واقعا از بزرگ‌ترهات جلو زدی

494
00:29:13,030 --> 00:29:14,440
در مقایسه با مادرت

495
00:29:15,160 --> 00:29:16,520
یه کم تواناتری

496
00:29:23,600 --> 00:29:24,750
لطف دارین، بانو

497
00:29:26,030 --> 00:29:28,680
برادر کوچیکم همیشه دردسرساز بوده

498
00:29:28,750 --> 00:29:30,200
نه توی درس خوندن خوبه
نه توی جنگیدن و مبارزه کردن

499
00:29:30,680 --> 00:29:32,200
در مورد جایگاه ولیعهدی

500
00:29:35,120 --> 00:29:37,470
معلومه که شاهزاده دوان تنها گزینه‌ی مناسبن

501
00:29:41,440 --> 00:29:43,550
بانوی لی با کمال میل حمایتشون
از ایشون رو اعلام می‌کنن

502
00:29:43,790 --> 00:29:44,880
...ولی

503
00:29:46,550 --> 00:29:47,470
ولی چی؟

504
00:29:47,680 --> 00:29:49,440
ملکه به قصر درونی حکومت می‌کنن

505
00:29:50,120 --> 00:29:51,990
خاندان هان کاملا از شاهزاده جینگ حمایت می‌کنه

506
00:29:52,440 --> 00:29:54,400
و ملکه‌ی مادر هم پشتشونه

507
00:29:54,510 --> 00:29:56,160
...پس جایگاه ولیعهدی

508
00:29:56,470 --> 00:29:57,600
...ملکه

509
00:29:58,600 --> 00:30:02,470
بانو وو آن، واقعا آدم کینه‌ای هستی

510
00:30:06,550 --> 00:30:07,680
ولی، یه جورایی کنجکاوم

511
00:30:08,600 --> 00:30:11,510
به نظرت ما باید چیکار کنیم، خواهر

512
00:30:12,750 --> 00:30:13,750
...من

513
00:30:20,550 --> 00:30:24,160
معلومه که باید با هم متحد بشیم، خواهر عزیزم

514
00:30:34,310 --> 00:30:35,800
دخترعموت خیلی حیله‌گره

515
00:30:35,800 --> 00:30:36,850
!ولی تو اصلا بهش نرفتی

516
00:30:37,680 --> 00:30:39,240
آبروی مادر رو بردی

517
00:30:39,600 --> 00:30:40,680
!همین الان ازشون عذرخواهی کن

518
00:30:43,950 --> 00:30:46,880
من بی‌احتیاط بودم، لطفا من رو ببخشید، مادر

519
00:30:46,950 --> 00:30:48,310
!لطفا من رو ببخشید

520
00:30:48,950 --> 00:30:49,840
کافیه

521
00:30:50,710 --> 00:30:51,990
خودت رو به زحمت ننداز

522
00:30:53,600 --> 00:30:54,750
مادر، منظورتون اینه

523
00:30:55,030 --> 00:30:56,470
واقعا می‌خوایم با اونا متحد بشیم؟

524
00:30:56,680 --> 00:30:58,030
اونم بعد از اینکه ما رو مسخره کردن؟

525
00:31:01,640 --> 00:31:03,310
پسرکم تو یه مرد بااستعداد کمیابی
<font color="#D8907c">⋆ اگه مزاحم پسر بااستعدادتون نیستیم یه ترجمه بکنیم ⋆ </font>

526
00:31:03,470 --> 00:31:04,680
واقعا برای برتر بودن نسبت به بقیه به دنیا اومدی

527
00:31:04,880 --> 00:31:07,880
کی جز تو لیاقت ولیعهدی رو داره؟

528
00:31:08,510 --> 00:31:11,360
اگه باید یه کم تحقیر رو به خاطر تو تحمل کنم

529
00:31:11,470 --> 00:31:12,550
چه اهمیتی داره؟

530
00:31:13,790 --> 00:31:15,550
وقتی ولیعهد بشی

531
00:31:16,160 --> 00:31:18,160
فرصت داریم تا حساب‌ها رو تسویه کنیم

532
00:31:18,680 --> 00:31:19,680
می‌دونستم

533
00:31:20,680 --> 00:31:21,950
شما تنها کسی توی این دنیا هستین

534
00:31:21,950 --> 00:31:23,440
که واقعا به من اهمیت می‌ده، مادر

535
00:31:25,400 --> 00:31:26,160
و بقیه

536
00:31:27,120 --> 00:31:28,550
اصلا نمی‌تونم روشون حساب کنم

537
00:31:30,470 --> 00:31:31,880
بانو وو آن گفت که

538
00:31:32,400 --> 00:31:33,550
حالا باید چی کار کنیم؟

539
00:31:34,440 --> 00:31:37,880
گفت فعلا خاندان جنگ دست نگه دارن

540
00:31:38,320 --> 00:31:41,400
بذار مقامات دربار، شاهزاده جینگ رو
به‌عنوان ولیعهد پیشنهاد بدن

541
00:31:41,400 --> 00:31:43,160
برادر بزرگترم رو به‌ عنوان ولیعهد پیشنهاد بدن؟

542
00:31:43,880 --> 00:31:44,990
واقعا این رو گفت؟

543
00:31:57,400 --> 00:31:58,470
دنبالشون کنین، زود باشین

544
00:32:22,840 --> 00:32:23,790
ارباب هان

545
00:32:25,160 --> 00:32:27,680
هفت، هشت صندوق از انبار بیرون بردن

546
00:32:27,680 --> 00:32:29,120
همه‌اشون سنگین بودن

547
00:32:29,120 --> 00:32:30,310
آ مان اونجا منتظر بود تا تحویلشون بگیره

548
00:32:30,310 --> 00:32:31,790
و همه رو بردن انبار

549
00:32:32,360 --> 00:32:33,120
مطمئنی؟

550
00:32:33,360 --> 00:32:35,600
با چشم‌های خودم دیدم، ارباب جرات ندارم دروغ بگم

551
00:32:37,160 --> 00:32:38,160
یادم میاد

552
00:32:38,860 --> 00:32:40,790
بانو وو آن به چند تا پناهنده پناه داده بود

553
00:32:40,930 --> 00:32:42,600
و از دربار هم بابتش تحسین شده بود

554
00:32:42,880 --> 00:32:45,160
عالیجناب حتی از خزانه بهش پول و غله دادن

555
00:32:45,310 --> 00:32:46,360
درسته

556
00:32:47,880 --> 00:32:50,360
حالا که نمی‌تونم طلاهام رو پس بگیرم

557
00:32:50,440 --> 00:32:52,880
حداقل باید باهاشون یه کار خیر بکنم

558
00:32:55,030 --> 00:32:58,920
بانو وو آن، ثروت خاندان هان

559
00:32:59,400 --> 00:33:00,950
مال تو نیست که هر طور بخوای خرجش کنی

560
00:33:01,600 --> 00:33:03,990
ارباب هان، خودتون بهم قول دادین

561
00:33:04,360 --> 00:33:07,510
که وقتی این کار تموم شد، صیغه‌اتون بشم

562
00:33:07,680 --> 00:33:10,440
از اون به بعد هم با وفاداری بهتون خدمتتون می‌کنم

