1
00:00:04,000 --> 00:00:06,500
‫اسم من مرینته.

2
00:00:06,500 --> 00:00:08,500
‫یه دختر معمولی با یه زندگی معمولی.

3
00:00:09,000 --> 00:00:12,000
‫ولی یه چیزی هست که هیچکس نمیدونه.

4
00:00:12,500 --> 00:00:14,500
‫چون من یه راز دارم.

5
00:00:20,000 --> 00:00:30,000
‫<font color="#96dcd2"><i><b><font color="#96ffee">⟡ مـتـرجم : احـــســـان ⟡
‫⟡ چـنل تلگـرام : Sub_Ehsan@ ⟡</font></b></i></font>

6
00:00:33,500 --> 00:00:38,000
‫خانم دکتر، مطمئن بودم که
‫مرینت دوپن چنگ همون لیدی باگه.

7
00:00:38,000 --> 00:00:39,500
‫نقشه‌م ساده بود.

8
00:00:39,500 --> 00:00:41,500
<font color="#fafafa"><i><b>‫[ فصل هفتم : قسمت دوم ]
‫[ کریسالیس - بخش دوم ]</b></i></font>

9
00:00:41,500 --> 00:00:45,500
‫تا اون موقع، از گریم و تغییر چهره برای
‫عوض کردن هویتم استفاده میکردم.

10
00:00:45,620 --> 00:00:50,520
‫ولی به لطف معجزه گر، لباس ابرقهرمانیم
‫قرار بود هویت جدیدم بشه.

11
00:00:51,300 --> 00:00:53,020
‫نورو، بال های سیاه برخیزید!

12
00:00:54,740 --> 00:00:57,840
‫ولی مگه قدرت پروانه،
‫آکوماتیز کردن مردم نیست؟

13
00:00:57,840 --> 00:01:00,040
‫آره، لباس که خود قدرت نیست.

14
00:01:00,280 --> 00:01:04,000
‫ولی میتونه خودش رو با شخصیت
‫صاحب معجزه گر هماهنگ کنه.

15
00:01:04,239 --> 00:01:08,540
‫پس برای عوض کردن هویتم،
‫شروع به تغییر دادن لباس ابرقهرمانیم کردم.

16
00:01:09,560 --> 00:01:13,440
‫اینطوری میتونستم هر چقدر که
‫دلم بخواد ظاهرم رو عوض کنم.

17
00:01:14,120 --> 00:01:17,440
‫کافی بود توی همون حالت بمونم
‫تا به یه آدم دیگه تبدیل بشم.

18
00:01:17,800 --> 00:01:20,460
‫اینطوری میتونستم بدون اینکه
‫مرینت بفهمه، زیر نظر بگیرمش.

19
00:01:21,980 --> 00:01:23,340
‫چیزی نیست، لیدی باگ.

20
00:01:23,500 --> 00:01:25,500
‫فقط مرینت دوپن چنگه.

21
00:01:25,500 --> 00:01:27,500
‫مرینت دوپن چنگ؟

22
00:01:27,500 --> 00:01:28,500
‫آره.

23
00:01:28,500 --> 00:01:30,000
‫یکی از دخترهای مدرسه منه.

24
00:01:30,220 --> 00:01:31,660
‫میتونستم هر جایی برم.

25
00:01:32,300 --> 00:01:33,900
‫هیچی از چشمم دور نمیموند.

26
00:01:34,500 --> 00:01:35,500
‫ببین، مرینت.

27
00:01:35,500 --> 00:01:36,500
‫اون میس هانده.

28
00:01:37,500 --> 00:01:38,500
‫مرینت؟

29
00:01:38,820 --> 00:01:41,360
‫کاملاً غیرقابل شناسایی شده بودم.

30
00:01:41,660 --> 00:01:42,680
‫مثل یه آفتاب پرست.

31
00:01:43,500 --> 00:01:45,000
‫مرینت، تو پدرم رو میشناختی.

32
00:01:45,000 --> 00:01:48,000
‫باورت میشه اون همون مردی بود
‫که پاریس رو نجات داد...

33
00:01:48,000 --> 00:01:50,000
‫و همون کسی که سعی کرد مانع عشق ما بشه؟

34
00:01:50,420 --> 00:01:52,260
‫میدونم که اون دوستت داشت.

35
00:01:52,440 --> 00:01:53,560
‫به روش خودش.

36
00:01:53,560 --> 00:01:56,240
‫ولی باید یه راهی پیدا میکردم که
‫حتی از این هم بهش نزدیک تر بشم.

37
00:01:57,200 --> 00:01:58,980
‫برای همین، اگلی رو خلق کردم.

38
00:01:59,140 --> 00:02:02,420
‫دختر کوچولویی که از
‫پروانه های شرور میترسید.

39
00:02:03,040 --> 00:02:05,340
‫و حتی آکوماتیز هم شد.

40
00:02:06,300 --> 00:02:08,539
‫حداقل، این چیزی بود که همه فکر میکردن.

41
00:02:15,560 --> 00:02:17,300
‫نورو، بال های سیاه برخیزید!

42
00:02:17,420 --> 00:02:18,840
‫میراکلس لیدی باگ!

43
00:02:20,440 --> 00:02:24,000
‫با این حال، هنوز نمیتونستم
‫هویت مرینت رو فاش کنم.

44
00:02:25,500 --> 00:02:28,500
‫وسایلم رو روی چمن جا گذاشتم.
‫چرخ خیاطی مادربزرگ و طراحی هام رو.

45
00:02:28,500 --> 00:02:29,700
‫باید میرفتم و برشون میداشتم.

46
00:02:29,720 --> 00:02:32,520
‫ببین، اون یه بهونه بود
‫تا اون جیم بزنه و لیدی باگ بشه.

47
00:02:32,820 --> 00:02:34,000
‫نه، نه.

