1
00:00:00,000 --> 00:00:13,000
<font color="#ff6b81">✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦</font>
<font color="#ff6b81">➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹</font>
<font color="#a3c1e0">✧ ترجمه: bunny ✧ Purella ✧ shi shi ✧ vita ✧ Azad4 ✧ mahur ✧ MahSHid ✧ Delara ✧ Azadeh ✧ Moon ✧ Kento ✧ haisi ✧</font>

2
00:00:24,220 --> 00:00:26,460
<font color="#AC3B2F"> ♪ببین چه بهایی رو با خونش پرداخت کرد♪ </font>

3
00:00:27,220 --> 00:00:29,220
<font color="#AC3B2F"> ♪و نیمی از عمرش، به دست سرنوشت زندانی شد♪ </font>

4
00:00:30,220 --> 00:00:32,700
<font color="#AC3B2F"> ♪ببین چطور با دست‌های خودش♪ </font>

5
00:00:32,820 --> 00:00:35,220
<font color="#AC3B2F"> ♪مه سرد یه زندگی حقیر رو از بین می‌بره♪ </font>

6
00:00:36,140 --> 00:00:38,060
<font color="#AC3B2F"> ♪تا ردای شکوه و جلال رو به تن کنه♪ </font>

7
00:00:38,180 --> 00:00:39,660
<font color="#AC3B2F"> ♪هر قدمش روی لبه‌ی تیغه‌ست♪ </font>

8
00:00:39,900 --> 00:00:41,620
<font color="#AC3B2F"> ♪به چشم این دنیا♪ </font>

9
00:00:41,820 --> 00:00:44,420
<font color="#AC3B2F"> ♪اون فقط یه پرنده‌ست یه گل یه اسباب‌بازی♪ </font>

10
00:00:44,620 --> 00:00:47,500
<font color="#AC3B2F"> ♪ولی با یه حرکت، ابرها رو کنار می‌زنه♪ </font>

11
00:00:47,980 --> 00:00:53,140
<font color="#AC3B2F"> ♪تا جایی که کل وجودش به دود تبدیل بشه♪ </font>

12
00:00:53,940 --> 00:00:56,380
<font color="#AC3B2F"> ♪یه بازی توی دل بازی دیگه و سرنوشتی فراتر از سرنوشت♪ </font>

13
00:00:56,740 --> 00:01:02,860
<font color="#AC3B2F"> ♪کی مهره رو حرکت می‌ده؟ کی گوش به فرمانه؟♪ </font>

14
00:01:04,460 --> 00:01:06,180
<font color="#AC3B2F"> ♪اون پشت این نقاب♪ </font>

15
00:01:06,260 --> 00:01:07,540
<font color="#AC3B2F"> ♪سرنوشت هر روحی رو به بازی می‌گیره♪ </font>

16
00:01:07,620 --> 00:01:10,620
<font color="#AC3B2F"> ♪هر دیدار و هر قدمش پر از خطره♪ </font>

17
00:01:10,700 --> 00:01:12,140
<font color="#AC3B2F"> ♪یه آتیش سرکش به پا می‌کنه♪ </font>

18
00:01:12,220 --> 00:01:13,620
<font color="#AC3B2F"> ♪زنجیرهای اسارت رو توی شعله‌ها خاکستر می‌کنه♪ </font>

19
00:01:13,660 --> 00:01:16,420
<font color="#AC3B2F"> ♪و گل‌های یخ‌زده رو به سرنوشتشون می‌رسونه♪ </font>

20
00:01:16,540 --> 00:01:17,980
<font color="#AC3B2F"> ♪فقط یه مهره رو برمی‌داره♪ </font>

21
00:01:18,020 --> 00:01:19,340
<font color="#AC3B2F"> ♪و پای همه‌ی زمین و آسمون شرط می‌بنده♪ </font>

22
00:01:19,420 --> 00:01:22,620
<font color="#AC3B2F"> ♪نقاب دروغین ریاکاری رو از بین می‌بره♪ </font>

23
00:01:22,900 --> 00:01:25,860
<font color="#AC3B2F"> ♪یه طوفان سهمگین به پا می‌کنه♪ </font>

24
00:01:25,940 --> 00:01:31,380
<font color="#AC3B2F"> ♪تماشا کنین که چطور رها می‌شه و دنیا رو به حیرت میندازه♪ </font>

25
00:01:37,880 --> 00:01:39,180
<font color="#9f0400">݊ ࿙࿙𝆹𝅥 </font> <font color="#F4DD6A"> سقوط نقاب </font><font color="#9f0400"> 𝆹𝅥࿚࿚ ݊  </font>

26
00:01:39,180 --> 00:01:42,180
<font color="#9f0400">ꕁ᪣</font> <font color="#F4DD6A">قسمت 24</font> <font color="#9f0400">᪣ꕁ</font>

27
00:01:50,480 --> 00:01:51,990
سرورم، ژنرال چی اینجان

28
00:01:54,480 --> 00:01:55,550
دیشب چیزی پیدا کردی؟

29
00:01:56,560 --> 00:01:57,250
دیشب نتونستم

30
00:01:57,510 --> 00:01:58,780
جین چانگ، همون مردی که وی رائو بهش اشاره کرد

31
00:01:58,780 --> 00:01:59,570
توی زندان پیدا کنم

32
00:02:00,320 --> 00:02:01,990
ولی اقوام دخترهای ربوده‌شده رو پیدا کردم

33
00:02:02,910 --> 00:02:03,430
درسته

34
00:02:04,090 --> 00:02:05,280
و یه مامور دون‌پایه از وزارت دادگستری هم اونجا بود

35
00:02:05,760 --> 00:02:07,040
از چیزی که اتفاق افتاده بود خشمگین بود

36
00:02:07,550 --> 00:02:09,120
از طرف قربانی‌ها دادخواست‌هایی ارائه داده بود

37
00:02:09,460 --> 00:02:10,250
و خودش هم زندانی شد

38
00:02:15,230 --> 00:02:16,100
می‌تونه شهادت بده؟

39
00:02:17,160 --> 00:02:19,070
زبونش رو بریدن و هر چهار دست و پاش رو قطع کردن

40
00:02:19,510 --> 00:02:20,670
انقدر شکنجه‌اش کردن که دیگه قابل شناسایی نبود

41
00:02:22,350 --> 00:02:23,480
فقط بعد از پرس‌وجو از بقیه

42
00:02:23,790 --> 00:02:25,670
فهمیدم اون کی بوده

43
00:02:26,280 --> 00:02:27,560
چه بی‌رحمانه

44
00:02:28,480 --> 00:02:30,200
شنیدم راهزن‌ها به عمارت ولیعهد حمله کردن

45
00:02:30,230 --> 00:02:31,230
کار وی رائو بود...؟

46
00:02:33,560 --> 00:02:34,350
واقعا خودش بود؟

47
00:02:36,350 --> 00:02:37,070
خدای من

48
00:02:39,480 --> 00:02:40,040
این بده

49
00:02:40,040 --> 00:02:41,720
ولیعهد از این ماجرا نمی‌گذره

50
00:02:41,720 --> 00:02:42,630
حالا چیکار کنیم؟

51
00:02:47,070 --> 00:02:49,040
سرورم، ارتش شمالی همه‌ جا رو گشته

52
00:02:49,040 --> 00:02:50,280
و هیچی پیدا نکرده

53
00:02:50,950 --> 00:02:52,000
هیچی؟

54
00:02:53,040 --> 00:02:54,600
این دیگه عجیب‌تره

55
00:02:54,760 --> 00:02:56,760
اون دخترها رو کجا پنهان کردن؟

56
00:02:58,160 --> 00:02:59,760
چرا خودت ازش نمی‌پرسی؟

57
00:03:00,720 --> 00:03:02,240
...درسته! الان می‌رم اقامتگاه جو یو

58
00:03:02,240 --> 00:03:02,670
نیازی نیست

59
00:03:04,510 --> 00:03:05,600
خودش اینجاست

60
00:03:10,480 --> 00:03:11,600
منظورت چیه؟

61
00:03:13,560 --> 00:03:14,600
هنوز نشنیدی؟

62
00:03:15,720 --> 00:03:16,630
دیشب

63
00:03:17,110 --> 00:03:18,440
ارتش شمالی اتاق من رو گشت

64
00:03:18,670 --> 00:03:19,790
و مزاحم بانوی اشراف‌زاده‌ وو آن هم شد

65
00:03:20,320 --> 00:03:21,480
تا ظهر

66
00:03:22,760 --> 00:03:24,670
احتمالا کل پایتخت می‌فهمه

67
00:03:24,670 --> 00:03:26,820
<font color=#B5602D> ⎝عمارت ولیعهد⎞ </font>

68
00:03:27,040 --> 00:03:28,790
هیچی پیدا نکردین؟

69
00:03:29,560 --> 00:03:30,910
از عمارت اعلی‌حضرت شروع کردیم

70
00:03:31,230 --> 00:03:32,600
و تا بیرون شهر رو گشتیم

71
00:03:32,720 --> 00:03:34,280
حتی عمارت شاهدخت ارشد رو هم گشتیم

72
00:03:34,280 --> 00:03:35,670
ولی هیچ اثری از سرکرده‌ی زخمی راهزن‌ها پیدا نکردیم

73
00:03:36,040 --> 00:03:37,560
راهزن‌ها به عمارت ما حمله کردن

74
00:03:37,630 --> 00:03:39,040
و صیغه‌ها و خدمتکارها رو دزدیدن

75
00:03:39,200 --> 00:03:40,480
با این حال حتی یه نفر رو هم نگرفتین

76
00:03:40,480 --> 00:03:42,230
مگه همه‌اشون دود شدن و رفتن توی هوا؟

77
00:03:42,630 --> 00:03:43,560
عالیجناب فرمان عفو صادر کردن

78
00:03:43,910 --> 00:03:45,000
و محله‌ی گوانگ بو

79
00:03:45,000 --> 00:03:46,760
محله‌ی جینگ جی و مناطق دیگه رو برای آواره‌ها باز گذاشتن

80
00:03:47,600 --> 00:03:48,950
مقامات روزی یه بار فرنی توزیع می‌کنن

81
00:03:49,560 --> 00:03:51,830
ولی برای گذران زندگی
بیشتر پناهنده‌ها روزمزد کار می‌کنن یا گدایی می‌کنن

82
00:03:52,350 --> 00:03:53,440
راهزن‌ها بینشون پنهان شدن

83
00:03:53,440 --> 00:03:54,480
تشخیص دادنشون سخته

84
00:03:55,040 --> 00:03:57,320
دیشب تمام راه‌های خروج از این
عمارت به بیرون شهر رو بستیم

85
00:03:57,480 --> 00:03:59,600
و توی محله‌ها و سر دروازه‌ها
ایست بازرسی گذاشتیم

86
00:04:00,160 --> 00:04:02,110
ولی مجبور شدیم نگهبان‌هامون رو
سر صبح مرخص کنیم

87
00:04:02,110 --> 00:04:03,670
تا پناهنده‌ها بتونن یه راهی
برای امرار معاش پیدا کنن

88
00:04:03,910 --> 00:04:05,630
وگرنه، ممکن بود ناآرومی به گوش عالیجناب برسه

89
00:04:05,830 --> 00:04:07,110
و عواقب جبران‌ناپذیزی داشته باشه

90
00:04:07,910 --> 00:04:09,670
از اعلی‌حضرت تقاضا می‌کنیم
که یه کم بیشتر زمان بدن

