1
00:00:00,000 --> 00:00:15,000
<font color="#ff6b81">✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦</font>
<font color="#ff6b81">➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹</font>
<font color="#a3c1e0">✧ ترجمه: snowman ✧ Violet ✧ bunny ✧ Lavender ✧ Haneul ✧ Silvia ✧ nova ✧ LILI ✧ daisy✧</font>
<font color="#a3c1e0">✧ ادیت: snowman ✧</font>

2
00:01:30,566 --> 00:01:33,560
<font color="#6D1727">✧₊˚ ❁ 𓃮︵</font><font color="#F4A972">ببرها و شمیم گل سرخ</font><font color="#6D1727">︵𓃮 ❁ ˚₊✧</font>

3
00:01:35,260 --> 00:01:38,940
<font color="#F4A972">❁ 𓃮︵</font><font color="#6D1727">قسمت 23</font><font color="#F4A972">︵𓃮 ❁</font>

4
00:01:40,620 --> 00:01:41,740
یه لوح سنگی کوچیک

5
00:01:41,740 --> 00:01:43,260
به‌ سختی صداقت منو نشون می‌ده

6
00:01:43,940 --> 00:01:44,900
من قبلا دستور دادم

7
00:01:45,260 --> 00:01:47,780
صدها هزار نیروی منطقه‌ی مرکزی توی
 مرزهای قلمرو مستقر بشن 

8
00:01:50,020 --> 00:01:51,180
تا همگی به افتخار عالیجناب 

9
00:01:51,820 --> 00:01:53,140
عمر طولانی و جاودانشون رو جشن بگیریم

10
00:01:53,340 --> 00:01:53,900
...این

11
00:01:54,540 --> 00:01:55,020
...چطور

12
00:02:10,700 --> 00:02:11,900
ژنرال، از این حرکتتون

13
00:02:13,100 --> 00:02:14,020
قدردانی می‌کنم

14
00:02:17,340 --> 00:02:18,540
عالیجناب، جسارتم رو ببخشید

15
00:02:24,980 --> 00:02:25,860
می‌تونم

16
00:02:26,420 --> 00:02:27,460
یه نگاهی به اون لوح بندازم؟

17
00:02:31,580 --> 00:02:32,060
عالیجناب

18
00:02:33,340 --> 00:02:34,020
شاید

19
00:02:35,100 --> 00:02:37,020
بهتره بذاریم محقق یان یه تلاشی بکنه

20
00:02:38,020 --> 00:02:38,380
بسیار خب

21
00:02:42,020 --> 00:02:42,340
!برادر یان

22
00:02:54,500 --> 00:02:55,940
کتیبه‌ی روی لوح ژنرال منگ

23
00:02:56,460 --> 00:02:58,420
با گذشت زمان محو شده

24
00:02:59,060 --> 00:02:59,700
اما

25
00:03:00,260 --> 00:03:02,620
 من از بچگی به خط و زبان
 مناطق مختلف علاقه داشتم 

26
00:03:02,980 --> 00:03:03,740
و یه چیزهایی هم ازشون سر درمیارم

27
00:03:04,340 --> 00:03:04,860
شاید

28
00:03:05,700 --> 00:03:07,220
بتونم سعی کنم برای همه بخونمشون

29
00:03:09,540 --> 00:03:09,980
عالیجناب

30
00:03:10,900 --> 00:03:11,540
چرا نذاریم

31
00:03:12,660 --> 00:03:15,180
محقق رتبه‌ی سوم یه تلاشی بکنه؟

32
00:03:17,820 --> 00:03:18,180
بسیار خب

33
00:03:32,060 --> 00:03:33,180
تعجبی نداره که ژنرال منگ گفت

34
00:03:33,180 --> 00:03:34,860
این لوح یک قرن قدمت داره

35
00:03:35,820 --> 00:03:36,500
حق با ایشون بود

36
00:03:37,420 --> 00:03:37,900
این

37
00:03:38,580 --> 00:03:40,140
یه فرمان سلطنتی از صد سال پیشه

38
00:03:40,420 --> 00:03:43,420
که امپراتور شنگ زو
بنیان‌گذار هوای بزرگ صادر کرده

39
00:03:51,580 --> 00:03:53,340
در مقایسه با هوای بزرگ"

40
00:03:54,300 --> 00:03:55,260
منطقه‌ی مرکزی فقط یه فرمانداریه

41
00:03:55,980 --> 00:03:58,700
باید از قدرت ما حساب ببرین
و قدر این لطف رو بدونین