48
00:02:34,220 --> 00:02:36,200
‫اونا وسایل من هستن، پس خودم میرم.

49
00:02:36,360 --> 00:02:38,760
‫پیش اگلی بمون و از این در محافظت کن، باشه؟

50
00:02:39,500 --> 00:02:41,000
‫ولی نمیتونستم تعقیبش کنم.

51
00:02:41,500 --> 00:02:42,500
‫پس...

52
00:02:44,740 --> 00:02:46,520
‫یه تله حسابی گذاشتم.

53
00:02:48,000 --> 00:02:51,000
‫تا موقع تغییر شکل مچش رو بگیرم.

54
00:02:51,500 --> 00:02:53,500
‫دیدی که تغییر شکل بده؟

55
00:02:53,500 --> 00:02:56,000
‫نه، ولی این چیزی رو ثابت نمیکنه.

56
00:02:56,000 --> 00:02:57,500
‫اون خیلی محتاطه.

57
00:02:57,500 --> 00:03:02,000
‫اونجا بود فهمیدم باید دنبال موقعیتی بگردم
‫که اون گاردش رو پایین بیاره.

58
00:03:02,000 --> 00:03:04,500
‫موقعیتی که مرینت خودش باشه.

59
00:03:04,500 --> 00:03:08,500
‫بدون کلک.
‫بدون نگرانی از قضاوت بقیه، خانم دکتر.

60
00:03:09,000 --> 00:03:10,700
‫توی خونه، کنار خانواده‌ش.

61
00:03:11,120 --> 00:03:13,760
‫اونجا مرینت آسیب پذیر میشد.

62
00:03:14,420 --> 00:03:16,870
‫ولی نفوذ به خونه‌ش پیچیده تر بود.

63
00:03:17,000 --> 00:03:23,000
‫پس برای اولین بار، به جای ساختن یه شخصیت،
‫تصمیم گرفتم یه آدم واقعی بشم.

64
00:03:23,320 --> 00:03:24,320
‫یه آدم واقعی بشی؟

65
00:03:24,540 --> 00:03:26,180
‫منظورت از این حرف چیه، لایلا؟

66
00:03:26,500 --> 00:03:27,500
‫متوجه نشدی؟

67
00:03:27,500 --> 00:03:29,000
‫استفاده از ظاهر یه آدم واقعی.

68
00:03:29,000 --> 00:03:30,000
‫اینکه همونه!

69
00:03:30,000 --> 00:03:31,200
‫ببین، فکر نکنم اینطور باشه.

70
00:03:31,200 --> 00:03:33,500
‫فکر میکنم این تفاوت خیلی بزرگی داره.

71
00:03:34,500 --> 00:03:35,500
‫متأسفانه...

72
00:03:37,000 --> 00:03:40,000
‫برای گرفتن هویت کسی که وجود داره...

73
00:03:40,900 --> 00:03:42,420
‫نورو، بال های سیاه برخیزید!

74
00:03:44,960 --> 00:03:47,300
‫باید طرف رو خوب بشناسی.

75
00:03:48,860 --> 00:03:51,880
‫و من هیچی درباره دایی
‫مرینت دوپن چنگ نمیدونستم.

76
00:03:52,840 --> 00:03:55,740
‫برای همین به شانگهای رفتم
‫تا با خود واقعیش آشنا بشم.

77
00:03:55,920 --> 00:03:57,720
‫این اولین باریه که به رستوران شما میام.

78
00:03:57,880 --> 00:03:59,480
‫غذای اینجا حرف نداره.

79
00:04:00,040 --> 00:04:01,960
‫باهام بیا.
‫میخوام تو رو به دایی وانگ معرفی کنم.

80
00:04:02,000 --> 00:04:03,100
‫اون توی فرانسه فامیل داره.

81
00:04:03,100 --> 00:04:04,100
‫واقعاً؟

82
00:04:04,200 --> 00:04:06,380
‫اونجا بود که دایی وانگ رو خوب شناختم.

83
00:04:07,280 --> 00:04:08,720
‫فهمیدم طرز فکرش چطوریه.

84
00:04:09,060 --> 00:04:10,480
‫از گذشته‌ش باخبر شدم.

85
00:04:10,480 --> 00:04:14,980
‫این تمام چیزی بود که برای
‫اجرای نقشه زیرکانه‌م لازم داشتم.

86
00:04:15,440 --> 00:04:16,540
‫سه، سه، یک، دو.

87
00:04:16,899 --> 00:04:18,839
‫درسته، این رو قبلاً امتحان کردم.

88
00:04:19,300 --> 00:04:21,019
‫یا شاید سه، یک، سه، دو بود.

89
00:04:21,200 --> 00:04:23,300
‫یا شاید هم سه، دو، یک، سه.

90
00:04:24,000 --> 00:04:25,620
‫آه، دارم گیج میشم.

91
00:04:34,500 --> 00:04:36,000
‫سورپرایز!

92
00:04:36,000 --> 00:04:37,000
‫دایی وانگ؟

93
00:04:37,180 --> 00:04:38,880
‫تبریک میگم، سابین.

94
00:04:39,600 --> 00:04:41,120
‫مرینت اصلاً متوجه چیزی نشد.

95
00:04:41,120 --> 00:04:44,920
‫اون مطمئن بود که داییش برای
‫یه ملاقات غافلگیرانه اونجاست.

96
00:04:45,040 --> 00:04:47,820
‫ولی در واقع، بالاخره این من بودم
‫که توی خونه‌ش بودم.

97
00:04:52,480 --> 00:04:53,880
‫این چتر اگلیه.

98
00:04:54,000 --> 00:04:56,000
‫اون اینجاست، پس همه چی مرتبه.

99
00:04:56,000 --> 00:04:57,000
‫میتونیم بریم.