91
00:04:09,880 --> 00:04:11,320
تا بااحتیاط تحقیق کنیم

92
00:04:11,830 --> 00:04:13,000
!تحقیق، تحقیق

93
00:04:13,070 --> 00:04:14,230
تا شما تموم کنین

94
00:04:14,320 --> 00:04:15,760
!دیگه راهزن‌ها خیلی وقته که فرار کردن

95
00:04:15,760 --> 00:04:16,630
!کافیه

96
00:04:18,710 --> 00:04:19,630
از اینجا برو

97
00:04:20,240 --> 00:04:21,070
...اعلی‌حضرت

98
00:04:30,470 --> 00:04:31,510
عصبانی نباشین، اعلی‌حضرت

99
00:04:31,760 --> 00:04:33,070
اجازه بدین بهتون خدمت کنم

100
00:04:33,800 --> 00:04:35,120
!گمشو بیرون

101
00:04:37,920 --> 00:04:38,630
عصبانی نباشین، اعلی‌حضرت

102
00:04:39,240 --> 00:04:40,560
نمیام داخل

103
00:04:41,000 --> 00:04:43,510
باید مراقب خودت باشی

104
00:04:44,120 --> 00:04:44,920
راهزن‌ها

105
00:04:45,120 --> 00:04:46,240
قطعا دستیگر می‌شن

106
00:04:46,360 --> 00:04:47,200
!بی‌مصرف

107
00:04:47,880 --> 00:04:49,950
!همه‌اتون بی‌مصرفین

108
00:04:51,510 --> 00:04:52,240
!اعلی‌حضرت

109
00:04:55,320 --> 00:04:57,240
عالیجناب فورا احضارتون کردن

110
00:04:59,760 --> 00:05:00,630
اعلی‌حضرت

111
00:05:01,070 --> 00:05:03,240
حتما عالیجناب راجع به
حمله‌ی دیشب شنیدن

112
00:05:03,390 --> 00:05:04,880
و باید نگران امنیت شما باشن

113
00:05:08,920 --> 00:05:09,880
کمکم کن بلند شم

114
00:05:10,390 --> 00:05:11,070
بله

115
00:05:11,560 --> 00:05:12,560
!کمک تو رو نمی‌خوام

116
00:05:25,040 --> 00:05:25,890
!عالیجناب

117
00:05:25,890 --> 00:05:29,140
<font color=#B5602D> ⎝دروازه‌ی سی ما⎞ </font>

118
00:05:31,800 --> 00:05:32,590
اعلی‌حضرت

119
00:05:32,760 --> 00:05:33,630
این آدم‌هایی

120
00:05:34,150 --> 00:05:35,710
که بیرون ورودی قصر
ناله و شیون می‌کنن کی هستن؟

121
00:05:40,270 --> 00:05:51,950
!کمکمون کنین، عالیجناب -
!کمکمون کنین، عالیجناب -

122
00:05:51,950 --> 00:05:53,510
ارباب وانگ، دیشب

123
00:05:53,510 --> 00:05:54,950
یه کالسکه سر ورودی قصر وایساد

124
00:05:55,270 --> 00:05:56,760
وقتی گارد سلطنتی رفتن نزدیک

125
00:05:56,760 --> 00:05:58,510
کلی دختر جوون زیبا ازش اومدن بیرون

126
00:05:58,680 --> 00:06:02,240
می‌گفتن که یه آدم ‌خیلی بانفوذ
اونا رو دزدیده بوده

127
00:06:02,240 --> 00:06:04,070
انقدر با سوز گریه می‌کردن

128
00:06:04,070 --> 00:06:05,920
که خود عالیجناب هم خبر دار شدن

129
00:06:05,920 --> 00:06:08,070
!تا حالا همچین اتفاقی نیفتاده بود

130
00:06:08,070 --> 00:06:09,760
عالیجناب الان رئیس
وزارت دادگستری رو احضار کردن

131
00:06:09,760 --> 00:06:11,710
و حسابی سرزنشش کردن

132
00:06:12,150 --> 00:06:14,070
بعدش رئیس اسم یکی رو آورد

133
00:06:14,200 --> 00:06:15,590
می‌دونی کی بود؟

134
00:06:15,590 --> 00:06:16,710
کی؟ -
کی؟ -

135
00:06:19,000 --> 00:06:21,070
زود باش، بیا بریم، وقت دادگاهه

136
00:06:21,590 --> 00:06:27,270
!عالیجناب -
!عدالت رو برامون اجرا کنین، اعلی‌حضرت -

137
00:06:29,270 --> 00:06:32,200
!عدالت رو در حقمون اجرا کنین

138
00:06:32,200 --> 00:06:34,710
!عدالت، عالیجناب

139
00:06:34,710 --> 00:06:36,360
زود باش

140
00:06:41,270 --> 00:06:42,070
نترسین

141
00:06:42,710 --> 00:06:44,150
ارتش شمالی سرش
با گرفتن راهزن‌ها گرمه

142
00:06:44,390 --> 00:06:46,150
عمارت ولیعهد
و بقیه‌ی املاکش آتیش گرفتن

143
00:06:46,590 --> 00:06:48,390
اعضای خاندانش هم
بدجور درگیر نجات خودشونن

144
00:06:48,680 --> 00:06:49,950
تازه، خب اگه
بگیرنتون چی می‌شه؟

145
00:06:50,240 --> 00:06:51,360
شماها که برده نیستین

146
00:06:51,390 --> 00:06:52,470
و هیچ جرمی انجام ندادین

147
00:06:52,560 --> 00:06:54,030
هیچ دلیلی برای
دستگیر کردنتون ندارن

148
00:06:54,120 --> 00:06:56,360
چرا کالسکه نمی‌ره بیرون شهر؟

149
00:06:57,030 --> 00:06:58,710
کجا می‌ریم مخفی بشیم؟

150
00:06:59,510 --> 00:07:02,390
اگه خاندانم بدونن
که از عمارت ولیعهد فرار کردم

151
00:07:02,680 --> 00:07:04,240
چطوری ممکنه بهم پناه بدن؟

152
00:07:04,240 --> 00:07:07,000
برای اینکه به سلامت برسین خونه
باید یه چیزی یادتون بمونه

153
00:07:07,880 --> 00:07:09,510
وقتی ببرمتون به مقصدمون

154
00:07:09,880 --> 00:07:12,000
فقط گریه کنین، بلند بلند گریه کنین

155
00:07:12,200 --> 00:07:13,880
هر چی بلندتر، بهتر

156
00:07:14,470 --> 00:07:15,240
گریه؟

157
00:07:22,000 --> 00:07:23,390
گریه کردن جلوی کسی
که بهت آسیب می‌رسونه

158
00:07:24,200 --> 00:07:26,390
فقط لذت زورگویی
به افراد ضعیف رو براش بیشتر می‌کنه

159
00:07:27,560 --> 00:07:28,950
ولی اگه توی جای درستی گریه کنی

160
00:07:29,800 --> 00:07:31,950
انقدری بلند باشه که به گوش
امپراتور و بقیه‌ی دنیا برسه

161
00:07:32,320 --> 00:07:34,390
و باعث بشه کسی که پشت این
ماجراست به وحشت بیفته

162
00:07:34,950 --> 00:07:37,070
اونوقت خطر سرزنش و بدنامی
جهانی رو به جون می‌خره

163
00:07:37,120 --> 00:07:38,510
و دنبالت میاد؟

164
00:07:38,680 --> 00:07:40,240
حتی اگه بخواد انتقام بگیره

165
00:07:40,760 --> 00:07:43,030
باید به این فکر کنه که

166
00:07:43,360 --> 00:07:44,800
موقعیت خودش چقدر تضمین‌ شده‌ست

167
00:07:49,150 --> 00:07:50,270
اگه یه روزی

168
00:07:50,920 --> 00:07:52,150
ولیعهد به تخت سلطنت بشینه

169
00:07:52,830 --> 00:07:54,710
هر زنی رو که بخواد
می‌تونه از بین تمام زن‌های قلمرو انتخاب کنه

170
00:07:55,680 --> 00:07:57,000
اون‌وقت کی اهمیت می‌ده که

171
00:07:57,000 --> 00:07:58,240
اون زن‌ها راضی بودن یا نه؟

172
00:07:58,880 --> 00:07:59,710
قانون

173
00:08:00,880 --> 00:08:01,950
فقط برای مردم عادیه

174
00:08:03,000 --> 00:08:04,630
نه خاندان سلطنتی

175
00:08:13,860 --> 00:08:15,760
<font color=#B5602D> ⎝قصر شوان شی⎞ </font>

176
00:08:15,760 --> 00:08:16,710
خواجه جنگ

177
00:08:18,760 --> 00:08:20,800
لطفا با پدر صحبت کنین

178
00:08:22,030 --> 00:08:23,680
به ناحق متهم شدم

179
00:08:23,680 --> 00:08:24,510
اعلی‌حضرت

180
00:08:24,710 --> 00:08:26,950
اون زن‌ها بیرون از قصر
با صدای بلند گریه‌وزاری می‌کردن

181
00:08:26,950 --> 00:08:28,150
و خبرش به عالیجناب رسید

182
00:08:28,200 --> 00:08:30,030
عالیجناب دستور دادن ازشون سوال کنم

183
00:08:30,120 --> 00:08:32,070
و چیزهای خیلی تکون‌دهنده‌ای متوجه شدم

184
00:08:32,200 --> 00:08:33,830
عالیجناب به ‌شدت خشمگین شدن

185
00:08:34,280 --> 00:08:35,890
هر کسی که می‌خواست پیامی

186
00:08:35,890 --> 00:08:36,990
به عمارت شما برسونه

187
00:08:37,160 --> 00:08:38,830
هشتاد ضربه شلاق می‌خورد

188
00:08:38,990 --> 00:08:41,320
اینکه به زانو زدن شما اینجا بسنده کردن

189
00:08:41,320 --> 00:08:43,470
عالیجناب لطف بی‌مثالشون رو نشونتون دادن

190
00:08:43,470 --> 00:08:44,680
چون شما از گوشت و خون خودشون هستین

191
00:08:47,400 --> 00:08:49,070
اون این‌ همه جرم مرتکب شده

192
00:08:49,350 --> 00:08:50,680
بقیه مجازات شدن

193
00:08:51,200 --> 00:08:52,470
اما اون، خود مقصر اصلی

194
00:08:52,470 --> 00:08:54,070
فقط باید اینجا زانو بزنه

195
00:08:54,590 --> 00:08:56,680
این در حق دخترهایی که

196
00:08:57,110 --> 00:08:58,350
خانواده‌هاشون نابود شدن، خیلی ناعلادلانه‌ست

197
00:08:59,160 --> 00:09:00,280
توی کارهای کشور داری

198
00:09:00,520 --> 00:09:01,710
ولیعهد اشتباه بزرگی مرتکب نشده

199
00:09:02,680 --> 00:09:04,590
حتی اگه در مورد موضوع زن‌ها
کمی زیاده‌روی کرده باشه

200
00:09:04,830 --> 00:09:06,320
پدر مجازات سبکی براش در نظر می‌گیرن

201
00:09:07,110 --> 00:09:08,280
و ازش می‌گذرن

202
00:09:08,710 --> 00:09:11,200
بالاخره اون پسریه که پدر از همه بیشتر بهش اهمیت می‌دن

203
00:09:14,560 --> 00:09:16,560
<i>پدر قبلا یکی از پسرهاشون رو از دست دادن</i>

204
00:09:16,950 --> 00:09:18,590
<i>چطور می‌تونن از دست دادن ولیعهد رو هم تحمل کنن؟</i>

205
00:09:20,680 --> 00:09:21,280
!اعلی‌حضرت

206
00:09:21,280 --> 00:09:22,680
وای نه! ولیعهد داره از پا درمیاد

207
00:09:22,680 --> 00:09:23,350
!می‌رم بهش سر بزنم

208
00:09:23,560 --> 00:09:24,590
به تو چه ربطی داره؟

209
00:09:26,280 --> 00:09:26,950
!برادر

210
00:09:29,680 --> 00:09:30,350
...اعلی‌حضرت

211
00:09:32,350 --> 00:09:33,160
برادر

212
00:09:33,680 --> 00:09:34,320
برادر

213
00:09:35,520 --> 00:09:36,830
به خاطرت با پدر صحبت می‌کنم

214
00:09:36,830 --> 00:09:37,710
اینجا منتظر بمون

215
00:09:40,750 --> 00:09:41,750
برادر خوبی هستی

216
00:09:43,680 --> 00:09:45,040
این لطفت رو فراموش نمی‌کنم

217
00:09:45,280 --> 00:09:46,990
ما برادریم، نیازی به تشکر نیست

218
00:09:47,470 --> 00:09:48,560
خوب مراقب ولیعهد باش

219
00:09:48,830 --> 00:09:49,320
چشم

220
00:09:58,230 --> 00:09:59,800
چقدر ساده‌لوح

221
00:10:00,800 --> 00:10:01,470
وی رائو

222
00:10:01,830 --> 00:10:03,520
توی پایتخت چشم‌های زیادی مراقب هستن

223
00:10:03,710 --> 00:10:05,680
اینجا به‌ سختی می‌تونی خوب بشی

224
00:10:06,070 --> 00:10:08,230
توی یونگ‌ جو یه اقامتگاه چشمه‌ی آب گرم دارم

225
00:10:08,230 --> 00:10:09,920
جای قشنگیه و برای بهبودیت مناسبه

226
00:10:10,520 --> 00:10:12,070
حتی اگه ولیعهد، از ترس حرف مردم

227
00:10:12,230 --> 00:10:13,440
جرات نکنه آشکارا دنبالت بگرده

228
00:10:13,640 --> 00:10:14,920
بازم بهتره تا آروم شدن اوضاع از اینجا دور بشی

229
00:10:15,280 --> 00:10:16,750
بالاخره اون وارث تاج‌وتخته

230
00:10:17,750 --> 00:10:19,750
تا وقتی عالیجناب عزلش نکرده

231
00:10:21,560 --> 00:10:22,870
باید مراقب خودت باشی

232
00:10:23,710 --> 00:10:24,560
...شما

233
00:10:26,870 --> 00:10:27,590
وی رائو

234
00:10:28,160 --> 00:10:29,800
یه مدت باهات اونجا می‌مونم

235
00:10:29,950 --> 00:10:30,830
وقتی اوضاع آروم شد

236
00:10:30,830 --> 00:10:32,560
می‌تونی به پایتخت برگردی
نظرت چیه؟

237
00:10:33,230 --> 00:10:34,280
کالسکه آماده‌ست

238
00:10:35,070 --> 00:10:36,070
وقتشه برگردی خونه

239
00:10:38,520 --> 00:10:39,680
تا عمارت همراهیت می‌کنم

240
00:10:39,680 --> 00:10:41,400
بانوی اشراف‌زاده‌ی وو آن
شب رو توی عمارت فرماندار می‌گذرونه