42
00:03:58,900 --> 00:04:00,140
با باج دادن، آرامش خودتون رو بخرین

43
00:04:00,700 --> 00:04:02,300
وگرنه، وقتی ارتش سلطنتی ما راه بیفته

44
00:04:02,500 --> 00:04:03,620
خون تا فرسنگ‌ها جاری می‌شه

45
00:04:04,380 --> 00:04:06,660
اما عالیجناب فعلا از روی بزرگواری 

46
00:04:07,300 --> 00:04:08,660
از گستاخیتون چشم‌پوشی می‌کنن

47
00:04:09,260 --> 00:04:09,900
پس خوب

48
00:04:10,740 --> 00:04:11,700
"!به عاقبت کارتون فکر کنین

49
00:04:14,260 --> 00:04:15,420
<i>!زیرکه</i>

50
00:04:15,540 --> 00:04:16,460
<i>...کاملا</i>

51
00:04:16,860 --> 00:04:17,820
<i>!کاملا باهوشه</i>

52
00:04:17,820 --> 00:04:18,940
<i>!چه مسخره‌</i>

53
00:04:25,420 --> 00:04:27,620
اون زمان که اجداد خاندان منگ 
اعلام فرمانبرداری کردن و خراج دادن

54
00:04:27,820 --> 00:04:29,700
 امپراتور شنگ زو هم
این فرمان رو صادر کردن

55
00:04:30,060 --> 00:04:33,180
و دستور دادن نامه‌ی تسلیم خاندان منگ رو 
بالای دیوار دروازه‌ی شن‌ وو آویزون کنن

56
00:04:33,900 --> 00:04:34,380
امروز

57
00:04:35,020 --> 00:04:36,820
صد هزار نیروی شما توی منطقه‌ی مرکزی هستن

58
00:04:37,540 --> 00:04:38,540
اما اون نامه‌ی تسلیم

59
00:04:39,140 --> 00:04:40,700
همینجا توی قصر تای‌ جیه

60
00:04:41,420 --> 00:04:43,300
می‌خواین ببینینش، ژنرال منگ؟

61
00:04:43,980 --> 00:04:44,620
لازم نیست

62
00:04:50,020 --> 00:04:50,460
بسه

63
00:04:51,420 --> 00:04:53,380
نیازی به مطرح کردن گذشته نیست

64
00:04:54,020 --> 00:04:56,860
ژنرال، به دل نگیرین

65
00:04:57,380 --> 00:04:59,660
جناب یان، با وجود سن کم

66
00:05:00,660 --> 00:05:02,980
 یه محقق با دانش فوق‌العاده‌ای

67
00:05:03,660 --> 00:05:04,140
یه صندلی براش بیارین

68
00:05:06,060 --> 00:05:07,180
متشکرم، عالیجناب

69
00:05:18,220 --> 00:05:19,300
واقعا می‌تونستی اون حروف رو بخونی؟

70
00:05:20,980 --> 00:05:21,820
حتی یه دونه‌اشون رو هم بلد نبودم

71
00:05:23,820 --> 00:05:24,900
خیلی دل و جرات داری

72
00:05:25,260 --> 00:05:27,060
جینگ شمالی قرن‌ها پیش 
به سلسله‌های دشت مرکزی پیوست

73
00:05:27,460 --> 00:05:28,740
مدت‌هاست که زبان و خط مشترک با ما دارن

74
00:05:29,100 --> 00:05:30,900
قبل از اون، زبان گفتاری داشتن اما خط نداشتن

75
00:05:31,300 --> 00:05:32,380
چطور می‌تونستن خط خودشون رو داشته باشن؟

76
00:05:44,580 --> 00:05:45,020
عالیجناب

77
00:05:45,740 --> 00:05:47,140
چون از هدیه‌ام راضی هستین

78
00:05:47,860 --> 00:05:49,340
یه خواهش دیگه هم دارم

79
00:05:50,020 --> 00:05:51,020
بفرمایین، ژنرال 

80
00:05:51,660 --> 00:05:53,620
وقتی شاهدخت دان یانگ به جینگ شمالی ازدواج کرد

81
00:05:54,420 --> 00:05:56,140
افتخار بزرگی بود که به عموی من دادین

82
00:05:57,420 --> 00:05:59,340
حالا که من به‌ عنوان فرماندار نظامی 
منطقه‌ی مرکزی جانشینش شدم