100
00:04:57,220 --> 00:05:00,800
‫باشه، ولی قبلش میخوام عذرخواهی کنم
‫و شیرینی ها رو بهش بدم.

101
00:05:01,240 --> 00:05:03,880
‫به محض اینکه فرصت پیدا کردم،
‫دست به کار شدم.

102
00:05:04,160 --> 00:05:08,740
‫اگه مرینت دوپن چنگ همون لیدی باگ بود،
‫توی اتاقش از این موضوع مطمئن میشدم.

103
00:05:08,740 --> 00:05:10,880
‫فقط نباید میذاشتم مچم رو حین کار بگیرن.

104
00:05:18,760 --> 00:05:20,120
‫چیه؟

105
00:05:20,500 --> 00:05:22,000
‫شبیه صدای زنگ گوی برفیمه.

106
00:05:22,000 --> 00:05:23,000
‫گوش کن.

107
00:05:23,360 --> 00:05:24,500
‫مامان، توی اتاقم رفتی؟

108
00:05:25,060 --> 00:05:26,220
‫نه، چطور مگه؟

109
00:05:27,080 --> 00:05:28,580
‫من که چیزی نشنیدم.

110
00:05:29,900 --> 00:05:31,640
‫حتماً خیالاتی شدم.

111
00:05:32,840 --> 00:05:35,720
‫واقعاً میخوای بری تو
‫و جلسه تراپیش رو به هم بزنی؟

112
00:05:38,040 --> 00:05:39,240
‫حق با توئه، تیکی.

113
00:05:39,320 --> 00:05:40,500
‫نباید این کار رو بکنم.

114
00:05:41,200 --> 00:05:42,580
‫پس منتظر میمونم تا بیرون بیاد.

115
00:05:45,840 --> 00:05:47,200
‫مامان، توی اتاقم رفتی؟

116
00:05:47,880 --> 00:05:49,020
‫نه، چطور مگه؟

117
00:05:52,970 --> 00:05:55,210
‫متأسفانه چیزی توی اتاق پیدا نکردم.

118
00:05:55,770 --> 00:05:57,990
‫ولی اقامت دایی وانگ هنوز تموم نشده بود.

119
00:05:58,500 --> 00:06:02,000
‫خونه رو مرتب کردم و این رو توی یه صندوقچه
‫قدیمی که مال مادربزرگ فنگ بود پیدا کردم.

120
00:06:02,000 --> 00:06:03,000
‫گوشواره های ست.

121
00:06:03,000 --> 00:06:06,500
‫هر کسی بود گوشواره هاش رو در میاورد
‫تا اونایی رو که هدیه گرفته بود امتحان کنه.

122
00:06:06,590 --> 00:06:07,910
‫اگه بخوای، من برات نگهشون میدارم.

123
00:06:08,000 --> 00:06:11,500
‫و این فرصتی بود تا ببینم
‫اونا معجزه گر هستن یا نه.

124
00:06:11,690 --> 00:06:12,930
‫لازم نیست، ممنون.

125
00:06:13,950 --> 00:06:15,410
‫ولی اون پیش خودش نگهشون داشت.

126
00:06:15,570 --> 00:06:17,690
‫انگار که خیلی با ارزش بودن.

127
00:06:18,000 --> 00:06:19,500
‫و واقعاً همینطور بود؟

128
00:06:19,500 --> 00:06:21,500
‫این چیزی بود که باید میفهمیدم.

129
00:06:27,550 --> 00:06:29,910
‫مرینت، داری به خودت دروغ میگی.

130
00:06:30,000 --> 00:06:31,000
‫چی؟

131
00:06:31,000 --> 00:06:32,000
‫داری درباره چی حرف میزنی؟

132
00:06:32,000 --> 00:06:33,000
‫هیچ ربطی نداره.

133
00:06:33,270 --> 00:06:36,490
‫فقط داری لفتش میدی تا با آدرین
‫روبرو نشی و باهاش به هم نزنی.

134
00:06:36,490 --> 00:06:37,910
‫معلومه که نه.

135
00:06:38,190 --> 00:06:39,830
‫شاید نظرت عوض شده.

136
00:06:40,000 --> 00:06:41,500
‫و این اصلاً اشکالی نداره.

137
00:06:53,000 --> 00:06:57,000
‫از اونجایی که مرینت نذاشت
‫داییش گوشواره ها رو براش نگه داره...

138
00:06:58,000 --> 00:07:00,000
‫یه شرور آکوماتیز شده میتونه راه حل باشه.

139
00:07:03,630 --> 00:07:05,810
‫مرینت، کادوی غافلگیر کننده سابین کجاست؟

140
00:07:07,000 --> 00:07:08,000
‫اینجا نیست.

141
00:07:08,000 --> 00:07:12,000
‫فقط همین بدلیجات ارزون که فکر میکنه
‫ از گوشواره های با ارزش مادربزرگ فنگ بهتره.

142
00:07:12,100 --> 00:07:13,200
‫تو لیاقت هدیه من رو نداری.

143
00:07:13,200 --> 00:07:14,200
‫من پسش میگیرم.

144
00:07:14,200 --> 00:07:17,500
‫وقتی کوامی ای از گوشواره ها بیرون نیومد،
‫فهمیدم که معجزه گر نیستن.

145
00:07:17,950 --> 00:07:19,630
‫اونا واقعاً فقط بدلیجات بودن.

146
00:07:19,970 --> 00:07:22,330
‫و بعد، اون پیداش شد.

147
00:07:22,500 --> 00:07:23,500
‫کونگ فود!

148
00:07:23,830 --> 00:07:25,590
‫نباید جواهرات خانوادگی رو میدزدیدی.

149
00:07:25,750 --> 00:07:28,990
‫با دیدن لیدی باگ اونجا،
‫فهمیدم مرینت نمیتونه لیدی باگ باشه.