241
00:10:42,040 --> 00:10:43,800
بعد ژنرال چی فرداش همراهیش می‌کنه تا برگرده خونه

242
00:10:44,160 --> 00:10:45,870
این کار کلی شایعه به وجود میاره

243
00:10:47,870 --> 00:10:49,560
بهتره این همه توجه رو جای دیگه‌ای خرج کنی

244
00:10:50,160 --> 00:10:51,560
اگه واقعا به فکر منافع اون بودی

245
00:10:51,830 --> 00:10:53,800
چرا وقتی بی‌هوش بود آوردیش اینجا؟

246
00:10:54,280 --> 00:10:56,040
حتی توی اتاق خودت نگهش داشتی

247
00:10:56,400 --> 00:10:58,160
و گذاشتی افراد زیادی اینجا ببیننش

248
00:10:58,470 --> 00:11:00,560
چیه، فکر کردی وی رائو خیلی شهرت خوبی داره؟

249
00:11:01,070 --> 00:11:02,070
این باید مخفی می‌موند

250
00:11:03,230 --> 00:11:05,040
عمارت من نزدیک‌ترین مکان به عمارت ولیعهد بود

251
00:11:05,320 --> 00:11:06,070
توقع داشتی

252
00:11:11,640 --> 00:11:13,110
یه زن زخمی رو ببرم بیرون شهر؟

253
00:11:13,680 --> 00:11:14,640
می‌شه جلوی من بی‌خیال

254
00:11:14,640 --> 00:11:15,990
این اداهای افراد درستکار بشی

255
00:11:16,710 --> 00:11:18,920
تو با انگیزه‌ی پنهانی نقشه کشیدی

256
00:11:19,470 --> 00:11:20,950
هدفت هیچوقت شرافتمندانه نبود

257
00:11:23,070 --> 00:11:24,590
شما دوتا می‌تونین بحثتون رو ادامه بدین

258
00:11:25,280 --> 00:11:26,320
من می‌رم خونه

259
00:11:36,110 --> 00:11:37,680
بابت کمکتون ممنون، ارباب لو

260
00:11:40,160 --> 00:11:40,950
!ملازم‌ها

261
00:11:58,470 --> 00:11:59,680
فکر نکن اینکه با دقت نقشه کشیدی

262
00:11:59,680 --> 00:12:00,640
یعنی همه چیز رو پیش‌بینی کردی

263
00:12:01,230 --> 00:12:03,110
اون دیگه از عمارتت رفته

264
00:12:04,400 --> 00:12:05,870
دیگه با تو ازدواج نمی‌کنه

265
00:12:06,590 --> 00:12:08,830
من احساساتم رو نسبت
به وی رائو واضحا اعتراف کردم

266
00:12:09,280 --> 00:12:11,320
دیگه مطرحش نمی‌کنم و اذیتش نمی‌کنم

267
00:12:13,710 --> 00:12:15,160
تو هم نباید مدام بهش فشار بیاری

268
00:12:15,710 --> 00:12:16,800
یا مزاحمش بشی

269
00:12:18,750 --> 00:12:20,590
بذار توی آرامش خوب بشه

270
00:12:21,160 --> 00:12:23,680
امیدوارم حرفت رو جدی گفته باشی

271
00:12:46,040 --> 00:12:46,830
کار اون بود

272
00:12:48,110 --> 00:12:49,280
حتما کار اون بوده

273
00:12:56,200 --> 00:12:57,040
علیاحضرت

274
00:12:57,040 --> 00:12:58,710
ولیعهد از قصر برگشتن

275
00:13:18,950 --> 00:13:19,750
اعلی‌حضرت

276
00:13:27,040 --> 00:13:28,590
مگه نرفته بودین به قصر؟

277
00:13:28,750 --> 00:13:30,560
چجوری این اتفاق براتون افتاد؟

278
00:13:32,230 --> 00:13:33,990
کسی رو گرفتن؟

279
00:13:34,920 --> 00:13:35,990
هنوز نه

280
00:13:39,800 --> 00:13:42,580
اعلی‌حضرت، من مدرک محکمی نداشتم

281
00:13:43,160 --> 00:13:44,950
برای همین نمی‌خواستم اتهام بی‌اساس بزنم

282
00:13:45,680 --> 00:13:47,160
ولی هر چی بیشتر بهش فکر می‌کنم

283
00:13:48,590 --> 00:13:50,400
یه نفر بیشتر از همه مشکوک به نظر میاد

284
00:13:51,350 --> 00:13:52,160
کی؟

285
00:13:52,520 --> 00:13:54,680
یه گنجشک وحشی که پشت قصر حبس بود

286
00:13:54,950 --> 00:13:56,680
بانوی اشراف‌زاده وو آن خواهرخونده‌اش بود

287
00:13:57,070 --> 00:13:58,470
اومد که آزادی اون دختر رو
به دست بیاره ولی موفق نشد

288
00:13:58,680 --> 00:13:59,990
اون حتما باعث شده که سعی کنه شما رو بکشه

289
00:14:00,680 --> 00:14:01,870
مشکوکم که شاید

290
00:14:02,350 --> 00:14:03,470
از این فرصت استفاده کرده

291
00:14:03,920 --> 00:14:06,040
تا بقیه‌ی زن‌ها رو هم آزاد کنه

292
00:14:06,400 --> 00:14:07,830
چرت و پرته

293
00:14:08,520 --> 00:14:09,870
مگه یه زن

294
00:14:10,400 --> 00:14:12,040
می‌تونه این همه خرابی به بار بیاره

295
00:14:12,640 --> 00:14:13,920
بعد با وجود اینکه کل شهر رو جست‌وجو کردیم

296
00:14:13,920 --> 00:14:15,160
بدون هیچ اثری ناپدید بشه؟

297
00:14:15,280 --> 00:14:16,320
...ولی، اعلی‌حضرت

298
00:14:16,320 --> 00:14:18,230
!زن چه حرف‌های مسخره‌ای می‌زنی

299
00:14:18,350 --> 00:14:19,800
!هیچوقت نباید حرف‌هات رو باور می‌کردم

300
00:14:20,040 --> 00:14:21,040
لطفا آروم باشین، اعلی‌حضرت

301
00:14:21,680 --> 00:14:22,950
به خاطر نگرانی درست فکر نکردم

302
00:14:22,950 --> 00:14:23,990
و عجولانه نتیجه گرفتم

303
00:14:27,040 --> 00:14:28,400
فعلا، باید روی

304
00:14:29,640 --> 00:14:31,040
بهبودیتون تمرکز کنین

305
00:14:31,830 --> 00:14:33,070
در مورد موضوع گرفتن مجرم

306
00:14:33,640 --> 00:14:35,470
می‌شه صبر کرد تا خوب بشین

307
00:14:35,470 --> 00:14:36,320
!برو بیرون

308
00:14:37,350 --> 00:14:38,160
علیاحضرت

309
00:14:46,990 --> 00:14:47,830
...اعلی‌حضرت

310
00:14:52,640 --> 00:14:53,640
من دیگه می‌رم

311
00:14:56,460 --> 00:14:58,420
<font color=#B5602D> ⎝حفظ فضیلت و احترام به سنت⎞ </font>

312
00:15:06,990 --> 00:15:08,350
چه اتفاقی برای اعلی‌حضرت افتاده؟

313
00:15:08,520 --> 00:15:10,040
چرا انقدر از دستتون عصبانی‌ان؟

314
00:15:11,040 --> 00:15:11,830
یه چیزی درست نیست

315
00:15:12,920 --> 00:15:13,990
حتما یه اتفاقی افتاده

316
00:15:13,990 --> 00:15:15,680
که از من پنهانش می‌کنن

317
00:15:17,280 --> 00:15:18,070
کالسکه رو آماده کن

318
00:15:18,560 --> 00:15:20,280
خودم به اقامتگاه جو یو می‌رم

319
00:15:20,680 --> 00:15:21,830
و می‌فهمم

320
00:15:22,060 --> 00:15:24,380
<font color=#B5602D> ⎝اقامتگاه جو یو⎞ </font>

321
00:15:40,990 --> 00:15:43,070
بانو، همسر ولیعهد اینجان

322
00:15:49,680 --> 00:15:50,320
بانو

323
00:15:51,160 --> 00:15:52,440
با بانو هونگ شیان چیکار کنیم؟

324
00:15:52,990 --> 00:15:54,590
می‌برمش یه جایی تا قایمش کنم

325
00:15:54,870 --> 00:15:56,280
مگه می‌تونه تا آخر عمر قایم بشه؟

326
00:15:59,230 --> 00:15:59,990
بیا جلو

327
00:16:02,560 --> 00:16:03,800
این کار رو می‌کنیم

328
00:16:23,870 --> 00:16:26,920
باید برای همچین مهمون عزیزی
 یه استقبال شایسته تدارک می‌دیدم

329
00:16:27,350 --> 00:16:29,950
اما علیاحضرت از قبل خبری بهم ندادن

330
00:16:30,640 --> 00:16:32,320
برای همین می‌ترسم کوتاهی و بی‌ادبی کرده باشم

331
00:16:33,280 --> 00:16:34,230
تنهامون بذارین

332
00:16:47,230 --> 00:16:48,470
می‌دونم کار تو بوده

333
00:16:49,040 --> 00:16:49,640
من؟

334
00:16:50,680 --> 00:16:51,710
مگه چیکار کردم؟

335
00:16:51,870 --> 00:16:53,830
وقتی تو و مادرت

336
00:16:53,830 --> 00:16:55,680
مادرم رو به جایی رسوندین 
که خودش رو حلق‌آویز کنه

337
00:16:56,160 --> 00:16:57,590
هر دوتون رو بخشیدم

338
00:16:57,590 --> 00:16:58,950
چون می‌دونستم

339
00:16:59,470 --> 00:17:01,520
منافع بزرگ‌تر توی اولویته

340
00:17:02,470 --> 00:17:04,590
اون ‌وقت تو چطوری جوابم رو دادی؟

341
00:17:04,870 --> 00:17:06,640
انقدر بی‌ملاحظه رفتار کردی

342
00:17:06,790 --> 00:17:08,880
اصلا ذره‌ای به فکر خاندان وی بودی؟

343
00:17:13,230 --> 00:17:14,030
بیا بیرون

344
00:17:35,750 --> 00:17:36,510
هونگ ‌شیان

345
00:17:36,920 --> 00:17:38,230
برای علیاحضرت چای بریز

346
00:17:40,920 --> 00:17:42,950
هنوز رسما ایشون رو به علیاحضرت معرفی نکردم

347
00:17:44,270 --> 00:17:45,510
این خواهر کوچیک‌تر منه

348
00:17:46,790 --> 00:17:47,790
هونگ‌ شیان

349
00:17:56,360 --> 00:17:56,950
!وی رائو

350
00:17:58,470 --> 00:18:00,750
چطور جرات کردی؟ چطور تونستی؟

351
00:18:01,270 --> 00:18:03,310
ما هم‌خون و از یه خانواده‌ایم

352
00:18:03,310 --> 00:18:05,510
باید طرف هم باشیم
 و هوای همدیگه رو داشته باشیم