83
00:05:59,940 --> 00:06:00,860
می‌خوام از عالیجناب بخوام

84
00:06:01,500 --> 00:06:02,780
همین افتخار رو به من هم بدین

85
00:06:03,420 --> 00:06:04,580
...ژنرال، یعنی می‌خواین بگین

86
00:06:05,340 --> 00:06:06,580
طبق رسوم جینگ شمالی

87
00:06:08,300 --> 00:06:09,460
زن بعد از مرگ شوهرش ازش پیروی می‌کنه

88
00:06:10,100 --> 00:06:11,140
و پسر جای پدرش رو می‌گیره

89
00:06:12,180 --> 00:06:13,700
عموی من من رو مثل پسر خودش بزرگ کرد

90
00:06:14,420 --> 00:06:15,300
پس از عالیجناب خواهش می‌کنم

91
00:06:16,140 --> 00:06:18,060
که اجازه‌ی ازدواج من با شاهدخت دان یانگ رو بدن

92
00:06:36,820 --> 00:06:37,300
پدر

93
00:06:38,020 --> 00:06:39,460
چون این موضوع به ازدواج من مربوطه

94
00:06:40,340 --> 00:06:41,380
من هم حرفی برای گفتن دارم

95
00:06:42,580 --> 00:06:42,900
بگو

96
00:06:43,460 --> 00:06:44,620
من با ازدواج دوباره مخالف نیستم

97
00:06:45,300 --> 00:06:47,060
اما مدت زیادی توی جینگ شمالی بودم

98
00:06:47,500 --> 00:06:48,500
پس چندتا از رسومشون رو می‌دونم

99
00:06:49,300 --> 00:06:50,340
مردم شمال به مهارت‌های رزمی خیلی اهمیت می‌دن

100
00:06:51,100 --> 00:06:53,140
خواستگار معمولا باید برای گرفتن اجازه‌ی
ازدواج با عروس بجنگه

101
00:06:53,620 --> 00:06:55,340
فقط برنده حق ازدواج با اون رو به دست میاره

102
00:06:58,220 --> 00:06:59,220
و می‌خواین من با کی

103
00:06:59,620 --> 00:07:01,420
مبارزه کنم، شاهدخت دان یانگ؟

104
00:07:02,140 --> 00:07:03,780
الان زمان عالی‌ای برای شکاره

105
00:07:04,660 --> 00:07:05,900
از اونجایی که ژنرال منگ
 درخواستشون رو مطرح کردن 

106
00:07:07,100 --> 00:07:08,300
چطوره با قهرمان‌های حاضر در مجلس که مایلن

107
00:07:09,020 --> 00:07:10,540
یه رقابت دوستانه داشته باشم؟

108
00:07:11,300 --> 00:07:12,540
 هر کی برنده بشه

109
00:07:12,980 --> 00:07:15,140
باهاش ازدواج می‌کنم

110
00:07:23,180 --> 00:07:23,820
آ یائو

111
00:07:24,460 --> 00:07:26,060
خوب راجع بهش فکر کردی؟

112
00:07:27,540 --> 00:07:28,900
خواهش می‌کنم درخواستم رو قبول کنین، پدر

113
00:07:32,140 --> 00:07:32,500
خیلی خب

114
00:07:34,180 --> 00:07:35,540
زمستون نسبتا کسل‌کننده بوده

115
00:07:36,500 --> 00:07:37,540
این باید یه کم هیجان بهش بده

116
00:07:38,300 --> 00:07:40,780
جنگجوها از هر قلمرویی می‌تونن توی شکار شرکت کنن