150
00:07:29,110 --> 00:07:30,630
‫فرضیه‌م داشت نقش بر آب میشد.

151
00:07:31,500 --> 00:07:34,500
‫و تنها راه باقی مونده این بود
‫که از موقعیت استفاده کنم...

152
00:07:34,500 --> 00:07:37,500
‫و معجزه گرهای واقعی رو
‫مستقیماً از خود لیدی باگ بگیرم.

153
00:07:37,500 --> 00:07:38,500
‫مرینت!

154
00:07:40,250 --> 00:07:42,170
‫ولش کن وگرنه پشیمون میشی.

155
00:07:42,170 --> 00:07:45,570
‫فقط یه دست لازم دارم
‫تا از شرت خلاص بشم، گربه گستاخ.

156
00:07:45,870 --> 00:07:47,550
‫من اون انگشتر جادویی رو ازت میگیرم.

157
00:07:48,000 --> 00:07:49,000
‫هرگز!

158
00:07:49,000 --> 00:07:53,500
‫برای اینکه نذارم کسی بویی از نقشه‌م ببره،
‫خودم مجبور شدم آکوما رو پس بزنم.

159
00:07:53,550 --> 00:07:56,790
‫مرینت عزیزم، حافظه‌م خیلی ضعیف شده.

160
00:07:57,050 --> 00:07:59,510
‫لطفاً این پیرمرد رو ببخش
‫که اینطوری بهت تهمت زد.

161
00:07:59,750 --> 00:08:01,670
‫از خجالت دارم آب میشم.

162
00:08:09,610 --> 00:08:10,910
‫وایسا، متوجه نشدم.

163
00:08:11,000 --> 00:08:15,500
‫وقتی کونگ فود به حالت عادی برگشت،
‫باید تو رو میدیدیم، نه دایی مرینت رو.

164
00:08:15,750 --> 00:08:17,790
‫هیچی از چشمت دور نمیمونه، خانم دکتر.

165
00:08:18,010 --> 00:08:20,230
‫ولی شعبده باز هیچ وقت رازش رو فاش نمیکنه.

166
00:08:21,050 --> 00:08:23,410
‫اگه میخوای کمکت کنم، باید همه چی رو بدونم.

167
00:08:37,500 --> 00:08:39,500
‫نورو، بال های سیاه جمع بشید.

168
00:08:40,500 --> 00:08:43,000
‫نورو، فعلاً ازت دست میکشم.

169
00:08:48,500 --> 00:08:53,000
‫خودم رو آکوماتیز کرده بودم تا قدرت شکل دادن
‫به یه چونه خمیر نون جادویی رو داشته باشم.

170
00:08:53,000 --> 00:08:58,000
‫و با اون، موجودی به شکل انسان ساختم
‫که از راه دور کنترلش میکردم.

171
00:08:58,670 --> 00:09:01,330
‫میتونستم وانمود کنم که اون یه شرور بزرگه.

172
00:09:11,500 --> 00:09:13,000
‫مرینت!

173
00:09:14,000 --> 00:09:20,000
‫و حتی وانمود کردم که اون آکومای قلابی رو
‫پس زد و دوباره به دایی وانگ تبدیل شد.

174
00:09:22,500 --> 00:09:24,000
‫یه جور تردستی بود.

175
00:09:25,000 --> 00:09:27,000
‫ببین لایلا، به نظرم خیلی قابل توجهه که...

176
00:09:27,000 --> 00:09:31,500
‫تو مدام در حال ساختن ظاهری دروغین
‫از خودت هستی تا بقیه رو فریب بدی.

177
00:09:31,830 --> 00:09:33,330
‫خانم دکتر، همه یه نقاب میزنن.

178
00:09:33,430 --> 00:09:34,490
‫اتفاقاً من چندین نقاب دارم.

179
00:09:45,500 --> 00:09:46,500
‫آدرین.

180
00:09:48,890 --> 00:09:50,230
‫حق با توئه، تیکی.

181
00:09:50,650 --> 00:09:52,190
‫من فقط دارم لفتش میدم.

182
00:09:52,500 --> 00:09:56,500
‫میدونم که باید با آدرین حرف بزنم،
‫حتی اگه آخرین کاری باشه که بخوام انجام بدم.

183
00:10:12,890 --> 00:10:14,510
‫پس جواب رو میدونی.

184
00:10:14,730 --> 00:10:16,890
‫مرینت دوپن چنگ نمیتونه لیدی باگ باشه.

185
00:10:17,410 --> 00:10:19,770
‫بهم بگو، چرا این موضوع
‫انقدر عصبانیت کرد، لایلا؟

186
00:10:20,550 --> 00:10:22,550
‫چون نتونستم بفهمم کجای کارم اشتباه بود.

187
00:10:22,650 --> 00:10:23,910
‫مرینت باید لیدی باگ باشه.

188
00:10:25,050 --> 00:10:26,630
‫این تنها توضیح ممکن بود.

189
00:10:26,830 --> 00:10:28,710
‫و حتی این جلسه هم نمیتونه
‫چیزی رو عوض کنه.

190
00:10:28,910 --> 00:10:30,630
‫قدرتت هیچ فایده ای برای من نداره.

191
00:10:31,050 --> 00:10:33,730
‫این جلسه برای این نبود که بهت کمک کنه
‫هویت لیدی باگ رو فاش کنی.

192
00:10:33,890 --> 00:10:36,570
‫ما قرار بود با هم دنبال
‫ریشه مشکلت بگردیم، مگه نه؟

193
00:10:36,870 --> 00:10:38,010
‫تو میخواستی درمان بشی.

194
00:10:38,050 --> 00:10:40,450
‫چیزی که من رو درمان میکنه،
‫پیدا کردن هویت لیدی باگه.