563
00:33:11,550 --> 00:33:13,600
این بستگی داره به اینکه

564
00:33:14,680 --> 00:33:16,550
چقدر کارت رو خوب انجام بدی

565
00:33:17,550 --> 00:33:19,360
تمام تلاشم رو می‌کنم، سرورم

566
00:33:25,900 --> 00:33:29,780
<font color=#B5602D> ⎝دفتر فرماندهی⎞ </font>

567
00:33:34,120 --> 00:33:35,600
ارباب، خودشه

568
00:33:37,880 --> 00:33:38,680
!ارباب

569
00:33:38,680 --> 00:33:40,470
می‌خوام از بانو وو آن، وی رائو

570
00:33:40,470 --> 00:33:41,440
به‌خاطر طمع بی‌حدوحصر

571
00:33:41,440 --> 00:33:42,710
!و دزدیدن پول و غله‌ی کمک‌های دولتی شکایت کنم

572
00:33:44,600 --> 00:33:46,440
!می‌دونستم هر روز داره پولمون رو بالا می‌کشه

573
00:33:46,790 --> 00:33:47,680
!دقیقا

574
00:33:49,470 --> 00:33:52,680
عالیجناب، حاکمان خردمند همیشه
رفاه کشور رو در اولویت قرار می‌دادن

575
00:33:53,080 --> 00:33:55,120
می‌دونن که تعیین جانشین باید در اولویت باشه

576
00:33:55,120 --> 00:33:57,310
داشتن ولیعهدی شایسته، مردم رو آسوده‌خاطر می‌کنه

577
00:33:57,510 --> 00:33:59,680
شاهزاده جینگ، پسر ارشد عالیجناب هستن

578
00:33:59,680 --> 00:34:02,030
مهربون، فروتن، صرفه‌جو و دلسوز مردم هستن

579
00:34:02,360 --> 00:34:05,470
با کمال احترام از عالیجناب درخواست می‌کنم
که خواسته‌ی مردم رو در نظر بگیرن

580
00:34:05,640 --> 00:34:07,680
و شاهزاده جینگ رو ولیعهد اعلام کنن

581
00:34:07,750 --> 00:34:11,310
تا جایگاه سلطنت تثبیت بشه و مردم آسوده‌خاطر بشن

582
00:34:13,310 --> 00:34:14,480
دیگه کدوم یکی از شما

583
00:34:15,040 --> 00:34:17,160
از ولیعهد شدن شاهزاده جینگ حمایت می‌کنه؟

584
00:34:17,160 --> 00:34:20,430
!همه‌امون از شاهزاده جینگ حمایت می‌کنیم

585
00:34:21,680 --> 00:34:25,140
یعنی به خاندان جنگ توصیه کردی فعلا دخالت نکنن

586
00:34:26,120 --> 00:34:27,120
و بذارن وزیرها

587
00:34:28,390 --> 00:34:30,160
برای ولیعهد شدن پسر ملکه پافشاری کنن؟

588
00:34:30,470 --> 00:34:32,790
عالیجناب مورد لطف آسمان هستن و هنوز در اوج قدرتن

589
00:34:33,870 --> 00:34:35,430
برای تعیین ولیعهد عجله‌ای ندارن

590
00:34:35,790 --> 00:34:37,040
هرچی بیشتر اصرار کنن

591
00:34:38,040 --> 00:34:39,160
عالیجناب بیشتر عصبانی می‌شن

592
00:34:42,830 --> 00:34:45,310
تعیین ولیعهد مسئله‌ی بسیار مهمیه

593
00:34:45,310 --> 00:34:48,160
بذارین یه روز دیگه درباره‌اش بحث کنیم

594
00:34:49,640 --> 00:34:51,390
چیز دیگه‌ای دارین؟

595
00:34:54,040 --> 00:34:55,350
عالیجناب

596
00:34:55,680 --> 00:34:57,640
بانو وو آن گستاخ و زورگوئه

597
00:34:57,640 --> 00:34:58,790
از قدرتش بدون هیچ محدودیتی سواستفاده می‌کنه

598
00:34:58,790 --> 00:35:00,830
مخفیانه خدمتکارش، گه جین، رو شکنجه داده

599
00:35:00,830 --> 00:35:03,080
گه جین که سراپا زخمی بود، به دفتر فرماندهی فرار کرد

600
00:35:03,080 --> 00:35:05,200
و جلوی همه از اربابش شکایت کرده

601
00:35:05,200 --> 00:35:08,200
که پول و غله‌ی کمک‌های دولتی رو دزدیده

602
00:35:09,010 --> 00:35:11,000
ارباب هان نتونست دل بانو وو آن رو به دست بیاره

603
00:35:11,310 --> 00:35:13,310
و توی باغ شانگ‌ لین با کمان‌ زنبورکی هزار تیره زخمی شد

604
00:35:13,640 --> 00:35:15,200
حتما هنوز کینه به دل داره

605
00:35:15,680 --> 00:35:17,000
حالا بدون هیچ مدرکی

606
00:35:17,120 --> 00:35:18,710
بانو رو به دزدیدن کمک‌های دولتی متهم می‌کنه

607
00:35:19,350 --> 00:35:21,680
آدم ممکنه شک کنه که قصد انتقام داره

608
00:35:22,350 --> 00:35:24,680
و به درستکاریش به‌عنوان یک مقام رسمی تردید کنه

609
00:35:24,790 --> 00:35:25,640
عالیجناب

610
00:35:25,960 --> 00:35:28,560
من فقط برای اجرای عدالت حرف می‌زنم
نه از روی کینه‌ی شخصی