117
00:07:41,260 --> 00:07:44,060
و اگه منجر به یه ازدواج فوق‌العاده بشه

118
00:07:44,900 --> 00:07:47,060
خودش یه داستان جالب می‌شه

119
00:07:55,420 --> 00:07:57,260
اگه واقعا می‌خواین باهام رقابت کنین

120
00:07:58,300 --> 00:07:59,660
با کمال میل این چالش رو قبول می‌کنم

121
00:08:00,980 --> 00:08:02,740
اما یه چیزی هست که اول باید بدونین

122
00:08:03,180 --> 00:08:05,620
تا بعد از مسابقه احساس فریب‌خوردگی نکنین

123
00:08:06,420 --> 00:08:07,860
و از اون همه تلاش پشیمون نشین

124
00:08:09,300 --> 00:08:10,580
شاید ندونین

125
00:08:11,020 --> 00:08:11,820
اما شاهدخت دان یانگ

126
00:08:13,700 --> 00:08:15,820
یه بار توی جینگ شمالی سقط جنین کردن

127
00:08:17,980 --> 00:08:18,740
ایشون هرگز

128
00:08:19,060 --> 00:08:20,740
نمی‌تونن دوباره بچه‌دار بشن

129
00:08:34,900 --> 00:08:35,980
حالا که حقیقت رو می‌دونین

130
00:08:37,860 --> 00:08:39,700
هنوز کسی هست که بخواد با من مبارزه کنه؟

131
00:08:44,020 --> 00:08:44,380
عالیجناب

132
00:08:45,100 --> 00:08:47,780
!من می‌خوام ژنرال منگ رو به چالش بکشم

133
00:08:50,580 --> 00:08:50,940
عالیجناب

134
00:08:51,380 --> 00:08:52,140
من هم می‌خوام رقابت کنم

135
00:08:52,700 --> 00:08:53,700
باورنکردنیه

136
00:08:54,740 --> 00:08:55,780
تو یه بانویی

137
00:08:56,860 --> 00:08:57,860
تو هم می‌خوای با شاهدخت ازدواج کنی؟

138
00:08:58,540 --> 00:08:59,260
من این کار رو برای شاهدخت نمی‌کنم

139
00:09:00,020 --> 00:09:00,660
رقابت می‌کنم

140
00:09:01,180 --> 00:09:02,260
تا به همه نشون بدم

141
00:09:02,700 --> 00:09:03,980
که شما مردم جینگ شمالی

142
00:09:04,420 --> 00:09:05,860
!به اندازه‌ی ما توی شنگ آن شجاعین یا نه

143
00:09:06,020 --> 00:09:06,820
!ادب داشته باش

144
00:09:09,140 --> 00:09:09,660
ژنرال منگ

145
00:09:10,460 --> 00:09:11,900
دخترم جوون و لجبازه

146
00:09:12,380 --> 00:09:13,200
<font color="#A9B7A0">〔جائو زونگ زه، پدر جائو لینگ فی〕</font>
لطفا ناراحت نشین

147
00:09:13,200 --> 00:09:14,140
<font color="#A9B7A0">〔ژنرال گارد سلطنتی جناح چپ〕</font>
لطفا ناراحت نشین

148
00:09:16,420 --> 00:09:16,980
ژنرال جائو

149
00:09:17,460 --> 00:09:20,380
دخترتون روحیه‌ی ستودنی‌ای نشون داده

150
00:09:20,940 --> 00:09:21,420
عالیجناب

151
00:09:21,820 --> 00:09:22,900
چرا اجازه نمی‌دین رقابت کنه؟

152
00:09:25,660 --> 00:09:26,100
اجازه می‌دم

153
00:09:26,980 --> 00:09:27,460
عالیجناب

154
00:09:29,380 --> 00:09:31,540
من یه افسر جوون

155
00:09:31,780 --> 00:09:32,980
به اسم جیان هوا زیر دستم دارم

156
00:09:33,740 --> 00:09:34,860
جوون و خوش‌قیافه‌ست

157
00:09:35,180 --> 00:09:36,140
مهارت رزمی فوق‌العاده‌ای داره

158
00:09:36,740 --> 00:09:37,900
اون همتای شایسته‌ای برای شاهدخت می‌شه

159
00:09:38,420 --> 00:09:39,460
<font color="#A9B7A0">〔مو شیان چینگ، فرماندار نظامی〕</font>
اون هم می‌تونه رقابت کنه

160
00:09:40,140 --> 00:09:40,620
عالیجناب

161
00:09:42,740 --> 00:09:44,940
<font color="#A9B7A0">〔چیو شو، ژنرال ببر دلاور〕</font>
من هم می‌خوام توی شکار زمستونی شرکت کنم

162
00:09:54,980 --> 00:09:56,740
از اونجایی که به خواهر جائو جائو اجازه دادین رقابت کنه