353
00:18:06,440 --> 00:18:08,950
...اون‌ وقت به خاطر یه آدم بی‌سر و پا، تو

354
00:18:08,950 --> 00:18:10,750
مگه آدم‌های فقیر و پست حقشون مرگه؟

355
00:18:17,920 --> 00:18:19,510
ماهی بزرگ، ماهی کوچیک رو قورت می‌ده

356
00:18:19,510 --> 00:18:21,160
و ماهی کوچیک هم میگو رو می‌خوره

357
00:18:21,750 --> 00:18:23,470
قوی‌ترها ضعیف‌ترها رو می‌بلعن

358
00:18:24,230 --> 00:18:25,880
رسم دنیا همینه

359
00:18:27,510 --> 00:18:28,920
اما تو به خاطر اون

360
00:18:29,470 --> 00:18:31,790
توی روی ولیعهد در اومدی
 و مرتکب جرم نابخشودنی‌ای شدی

361
00:18:32,470 --> 00:18:34,230
چطور تونستی انقدر احمق باشی؟

362
00:18:34,840 --> 00:18:36,920
قصاب توی بازار هم یه آدم پست و حقیره

363
00:18:37,790 --> 00:18:38,750
وقتی یه اشراف‌زاده رو می‌بینه

364
00:18:39,680 --> 00:18:42,440
باید چهار دست و پا روی زمین بخزه
 و مدام تعظیم کنه

365
00:18:43,710 --> 00:18:44,950
اما یه ساطور توی دستشه

366
00:18:45,840 --> 00:18:47,920
اگه بیش از حد بهش فشار بیاری

367
00:18:48,920 --> 00:18:49,990
برمی‌گرده سمت خودت

368
00:18:49,990 --> 00:18:52,030
فرقی هم نداره مقامت چقدر بالا باشه

369
00:18:58,510 --> 00:18:59,710
با تمام قدرتی که داری

370
00:19:01,120 --> 00:19:03,400
باز هم ممکنه آخرش مثل 
یه تیکه گوشت خام بیفتی روی تخته‌ی قصابیش

371
00:19:03,840 --> 00:19:04,990
از چی باید ترسید؟

372
00:19:06,990 --> 00:19:08,920
هونگ ‌شیان، یه فنجون دیگه بریز

373
00:19:41,360 --> 00:19:43,200
اعلی‌حضرت، ولیعهد

374
00:19:43,840 --> 00:19:46,310
یه روز به تخت می‌شینن
 و کل قلمرو زیر پاشون میفته

375
00:19:47,600 --> 00:19:48,310
وی رائو

376
00:19:49,160 --> 00:19:51,470
از گستاخی امروزت پشیمون می‌شی

377
00:19:51,710 --> 00:19:53,200
اما اون موقع دیگه خیلی دیره

378
00:19:56,030 --> 00:19:57,030
به چی می‌خندی؟

379
00:19:58,270 --> 00:19:59,550
ترسیدم

380
00:20:01,680 --> 00:20:03,270
اونقدر ترسیدم که دارم می‌لرزم

381
00:20:04,680 --> 00:20:06,680
بذار اول امپراتور بشه

382
00:20:07,550 --> 00:20:08,950
بعدش می‌تونه بیاد و جونم رو بگیره

383
00:20:16,400 --> 00:20:17,360
این ماجرا

384
00:20:17,790 --> 00:20:19,600
به این زودی‌ها تموم نمی‌شه

385
00:20:20,470 --> 00:20:22,310
از اونجایی که هر دومون از یه خاندانیم

386
00:20:22,510 --> 00:20:24,310
جلوی بقیه دستت رو، رو نمی‌کنم

387
00:20:25,310 --> 00:20:26,840
بهتره حواست رو جمع کنی

388
00:20:27,790 --> 00:20:29,920
فقط می‌ترسی پای تو رو هم 
وسط بکشم و باعث بشم

389
00:20:29,920 --> 00:20:31,400
لطف و توجه ولیعهد رو از دست بدی، مگه نه؟

390
00:20:34,840 --> 00:20:35,880
به هر حال

391
00:20:39,200 --> 00:20:40,400
هر دومون از خاندان وی‌ایم

392
00:20:40,470 --> 00:20:40,940
!...تو

393
00:20:49,680 --> 00:20:50,680
خواهرم رو

394
00:20:52,270 --> 00:20:53,920
راهزن‌ها دزدیده بودن

395
00:20:55,310 --> 00:20:56,950
خوشبختانه، آسمان بهش رحم کرد

396
00:20:57,360 --> 00:20:58,880
مخفیگاهشون آتیش گرفت

397
00:20:59,160 --> 00:21:00,710
و اون جونش رو برداشت و فرار کرد

398
00:21:01,470 --> 00:21:03,550
بعدش هم یه آدم خیرخواه آوردش به عمارت من

399
00:21:05,510 --> 00:21:06,470
علیاحضرت

400
00:21:07,550 --> 00:21:09,020
حتما این رو یادتون بمونه

401
00:21:11,880 --> 00:21:13,160
جای دیگه‌ حرف دیگه‌ای نزنین

402
00:21:16,080 --> 00:21:17,200
بدرقه‌اتون نمی‌کنم

403
00:21:41,310 --> 00:21:42,080
من خوبم

404
00:21:42,550 --> 00:21:43,600
نگران من نباش

405
00:21:45,880 --> 00:21:46,920
یادت هست

406
00:21:48,200 --> 00:21:49,440
چطور قبل از اینکه بریم

407
00:21:49,990 --> 00:21:51,510
به ولیعهد خنجر زدیم؟

408
00:22:11,470 --> 00:22:12,470
من این کار رو

409
00:22:14,680 --> 00:22:16,310
فقط برای انتقام گرفتن از تو نکردم

410
00:22:18,920 --> 00:22:20,880
وقتی بهش نگاه کردم، یه‌دفعه با خودم فکر کردم

411
00:22:22,790 --> 00:22:23,680
چطور می‌شه سرنوشت یه کشور رو

412
00:22:23,920 --> 00:22:25,880
به آدمی مثل اون سپرد؟

413
00:22:28,160 --> 00:22:29,120
مردم چطور می‌تونن

414
00:22:29,120 --> 00:22:30,840
آدم فاسدی مثل اون رو به‌ عنوان حاکمشون بپذیرن؟

415
00:22:32,880 --> 00:22:33,920
محاله

416
00:22:35,510 --> 00:22:36,680
به هیچ وجه

417
00:22:41,310 --> 00:22:42,640
پس نترس

418
00:22:43,840 --> 00:22:46,120
ما یه راز رسواکننده از ولیعهد می‌دونیم

419
00:22:46,840 --> 00:22:49,440
اون باید صدها برابر بیشتر از ما ترسیده باشه

420
00:22:50,710 --> 00:22:52,360
اون خیلی بیشتر از ما دلیل داره

421
00:22:52,750 --> 00:22:54,790
که از فاش شدن حقیقت بترسه

422
00:22:57,920 --> 00:22:58,880
اگه من جای اون بودم

423
00:23:00,310 --> 00:23:02,510
به همه افراد خونه‌ام دستور می‌دادم

424
00:23:02,510 --> 00:23:04,710
که دهنشون رو ببندن

425
00:23:05,470 --> 00:23:07,310
بالاخره امپراتور، هنوز سه‌تا پسر دیگه داره

426
00:23:07,920 --> 00:23:09,840
ولی ولیعهد حتی یدونه پسر هم نمی‌تونه داشته باشه

427
00:23:21,220 --> 00:23:22,790
<font color=#B5602D> ⎝عمارت فرماندار ⎞ </font>

428
00:23:22,790 --> 00:23:23,680
چی؟

429
00:23:24,120 --> 00:23:26,030
می‌خواین بانو وو آن رو دوباره به خاندان برگردونین؟

430
00:23:26,560 --> 00:23:29,230
بله، دقیقا همین قصد رو دارم

431
00:23:29,990 --> 00:23:31,950
مادر، همونطور که می‌گن

432
00:23:32,080 --> 00:23:34,300
"یه رابطه‌ی از هم پاشیده به سختی ترمیم می‌شه، آب ریخته برنمی‌گرده"

433
00:23:34,710 --> 00:23:37,400
هر دو خاندان اشراف‌زاده و سرشناسن

434
00:23:38,310 --> 00:23:40,120
اول خودشون درخواست طلاق می‌دن

435
00:23:40,180 --> 00:23:42,030
حالا دوباره می‌خوان ازدواج کنن؟

436
00:23:42,230 --> 00:23:44,030
مردم بهمون نمی‌خندن؟

437
00:23:44,920 --> 00:23:46,120
تو هم، وان نیانگ

438
00:23:46,230 --> 00:23:47,920
باید پسرت رو سر جاش بنشونی

439
00:23:48,030 --> 00:23:50,270
ازدواج که بچه‌بازی نیست

440
00:23:50,580 --> 00:23:53,030
اگه رائو آر حاضر باشه دوباره عروسم بشه

441
00:23:53,360 --> 00:23:56,120
از خوشحالی روی پا بند نمی‌شم، چرا باید جلوشون رو بگیرم؟

442
00:23:56,270 --> 00:23:58,030
داری حماقت می‌کنی

443
00:23:58,200 --> 00:24:00,710
وی رائو دیگه اون دختر سربه‌زیر و محجوب سابق نیست

444
00:24:01,120 --> 00:24:03,400
شنیدم اقامتگاه جو یو یه ارتش خصوصی

445
00:24:03,400 --> 00:24:04,510
با مردهای تنومند و اسب‌های چابک داره

446
00:24:05,120 --> 00:24:07,400
!فقط کافیه یه کلمه بگه تا همه ازش اطاعت کنن، همچین قدرتی داره

447
00:24:07,400 --> 00:24:09,080
ولیعهد و شاهزاده فو برای جلب رضایتش با هم رقابت می‌کنن

448
00:24:09,080 --> 00:24:10,750
شاهزاده‌ها و اشراف‌زاده‌ها دورش جمع شدن

449
00:24:11,030 --> 00:24:13,680
اگه همچین آدم بلندمرتبه‌ای رو وارد خاندانمون کنی

450
00:24:13,750 --> 00:24:15,680
خودت رو به دردسر نمیندازی؟

451
00:24:16,080 --> 00:24:17,270
انقدر کنایه نزن

452
00:24:18,030 --> 00:24:20,160
وی رائو به آواره‌ها پناه داده و جون آدم‌های بی‌شماری رو نجات داده

453
00:24:20,550 --> 00:24:22,120
مردم انقدر ازش ممنونن

454
00:24:22,120 --> 00:24:23,790
که حتی براش زیارتگاه ساختن

455
00:24:24,080 --> 00:24:25,600
این نشون می‌ده چقدر کارهای خیر کرده

456
00:24:25,710 --> 00:24:27,750
اسمش توی تاریخ ماندگار می‌شه

457
00:24:28,270 --> 00:24:29,840
اگه همچین زنی وارد خاندان لو بشه

458
00:24:29,840 --> 00:24:31,510
افتخارش نصیب ما هم می‌شه

459
00:24:32,990 --> 00:24:34,710
من فقط خیر و صلاح خاندان رو می‌خوام

460
00:24:36,310 --> 00:24:38,080
اون توی اقامتگاهش یه همراه خصوصی مرد نگه داشته

461
00:24:38,680 --> 00:24:39,600
این رو می‌دونستی؟

462
00:24:40,600 --> 00:24:41,710
!چه حرف‌های مزخرفی

463
00:24:42,680 --> 00:24:44,030
تمام این شایعه‌های زشت

464
00:24:44,270 --> 00:24:45,840
تهمت‌های عمدی خاندان‌های اشراف‌زاده‌ست

465
00:24:45,840 --> 00:24:47,160
که برای زمین و منفعت با هم رقابت می‌کنن

466
00:24:47,680 --> 00:24:49,360
چرا خودت نمی‌ری اقامتگاه جو یو رو ببینی؟

467
00:24:49,680 --> 00:24:51,750
حتی خونه‌های درست‌وحسابی اقامتگاه رو هم خراب کرده

468
00:24:51,750 --> 00:24:53,360
تا به جاش انبار غله، خرمن‌گاه و زمین سبزی‌کاری بسازه