611
00:35:28,910 --> 00:35:31,640
عالیجناب برای کمک به نیازمندان پول اختصاص دادن

612
00:35:31,750 --> 00:35:33,680
اگه کسی واقعا جرات کرده باشه

613
00:35:33,870 --> 00:35:35,560
از اون پول برای پر کردن جیب خودش استفاده کنه

614
00:35:35,830 --> 00:35:37,870
!حتی اگه صد بار اعدام بشه هم براش کمه

615
00:35:38,600 --> 00:35:41,430
!عالیجناب، این اتهام‌های بی‌اساس رو باور نکنین

616
00:35:41,870 --> 00:35:42,680
!عالیجناب

617
00:35:43,080 --> 00:35:45,160
صدها پناهنده جلوی دفتر فرماندهی جمع شدن

618
00:35:45,160 --> 00:35:46,310
و غوغا به پا کردن

619
00:35:46,640 --> 00:35:48,680
شایعه‌ها توی تمام پایتخت پیچیده

620
00:35:48,960 --> 00:35:51,830
درخواست می‌کنم اجازه بدین
با سربازها به اقامتگاه جو یو برم

621
00:35:52,160 --> 00:35:54,680
اگه بانو وو آن واقعا بی‌گناهه

622
00:35:54,790 --> 00:35:56,910
می‌تونیم جلوی همه بی‌گناهیش رو ثابت کنیم

623
00:35:57,910 --> 00:35:59,520
و مردم رو آسوده‌خاطر کنیم

624
00:36:01,870 --> 00:36:02,790
چی جونگ کای

625
00:36:03,200 --> 00:36:05,350
با هان لیائو با سربازها همراه فرمانده برین

626
00:36:05,350 --> 00:36:06,560
و این موضوع رو بررسی کنین

627
00:36:06,870 --> 00:36:07,830
هر چی شما دستور بدین

628
00:36:14,980 --> 00:36:17,460
<font color=#B5602D> ⎝اقامتگاه کوهستانی جو یو⎞ </font>

629
00:36:20,120 --> 00:36:20,960
همه‌ چیز اون داخله

630
00:36:21,160 --> 00:36:22,600
با چشم‌های خودم دیدم

631
00:36:22,830 --> 00:36:26,000
پول و غلاتی رو که برای کمک به مردم آسیب‌دیده 
بود، با شمش‌های طلا عوض کردن

632
00:36:26,680 --> 00:36:28,310
ای پست‌فطرت بی‌شرم

633
00:36:28,680 --> 00:36:29,960
علیاحضرت همیشه باهات خوب رفتار کردن

634
00:36:30,160 --> 00:36:32,310
چطور جرات کردی بهشون خیانت کنی
 و به بانوی خودت تهمت بزنی؟

635
00:36:33,120 --> 00:36:34,910
اینکه راست می‌گم یا نه

636
00:36:35,000 --> 00:36:36,680
با باز کردن انبار معلوم می‌شه

637
00:36:37,520 --> 00:36:39,160
مگه علیاحضرت چقدر مقرری می‌گیره

638
00:36:39,390 --> 00:36:40,910
که بخواد خزانه داشته باشه؟

639
00:36:41,350 --> 00:36:41,960
سرورم

640
00:36:42,040 --> 00:36:44,350
یه عالمه سکه اون داخله

641
00:36:44,910 --> 00:36:45,640
!درش رو بشکنین

642
00:36:50,310 --> 00:36:52,160
فکر می‌کنین مردم باور می‌کنن

643
00:36:52,480 --> 00:36:54,750
که شاهدخت وو آن، با اون همه مهربونی

644
00:36:55,680 --> 00:36:56,910
بی‌گناهه؟

645
00:36:57,160 --> 00:36:58,560
دیگه هیچکس حرفش رو باور نمی‌کنه

646
00:36:59,910 --> 00:37:01,910
از این به بعد، هر سکه‌ای که توی انبارش باشه

647
00:37:02,390 --> 00:37:04,000
به چشم ثروتی دیده می‌شه
 که با مکیدن خون فقرا به دست اومده

648
00:37:04,680 --> 00:37:06,200
ثروتی که از پول کمک‌های بلاهای طبیعی دزدیده شده

649
00:37:06,680 --> 00:37:08,310
آبروی بی‌نقصش

650
00:37:08,830 --> 00:37:10,710
دیگه هیچوقت مثل قبل نمی‌شه

651
00:37:11,350 --> 00:37:13,440
و این پناهگاهی که برای ساختنش

652
00:37:13,440 --> 00:37:15,600
این‌ همه زحمت کشیده و از خودش مایه گذاشته

653
00:37:16,430 --> 00:37:18,350
با شایعه‌های کثیف نابود می‌شه

654
00:37:18,680 --> 00:37:20,310
و توی یه چشم به هم زدن از بین می‌ره

655
00:37:20,830 --> 00:37:23,600
فقط به خاطر اون طلاها و پول‌ها

656
00:37:24,770 --> 00:37:27,370
اعتماد مردم رو از دست می‌ده 
و به دشمن مردم تبدیل می‌شه

657
00:37:27,680 --> 00:37:28,480
هان لیائو

658
00:37:29,790 --> 00:37:31,160
چقدر پست

659
00:37:32,350 --> 00:37:33,790
و بی‌رحمی

660
00:37:34,910 --> 00:37:36,560
آواره‌ها هیچ جای دیگه‌ای برای رفتن ندارن

661
00:37:37,160 --> 00:37:38,910
اونوقت تو می‌خوای تنها
!سرپناهشون رو هم نابود کنی

662
00:37:38,910 --> 00:37:40,350
خوب من رو شناختین

663
00:37:41,000 --> 00:37:43,000
از ارباب لو هم همین انتظار می‌رفت

664
00:37:43,120 --> 00:37:45,390
خودش مقصره که من رو رد کرد

665
00:37:45,390 --> 00:37:47,120
!و محبت صادقانه‌ام رو هدر داد

666
00:37:47,120 --> 00:37:48,310
!ای عوضی پست‌فطرت

667
00:37:48,390 --> 00:37:50,000
!ای سگ کثیف و پست

668
00:37:50,480 --> 00:37:51,680
چیزی که یه آدم پست نتونه به دست بیاره

669
00:37:52,870 --> 00:37:54,910
!ترجیح می‌ده کلا نابودش کنه

670
00:37:55,390 --> 00:37:56,830
!پیداش کردیم! پیداش کردیم

671
00:38:09,310 --> 00:38:11,560
فرمانده، یه نگاهی بندازین

672
00:38:12,390 --> 00:38:13,680
همه بیاین اینجا

673
00:38:14,120 --> 00:38:15,390
!و خودتون ببینین

674
00:38:17,750 --> 00:38:19,540
به شاهدخت وو آن نگاه کنین

675
00:38:19,540 --> 00:38:21,540
همونی که انقدر به فقرا و 
!سالمند‌ان محبت می‌کنه و انگار قدیسه‌ست