163
00:09:57,780 --> 00:09:58,980
حدس می‌زنم این رقابت

164
00:09:59,580 --> 00:10:00,540
فقط برای ازدواج با وان یائو نیست

165
00:10:01,780 --> 00:10:03,100
و به عنوان برادر بزرگ‌تر وان یائو

166
00:10:04,660 --> 00:10:05,820
من هم می‌خوام

167
00:10:06,620 --> 00:10:07,780
مهارت رزمی ژنرال منگ رو محک بزنم

168
00:10:07,980 --> 00:10:08,660
!عالیه

169
00:10:09,980 --> 00:10:12,020
حتی ولیعهد هم بهمون ملحق شده

170
00:10:12,500 --> 00:10:14,060
چه ببرم چه ببازم

171
00:10:14,620 --> 00:10:16,100
این سفر ارزشش رو داشته

172
00:10:16,420 --> 00:10:17,500
از اونجایی که قراره مسابقه بدیم

173
00:10:18,340 --> 00:10:20,620
اول باید قوانین رو مشخص کنیم

174
00:10:21,340 --> 00:10:21,940
چطوره که

175
00:10:22,980 --> 00:10:24,780
یه زنگوله‌ی طلایی به گردن یه آهو ببندیم؟

176
00:10:25,420 --> 00:10:27,860
همه‌ی کسانی که امروز ثبت‌نام کردن
توی شکار شرکت می‌کنن

177
00:10:28,300 --> 00:10:29,340
هر کسی که آهو رو شکار کنه

178
00:10:29,820 --> 00:10:33,020
تعیین می‌کنه که شاهدخت دان یانگ با چه کسی ازدواج کنه

179
00:10:33,700 --> 00:10:34,180
نظرتون چیه؟

180
00:10:36,980 --> 00:10:37,500
پدر

181
00:10:38,860 --> 00:10:40,220
به نظر می‌رسه منم چاره‌ای ندارم
جز اینکه رقابت کنم

182
00:10:43,780 --> 00:10:45,220
به نظر می‌رسه شاهدخت دان یانگ

183
00:10:45,540 --> 00:10:49,220
مصممه که خودش درباره‌ی ازدواجش تصمیم بگیره

184
00:10:54,980 --> 00:10:55,660
چنگ آن

185
00:10:56,660 --> 00:10:58,100
بیا بهش این فرصت رو بدیم

186
00:10:59,180 --> 00:11:00,460
هر طور که عالیجناب صلاح بدونن

187
00:11:02,540 --> 00:11:03,020
خیلی خب

188
00:11:05,700 --> 00:11:06,660
ده روز دیگه

189
00:11:07,020 --> 00:11:08,460
توی شکارگاه سلطنتی، شکار زمستانی برگزار می‌کنیم

190
00:11:09,020 --> 00:11:11,180
همه‌ی کسانی که ثبت‌نام کردن

191
00:11:11,380 --> 00:11:13,500
همراه با جوون‌های شایسته‌ی شنگ آن

192
00:11:13,780 --> 00:11:14,700
می‌تونن شرکت کنن

193
00:11:15,340 --> 00:11:16,420
کنجکاوم ببینم

194
00:11:17,340 --> 00:11:17,940
کی

195
00:11:18,980 --> 00:11:19,660
در نهایت

196
00:11:21,180 --> 00:11:23,020
آهو رو شکار می‌کنه

197
00:11:25,460 --> 00:11:27,660
!عالیجناب خردمندن

198
00:11:43,980 --> 00:11:48,100
<font color="#F6A950">فقط برای قربانی شدن به دنیا نیومدیم♪
♪نباید عشق رو بی‌صدا تجربه کنی</font>

199
00:11:48,300 --> 00:11:50,820
<font color="#F6A950">♪نباید برای صلح هیچ سرزمینی تن به ازدواج بدی♪</font>

200
00:11:50,980 --> 00:11:54,500
<font color="#F6A950">♪سرد مثل تیغه‌ی شمشیر، اما بی‌همتا مثل شکوفه‌ای زیبا♪</font>

201
00:11:54,820 --> 00:11:58,340
<font color="#F6A950">♪کی جرات داره منو به خاک بزنه؟♪</font>

202
00:11:58,380 --> 00:12:02,620
<font color="#F6A950">♪معصومیتم رو قربانی کردم، روحم زیر برف یخ زده♪</font>

203
00:12:02,740 --> 00:12:05,220
<font color="#F6A950">♪اگه راهم رو ببندن، با شمشیر راه باز می‌کنم♪</font>

204
00:12:05,380 --> 00:12:08,460
<font color="#F6A950">♪جمعیت رو کنار می‌زنم، خدایان مغرور رو سرنگون می‌کنم♪</font>