195
00:10:40,450 --> 00:10:43,950
‫شاید بهتر باشه لیدی باگ رو فراموش کنی
‫و به یه چیز دیگه فکر کنی.

196
00:10:51,500 --> 00:10:53,500
‫نه، داری چیکار میکنی؟

197
00:10:53,500 --> 00:10:54,500
‫من کاری نمیکنم.

198
00:10:54,610 --> 00:10:55,770
‫اینا خاطرات خودت هستن.

199
00:10:56,000 --> 00:10:57,000
‫ولم کن!

200
00:10:57,230 --> 00:10:59,870
‫قبل تر بهم درباره خانم تسوروگی گفتی.

201
00:11:01,290 --> 00:11:03,130
‫خانم تسوروگی مادرته؟

202
00:11:03,390 --> 00:11:05,010
‫یکی از چندین نفره، ولی بحث این نیست.

203
00:11:05,270 --> 00:11:07,750
‫به نظر من، اتفاقاً بحث اصلی همینه.

204
00:11:07,750 --> 00:11:10,710
‫تو نیازی نداری بفهمی لیدی باگ چه کسیه.

205
00:11:11,110 --> 00:11:12,530
‫بلکه باید بفهمی خودت کی هستی.

206
00:11:16,000 --> 00:11:17,000
‫نه!

207
00:11:17,070 --> 00:11:18,590
‫میخوام بفهمم کجای کارم اشتباه بود!

208
00:11:18,970 --> 00:11:20,510
‫تو برای درمان شدن اینجا نیستی.

209
00:11:21,090 --> 00:11:23,430
‫تو به اینجا اومدی تا به وسواست دامن بزنی.

210
00:11:24,520 --> 00:11:27,330
‫من به معجزه گرهای
‫لیدی باگ و کت نوار نیاز دارم!

211
00:11:27,410 --> 00:11:29,410
‫چرا انقدر این جواهرات جادویی رو میخوای؟

212
00:11:29,730 --> 00:11:32,070
‫من تمام آرزوهام رو برآورده میکنم!

213
00:11:32,650 --> 00:11:34,170
‫نورو، بال های سیاه برخیزید!

214
00:11:38,670 --> 00:11:40,110
‫وضعیتت رو ببین.

215
00:11:40,290 --> 00:11:41,390
‫داری زیاده روی میکنی.

216
00:11:41,570 --> 00:11:42,790
‫این یه معنایی داره.

217
00:11:44,000 --> 00:11:45,000
‫من زیاده روی میکنم؟

218
00:11:48,500 --> 00:11:49,500
‫مرینت!

219
00:11:51,010 --> 00:11:52,490
‫اون داشت زیاده روی میکرد.

220
00:11:52,500 --> 00:11:53,500
‫البته!

221
00:11:53,500 --> 00:11:54,500
‫همینه!

222
00:11:54,500 --> 00:11:55,600
‫این همون چیزی بود که ندیدم!

223
00:11:56,750 --> 00:11:58,450
‫ولش کن وگرنه پشیمون میشی!

224
00:11:58,870 --> 00:12:02,110
‫فقط یه دست لازم دارم
‫تا از شرت خلاص بشم، گربه گستاخ.

225
00:12:02,210 --> 00:12:03,990
‫من اون انگشتر جادویی رو ازت میگیرم.

226
00:12:07,750 --> 00:12:10,170
‫مرینت برای کت نوار یه آدم معمولی نیست.

227
00:12:10,250 --> 00:12:11,590
‫برای همین انقدر از کوره در رفت.

228
00:12:11,790 --> 00:12:13,510
‫این موضوع خیلی مهمه، خانم دکتر.

229
00:12:13,650 --> 00:12:18,110
‫و این سؤال رو پیش میاره که چرا کت نوار
‫اینطوری واکنش نشون داد، هان؟

230
00:12:18,830 --> 00:12:20,550
‫ولش کن وگرنه پشیمون میشی!

231
00:12:20,690 --> 00:12:22,430
‫داری یه وسواس رو
‫با یه وسواس دیگه عوض میکنی.

232
00:12:23,500 --> 00:12:24,500
‫هرگز!

233
00:12:24,510 --> 00:12:26,270
‫چرا کت نوار انقدر از کوره در رفت؟

234
00:12:26,370 --> 00:12:28,370
‫و اون چه کسیه که برای مرینت هر کاری میکنه؟

235
00:12:28,870 --> 00:12:32,430
‫استفاده بیش از حد از قدرت
‫با سلامت روان شکننده‌ت سازگار نیست.

236
00:12:32,490 --> 00:12:33,590
‫این کار نابودت میکنه.

237
00:12:34,710 --> 00:12:36,750
‫دوست پسرش، آدرین آگرست!

238
00:12:36,750 --> 00:12:39,510
‫اون برای مرینت هر کاری میکنه.

239
00:12:40,500 --> 00:12:41,500
‫اینجا بمون.

240
00:12:42,230 --> 00:12:43,870
‫من فقط داشتم به مرینت نگاه میکردم.

241
00:12:44,610 --> 00:12:45,990
‫من آدرین رو ندیدم.

242
00:12:46,350 --> 00:12:48,050
‫میدونی چی لازم داری؟
‫یه لیوان آب.

243
00:12:48,500 --> 00:12:49,500
‫میرم بیارم.

244
00:12:49,500 --> 00:12:51,000
‫عجب بهونه مسخره ای بود.

245
00:12:51,530 --> 00:12:52,970
‫معلومه که خودشه، آدرین آگرست.

246
00:12:53,500 --> 00:12:54,500
‫اون کت نواره!

247
00:12:54,870 --> 00:12:56,730
‫من شرارتت رو نابود میکنم!

248
00:13:03,030 --> 00:13:04,470
‫یه شرور آکوماتیز شده؟

249
00:13:06,870 --> 00:13:08,250
‫این بار تقصیر من نبود.