469
00:24:53,990 --> 00:24:55,950
تمام فکر و ذکرش نجات جون مردمه

470
00:24:56,230 --> 00:24:57,790
اونایی که پشت سرش بدگویی می‌کنن

471
00:24:58,120 --> 00:25:00,160
خودشون دزد و هرزه‌ان

472
00:25:00,600 --> 00:25:01,600
چی گفتی؟

473
00:25:03,550 --> 00:25:05,400
به کی گفتی دزد و هرزه؟

474
00:25:05,550 --> 00:25:06,640
!چطور جرات می‌کنی

475
00:25:06,640 --> 00:25:08,470
!منظورم هر کسیه که بی‌ادبی می‌کنه

476
00:25:08,470 --> 00:25:09,270
!پس خودتی

477
00:25:09,270 --> 00:25:10,400
بسه دیگه -
دیگه چیزی نگو -

478
00:25:10,400 --> 00:25:10,990
بسه

479
00:25:10,990 --> 00:25:11,680
دیگه چیزی نگو

480
00:25:11,680 --> 00:25:12,680
!منظورم خود تویی

481
00:25:12,680 --> 00:25:13,310
باهاش بحث نکن

482
00:25:13,400 --> 00:25:15,200
مادر رو عصبانی نکن -
!ساکت شو -

483
00:25:15,550 --> 00:25:17,230
همگی ساکت بشین -
!آره، تو -

484
00:25:17,310 --> 00:25:18,500
دیگه چیزی نگو

485
00:25:18,800 --> 00:25:20,550
!این واقعا مایه‌ی آبروریزیه

486
00:25:21,550 --> 00:25:22,550
مادر

487
00:25:23,400 --> 00:25:24,600
خاندان لو

488
00:25:24,890 --> 00:25:27,300
همیشه به وفاداری، شجاعت و درستکاری معروف بوده

489
00:25:27,550 --> 00:25:29,550
زنی که انقدر دوست داره توی چشم باشه

490
00:25:29,550 --> 00:25:30,880
و گستاخانه رفتار می‌کنه

491
00:25:30,880 --> 00:25:31,470
...واقعا

492
00:25:31,710 --> 00:25:33,950
واقعا شایستگی ورود به خاندان ما رو نداره

493
00:25:35,990 --> 00:25:37,030
زن‌عموها

494
00:25:37,680 --> 00:25:38,990
انگار خیلی به ازدواج من علاقه‌مندین

495
00:25:40,710 --> 00:25:42,440
چرا اول نظر خودم رو نمی‌پرسین؟

496
00:25:46,200 --> 00:25:47,710
به موقع اومدی

497
00:25:47,840 --> 00:25:49,600
داشتیم درباره‌ی ازدواجت صحبت می‌کردیم

498
00:25:49,600 --> 00:25:51,230
بهتره تو هم حرف‌هامون رو بشنوی

499
00:25:52,880 --> 00:25:54,270
عمه‌ها، همین الان داشتین می‌گفتین

500
00:25:54,640 --> 00:25:56,640
یکی برای بدنام کردن بانو شایعه ساخته

501
00:25:57,080 --> 00:25:58,680
مگه از جونش سیر شده؟

502
00:25:58,920 --> 00:26:01,680
دلم می‌خواد بدونم

503
00:26:01,880 --> 00:26:03,120
کی جرات کرده همچین کاری بکنه

504
00:26:04,400 --> 00:26:06,120
اینا فقط شایعاتیه که بین مردم می‌چرخه

505
00:26:06,310 --> 00:26:07,880
نباید جدیشون بگیرین

506
00:26:07,880 --> 00:26:09,880
ما فقط داشتیم صحبت می‌کردیم

507
00:26:10,400 --> 00:26:12,160
اقامتگاه جو یو فقط پناهگاه آواره‌ها نیست

508
00:26:12,550 --> 00:26:14,120
خیلی از شمشیرزن‌های سرگردون رو هم اونجا پناه دادن

509
00:26:14,680 --> 00:26:16,550
شایعه‌پراکنی ممکنه براتون دردسر درست کنه

510
00:26:17,270 --> 00:26:18,710
تیر مخفی ممکنه به هر کسی بخوره

511
00:26:19,030 --> 00:26:19,950
زن‌عموها

512
00:26:20,550 --> 00:26:21,880
بهتره این رو خوب یادتون بمونه

513
00:26:22,200 --> 00:26:24,230
ما بزرگ‌ترهای توییم

514
00:26:25,600 --> 00:26:27,160
چطور جرات می‌کنی ایطوری باهامون حرف بزنی؟

515
00:26:27,710 --> 00:26:31,310
باید بیشتر از بقیه مراقب رفتارتون باشین

516
00:26:31,310 --> 00:26:33,920
لو جو داره از سر خیرخواهی بهتون هشدار می‌ده

517
00:26:34,080 --> 00:26:35,080
شماها

518
00:26:35,080 --> 00:26:37,400
مراقب حرف زدنتون باشین

519
00:26:37,990 --> 00:26:40,640
بله، مادر، حق دارین سرزنشمون کنین

520
00:26:41,950 --> 00:26:42,840
مادر

521
00:26:43,200 --> 00:26:45,160
زخم قدیمی لو یا هنوز خوب نشده

522
00:26:45,160 --> 00:26:47,160
ولی اصرار داره دوباره تمرین رزمی رو شروع کنه

523
00:26:47,600 --> 00:26:48,840
باید حواسم بهش باشه

524
00:26:49,120 --> 00:26:50,920
لطفا من رو ببخشین، مادر

525
00:26:51,080 --> 00:26:53,030
نمی‌تونم بیشتر از این بمونم و در خدمتتون باشم

526
00:27:03,680 --> 00:27:04,950
منم می‌رم یه سر به لو یا بزنم

527
00:27:09,120 --> 00:27:11,160
جو آر، به حرف‌هاشون اهمیت نده

528
00:27:12,310 --> 00:27:14,270
با وی رائو صحبت کن

529
00:27:14,400 --> 00:27:16,600
و تاریخ عروسی رو مشخص کنین

530
00:27:18,030 --> 00:27:19,640
کی گفته من قراره با وی رائو ازدواج کنم؟

531
00:27:22,310 --> 00:27:25,400
ارتش شمالی اون رو توی اتاق تو پیدا کردن

532
00:27:25,600 --> 00:27:27,880
و حالا تموم پایتخت درباره‌اش حرف می‌زنن

533
00:27:27,880 --> 00:27:29,080
اگه باهاش ازدواج نکنی

534
00:27:29,080 --> 00:27:29,990
مردم پشت سرمون

535
00:27:29,990 --> 00:27:31,640
خاندان لو رو سرزنش می‌کنن

536
00:27:31,750 --> 00:27:32,600
مادربزرگ

537
00:27:33,680 --> 00:27:35,080
لطفا بذارین خودم در این مورد تصمیم بگیرم

538
00:27:35,550 --> 00:27:37,710
دیگه این موضوع رو پیش نکشین

539
00:27:37,790 --> 00:27:40,310
ممنون که خواسته‌ام رو پذیرفتین، من دیگه می‌رم

540
00:27:41,680 --> 00:27:43,030
!من هنوز با هیچی موافقت نکردم

541
00:27:43,680 --> 00:27:44,790
شاید برای تو آبرو مهم نباشه

542
00:27:44,790 --> 00:27:46,710
!ولی ما باید آبروی خاندانمون رو حفظ کنیم -
مادر -

543
00:27:46,710 --> 00:27:48,710
حالا چطور توی چشم مردم نگاه کنم؟

544
00:27:48,710 --> 00:27:50,790
!با توام! برگرد اینجا! بگرد -
مادر

545
00:27:50,790 --> 00:27:52,750
!باید برام توضیح بدی -
آروم باشین -

546
00:27:52,750 --> 00:27:53,270
!...تو

547
00:27:53,270 --> 00:27:54,600
مادر، آروم باشین

548
00:27:54,600 --> 00:27:56,420
<font color=#B5602D> ⎝عمارت چی وو⎞ </font>

549
00:27:58,030 --> 00:27:58,990
طبیب می‌گه

550
00:27:59,230 --> 00:28:01,160
گلوی بانو هونگ شیان به شدت آسیب دیده

551
00:28:01,310 --> 00:28:02,550
حتی بعد از درمان هم

552
00:28:02,550 --> 00:28:03,880
صداش مثل قبل نمی‌شه

553
00:28:08,200 --> 00:28:08,950
فهمیدم

554
00:28:09,550 --> 00:28:11,270
رون شنگ مدام اصرار داره شما رو ببینه

555
00:28:11,990 --> 00:28:14,030
اون قمارباز کاربلدیه که اصلا قصد اصلاح شدن نداره

556
00:28:14,710 --> 00:28:16,160
روزی فقط یه کاسه حریره‌ی ساده بهش بدین

557
00:28:16,470 --> 00:28:17,710
و بفرستینش تا روی زمین بایر توی پشت تپه کار کنه

558
00:28:18,310 --> 00:28:20,230
اگه جرات کرد از کار فرار کنه، تنبیهش کنین

559
00:28:21,680 --> 00:28:22,310
چشم

560
00:28:32,360 --> 00:28:34,270
بانو، جناب چنگ درخواست ملاقات دارن

561
00:28:35,120 --> 00:28:36,270
کدوم جناب چنگ؟

562
00:28:36,470 --> 00:28:38,550
همون مردی که از عمارت ولیعهد با خودتون آوردین

563
00:28:42,030 --> 00:28:43,080
بذار بیاد داخل

564
00:28:51,710 --> 00:28:53,160
بانو شما دستور دادین حساب‌و‌کتاب یاد بگیرم

565
00:28:53,550 --> 00:28:55,750
استاد‌ها هم با صبر و حوصله‌ی زیادی بهم یاد دادن

566
00:28:55,990 --> 00:28:58,030
می‌گفتن توی این کار استعداد دارم و زود یاد گرفتم

567
00:28:58,680 --> 00:29:00,710
می‌خواستم لطف بزرگی رو که در حقم کردین جبران کنم

568
00:29:01,030 --> 00:29:02,230
بعد از کلی فکر کردن

569
00:29:02,230 --> 00:29:03,950
روش ثبت حساب‌ها رو بهتر کردم

570
00:29:04,230 --> 00:29:06,120
درآمد و هزینه‌ها رو طوری ساده کردم

571
00:29:06,120 --> 00:29:07,550
که فقط هر ده روز یه بار گزارش بشن

572
00:29:07,710 --> 00:29:09,750
اینطوری بررسی حساب‌ها برای بانو راحت‌تر می‌شه

573
00:29:10,160 --> 00:29:11,840
یکی از استاد‌ها ازم خواست این دفتر حساب رو بیارم

574
00:29:11,840 --> 00:29:12,950
تا بانو نگاهی بهش بندازن

575
00:29:13,680 --> 00:29:14,360
بذار ببینم

576
00:29:19,030 --> 00:29:20,920
با این روش، حساب کردن

577
00:29:21,120 --> 00:29:22,160
سود و زیان

578
00:29:22,310 --> 00:29:23,950
خیلی راحت‌تر می‌شه، بانو

579
00:29:42,400 --> 00:29:43,550
مادربزرگ، شما اینجایین؟

580
00:29:44,270 --> 00:29:45,470
چرا خبر ندادین؟

581
00:29:46,120 --> 00:29:47,750
خودم گفتم خبر ندن

582
00:29:51,990 --> 00:29:54,200
می‌خواستم با چشم خودم ببینم

583
00:29:54,640 --> 00:29:57,360
واقعا اینجا یه همراه خصوصی پنهون کردی یا نه

584
00:29:58,030 --> 00:29:58,840
همراه خصوصی؟

585
00:30:00,710 --> 00:30:01,310
بانو

586
00:30:01,990 --> 00:30:02,640
بانو

587
00:30:03,310 --> 00:30:03,920
بانو، منظورشون

588
00:30:04,470 --> 00:30:05,270
یه همراه خصوصیه

589
00:30:06,160 --> 00:30:06,950
چی؟

590
00:30:07,400 --> 00:30:08,840
یه همراه خصوصی

591
00:30:11,270 --> 00:30:13,030
من از کی تا حالا همراه خصوصی داشتم؟

592
00:30:13,360 --> 00:30:14,990
اصلا از کجا پولش رو بیارم؟

593
00:30:15,360 --> 00:30:16,640
شاید فعلا همچین کسی رو نداشته باشی

594
00:30:18,680 --> 00:30:21,400
اما از کجا معلوم در آینده چی پیش بیاد؟

595
00:30:21,990 --> 00:30:23,950
مردهایی که از خوش‌قیافگیشون
 نون می‌خورن، قابل اعتماد نیستن

596
00:30:24,510 --> 00:30:27,640
نگرانم یه مرد خوش‌قیافه عقل از سرت بپرونه

597
00:30:27,680 --> 00:30:29,750
برای همین اومدم بهت هشدار بدم

598
00:30:29,950 --> 00:30:30,920
دایه سون

599
00:30:31,600 --> 00:30:32,200
بله

600
00:30:38,310 --> 00:30:39,310
بذارینشون زمین

601
00:30:43,750 --> 00:30:45,550
اینا برای چیه، مادربزرگ؟

602
00:30:46,160 --> 00:30:48,710
ارباب هو جو دیروز با کاروانش به پایتخت برگشتن

603
00:30:48,920 --> 00:30:51,120
شنیدن که به‌ زودی ازدواج می‌کنین

604
00:30:51,200 --> 00:30:53,030
و نگران بودن کسی نباشه که توی
 تدارکات عروسی کمکتون کنه