676
00:38:22,040 --> 00:38:25,040
!حالا ببینین چقدر از مردم دزدی کرده

677
00:38:56,750 --> 00:38:57,830
خوب نگاه کنین

678
00:38:58,560 --> 00:39:00,520
اینا شمش طلا هستن یا سکه‌های مسی؟

679
00:39:01,350 --> 00:39:02,120
هان، ای عوضی

680
00:39:03,350 --> 00:39:05,520
این همون ثروتیه که ادعا می‌کنی از مردم دزدیده؟

681
00:39:18,310 --> 00:39:18,870
!بازش کنین

682
00:39:19,090 --> 00:39:19,920
!همه‌اشون رو باز کنین

683
00:39:30,520 --> 00:39:33,350
شاهدخت ووآن، اینا... اینا چی‌ هستن؟

684
00:39:33,430 --> 00:39:34,750
زمستون‌ها طولانی و به‌ شدت سردن

685
00:39:35,680 --> 00:39:37,600
آواره‌ها لباس گرم و کافی ندارن

686
00:39:37,710 --> 00:39:39,560
شاهدخت وو آن از همسر شاهزاده دوان خواستن

687
00:39:39,790 --> 00:39:41,910
که از خاندان‌های اشراف‌زاده‌ی 
پایتخت لباس زمستونی جمع کنن

688
00:39:42,200 --> 00:39:44,080
بانو‌ها هم از روی سخاوت، جواهرات قدیمی

689
00:39:44,080 --> 00:39:45,790
عتیقه‌جات و زیورآلاتشون رو اهدا کردن

690
00:39:46,120 --> 00:39:47,710
چون می‌دونستی قراره بیایم

691
00:39:48,160 --> 00:39:49,750
!وسایل دزدی رو توی انبار نذاشتی

692
00:39:50,310 --> 00:39:52,680
افرادم تمام این مدت ورودی 
اقامتگاه رو زیر نظر داشتن

693
00:39:52,870 --> 00:39:55,120
محاله تونسته باشی پول‌ها رو
از اینجا خارج کرده باشی

694
00:39:55,600 --> 00:39:57,830
تمام اقامتگاه رو بگردین، بالاخره پیداش می‌کنیم

695
00:39:58,480 --> 00:39:58,960
!بگردین

696
00:39:58,960 --> 00:40:00,000
!همه‌ جا رو بگردین

697
00:40:01,520 --> 00:40:02,350
ارباب بو

698
00:40:07,000 --> 00:40:08,310
یه انبار پیدا کردم

699
00:40:08,750 --> 00:40:09,960
داخلش یه گذرگاه مخفی هست

700
00:40:16,750 --> 00:40:18,080
!همگی، دنبالم بیاین

701
00:40:20,160 --> 00:40:21,080
از این طرف، بفرمایین

702
00:40:39,710 --> 00:40:43,000
وی رائو، شاید تونسته باشی طلاها رو
 پنهان کنی یا جابه‌جاشون کنی

703
00:40:43,640 --> 00:40:46,160
اما مگه می‌تونی یه کوه از
 سکه مسی رو هم جابه‌جا کنی؟

704
00:40:47,120 --> 00:40:48,390
شاهدخت وو آن

705
00:40:48,680 --> 00:40:50,350
حالا چی برای گفتن داری؟

706
00:40:50,680 --> 00:40:51,960
با اون مقرری ناچیزی که می‌گیری

707
00:40:51,960 --> 00:40:53,710
چطور تونستی این همه ثروت جمع کنی؟

708
00:40:54,480 --> 00:40:57,480
توی انبار اقامتگاه یه خزانه وجود داره؟

709
00:40:58,830 --> 00:41:00,120
من واقعا از وجودش خبر نداشتم

710
00:41:00,520 --> 00:41:02,160
سرورم، حرفشون رو باور نکنین

711
00:41:02,430 --> 00:41:05,160
علیاحضرت دستور دادن این انبار رو حفر کنن

712
00:41:05,160 --> 00:41:06,480
پول و غلاتی که برای کمک به مردم دزدیده بودن

713
00:41:06,480 --> 00:41:08,080
همه‌اشون رو اون پایین پنهان کرده بودن

714
00:41:08,350 --> 00:41:11,160
اون همه سکه‌‌ی مسی مدرک جرمشونه

715
00:41:19,830 --> 00:41:21,680
ارباب بو، موقع حفاری

716
00:41:21,680 --> 00:41:22,960
بیل به یه چیزی خورد و صدای عجیبی داد

717
00:41:23,640 --> 00:41:25,120
بهشون گفتم کوه سکه‌ها رو کنار بزنن

718
00:41:25,120 --> 00:41:26,200
و عمیق‌تر حفاری کنن

719
00:41:26,790 --> 00:41:28,600
یه اتاق مخفی دیگه پیدا کردیم که خیلی ماهرانه پنهان شده بود

720
00:41:29,160 --> 00:41:32,430
داخلش 120 دست زره بود

721
00:41:36,120 --> 00:41:37,960
زیر انبار زره پنهان کردن؟

722
00:41:38,600 --> 00:41:41,390
بانو وو آن، اشراف‌زاده‌ها می‌تونن برای اداره‌ی عمارت و حفظ امنیت

723
00:41:41,390 --> 00:41:43,680
نگهبان‌های شخصی داشته باشن

724
00:41:43,680 --> 00:41:46,480
و توی جنگ هم باید برای کشور بجنگن

725
00:41:46,640 --> 00:41:48,200
با این حال، دربار مدت‌هاست که دستور اکید داده

726
00:41:48,430 --> 00:41:50,910
که ساختن و خرید و فروش زره و سپر شخصی ممنوعه

727
00:41:51,040 --> 00:41:53,680
پنهان کردن 5 دست زره، مجازاتش اعدامه

728
00:41:54,120 --> 00:41:56,900
!این خیانت به کشوره

729
00:41:58,120 --> 00:41:59,120
کدوم زره؟

730
00:42:00,390 --> 00:42:01,640
من حتی خبر نداشتم که زیر انبار

731
00:42:01,640 --> 00:42:03,040
یه خزانه‌ وجود داره

732
00:42:03,480 --> 00:42:05,160
چطور ممکنه قصد خیانت داشته باشم؟

733
00:42:05,430 --> 00:42:06,520
من فقط یه زنم

734
00:42:06,750 --> 00:42:07,960
چطور ممکنه خیانت کنم؟

735
00:42:08,180 --> 00:42:09,320
کدوم شورش؟

736
00:42:10,350 --> 00:42:12,480
ارباب لو، ژنرال چی

737
00:42:12,680 --> 00:42:14,080
!باید به نفع من شهادت بدین

738
00:42:14,350 --> 00:42:15,430
!بهم تهمت زدن

739
00:42:21,640 --> 00:42:22,350
هان لیائو

740
00:42:22,750 --> 00:42:23,750
این زره پولک‌ماهی‌ایه

741
00:42:24,160 --> 00:42:25,790
که با قطعات آهنی و برنزی به هم وصل شده

742
00:42:26,120 --> 00:42:28,080
حتی نشان خاندان هان شما هم روشه

743
00:42:28,520 --> 00:42:30,800
این عمارت هم قبلا متعلق به خودت بوده

744
00:42:30,960 --> 00:42:32,200
کسی که قصد خیانت داشته

745
00:42:33,600 --> 00:42:34,790
واضحا خودتی

746
00:42:35,200 --> 00:42:36,480
!تو داری به من تهمت می‌زنی

747
00:42:38,310 --> 00:42:40,120
!این خائن رو فورا دستگیر کنین

748
00:42:44,000 --> 00:42:46,680
...من همیشه به عالیجناب وفادار بودم، این شماهایین که