205
00:12:08,580 --> 00:12:11,700
<font color="#F6A950">♪حتی دروازه‌های جهنم رو هم می‌شکنم♪</font>

206
00:12:12,380 --> 00:12:16,420
<font color="#F6A950">♪دوباره به خودم توی گذشته نگاه می‌کنم♪</font>

207
00:12:16,940 --> 00:12:19,740
<font color="#F6A950">♪نترس، به خاطر تو تبدیل به یه اهریمن می‌شم♪</font>

208
00:12:19,820 --> 00:12:26,020
<font color="#F6A950">♪از دل آتیش رد می‌شم، برج‌های تاریک رو برات روشن می‌کنم♪</font>

209
00:12:26,660 --> 00:12:30,460
<font color="#F6A950">هر چند گذر از این دنیا سخته♪
♪دستت رو می‌گیرم و ازش می‌گذرم</font>

210
00:12:30,580 --> 00:12:33,660
<font color="#F6A950">♪با شمشیر در دست، به دل ناشناخته‌ها می‌زنم♪</font>

211
00:12:33,900 --> 00:12:38,120
<font color="#F6A950">گرگ‌ها رو از پا دربیار، ببرها رو رام کن♪
♪دروازه‌های شهر رو بشکن</font>

212
00:12:38,120 --> 00:12:42,740
<font color="#F6A950">گرگ‌ها رو از پا دربیار، ببرها رو رام کن♪
♪دروازه‌های شهر رو بشکن</font>

213
00:12:43,540 --> 00:12:47,340
<font color="#F6A950">♪این زندگی رو بدون اینکه ازم بپرسن بهم دادن♪</font>

214
00:12:47,820 --> 00:12:50,900
<font color="#F6A950">♪اگه نتونم خودم تصمیم بگیرم باهاش چیکار کنم♪</font>

215
00:12:51,140 --> 00:12:57,500
<font color="#F6A950">پس بهتره ازش آتشی بسازم♪
♪و باهاش تاریکی رو به روشنایی روز تبدیل کنم</font>

216
00:12:57,860 --> 00:13:01,660
<font color="#F6A950">♪تو شاهدخت منی و من تو رو با خودم‌ می‌برم♪</font>

217
00:13:01,780 --> 00:13:04,860
<font color="#F6A950">♪توی این‌ زندگی، فقط جلوی گل‌ها تعظیم می‌کنیم♪</font>

218
00:13:05,100 --> 00:13:10,940
<font color="#F6A950">چهره‌ای دل‌انگیز و فریبنده♪
♪با لبانی سرخ و چشمانی افسونگر</font>

219
00:13:11,220 --> 00:13:15,260
<font color="#F6A950">♪با همدیگه از دیوار‌های این شهر بالا می‌ریم♪</font>

220
00:13:19,420 --> 00:13:21,780
اگه نذارن وارد بشیم، چطور معاینه‌اشون کنیم؟

221
00:13:21,780 --> 00:13:23,060
!باید به هر حال گزارش بدیم

222
00:13:23,300 --> 00:13:24,100
!دقیقا

223
00:13:24,100 --> 00:13:24,580
!معلومه

224
00:13:26,260 --> 00:13:26,940
اون کیه؟

225
00:13:27,660 --> 00:13:28,740
اینجا چیکار می‌کنه؟

226
00:13:28,940 --> 00:13:29,780
هیچ ایده‌ای ندارم

227
00:13:29,900 --> 00:13:34,080
<font color="#F6A950">برای شکوفه‌های جوانی سوگواری کن♪
♪برای موی عروسیم سوگواری کن</font>

228
00:13:34,080 --> 00:13:38,420
<font color="#F6A950">برای شکوفه‌های جوانی سوگواری کن♪
♪برای موی عروسیم سوگواری کن</font>

229
00:13:39,700 --> 00:13:40,100
شاهدخت

230
00:13:40,820 --> 00:13:41,340
منم

231
00:13:47,460 --> 00:13:47,940
شاهدخت

232
00:14:18,220 --> 00:14:18,700
مستی

233
00:14:51,900 --> 00:14:52,740
اونا رو دیدی؟

234
00:14:55,020 --> 00:14:55,980
اون آدم‌هایی که بیرونن

235
00:14:57,180 --> 00:14:58,140
هم افراد ارباب یو بینشون هستن

236
00:14:59,380 --> 00:15:00,340
و هم افراد ولیعهد

237
00:15:03,100 --> 00:15:04,980
ادعا می‌کنن برای معاینه‌ی معمولی اومدن

238
00:15:09,860 --> 00:15:12,340
فقط چند ساعت از وقتی که منگ زای شی
اون حرف‌ها رو زد، گذشته