605
00:30:53,230 --> 00:30:55,400
برای همین از قبل این هدیه‌ها رو براتون آماده کردن

606
00:30:55,840 --> 00:30:56,600
هدیه؟

607
00:30:57,550 --> 00:30:58,790
پس این هدیه‌ها رو باید به کی بدم؟

608
00:31:00,550 --> 00:31:02,310
هنوز داری خودت رو به اون راه می‌زنی؟

609
00:31:02,400 --> 00:31:04,880
معلومه که باید به عمارت فرماندار یینگ بدی

610
00:31:05,270 --> 00:31:07,200
فقط دو تا تاریخ برای انتخاب داری

611
00:31:07,470 --> 00:31:09,470
روز هشتم یا شونزدهم

612
00:31:09,470 --> 00:31:11,550
ماه دوم

613
00:31:11,710 --> 00:31:13,550
فقط همین دو روز خوش‌یمن هستن

614
00:31:13,550 --> 00:31:14,710
یکی رو انتخاب کن

615
00:31:20,470 --> 00:31:21,710
همین الان شنیدم

616
00:31:21,790 --> 00:31:23,550
که این جناب حساب و کتابش خوبه

617
00:31:23,840 --> 00:31:25,600
کاروان ارباب هو

618
00:31:25,600 --> 00:31:26,990
می‌تونه از استعدادش استفاده کنه

619
00:31:29,230 --> 00:31:30,600
من فقط می‌خوام در خدمت بانو باشم

620
00:31:31,600 --> 00:31:33,920
مادربزرگ، هنوز عجله‌ای نیست

621
00:31:34,080 --> 00:31:35,360
لطفا اجازه بدین بیشتر فکر کنم

622
00:31:39,230 --> 00:31:39,920
بانو

623
00:31:40,710 --> 00:31:41,920
ارباب لو با به خطر انداختن جونش توی میدون جنگ

624
00:31:42,030 --> 00:31:43,790
به قدرت و جایگاه امروزش رسیده

625
00:31:43,950 --> 00:31:46,120
حالا مردم بهش می‌گن سنگدل

626
00:31:46,120 --> 00:31:47,750
بازرس ها هم به رفتار غیراخلاقی متهمش می‌کنن

627
00:31:47,950 --> 00:31:50,160
اگه همینطوری دودل بمونین

628
00:31:50,310 --> 00:31:53,160
ممکنه آبروی صدساله خاندان لو به باد بره

629
00:31:53,790 --> 00:31:54,750
مگه موضوع انقدر جدیه؟

630
00:31:55,080 --> 00:31:57,030
تصمیم گرفته شد، ببرینش

631
00:31:57,160 --> 00:31:57,880
!ملازم‌ها

632
00:31:57,880 --> 00:31:58,600
!بانو

633
00:31:59,440 --> 00:32:00,310
!بانو، نجاتم بدین

634
00:32:01,200 --> 00:32:03,640
!بانو! نجاتم بدین

635
00:32:04,710 --> 00:32:07,790
با آویزون شدن از یه زن، آینده‌ای در انتظارت نیست

636
00:32:07,990 --> 00:32:11,200
توی کاروان، مهارت‌های واقعی یاد می‌گیره

637
00:32:16,680 --> 00:32:17,470
مادربزرگ

638
00:32:19,160 --> 00:32:22,200
ازدواج اولم زوری بود

639
00:32:22,200 --> 00:32:23,160
هیچ حق انتخابی نداشتم

640
00:32:24,050 --> 00:32:27,600
این بار می‌تونم خودم برای زندگیم تصمیم بگیرم؟

641
00:32:29,470 --> 00:32:30,200
خیلی خب

642
00:32:31,230 --> 00:32:32,790
اما فقط هفت روز فرصت داری

643
00:32:33,230 --> 00:32:35,990
تا هفت روز دیگه باید تصمیم بگیری 
که باهاش ازدواج می‌کنی یا نه

644
00:32:36,920 --> 00:32:37,790
حتما

645
00:32:41,120 --> 00:32:43,470
بانو ، بانو شیه درخواست ملاقات دارن

646
00:32:44,270 --> 00:32:45,160
شیه هوا لو؟

647
00:32:46,880 --> 00:32:47,680
بانو

648
00:32:48,120 --> 00:32:50,270
می‌دونم که مزاحمتون شدم

649
00:32:50,840 --> 00:32:52,990
ممنونم که قبول کردین حرف‌هام رو بشنوین

650
00:32:53,600 --> 00:32:54,950
چی تو رو اینجا کشونده، بانو شیه؟

651
00:32:56,710 --> 00:32:57,840
خانواده‌ام به من دستور دادن

652
00:32:58,880 --> 00:33:00,120
که با شاهزاده فو ازدواج کنم

653
00:33:00,950 --> 00:33:03,680
شاهزاده فو دو همسر دوم
 و صیغه‌های بی‌شماری داره

654
00:33:03,920 --> 00:33:06,440
و بچه‌های نامشروع هم داده
نمی‌خوام باهاش ازدواج کنم

655
00:33:07,200 --> 00:33:08,950
ولی حتی وقتی با اعتصاب غذا اعتراض کردم

656
00:33:09,360 --> 00:33:11,400
پدربزرگ کوتاه نیومد

657
00:33:14,310 --> 00:33:15,310
چرا پیش من اومدی؟

658
00:33:16,360 --> 00:33:17,200
فکر می‌کردم

659
00:33:17,550 --> 00:33:19,470
اگه همه‌ی قوانینی که از یه بانوی جوان انتظار می‌ره رو
 رعایت کنم

660
00:33:19,680 --> 00:33:20,920
و هر چی که گفتن انجام بدم

661
00:33:21,470 --> 00:33:24,510
حداقل یه شوهر خوب برام پیدا می‌کنن

662
00:33:24,510 --> 00:33:27,550
هیچوقت تصور نمی‌کردم که کار به اینجا بکشه

663
00:33:28,680 --> 00:33:29,950
یه جورایی

664
00:33:30,470 --> 00:33:31,920
حس کردم مجبورم بیام و ببینمت

665
00:33:32,360 --> 00:33:34,200
که ببینی زنی که با همه‌ی رسوم مخالفت می‌کنه

666
00:33:34,200 --> 00:33:35,400
کسی که پلید و خودخواه هستش

667
00:33:35,750 --> 00:33:37,080
این روزها چطور زندگی می‌کنه؟

668
00:33:38,440 --> 00:33:39,680
حالا دیدی

669
00:33:40,400 --> 00:33:41,600
می‌تونی با خیال راحت بری

670
00:33:45,920 --> 00:33:46,710
!بانو

671
00:33:48,400 --> 00:33:49,640
خدمتکار شخصیم، پینگ‌ شیانگ رو

672
00:33:50,030 --> 00:33:52,160
یادت هست؟

673
00:33:53,510 --> 00:33:55,080
بعد از اینکه اون روز بردنش خونه

674
00:33:55,270 --> 00:33:57,440
پدربزرگ مقصر دونستش که من رو به دردسر انداخته

675
00:33:57,710 --> 00:33:59,270
و دستور داد تا حد مرگ کتکش بزنن

676
00:34:00,120 --> 00:34:02,680
همه‌ی اینا رو تا الان پیش خودم نگه داشتم

677
00:34:03,200 --> 00:34:04,550
اگه احتیاط رو کنار بذارم

678
00:34:05,030 --> 00:34:06,230
و افشا کنم

679
00:34:06,230 --> 00:34:07,990
که مسئول اون ماجرا تو بودی

680
00:34:09,270 --> 00:34:10,120
فکر می‌کنی

681
00:34:10,600 --> 00:34:12,480
هنوز این آبروی خوب رو داشتی؟

682
00:34:12,600 --> 00:34:14,430
<i>اون داره من رو</i>

683
00:34:14,430 --> 00:34:15,680
<i>به خاطر کار جون دای سرزنش می‌کنه</i>

684
00:34:17,870 --> 00:34:19,430
این قضیه‌ی خاندان خودتونه

685
00:34:20,120 --> 00:34:21,160
به من ربطی نداره

686
00:34:22,270 --> 00:34:23,830
اگه اصرار داری به همه بگی

687
00:34:24,160 --> 00:34:25,040
انتخاب خودته

688
00:34:26,000 --> 00:34:26,790
لطفا برو

689
00:34:27,430 --> 00:34:28,230
!بانو

690
00:34:29,480 --> 00:34:30,750
من گذشته رو مطرح نکردم

691
00:34:30,750 --> 00:34:31,640
که تهدیدت کنم

692
00:34:31,830 --> 00:34:33,000
اومدم التماست کنم

693
00:34:34,350 --> 00:34:35,270
تا کمکم کنی

694
00:34:35,790 --> 00:34:37,790
چیکار می‌کنی؟ بلند شو

695
00:34:38,560 --> 00:34:39,910
بعد از طلاقت

696
00:34:40,310 --> 00:34:42,160
فرماندار یینگ ازدواج با خاندان من رو پیشنهاد داد

697
00:34:43,160 --> 00:34:44,870
اما لو جو رد کرد

698
00:34:45,520 --> 00:34:47,480
توی این دنیا مردهای بی‌شماری هستن

699
00:34:47,480 --> 00:34:48,520
که از تو خواستگاری کنن

700
00:34:48,710 --> 00:34:50,600
تو به لو جو نیاز نداری

701
00:34:51,120 --> 00:34:52,270
اما توی کل دنیا

702
00:34:52,560 --> 00:34:54,560
تنها مردی که می‌تونه من رو
از شاهزاده فو نجات بده

703
00:34:56,390 --> 00:34:58,000
لو جوئه

704
00:34:59,270 --> 00:35:00,350
تنها چیزی که می‌خوام

705
00:35:00,480 --> 00:35:01,790
اینه که به من رحم کنی

706
00:35:02,390 --> 00:35:03,870
اگه بهش بگی که باهاش ازدواج نمی‌کنی

707
00:35:04,790 --> 00:35:06,000
لو جو ناامید می‌شه

708
00:35:06,390 --> 00:35:07,640
و با من ازدواج می‌کنه

709
00:35:12,560 --> 00:35:13,350
بانو

710
00:35:14,080 --> 00:35:15,790
من نمی‌خوام با تو رقابت کنم

711
00:35:16,640 --> 00:35:18,270
من نمی‌خوام با شاهزاده فو ازدواج کنم

712
00:35:18,790 --> 00:35:20,960
نمی‌خوام زندگیم رو توی جهنم بگذرونم

713
00:35:21,680 --> 00:35:22,960
برای همین التماست می‌کنم

714
00:35:23,160 --> 00:35:24,230
کمکم کن

715
00:35:25,160 --> 00:35:26,230
لطفا کمکم کن

716
00:35:28,270 --> 00:35:30,000
اگه خاندان‌های لو و شیه واقعا این ازدواج رو می‌خوان

717
00:35:30,910 --> 00:35:32,830
چطور یه غریبه مثل من می‌تونه تصمیمی بگیره؟

718
00:35:33,560 --> 00:35:34,710
داری به من بیش از حد بها می‌دی

719
00:35:35,680 --> 00:35:36,480
اگه کمک می‌خوای

720
00:35:37,520 --> 00:35:38,480
از لو جو بخواه

721
00:35:39,350 --> 00:35:41,310
اما من یه بانوی جوانم که به اندرونی محدود شده

722
00:35:41,520 --> 00:35:42,680
دلیل درستی ندارم

723
00:35:42,680 --> 00:35:43,790
که ازش درخواست ملاقات کنم

724
00:35:44,160 --> 00:35:45,910
چیکار می‌تونم بکنم؟

725
00:35:49,390 --> 00:35:51,040
پس امروز اومدی به اقامتگاه جو یو

726
00:35:53,160 --> 00:35:54,600
تا اون رو ببینی؟

727
00:35:55,460 --> 00:35:57,270
لطفا به من محبت کن، بانو

728
00:35:59,200 --> 00:36:00,710
و بذار ببینمش

729
00:36:03,200 --> 00:36:05,040
من خیلی وقته کوهستان یائو وانگ رو
برای عموم باز کردم

730
00:36:06,200 --> 00:36:08,200
هرکسی آزاده اینجا ماهی بگیره و شکار کنه

731
00:36:08,830 --> 00:36:11,000
اگه بخوای، می‌تونی منتظرش بمونی

732
00:36:13,910 --> 00:36:14,960
بانوی اشراف‌زاده وو آن

733
00:36:15,270 --> 00:36:16,200
ممنونم

734
00:36:16,900 --> 00:36:24,860
<font color=#B5602D> ⎝لان شی⎞ </font>

735
00:36:28,160 --> 00:36:30,160
وی رائو هر چی داره
مدیون مادر حیله‌گر و فتنه‌گرشه