250
00:13:08,370 --> 00:13:09,870
‫حالا دیگه نمیتونم آدرین رو ببینم.

251
00:13:10,410 --> 00:13:11,890
‫تیکی، خال ها روشن!

252
00:13:19,370 --> 00:13:22,350
‫کت نوار، یه شرور آکوماتیز شده توی
‫مطب خانم دکتر روانپزشک ظاهر شده.

253
00:13:22,450 --> 00:13:23,890
‫برو اونجا ببین کسی صدمه ندیده باشه.

254
00:13:24,000 --> 00:13:25,500
‫منم توی این فاصله سراغ اون شرور میرم.

255
00:13:31,100 --> 00:13:32,360
‫لیدی باگ به من نیاز داره.

256
00:13:34,840 --> 00:13:36,580
‫امیدوارم اتفاقی برای مرینت نیفتاده باشه.

257
00:13:38,400 --> 00:13:39,800
‫پلگ، پنجه ها بیرون!

258
00:13:51,060 --> 00:13:54,140
‫فکر کردی داری کجا میری، دکتر فلش بک؟

259
00:13:54,240 --> 00:13:55,360
‫داری سعی میکنی فرار کنی؟

260
00:13:55,760 --> 00:13:57,020
‫یا داری سعی میکنی کمک بخوای؟

261
00:13:57,840 --> 00:13:59,740
‫البته، دیگه میدونم.

262
00:14:00,500 --> 00:14:02,140
‫میخوای به لیدی باگ خبر بدی.

263
00:14:02,620 --> 00:14:05,240
‫میخوای هر چی بهت گفتم رو بهش بگی.

264
00:14:05,500 --> 00:14:10,500
‫باید میدونستی که صحبت های بین
‫بیمار و روانپزشک محرمانه هستن.

265
00:14:11,480 --> 00:14:13,500
‫تو قرار نیست چیزی به کسی بگی.

266
00:14:13,740 --> 00:14:16,480
‫چون میخوام قدرتی رو که
‫بهت دادم ازت پس بگیرم.

267
00:14:16,700 --> 00:14:20,500
‫و تو مطلقاً هیچی از چیزهایی
‫که بهت گفتم یادت نمیمونه.

268
00:14:22,000 --> 00:14:24,000
‫فکر میکنی میتونی مقاومت کنی؟

269
00:14:26,340 --> 00:14:28,220
‫قول داده بودم که درمانت کنم.

270
00:14:28,340 --> 00:14:29,780
‫و همین کار رو هم میکنم.

271
00:14:32,000 --> 00:14:33,000
‫لیدی باگ، نه!

272
00:14:33,000 --> 00:14:34,500
‫شرارتم رو خنثی نکن!

273
00:14:35,460 --> 00:14:38,740
‫متأسفم، ولی من وظیفه دارم
‫که شرارتت رو از بین ببرم.

274
00:14:38,740 --> 00:14:40,720
‫اگه این کار رو بکنی همه چی رو فراموش میکنم.

275
00:14:41,000 --> 00:14:42,000
‫یعنی چی؟

276
00:14:47,000 --> 00:14:48,000
‫گردونه خوش شانسی!

277
00:14:51,300 --> 00:14:52,500
‫آره، ممنون گردونه خوش شانسی.

278
00:14:52,500 --> 00:14:53,500
‫واقعاً داره بارون می‌باره.

279
00:14:53,540 --> 00:14:55,320
‫ولی امیدوارم برای کار دیگه ای اومده باشی.

280
00:14:55,500 --> 00:14:57,500
‫مثلاً، شکست دادن یه شرور.

281
00:15:00,500 --> 00:15:02,500
‫لیدی باگ، من هویت کریسالیس رو میدونم.

282
00:15:02,500 --> 00:15:03,500
‫کریسالیس؟

283
00:15:03,500 --> 00:15:07,000
‫دکتر، تو نباید رازداری
‫حرفه ای رو زیر پا بذاری.

284
00:15:07,500 --> 00:15:09,000
‫هویت هاکماث جدید...

285
00:15:13,340 --> 00:15:14,780
‫من اینجا چیکار میکنم؟

286
00:15:15,120 --> 00:15:16,940
‫خانم دکتر روانپزشک، تو آکوماتیز شده بودی.

287
00:15:17,000 --> 00:15:18,000
‫چی یادت میاد؟

288
00:15:18,000 --> 00:15:22,500
‫آه، داشتم با بیمارم جلسه میگذروندم که
‫هاکماث جدید ازم خواست که درمانش کنم.

289
00:15:23,000 --> 00:15:24,000
‫درمانش کنی؟

290
00:15:24,000 --> 00:15:26,860
‫آره، به نظر منم عجیب بود ولی قبول کردم.

291
00:15:27,120 --> 00:15:28,820
‫پس نیت بدی در کار نبود؟

292
00:15:29,180 --> 00:15:31,820
‫نه، فقط میخواستم بهت کمک کنم لیدی باگ.

293
00:15:32,340 --> 00:15:36,040
‫ولی اگه تو شرور نیستی،
‫پس گردونه خوش شانسی برای چه کسیه؟

294
00:15:38,960 --> 00:15:40,540
‫این چتر اگلیه!

295
00:15:41,500 --> 00:15:44,000
‫بانوی من، من اینجا پیش
‫کسی به اسم اگلی هستم.

296
00:15:44,000 --> 00:15:45,000
‫به نظر حالش خوبه.

297
00:15:45,000 --> 00:15:46,000
‫کت نوار، مراقب باش!

298
00:15:46,000 --> 00:15:47,000
‫اون اگلیه!

299
00:15:47,820 --> 00:15:50,340
‫آره بانوی من، میدونم اسمش همینه.