749
00:42:47,640 --> 00:42:49,870
!دست به دست هم دادین تا بهم تهمت بزنین

750
00:42:50,830 --> 00:42:51,750
!علیا‌حضرت

751
00:42:52,430 --> 00:42:53,200
!علیا‌حضرت

752
00:42:53,640 --> 00:42:54,200
...من

753
00:42:54,200 --> 00:42:55,680
خاندان هان فریبم دادن

754
00:42:55,680 --> 00:42:56,680
خواهش می‌کنم، علیا‌حضرت

755
00:42:56,680 --> 00:42:58,200
به خاطر این همه سال خدمت به شما

756
00:42:58,200 --> 00:42:59,680
!از جونم بگذرین

757
00:43:00,480 --> 00:43:02,040
قبل از اینکه چی‌ لان بمیره

758
00:43:03,200 --> 00:43:05,160
فکر می‌کنی اونم التماس می‌کرد

759
00:43:06,080 --> 00:43:08,080
که قاتلش از جونش بگذره؟

760
00:43:08,560 --> 00:43:09,960
جون تو عزیزه

761
00:43:11,520 --> 00:43:13,390
اما چی‌ لان حقش بود بمیره؟

762
00:43:13,680 --> 00:43:15,760
!به بانوی خودت خیانت کردی، ای بی‌شرم

763
00:43:16,390 --> 00:43:18,430
چطور جرات می‌کنی طلب بخشش کنی؟

764
00:43:18,680 --> 00:43:20,680
!علیاحضرت، می‌دونم اشتباه کردم

765
00:43:20,680 --> 00:43:21,830
!نمی‌خوام بمیرم

766
00:43:21,830 --> 00:43:23,560
!خواهش می‌کنم از جونم بگذرین، علیاحضرت

767
00:43:23,560 --> 00:43:24,480
!دستگیرش کنین

768
00:43:24,480 --> 00:43:26,390
!علیاحضرت، خواهش می‌کنم من رو ببخشین

769
00:43:26,430 --> 00:43:27,560
!علیاحضرت

770
00:43:27,560 --> 00:43:28,480
!نمی‌خوام بمیرم

771
00:43:28,480 --> 00:43:29,310
...این حرف‌ها رو نگه دار

772
00:43:29,310 --> 00:43:30,430
!خواهش می‌کنم از جونم بگذرین، علیاحضرت

773
00:43:30,430 --> 00:43:32,770
و توی اون دنیا برای چی ‌لان توضیح بده

774
00:43:34,000 --> 00:43:35,310
این پرونده خیلی حساس و مهمه

775
00:43:35,560 --> 00:43:37,640
ممکنه عالیجناب بخوان خودشون ازتون بازجویی کنن

776
00:43:38,040 --> 00:43:39,680
شاهدخت وو آن، لطفا با ما

777
00:43:39,870 --> 00:43:41,620
به دفتر فرماندهی تشریف بیارین

778
00:43:43,040 --> 00:43:43,830
نگران نباش

779
00:43:44,640 --> 00:43:46,960
همه می‌دونن ارباب بو عادلانه قانون رو اجرا می‌کنن

780
00:43:47,750 --> 00:43:49,310
و هیچوقت طرف اشراف‌زاده‌ها و خاندان سلطنتی رو نمی‌گیرن

781
00:43:49,480 --> 00:43:51,200
مطمئنم این پرونده رو عادلانه بررسی می‌کنن

782
00:43:53,140 --> 00:43:55,160
ارباب بو، من باهاتون میام

783
00:43:55,310 --> 00:43:56,000
از این طرف، علیاحضرت

784
00:44:05,350 --> 00:44:06,750
انگار هان لیائو بالاخره

785
00:44:07,000 --> 00:44:10,480
!توی دام خودش افتاد و به سزای کارش رسید

786
00:44:10,830 --> 00:44:11,960
انقدر زود خوشحال نشو

787
00:44:12,750 --> 00:44:14,640
خاندان هان به این راحتی از پا درنمیاد

788
00:44:16,480 --> 00:44:18,200
هنوز جنگ سختی در پیش داریم

789
00:44:21,430 --> 00:44:23,640
مادر با مهربونی خواست برای شاهدخت وو آن واسطه بشه

790
00:44:24,480 --> 00:44:26,310
ولی اون جرات کرد پیشنهادش رو رد کنه

791
00:44:28,480 --> 00:44:30,600
با اینکه بچه‌ی یه دایه‌ست

792
00:44:31,310 --> 00:44:33,000
بازم از یه خاندان پست و فرومایه‌ست

793
00:44:33,080 --> 00:44:34,680
اصلا قدر خوبی رو نمی‌دونه

794
00:44:34,710 --> 00:44:35,680
نگران نباشین، مادر

795
00:44:36,390 --> 00:44:37,960
وقتی ولیعهد بشم

796
00:44:38,340 --> 00:44:40,530
حساب اون مادر و دختر رو می‌رسم

797
00:44:41,040 --> 00:44:42,750
پدرت هنوز زنده‌ست

798
00:44:43,750 --> 00:44:45,680
حتی اگه ولیعهد هم بشی

799
00:44:45,960 --> 00:44:48,870
باز هم می‌تونی به اون مادر و دختر جادوگر چیزی بگی؟