736
00:36:30,350 --> 00:36:32,680
حالا دیگه فکر می‌کنه می‌تونه به همه زور بگه

737
00:36:33,040 --> 00:36:34,910
<font color=#B5602D> ⎝تالار کای شو⎞ </font>
با اینکه برای کمک دست به دامنش شدین

738
00:36:35,000 --> 00:36:36,230
!باز هم انقدر مغرورانه رفتار کرد

739
00:36:37,270 --> 00:36:38,960
توی این شرایط چاره‌ی دیگه‌ای نداریم

740
00:36:40,080 --> 00:36:42,960
ارباب لو قبلا مثل طاعون ازش فرار می‌کرد

741
00:36:43,480 --> 00:36:45,270
مگه حالا رفتارش باهاش عوض نشده؟

742
00:36:45,960 --> 00:36:48,830
وی رائو چه چیزی داره که من ندارم؟

743
00:36:49,960 --> 00:36:52,270
با صبر و پایداری

744
00:36:53,040 --> 00:36:54,680
بهش نشون می‌دم

745
00:36:55,310 --> 00:36:58,680
چه کسی شایسته‌ی
بانوی آینده‌ی خاندان فرمانداره

746
00:37:01,430 --> 00:37:02,200
بانوی من

747
00:37:02,740 --> 00:37:03,410
مراقب زخمتون باشین

748
00:37:12,680 --> 00:37:13,200
برو

749
00:37:14,270 --> 00:37:15,560
شیه هوا لو رو تعقیب کن

750
00:37:16,710 --> 00:37:17,350
چشم

751
00:37:50,980 --> 00:37:53,300
<font color=#B5602D> ⎝میخونه‌ی پیروزی⎞ </font>

752
00:37:56,350 --> 00:37:57,960
خوشبختانه از قبل آماده بودم

753
00:37:58,390 --> 00:37:59,750
اون دخترعمو‌ی من

754
00:37:59,750 --> 00:38:00,750
واقعا به هیچکس اعتماد نداره

755
00:38:04,870 --> 00:38:06,200
ممنونم، علیاحضرت

756
00:38:06,680 --> 00:38:08,640
که حقیقت رو درباره‌ی
اصل و نسب وی رائو بهم گفتین

757
00:38:09,310 --> 00:38:10,270
دست‌کم حالا دیگه

758
00:38:10,270 --> 00:38:11,960
تا آخر عمرم توی بی‌خبری نمی‌مونم

759
00:38:14,710 --> 00:38:16,960
...پس معلوم شد که اون درواقع

760
00:38:17,480 --> 00:38:19,390
مردم گاهی کور و نادون می‌شن

761
00:38:19,710 --> 00:38:22,560
و خیلی وقت‌ها سنگ‌ریزه رو
با مروارید اشتباه می‌گیرن

762
00:38:23,080 --> 00:38:25,910
عزیزم، تو از خاندانی سرشناس و پرافتخاری

763
00:38:26,390 --> 00:38:27,790
خودت رو برای این موضوع عذاب نده

764
00:38:29,560 --> 00:38:31,040
اشراف‌زاده بودن چه فایده‌ای داره؟

765
00:38:32,230 --> 00:38:33,600
شاهزاده فو همینطوره

766
00:38:33,710 --> 00:38:35,270
لو جو هم همینطور

767
00:38:35,870 --> 00:38:36,960
فکر می‌کردم

768
00:38:37,830 --> 00:38:39,710
اینکه یه خدمتکار معمولی و بی‌ریخت

769
00:38:39,710 --> 00:38:41,680
من رو پایین‌تر از خودش بدونه
به اندازه‌ی کافی تحقیرآمیزه

770
00:38:42,870 --> 00:38:46,270
اما هرگز فکر نمی‌کردم
کسی که لو جو دوستش داره

771
00:38:46,750 --> 00:38:48,710
یه زن لجن‌کش باشه

772
00:38:52,270 --> 00:38:53,560
...یه زن لجن‌کش

773
00:38:56,310 --> 00:38:58,560
همیشه به فضیلت و استعدادم می‌بالیدم

774
00:38:58,910 --> 00:38:59,870
اما آخر سر

775
00:39:00,200 --> 00:39:02,310
به کسی تبدیل شدم که هیچکس خواستارش نیست

776
00:39:03,750 --> 00:39:05,600
این همه سال تلاش کردم

777
00:39:06,600 --> 00:39:07,710
که چی بشه؟

778
00:39:09,000 --> 00:39:09,710
این دنیا

779
00:39:09,710 --> 00:39:12,310
گاهی انقدر مسخره‌ست که
آدم فقط می‌تونه بخنده

780
00:39:13,230 --> 00:39:15,160
واقعا مضحکه

781
00:39:17,390 --> 00:39:19,270
نمی‌تونم با درخواست خاندانتون موافقت کنم

782
00:39:19,600 --> 00:39:20,750
و یی جیانگ رو از اینجا بفرستم

783
00:39:22,350 --> 00:39:24,750
بانو وانگ شخصا به پدربزرگم قول داده بود

784
00:39:25,120 --> 00:39:26,560
که اون خدمتکار رو از اینجا بفرسته

785
00:39:27,120 --> 00:39:29,270
شما فقط به یی جیانگ توجه می‌کنین

786
00:39:29,390 --> 00:39:31,790
حتی به خاطر اون، همسر فرعیتون رو کتک زدین

787
00:39:33,080 --> 00:39:35,230
شنیدم صورتش پر از جای آبله‌ست

788
00:39:36,160 --> 00:39:37,560
می‌تونم بپرسم، اعلی‌حضرت

789
00:39:37,960 --> 00:39:39,560
من چه چیزی از اون کم دارم؟

790
00:39:41,310 --> 00:39:43,830
یی جیانگ شاید ظاهر معمولی
و ساده‌ای داشته باشه

791
00:39:45,000 --> 00:39:47,000
اما از هفت‌سالگی به خاندان من اومده

792
00:39:47,390 --> 00:39:48,680
وقتی به آبله مبتلا شدم

793
00:39:48,680 --> 00:39:50,200
شب و روز بی‌وقفه ازم مراقبت کرد

794
00:39:50,200 --> 00:39:51,710
و صورتش به همین خاطر پر از جای آبله شد

795
00:39:52,120 --> 00:39:53,710
حالا که داره جوونیش رو از دست می‌ده

796
00:39:54,390 --> 00:39:56,160
بیشتر از قبل دلیلی دارم که ترکش نکنم

797
00:39:56,750 --> 00:39:57,960
اگه وارد خاندان من بشی

798
00:39:58,390 --> 00:39:59,790
باید با اون هم مهربون باشی

799
00:40:00,310 --> 00:40:01,560
آزارش نده

800
00:40:03,270 --> 00:40:05,960
اعلی‌حضرت، با این حرفتون به شدت
به من توهین کردین، بدرقه‌اشون کنین

801
00:40:13,120 --> 00:40:14,310
گفتنش شرم‌آوره

802
00:40:14,750 --> 00:40:16,680
اما وی رائو هیچوقت درست تربیت نشده

803
00:40:16,680 --> 00:40:17,830
رفتار زننده‌ای داره

804
00:40:18,680 --> 00:40:20,480
حتی آشکارا به فضیلت شما هم شک کرده

805
00:40:21,120 --> 00:40:22,040
...حتی گفت

806
00:40:24,350 --> 00:40:25,430
چی گفت؟

807
00:40:26,960 --> 00:40:29,750
وقتی شنید در سه‌سالگی
فالگیری چهره‌اتون رو دید

808
00:40:30,200 --> 00:40:31,710
و پیشگویی کرد که در آینده
به جایگاهی بی‌نهایت والا می‌رسین

809
00:40:32,040 --> 00:40:33,680
...خندید و گفت

810
00:40:33,710 --> 00:40:34,200
...اون

811
00:40:36,600 --> 00:40:37,270
...اون گفت

812
00:40:37,640 --> 00:40:39,710
دخترهای اشراف‌زاده"

813
00:40:40,350 --> 00:40:42,390
فقط طوطی‌های بی‌زبونی هستن
که توی عمارت‌های باشکوه بزرگ شدن

814
00:40:42,710 --> 00:40:44,410
و مجسمه‌هایی از گل و عروسک‌های
"چوبی‌ای که توی ابریشم پیچیده شدن

815
00:40:51,040 --> 00:40:52,000
علیاحضرت

816
00:40:52,640 --> 00:40:54,230
نیازی نیست اینطوری تحریکم کنین

817
00:40:55,350 --> 00:40:57,430
من یه کینه‌ی قدیمی
نسبت بهش دارم که باید صافش کنم

818
00:40:57,680 --> 00:40:59,830
شما هم باید انتقام مرگ مادرتون رو بگیرین

819
00:41:00,350 --> 00:41:02,200
چطور می‌خواین کمکتون کنم؟

820
00:41:03,000 --> 00:41:04,200
ولی بذارین واضح بگم

821
00:41:04,480 --> 00:41:06,910
قتل، آتش‌سوزی، تهمت زدن

822
00:41:07,230 --> 00:41:09,080
یا هر چیزی که آبروی خاندان شیه رو ببره

823
00:41:09,080 --> 00:41:10,430
کاملا منتفیه

824
00:41:11,350 --> 00:41:13,350
می‌خواین من به جای شما وی رائو رو مجازات کنم

825
00:41:13,350 --> 00:41:15,120
و شما آبروی خودتون رو حفظ کنین؟

826
00:41:15,480 --> 00:41:16,640
چقدر طمع‌کاری

827
00:41:18,080 --> 00:41:20,480
بانو لی و دخترش مصممن از لیو شو حمایت کنن

828
00:41:21,160 --> 00:41:22,910
و حمایت لو جو رو هم به دست آوردن

829
00:41:25,040 --> 00:41:28,040
لطفا تو هم پیش استاد اعظم شیه

830
00:41:28,430 --> 00:41:29,680
از ولیعهد خوب تعریف کن

831
00:41:30,480 --> 00:41:32,080
استاد اعظم خیلی مورد احترامه

832
00:41:32,080 --> 00:41:33,680
با حضور محکمش توی دربار

833
00:41:34,040 --> 00:41:35,680
مطمئنم که اون همسر بدجنس و دخترش

834
00:41:36,390 --> 00:41:38,080
جرات نمی‌کنن انقدر گستاخانه رفتار کنن

835
00:41:43,180 --> 00:41:44,580
<font color="#D0984B"> ❲هونگ شیان❳ </font>

836
00:41:45,910 --> 00:41:47,200
نتونستی شیه هوا لو رو پیدا کنی؟

837
00:41:48,000 --> 00:41:49,390
شاید متوجه‌ی چیزی شده

838
00:41:49,480 --> 00:41:50,710
و عمدا من رو فرستاده بیرون

839
00:41:50,960 --> 00:41:52,040
لطفا من رو ببخشید، بانو

840
00:42:01,270 --> 00:42:03,680
می‌پرسی چرا به شیه هوا لو شک دارم؟

841
00:42:05,480 --> 00:42:06,830
من و شیه هوا لو فرق داریم

842
00:42:07,390 --> 00:42:09,350
پدربزرگش محقق بزرگ زمان ماست

843
00:42:09,870 --> 00:42:10,790
بهش وفاداری

844
00:42:11,000 --> 00:42:13,160
وظیفه‌ی فرزندی، عفت، شرافت
و رفتار مناسب یه زن رو یاد داده

845
00:42:13,870 --> 00:42:15,230
کلی جوون از خاندان‌های اشراف‌‌زاده‌ی پایتخت

846
00:42:15,310 --> 00:42:16,710
قبل از ازدواج خدمتکار و صیغه نگه می‌گیرن

847
00:42:16,710 --> 00:42:18,790
و بچه‌ی نامشروع دارن

848
00:42:19,480 --> 00:42:21,160
تازه، شاهزاده فو پسر امپراتوره

849
00:42:21,520 --> 00:42:23,040
یه خاندان سلطنتی پر از صیغه

850
00:42:23,200 --> 00:42:25,560
برای خاندان‌های بزرگ چیز غیرعادی‌ای نیست

851
00:42:25,750 --> 00:42:28,230
با این حال شیه هوا لو شدیدا مخالفه

852
00:42:29,040 --> 00:42:29,830
شاهزاده فو

853
00:42:30,710 --> 00:42:32,080
حتما

854
00:42:32,910 --> 00:42:34,480
یه عیب دیگه داره

855
00:42:34,960 --> 00:42:37,480
که حتی یه بانویی مثل اون
انقدر تحصیل‌کرده و موقر