300
00:15:50,780 --> 00:15:53,960
‫کت نوار، خانم دکتر روانپزشک آکوماتیز شده.

301
00:15:54,000 --> 00:15:55,000
‫خیلی ترسیدم.

302
00:15:55,120 --> 00:15:57,120
‫نگران نباش، اوضاع تحت کنترله.

303
00:15:57,500 --> 00:15:58,500
‫تو متوجه نشدی.

304
00:15:58,500 --> 00:15:59,500
‫اون هاکماث جدیده.

305
00:15:59,500 --> 00:16:00,500
‫اون اگلیه!

306
00:16:01,540 --> 00:16:03,140
‫آه، مطمئنی؟

307
00:16:07,440 --> 00:16:08,720
‫پنجه برنده‌ت رو فعال کن!

308
00:16:10,000 --> 00:16:11,000
‫پنجه برنده!

309
00:16:14,820 --> 00:16:16,640
‫معجزه گر پروانه دست اونه.

310
00:16:16,780 --> 00:16:17,960
‫نذار اگلی فرار کنه!

311
00:16:19,780 --> 00:16:21,560
‫اگلی وجود نداره.

312
00:16:21,740 --> 00:16:22,880
‫ایول، پیشی.

313
00:16:22,980 --> 00:16:24,860
‫اونقدرا که به نظر میرسه احمق نیستی.

314
00:16:26,820 --> 00:16:28,840
‫معجزه گر پروانه رو بهم بده!

315
00:16:29,000 --> 00:16:30,000
‫میخوای یه قهرمان باشی؟

316
00:16:30,000 --> 00:16:31,500
‫همین الان معجزه گر رو بده!

317
00:16:31,500 --> 00:16:32,500
‫میخوای شکستم بدی؟

318
00:16:32,660 --> 00:16:35,780
‫چرا لیدی باگ رو برای
‫شکست دادن مونارک تنها گذاشتی؟

319
00:16:36,380 --> 00:16:37,760
‫داری درباره چی حرف میزنی؟

320
00:16:38,040 --> 00:16:39,780
‫گابریل آگرست مونارک رو شکست داد!

321
00:16:39,920 --> 00:16:41,360
‫آه، یعنی نمیدونی؟

322
00:16:41,500 --> 00:16:43,000
‫پس اون به تو هم دروغ گفته.

323
00:16:43,000 --> 00:16:44,500
‫به حرفش گوش نده، کت نوار!

324
00:16:44,500 --> 00:16:46,000
‫اون فقط میخواد حواست رو پرت کنه!

325
00:16:46,440 --> 00:16:47,440
‫خیالت راحت، بانوی من.

326
00:16:47,500 --> 00:16:49,000
‫میدونم که هیچ وقت بهم دروغ نمیگی.

327
00:16:49,200 --> 00:16:51,660
‫پس واقعاً همونقدر که به نظر میای
‫احمق هستی، پیشی.

328
00:16:51,920 --> 00:16:53,560
‫حقیقت رو بهت میگم.

329
00:16:54,060 --> 00:16:55,420
‫اون میخواد ما رو از هم جدا کنه!

330
00:16:55,620 --> 00:16:57,700
‫گابریل آگرست مونارک رو شکست نداد.

331
00:16:58,020 --> 00:17:00,880
‫گابریل آگرست خودش مونارک بود.

332
00:17:04,060 --> 00:17:05,099
‫دروغه!

333
00:17:05,099 --> 00:17:06,619
‫تو اونجا نبودی.

334
00:17:07,000 --> 00:17:08,000
‫من بودم.

335
00:17:08,000 --> 00:17:09,079
‫به حرفش گوش نده!

336
00:17:10,520 --> 00:17:12,260
‫حرفت رو باور نمیکنم!

337
00:17:22,000 --> 00:17:23,000
‫متأسفم.

338
00:17:24,500 --> 00:17:25,500
‫گمش کردم.

339
00:17:25,500 --> 00:17:26,500
‫هنوز نه.

340
00:17:26,500 --> 00:17:27,500
‫یه سرنخ داریم.

341
00:17:27,500 --> 00:17:28,500
‫باهام بیا.

342
00:17:35,500 --> 00:17:37,500
‫تو فهمیدی که اگلی وجود نداره.

343
00:17:37,500 --> 00:17:39,500
‫اگلی لباس حالت تبدیلش بود.

344
00:17:39,500 --> 00:17:40,500
‫چی؟

345
00:17:40,500 --> 00:17:44,500
‫با توجه به اینکه چطور با قدرت فوق بشری
‫من رو زمین زد، این تنها توضیح ممکنه.

346
00:17:44,500 --> 00:17:48,000
‫و وقتی جلوی چشمم تغییر شکل داد،
‫اصلاً شبیه تبدیل های ما نبود.

347
00:17:53,160 --> 00:17:54,240
‫ایول، شرلوک.

348
00:17:54,780 --> 00:17:56,840
‫پنجه های کاراگاهیت حسابی تیز شدن.

349
00:17:57,440 --> 00:18:01,160
‫باید زودتر میفهمیدم تا زودتر میرسیدم
‫و کمکت میکردم بگیریش.

350
00:18:02,000 --> 00:18:03,000
‫متأسفم.

351
00:18:03,060 --> 00:18:05,460
‫وقتی با مونارک روبرو شدی،
‫باید اونجا می‌بودم.

352
00:18:05,660 --> 00:18:07,300
‫ولی همیشه نمیتونیم با هم باشیم.

353
00:18:07,780 --> 00:18:10,180
‫گاهی فقط تو هستی و گاهی هم فقط من.

354
00:18:10,740 --> 00:18:11,940
‫برای همینه که ما یه تیم هستیم.

355
00:18:12,560 --> 00:18:14,620
‫مهم اینه که معجزه گرش رو پس بگیریم.