800
00:44:49,080 --> 00:44:51,120
می‌گن عمر امپراتور ابدیه

801
00:44:51,480 --> 00:44:53,870
اما هیچ امپراتوری واقعا هزاران سال عمر نمی‌کنه

802
00:44:55,530 --> 00:44:58,460
پدر بالاخره پیر می‌شه

803
00:44:58,800 --> 00:45:01,730
شاید ملکه و مادر این سرزمین باشم

804
00:45:01,960 --> 00:45:03,390
اما توی تمام این سال‌ها

805
00:45:03,750 --> 00:45:05,710
عالیجناب همیشه هوای بانو جو رو داشتن

806
00:45:06,120 --> 00:45:07,910
به خاطر همین کلی تمسخر تحمل کردم

807
00:45:08,560 --> 00:45:09,350
یه روزی

808
00:45:09,350 --> 00:45:10,960
<font color=#B5602D> ⎝برکت فراوان، روزگار نیک⎞ </font>

809
00:45:10,960 --> 00:45:13,560
وقتی بالاخره نوبت ما برسه

810
00:45:15,160 --> 00:45:17,750
لباس‌های فاخر و جواهراتش رو ازش می‌گیرم

811
00:45:17,830 --> 00:45:19,480
بهتره باعث افتخارم بشی

812
00:45:24,710 --> 00:45:25,790
اینا

813
00:45:26,000 --> 00:45:28,040
تموم هدایایی هستن که وزیرها برام فرستادن

814
00:45:28,430 --> 00:45:30,680
واضحه که دربار از کی حمایت می‌کنه

815
00:45:31,680 --> 00:45:34,330
آرزوت به زودی برآورده می‌شه، مادر

816
00:45:34,750 --> 00:45:36,120
در رابطه با شاهدخت وو آن

817
00:45:37,200 --> 00:45:38,080
من

818
00:45:38,790 --> 00:45:40,960
همین الان راهی برای انتقام ازش دارم

819
00:45:41,120 --> 00:45:42,960
مگه اون عاشق پناه دادن به آواره‌ها نیست؟

820
00:45:43,930 --> 00:45:47,040
شنیدم جذام داره توی یه
روستا داخل بی‌ هان پخش می‌شه

821
00:45:48,310 --> 00:45:49,750
فقط یه اشتباه کوچیک لازمه

822
00:45:50,680 --> 00:45:52,830
تا تمام بدنش پر از زخم‌های چرکین بشه

823
00:45:53,390 --> 00:45:55,200
اون اردوگاه آوارگان کثیف و بوگندو

824
00:45:55,200 --> 00:45:56,830
!باید به آتش کشید و با خاک یکسان کرد

825
00:46:00,870 --> 00:46:03,430
خواهر عزیزم، قبل از اینکه
حرکتی بزنی خوب فکر کن

826
00:46:11,680 --> 00:46:13,390
!بردم! بردم

827
00:46:13,600 --> 00:46:15,560
بانو جنگ، امروز شانس با شماست

828
00:46:15,840 --> 00:46:18,290
به نظر میاد آرزوهات دارن برآورده می‌شن

829
00:46:18,680 --> 00:46:21,680
خواهر عزیزم، من نه زیبایی تو می‌رسم

830
00:46:21,680 --> 00:46:23,080
و نه به محبت بی‌پایان عالیجناب به تو

831
00:46:24,160 --> 00:46:27,110
خوشبختانه، من یه پسر دارم
که می‌تونم بهش تکیه کنم

832
00:46:27,520 --> 00:46:29,520
آسمان توی این مورد به من لطف کرده

833
00:46:33,480 --> 00:46:34,120
مادر

834
00:46:35,040 --> 00:46:36,640
ترتیب همه چیز داده شده

835
00:46:41,300 --> 00:46:43,910
<font color=#B5602D> ⎝قصر جیائو فانگ⎞ </font>

836
00:46:43,910 --> 00:46:45,830
!علیاحضرت، علیاحضرت! به آسمون نگاه کنین

837
00:46:45,830 --> 00:46:47,350
!یه نشونه‌ی آسمانی ظاهر شده

838
00:46:50,430 --> 00:46:53,230
!علیاحضرت، توی این عصر صلح، درناها اومدن

839
00:46:53,480 --> 00:46:55,160
!این قطعا نشونه‌ی خوش‌اقبالی بزرگیه

840
00:46:55,560 --> 00:46:57,600
مهربانی علیاحضرت و خرد شاهزاده جینگ

841
00:46:57,600 --> 00:46:59,680
!لطف آسمان رو جلب کرده و این برکت رو آورده

842
00:47:00,680 --> 00:47:05,160
!علیاحضرت و عالیجناب، تبریک می‌گم

843
00:47:05,200 --> 00:47:07,680
من هر روز برای صلح و شکوفایی

844
00:47:07,680 --> 00:47:10,200
!در سراسر قلمرو دعا کردم

845
00:47:10,430 --> 00:47:11,960
آسمان بالاخره دعاهای من رو شنید

846
00:47:11,960 --> 00:47:13,910
!و این نشونه‌ی شگفت‌انگیز رو فرستاد

847
00:47:14,520 --> 00:47:16,350
!عجله کنین! به عالیجناب خبر بدین

848
00:47:16,350 --> 00:47:17,000
نه

849
00:47:17,430 --> 00:47:18,600
این یه برکت از طرف آسمونه

850
00:47:18,790 --> 00:47:20,830
!خودم خبر خوب رو برای پدر می‌برم

851
00:47:20,830 --> 00:47:23,460
<font color=#B5602D> ⎝قصر جیائو فانگ⎞ </font>

852
00:47:23,960 --> 00:47:26,680
نکنه آرزوی تموم عمرم بالاخره داره برآورده می‌شه؟

853
00:47:31,790 --> 00:47:33,680
!عالیجناب، من بی‌گناهم

854
00:47:34,910 --> 00:47:36,870
لو جو و شاهدخت وو آن

855
00:47:37,000 --> 00:47:38,910
!مدرک جعلی کار گذاشتن تا من رو متهم کنن

856
00:47:39,520 --> 00:47:41,080
!غیرقانونی زره پنهان کنم

857
00:47:41,120 --> 00:47:42,680
من هر چقدر هم جسور بودم، جرات نمی‌کردم

858
00:47:42,830 --> 00:47:43,870
اون انبار رو

859
00:47:43,870 --> 00:47:45,640
!خاندان هان خودتون حفر کردن

860
00:47:48,830 --> 00:47:49,600
!عالیجناب

861
00:47:50,680 --> 00:47:52,870
اون خزانه خیلی خوب پنهان شده بود

862
00:47:53,200 --> 00:47:54,680
توی عمق دو تا سه جانگ زیر زمین دفن شده بود

863
00:47:55,010 --> 00:47:57,200
دیوارهاش با کاه عایق‌بندی شده بود تا رطوبت نگیره

864
00:47:57,960 --> 00:47:59,600
و با روغن تونگ پوشیده شده بود

865
00:47:59,870 --> 00:48:02,200
یه انبار به این بزرگی
مقدار زیادی روغن تونگ لازم داره