856
00:42:37,600 --> 00:42:38,870
انقدر نجیب و با فضیلت

857
00:42:38,870 --> 00:42:40,230
نمی‌تونه تحملش کنه

858
00:42:59,910 --> 00:43:00,710
!هونگ شیان

859
00:43:24,000 --> 00:43:24,830
هوا داره عوض می‌شه

860
00:43:25,710 --> 00:43:27,390
روماتیسم مادربزرگ احتمالا بدتر می‌شه

861
00:43:28,160 --> 00:43:29,200
کالسکه رو آماده کن

862
00:43:29,680 --> 00:43:31,120
می‌رم عمارت ارباب چنگ‌ آن برای دیدنش

863
00:43:42,790 --> 00:43:44,790
<i>بهش 7 روز فرصت دادم</i>

864
00:43:44,830 --> 00:43:46,040
<i>به زودی</i>

865
00:43:46,160 --> 00:43:48,040
<i>تصمیمش رو می‌فهمیم</i>

866
00:43:48,040 --> 00:43:48,870
سرورم

867
00:43:48,870 --> 00:43:51,700
<font color=#B5602D> ⎝عمارت فرماندار⎞ </font>

868
00:43:52,000 --> 00:43:53,000
برگشتین، سرورم

869
00:43:53,520 --> 00:43:55,000
فرماندار تازه از پادگان برگشتن

870
00:43:55,000 --> 00:43:56,480
شنیدن چطور شما و ژنرال چی
به زور وارد عمارت شدین

871
00:43:56,480 --> 00:43:58,120
و می‌خوان فورا توی اتاق مطالعه ببینتتون

872
00:44:01,000 --> 00:44:02,160
هنوز خبری نیست؟

873
00:44:02,680 --> 00:44:03,830
منظورتون چیه، سرورم؟

874
00:44:15,600 --> 00:44:16,910
!چه هوای افتضاحی

875
00:44:17,230 --> 00:44:18,560
چرا الان داره برف میاد؟

876
00:44:19,080 --> 00:44:20,120
این سرمای بهاریه؟

877
00:44:22,200 --> 00:44:22,960
یه چیزی اشتباهه

878
00:44:25,080 --> 00:44:27,120
به پدربزرگ بگو بعدا می‌بینمش

879
00:44:28,040 --> 00:44:28,680
!سرورم

880
00:44:30,230 --> 00:44:31,750
سرورم، چی باید بهشون بگم؟

881
00:44:31,830 --> 00:44:32,230
!برو کنار

882
00:44:32,710 --> 00:44:33,480
!سرورم

883
00:44:33,480 --> 00:44:34,160
انقدر داد نزن

884
00:44:34,750 --> 00:44:36,350
سرمای بهاری می‌تونه کشاورزی رو مختل کنه

885
00:44:37,710 --> 00:44:39,390
ارباب لو می‌خواد بره بانو رو ببینه

886
00:44:39,390 --> 00:44:41,120
منتظر بوده که اون اول کوتاه بیاد

887
00:44:41,520 --> 00:44:42,600
حالا که هوا عوض شده

888
00:44:42,750 --> 00:44:44,520
بهونه پیدا کرده که بدون
از دست دادن آبروش بره پیشش

889
00:44:50,140 --> 00:44:53,740
<font color=#B5602D> ⎝دروازه‌ی هنگ چنگ⎞ </font>

890
00:44:53,740 --> 00:44:54,450
<i>یه نگاه بندازین</i>

891
00:44:56,480 --> 00:44:58,120
ببخشید که بی‌موقع حرف می‌زنم، بانو

892
00:44:58,710 --> 00:45:01,230
بانو لی از نزدیکی شما
به خاندان وی خوششون نمیاد

893
00:45:01,480 --> 00:45:02,960
شما یه سفر ویژه به کوچه‌ی جی مینگ

894
00:45:03,120 --> 00:45:05,390
برای خرید کیک‌های برنجی سفیدی که بانوی بزرگ دوست داره، داشتین

895
00:45:05,600 --> 00:45:06,870
اگه بانو لی بفهمه

896
00:45:06,870 --> 00:45:08,120
اون مطمئنا ناراحت می‌شه

897
00:45:12,230 --> 00:45:13,600
یه کم پیش بهشون خیره شده بودی

898
00:45:13,600 --> 00:45:15,000
انگار آب از دهنت راه افتاده بود

899
00:45:15,270 --> 00:45:16,040
بیا بخور

900
00:45:16,680 --> 00:45:18,160
اونا برای منن؟

901
00:45:19,830 --> 00:45:20,710
بانو، شما هم یه کم میل کنین

902
00:45:20,710 --> 00:45:21,520
بخور

903
00:45:22,040 --> 00:45:23,390
من اونا رو برای تو خریدم

904
00:45:23,560 --> 00:45:25,160
ما که بین خودمون اون همه قوانین کاخ رو نداریم

905
00:45:29,350 --> 00:45:30,520
هر وقت مادربزرگم من رو می‌بینه

906
00:45:31,830 --> 00:45:33,710
انگار پسر عزیزش رو می‌بینه

907
00:45:34,040 --> 00:45:35,600
و حالش رو بهتر می‌کنه

908
00:45:36,640 --> 00:45:37,790
وقتی به دیدنش می‌رم

909
00:45:38,830 --> 00:45:39,600
من صرفا

910
00:45:41,120 --> 00:45:43,200
وظیفه‌ی پسری رو به نیابت از پدری انجام می‌دم
که هیچوقت نشناختمش

911
00:45:43,870 --> 00:45:45,350
ولی اگه بانوی بزرگ وی نبود

912
00:45:45,790 --> 00:45:46,870
...شما

913
00:45:46,870 --> 00:45:48,230
مادربزرگ دوستم داره

914
00:45:48,230 --> 00:45:50,040
چون من اون رو به یاد پسری میندازم که دوستش داشت

915
00:45:51,520 --> 00:45:53,750
اون عمدا من رو از دست نداد

916
00:45:53,910 --> 00:45:54,750
اون واقعا من رو دوست داشت

917
00:45:57,680 --> 00:45:58,640
ولی نه انقدر که کافی باشه

918
00:46:00,310 --> 00:46:01,480
اما توی این دنیا

919
00:46:02,080 --> 00:46:04,390
کی حاضره من رو توی اولویتش قرار بده؟

920
00:46:05,710 --> 00:46:08,710
نه مادربزرگ و نه بانو لی این کار رو نمی‌کنن

921
00:46:09,750 --> 00:46:12,790
اگه کمتر انتظار داشته باشم، کمتر هم دلیل برای رنجش دارم

922
00:46:15,040 --> 00:46:17,390
با این حال، هنوزم باید طوری سفر کنین که درخورِ مقامتون باشه

923
00:46:18,000 --> 00:46:19,680
انتخاب همچین کالسکه‌ی ساده‌ای

924
00:46:19,790 --> 00:46:21,390
باعث می‌شه مردم پایتخت بهتون بخندن

925
00:46:23,000 --> 00:46:25,270
اولش که اومدی خیلی جدی و ساکت بودی

926
00:46:25,270 --> 00:46:26,870
حالا بیشتر و بیشتر غر می‌زنی

927
00:47:03,640 --> 00:47:05,350
اعلی‌حضرت، ولیعهد

928
00:47:05,830 --> 00:47:08,480
یه روز روی تخت سلطنت تکیه می‌زنه و همه‌ی قلمرو تحت اختیارش قرار می‌گیره

929
00:47:09,000 --> 00:47:09,680
وی رائو

930
00:47:10,000 --> 00:47:12,310
وقتی دیگه خیلی دیر شده

931
00:47:12,560 --> 00:47:13,960
از تکبر امروزت پشیمون می‌شی

932
00:47:16,350 --> 00:47:19,120
اگه بهش بگی باهاش ازدواج نمی‌کنی، لو جو تسلیم می‌شه

933
00:47:19,520 --> 00:47:20,960
و با من ازدواج می‌کنه

934
00:47:45,220 --> 00:47:46,080
!خورشید بلعیده شده

935
00:47:51,120 --> 00:47:53,230
!خورشید! خورشید بلعیده شده

936
00:47:53,750 --> 00:47:55,270
!خدایان مجازاتمون می‌کنن

937
00:47:55,270 --> 00:47:57,000
!کشور ما محکوم به فناست

938
00:48:01,270 --> 00:48:02,600
!خدایان مجازاتمون می‌کنن

939
00:48:02,820 --> 00:48:04,480
!خدایان مجازاتمون می‌کنن

940
00:48:04,480 --> 00:48:05,640
!بدو

941
00:48:05,680 --> 00:48:06,710
!بدو

942
00:48:07,830 --> 00:48:09,480
!خدایان مجازاتمون می‌کنن

943
00:48:09,910 --> 00:48:11,080
اون چیه؟

944
00:48:15,040 --> 00:48:16,040
!بدو

945
00:48:16,600 --> 00:48:17,350
...لو جو

946
00:48:17,390 --> 00:48:18,200
...بانوی من

947
00:48:20,080 --> 00:48:21,710
توی کالسکه بمون، فرار نکن

948
00:48:23,870 --> 00:48:24,830
!بانو، خطرناکه

949
00:48:34,990 --> 00:48:35,670
!بدو

950
00:48:36,330 --> 00:48:37,370
!بدو

951
00:48:42,350 --> 00:48:42,960
!آ یائو

952
00:48:43,710 --> 00:48:44,390
!آ یائو

953
00:48:44,680 --> 00:48:46,200
!بیا

954
00:48:56,120 --> 00:48:57,160
!لو جو

955
00:48:59,680 --> 00:49:00,750
!لو جو

956
00:49:04,870 --> 00:49:05,520
!وی رائو

957
00:49:06,600 --> 00:49:07,600
!عجله کن

958
00:49:36,460 --> 00:49:42,020
<font color="#AC3B2F"> ♪نور شمع یهو پنجره رو به سردی می‌کشونه♪ </font>

959
00:49:43,060 --> 00:49:49,420
<font color="#AC3B2F"> ♪سایه‌ی کی توی دل یکی دیگه موج میندازه؟♪ </font>

960
00:49:50,420 --> 00:49:56,500
<font color="#AC3B2F"> ♪اون آه آرومه ولی مثل طبل توی گوشم می‌پیچه♪ </font>

961
00:49:57,700 --> 00:50:04,260
<font color="#AC3B2F"> ♪و دنیای دور و برمون رو توی سکوتی عجیب فرو می‌بره♪ </font>

962
00:50:05,220 --> 00:50:10,940
<font color="#AC3B2F"> ♪عادت کردم توی سرمای این دنیا قدم بزنم♪ </font>

963
00:50:12,220 --> 00:50:18,260
<font color="#AC3B2F"> ♪سایه‌های شکسته‌ی پشت این همه شکوه رو دیدم♪ </font>

964
00:50:19,500 --> 00:50:25,580
<font color="#AC3B2F"> ♪ولی تو مثل باد، آرامش چشم‌هام رو به هم می‌زنی♪ </font>

965
00:50:26,780 --> 00:50:33,660
<font color="#AC3B2F"> ♪تا این بازیِ محک زدن همدیگه، دیگه برنده و بازنده‌ای نداشته باشه♪ </font>

966
00:50:33,940 --> 00:50:41,140
<font color="#AC3B2F"> ♪انقدر به هم نزدیکیم که یادم می‌ره چطور نفس بکشم♪ </font>

967
00:50:42,060 --> 00:50:49,060
<font color="#AC3B2F"> ♪نگاهت مثل آتیش لرزونطه که رازهای منو می‌سوزونه♪ </font>

968
00:50:49,380 --> 00:50:54,140
<font color="#AC3B2F"> ♪اون تیزی و جسارتی که پشت ضعفم پنهون کردم♪ </font>

969
00:50:54,860 --> 00:51:02,900
<font color="#AC3B2F"> ♪با نزدیک شدنت از هم می‌پاشه♪ </font>

970
00:51:02,980 --> 00:51:11,100
<font color="#AC3B2F"> ♪انقدر به هم نزدیکیم که صدای رها شدن ضربان قلبم رو می‌شنوم♪ </font>

971
00:51:11,180 --> 00:51:17,940
<font color="#AC3B2F"> ♪توی این لحظه کی نقشه‌اش رو باخت و کی نفسش بند اومد♪ </font>

972
00:51:18,460 --> 00:51:23,940
<font color="#AC3B2F"> ♪حتی اگه هنوز هم دستم بهت نرسه♪ </font>