356
00:18:19,500 --> 00:18:21,000
‫میراکلس لیدی باگ!

357
00:18:33,000 --> 00:18:34,000
‫کت نوار.

358
00:18:34,790 --> 00:18:36,270
‫درباره مونارک...

359
00:18:36,270 --> 00:18:38,310
‫حرف هایی که کریسالیس زد...

360
00:18:38,310 --> 00:18:40,270
‫اینکه گابریل آگرست طراح، همون مونارک بوده؟

361
00:18:40,490 --> 00:18:41,810
‫چقدر مضحک.

362
00:18:42,500 --> 00:18:43,500
‫نگران نباش، بانوی من.

363
00:18:43,500 --> 00:18:46,000
‫من خیلی بهت اعتماد دارم،
‫اون نمیتونه این رو عوض کنه.

364
00:18:53,500 --> 00:18:55,000
‫بزن قدش.

365
00:19:11,830 --> 00:19:12,890
‫ببخشید که دیر رسیدم.

366
00:19:13,000 --> 00:19:14,000
‫اشکالی نداره.

367
00:19:14,730 --> 00:19:16,910
‫هنوز داره بارون می‌باره، پس هنوز وقت هست.

368
00:19:28,500 --> 00:19:32,500
‫فقط میخواستم بدونی وقتی با هم آشنا شدیم،
‫همون لحظه متوجه نشدم چه حسی دارم.

369
00:19:33,180 --> 00:19:35,840
‫چون اولین بار بود و نمیدونستم چیه.

370
00:19:35,840 --> 00:19:37,880
‫ولی امروز میدونم.

371
00:19:38,920 --> 00:19:41,600
‫من توی نگاه اول عاشقت شدم، مرینت.

372
00:19:42,160 --> 00:19:43,540
‫همون روز اول.

373
00:19:52,500 --> 00:19:54,000
‫مرینت...

374
00:19:56,060 --> 00:19:57,480
‫دوستت دارم.

375
00:20:03,000 --> 00:20:05,000
‫و من...

376
00:20:05,880 --> 00:20:08,940
‫من دیگه دوستت ندارم، آدرین.

377
00:20:12,000 --> 00:20:14,000
‫چی؟ ولی...

378
00:20:14,000 --> 00:20:16,500
‫چرا داری این رو میگی؟
‫امکان نداره.

379
00:20:16,500 --> 00:20:18,500
‫میدونم که دوستم داری، خودت بهم گفتی.

380
00:20:19,000 --> 00:20:22,000
‫خب، من...
‫دوستت داشتم.

381
00:20:22,000 --> 00:20:23,500
‫ولی دیگه دوستت ندارم.

382
00:20:24,840 --> 00:20:26,540
‫دارم باهات به هم میزنم، آدرین.

383
00:20:28,000 --> 00:20:29,780
‫داری باهام شوخی میکنی، مگه نه؟

384
00:20:30,020 --> 00:20:31,200
‫میتونیم با هم دوست باشیم.

385
00:20:32,000 --> 00:20:33,000
‫ما قبلاً بودیم.

386
00:20:33,900 --> 00:20:35,120
‫میتونیم دوباره باشیم.

387
00:20:45,500 --> 00:20:47,000
‫غیرممکنه، مرینت!

388
00:20:47,000 --> 00:20:49,000
‫من هیچ وقت دست از دوست داشتنت برنمیدارم!

389
00:21:00,000 --> 00:21:01,420
‫من رو ببخش، آدرین.

390
00:21:01,740 --> 00:21:02,840
‫معذرت میخوام.

391
00:21:03,000 --> 00:21:05,000
‫من، واقعاً متأسفم.

392
00:21:19,620 --> 00:21:21,420
‫با این حال، آکوماتیز شدن
‫روی آدم تأثیر میذاره.

393
00:21:21,580 --> 00:21:23,260
‫شاید بهتر باشه با یه نفر صحبت کنی.

394
00:21:23,500 --> 00:21:24,500
‫مثلاً با روانپزشک من.

395
00:21:24,540 --> 00:21:27,880
‫خانم دکتر روانپزشک برای اینکه کمک کنه
‫چیزهایی که نمی‌بینیم رو ببینیم، عالیه.

396
00:21:28,040 --> 00:21:29,700
‫نه، لازم نیست مکس.

397
00:21:29,700 --> 00:21:31,940
‫ببین، همه ما قربانی آکوماتیز شدن بودیم...

398
00:21:32,120 --> 00:21:34,480
‫و کسی رو نمی‌بینم که دوان دوان
‫پیش خانم دکتر روانپزشک بره.

399
00:21:40,920 --> 00:21:41,920
‫چی شد؟

400
00:21:42,360 --> 00:21:43,660
‫ناراحتش کردم؟

401
00:21:44,240 --> 00:21:46,580
‫یادت میاد چرا اگلی پیش روانپزشک میره؟

402
00:21:46,980 --> 00:21:49,700
‫آره، چون قربانی هاکماث شد
‫و ضربه روحی خورد.

403
00:21:51,500 --> 00:21:52,500
‫وای، گند زدم!

404
00:21:53,300 --> 00:21:55,820
‫اون دوباره به خاطر من آکوماتیز میشه!

405
00:21:59,840 --> 00:22:01,420
‫دایان، اگلی رو دیدی؟

406
00:22:01,500 --> 00:22:02,500
‫اگلی؟

407
00:22:02,500 --> 00:22:04,000
‫آره، داشت سمت دستشویی میرفت.

408
00:22:04,500 --> 00:22:06,000
‫ممنون.

409
00:22:10,000 --> 00:22:20,000
‫<font color="#96dcd2"><i><b><font color="#96ffee">⟡ مـتـرجم : احـــســـان ⟡
‫⟡ چـنل تلگـرام : Sub_Ehsan@ ⟡</font></b></i></font>