866
00:48:02,520 --> 00:48:04,430
هیچکس نمی‌تونست انقدر
روغن رو توی چند ماه جمع کنه

867
00:48:04,680 --> 00:48:06,710
اقامتگاه من به زور می‌تونه
غذای زمستون رو تامین کنه

868
00:48:07,200 --> 00:48:09,200
چطور می‌تونستم از عهده‌ی همچین پروژه‌ای بربیام؟

869
00:48:11,120 --> 00:48:12,310
مرزبان شی تینگ

870
00:48:13,970 --> 00:48:15,200
!ای پسر ناخلف

871
00:48:15,750 --> 00:48:18,120
!خاندان ما اون انبار رو حفر کردن

872
00:48:18,120 --> 00:48:19,680
چطور جرات می‌کنی
جلوی عالیجناب انکارش کنی؟

873
00:48:19,960 --> 00:48:20,910
!ساکت باش

874
00:48:22,430 --> 00:48:23,560
من رو ببخشید، عالیجناب

875
00:48:23,910 --> 00:48:26,120
پسر ناشایست من از مقامش سوءاستفاده کرد

876
00:48:26,200 --> 00:48:27,390
تا از دیگران بهره‌کشی کنه

877
00:48:27,560 --> 00:48:28,750
و مخفیانه ثروتی جمع کرد

878
00:48:29,000 --> 00:48:30,680
همین به تنهایی یه جنایت بزرگه

879
00:48:30,830 --> 00:48:32,680
بعدش با شاهدخت وو آن دعوا کرد

880
00:48:32,680 --> 00:48:33,830
به خدمتکارش رشوه داد

881
00:48:34,000 --> 00:48:35,310
و به یه زن بی‌گناه تهمت زد

882
00:48:35,600 --> 00:48:38,790
من نتونستم به درستی
تربیتش کنم، و عمیقا شرمنده‌ام

883
00:48:38,910 --> 00:48:40,910
حاضرم از عنوانم صرف نظر کنم

884
00:48:41,680 --> 00:48:43,520
!و برای کفاره‌ی جنایاتش کنار بکشم

885
00:48:44,750 --> 00:48:46,680
اون زره پنهان کرد و نقشه‌ی شورش کشید

886
00:48:47,390 --> 00:48:49,120
از دست دادن عنوانت جبرانش نمی‌کنه

887
00:48:49,640 --> 00:48:50,160
...تو

888
00:48:50,520 --> 00:48:52,310
مرزبان شی تینگ، قوانین این
مملکت برات هیچ ارزشی ندارن؟

889
00:48:52,680 --> 00:48:53,520
!عالیجناب

890
00:48:53,910 --> 00:48:55,310
خزانه‌ی پنهان واقعیه

891
00:48:55,520 --> 00:48:57,480
!ولی اتهام زره کاملا دروغه

892
00:48:57,790 --> 00:48:59,350
شاهدخت وو آن

893
00:48:59,350 --> 00:49:02,310
محل خزانه رو از کارگرها فهمید

894
00:49:02,640 --> 00:49:05,080
و عمدا برام تله گذاشت

895
00:49:05,310 --> 00:49:08,200
!اون زره رو خودشون کار گذاشتن

896
00:49:08,640 --> 00:49:11,830
املاک از نظر غذا و پول کمبود داره، اگه گنجی پیدا کرده بودم

897
00:49:12,080 --> 00:49:13,520
برای خودم برمی‌داشتم

898
00:49:14,080 --> 00:49:15,710
چرا باید صبر کنم تا تو متهمم کنی؟

899
00:49:15,960 --> 00:49:18,120
تو خودت دستت به طلا رسیده

900
00:49:19,040 --> 00:49:20,430
تو هم طلا قایم کردی؟

901
00:49:21,200 --> 00:49:22,080
کجا؟

902
00:49:22,680 --> 00:49:23,750
من هیچ چیز ندیدم

903
00:49:24,640 --> 00:49:25,200
!تو

904
00:49:26,120 --> 00:49:27,750
زره خیلی خوب پنهون شده بود

905
00:49:28,160 --> 00:49:29,680
هیچ آدم معمولی‌ای نمی‌تونست پیداش کنه

906
00:49:31,570 --> 00:49:33,830
ارباب هان سعی کرد اوضاع رو به نفع خودش برگردونه

907
00:49:34,720 --> 00:49:36,800
با انداختن تقصیر به گردن بانو و پس گرفتن انبار

908
00:49:37,430 --> 00:49:39,350
اما ما سرنخ‌ها رو دنبال کردیم

909
00:49:39,350 --> 00:49:40,350
و زره رو از زیر خاک درآوردیم

910
00:49:40,750 --> 00:49:41,680
به نظر من

911
00:49:44,000 --> 00:49:45,560
خودت این رو به سر خودت آوردی

912
00:49:45,560 --> 00:49:46,680
لو جو

913
00:49:48,310 --> 00:49:51,710
داری یه مقام وفادار رو به خاطر کینه شخصی متهم می‌کنی

914
00:50:13,680 --> 00:50:14,640
وفادار؟

915
00:50:16,120 --> 00:50:17,680
کدوم خدمتکار وفاداری

916
00:50:17,960 --> 00:50:19,430
کوهی از طلا داره؟

917
00:50:20,000 --> 00:50:21,200
کدوم مقام درستی

918
00:50:21,560 --> 00:50:24,080
فقیرها رو غارت می‌کنه و از مالیات‌شون زندگی برای خودش می‌سازه؟

919
00:50:24,480 --> 00:50:26,640
تو به امپراتورت و مردم خیانت کردی

920
00:50:26,830 --> 00:50:27,680
!هان لیائو

921
00:50:28,390 --> 00:50:29,870
!لیاقت مرگ هزارباره رو داری

922
00:50:29,910 --> 00:50:30,710
!عالیجناب

923
00:50:31,040 --> 00:50:33,390
خانواده‌ی لو آشکارا دنبال انتقامن

924
00:50:33,710 --> 00:50:34,960
!و حریف‌هاشون رو از سر راه برمی‌دارن

925
00:50:35,040 --> 00:50:35,750
!کافیه

926
00:50:36,680 --> 00:50:38,750
شما دو نفر دو تا حرف متفاوت می‌زنین

927
00:50:39,090 --> 00:50:41,160
من چطور باید تصمیم بگیرم؟

928
00:50:43,480 --> 00:50:45,200
!عالیجناب شاهزاده جینگ رسیدن

929
00:50:52,330 --> 00:50:55,390
پدر، دانایی و لطفتون بی‌پایانه

930
00:50:55,790 --> 00:50:57,560
همین الان، موسیقی آسمانی فضا رو پر کرد

931
00:50:57,560 --> 00:50:59,160
و درناها از آسمون پایین اومدن

932
00:50:59,350 --> 00:51:00,830
بالای قصر جیائو فانگ

933
00:51:00,960 --> 00:51:02,870
رقصیدن و خوندن، بی‌وقفه دور زدن

934
00:51:03,240 --> 00:51:05,160
چنین نشانه‌ای هر صد سال یه بار دیده می‌شه

935
00:51:05,430 --> 00:51:06,870
نشونه‌ی رهبری حکیمانه‌ست

936
00:51:06,870 --> 00:51:08,750
و دوره‌ای از صلح و رفاه

937
00:51:09,060 --> 00:51:12,830
می‌گی یه نشانه‌ی الهی ظاهر شده، کجا؟

938
00:51:13,130 --> 00:51:14,000
بالای قصر جیائو فانگ

939
00:51:14,120 --> 00:51:16,520
درناهای مقدس مایه‌ی برکت سلسله‌ی ما هستن

940
00:51:16,680 --> 00:51:18,910
آسمون به ملکه هم برکت داده

941
00:51:19,200 --> 00:51:21,230
همه توی قصر شاهدش بودن

942
00:51:21,560 --> 00:51:24,040
!این ادای احترام به فضیلت و مهربونی مادره

943
00:51:26,640 --> 00:51:28,680
این آسمون داره فضیلت ملکه رو پاداش می‌ده

944
00:51:29,000 --> 00:51:30,040
یا داره تو رو به عنوان

945
00:51:30,040 --> 00:51:31,870
ولیعهد حکیم آینده ما می‌ستایه؟

946
00:51:32,910 --> 00:51:35,600
من لیاقتش رو ندارم، هرگز به تخت طمع نمی‌کنم

947
00:51:36,130 --> 00:51:38,200
از خودم غافل شدم، التماس بخشش دارم پدر

948
00:51:38,640 --> 00:51:39,430
چی؟

949
00:51:40,560 --> 00:51:43,960
خانواده‌ی هان تو زره قایم کردن و یه نشانه‌ی الهی ساختگی راه انداختن

950
00:51:44,200 --> 00:51:46,120
فقط برای این‌ که اون رو به تخت بنشونن؟

951
00:51:46,350 --> 00:51:47,160
!عالیجناب -
!پدر -

952
00:51:47,160 --> 00:51:48,960
!من بی‌گناهم -
!من هرگز جرئت نمی‌کنم -

953
00:51:49,120 --> 00:51:49,910
!نگهبان‌ها

954
00:51:50,430 --> 00:51:52,430
!ردای سلطنتی رو از تن شاهزاده جینگ دربیارین

955
00:51:52,680 --> 00:51:54,430
اون و مرزبان شی تینگ و پسرش رو

956
00:51:54,830 --> 00:51:56,790
!ببرین زندان فرماندهی

957
00:51:57,350 --> 00:51:59,160
بگین بو یائو بازداشت و بازجوییشون کنه

958
00:51:59,680 --> 00:52:02,040
!ملکه رو در قصر جیائو فانگش حبس کنید

959
00:52:02,160 --> 00:52:04,600
!بدون دستور من هیچکس آزاد نمی‌شه

960
00:52:04,640 --> 00:52:06,790
!پدر، من بی‌گناهم

961
00:52:07,310 --> 00:52:08,830
!برای من پاپوش دوختن، پدر

962
00:52:09,350 --> 00:52:11,200
!پدر، من... من بی‌گناهم

963
00:52:11,600 --> 00:52:13,000
!من بی‌گناهم

964
00:52:14,180 --> 00:52:16,100
!پدر -
!عالیجناب، من بی‌گناهم -

965
00:52:16,100 --> 00:52:17,830
!من بی‌گناهم، پدر

966
00:52:19,310 --> 00:52:20,680
!پدر

967
00:52:51,620 --> 00:52:57,180
<font color="#AC3B2F"> ♪نور شمع یهو پنجره رو به سردی می‌کشونه♪ </font>

968
00:52:58,220 --> 00:53:04,580
<font color="#AC3B2F"> ♪سایه‌ی کی توی دل یکی دیگه موج میندازه؟♪ </font>

969
00:53:05,580 --> 00:53:11,660
<font color="#AC3B2F"> ♪اون آه آرومه ولی مثل طبل توی گوشم می‌پیچه♪ </font>

970
00:53:12,860 --> 00:53:19,420
<font color="#AC3B2F"> ♪و دنیای دور و برمون رو توی سکوتی عجیب فرو می‌بره♪ </font>

971
00:53:20,380 --> 00:53:26,100
<font color="#AC3B2F"> ♪عادت کردم توی سرمای این دنیا قدم بزنم♪ </font>

972
00:53:27,380 --> 00:53:33,420
<font color="#AC3B2F"> ♪سایه‌های شکسته‌ی پشت این همه شکوه رو دیدم♪ </font>

973
00:53:34,660 --> 00:53:40,740
<font color="#AC3B2F"> ♪ولی تو مثل باد، آرامش چشم‌هام رو به هم می‌زنی♪ </font>

974
00:53:41,940 --> 00:53:48,820
<font color="#AC3B2F"> ♪تا این بازیِ محک زدن همدیگه، دیگه برنده و بازنده‌ای نداشته باشه♪ </font>

975
00:53:49,100 --> 00:53:56,300
<font color="#AC3B2F"> ♪انقدر به هم نزدیکیم که یادم می‌ره چطور نفس بکشم♪ </font>

976
00:53:57,220 --> 00:54:04,220
<font color="#AC3B2F"> ♪نگاهت مثل آتیش لرزونته که رازهای منو می‌سوزونه♪ </font>

977
00:54:04,540 --> 00:54:09,300
<font color="#AC3B2F"> ♪اون تیزی و جسارتی که پشت ضعفم پنهون کردم♪ </font>

978
00:54:10,020 --> 00:54:18,060
<font color="#AC3B2F"> ♪با نزدیک شدنت از هم می‌پاشه♪ </font>

979
00:54:18,140 --> 00:54:26,260
<font color="#AC3B2F"> ♪انقدر به هم نزدیکیم که صدای رها شدن ضربان قلبم رو می‌شنوم♪ </font>

980
00:54:26,340 --> 00:54:33,100
<font color="#AC3B2F"> ♪توی این لحظه کی نقشه‌اش رو باخت و کی نفسش بند اومد♪ </font>

981
00:54:33,620 --> 00:54:39,100
<font color="#AC3B2F"> ♪حتی اگه هنوز هم دستم بهت نرسه♪ </font>