239
00:15:13,460 --> 00:15:14,940
حتی یه شب هم نتونستن صبر کنن

240
00:15:15,700 --> 00:15:16,780
تا بفهمن راست می‌گفته یا نه

241
00:15:21,460 --> 00:15:21,980
تو چی؟

242
00:15:23,860 --> 00:15:24,300
یان شانگ

243
00:15:26,140 --> 00:15:27,380
چیزی نیست که بخوای ازم بپرسی؟

244
00:15:55,980 --> 00:15:57,100
فقط یه چیز هست که می‌خوام بپرسم

245
00:15:58,900 --> 00:16:00,460
اول منگ زای شی رو نفرین کنیم

246
00:16:02,180 --> 00:16:03,340
یا برادرت رو؟

247
00:16:05,020 --> 00:16:05,900
منم باهات نفرینشون می‌کنم

248
00:16:18,780 --> 00:16:19,780
حرفی که زد حقیقت داشت

249
00:16:25,300 --> 00:16:26,700
من دیگه نمی‌تونم بچه‌دار بشم

250
00:16:34,860 --> 00:16:35,380
چه تصادفی

251
00:16:37,620 --> 00:16:39,540
وقتی بچه بودم، یه فالگیر بهم گفت

252
00:16:40,780 --> 00:16:42,580
 سرنوشتم اینه که هیچوقت بچه‌دار نشم

253
00:16:47,740 --> 00:16:49,260
نگران بودم که به خاطر این موضوع ترکم کنی

254
00:16:50,380 --> 00:16:50,740
کی فکرش رو می‌کرد

255
00:16:52,340 --> 00:16:53,660
که آخرش هر دومون توی یه وضعیت قرار بگیریم؟

256
00:17:03,340 --> 00:17:03,740
شاهدخت

257
00:17:05,540 --> 00:17:07,300
هرگز نمی‌ذارم با منگ زای شی ازدواج کنی

258
00:17:09,380 --> 00:17:09,820
باشه

259
00:17:10,940 --> 00:17:12,180
همینطور پیشرفت می‌کنم 
و به جایگاه‌های بالاتر می‌رسم

260
00:17:14,740 --> 00:17:16,620
تا بتونی ازم به عنوان یه اهرم استفاده کنی

261
00:17:19,060 --> 00:17:20,700
که دیگه هیچکس نتونه کنترلت کنه

262
00:17:43,500 --> 00:17:43,940
یان شانگ

263
00:17:48,580 --> 00:17:49,220
ممنونم

264
00:17:59,020 --> 00:17:59,500
شاهدخت

265
00:18:01,020 --> 00:18:01,780
توی رابطه‌ای که بین من و توئه

266
00:18:03,940 --> 00:18:04,500
نیازی به تشکر نیست

267
00:18:11,620 --> 00:18:12,220
نگران نباش

268
00:18:14,580 --> 00:18:15,820
خوب حواسم به خودم هست

269
00:18:20,740 --> 00:18:21,780
<i>اگه یه بار تونستم بکشم</i>

270
00:18:23,060 --> 00:18:24,220
<i>بار دوم هم می‌تونم</i>

271
00:18:25,900 --> 00:18:26,980
<i>منگ زای شی که</i>

272
00:18:27,780 --> 00:18:29,460
<i>از عموش گردن‌کلفت‌تر و سرسخت‌تر نیست</i>

273
00:18:32,220 --> 00:18:32,980
<i>ولی یان شانگ</i>

274
00:18:34,540 --> 00:18:36,660
<i>نمی‌تونم تو رو هم بکشم وسط این خطر</i>

275
00:18:40,540 --> 00:18:40,940
<i>شاهدخت</i>

276
00:18:42,900 --> 00:18:44,380
<i>می‌خوای منگ زای شی بمیره؟</i>

277
00:18:46,420 --> 00:18:47,780
<i>یه راهی پیدا می‌کنم که بشه</i>

278
00:18:50,180 --> 00:18:50,900
<i>دست‌های تو</i>

279
00:18:52,420 --> 00:18:53,900
<i>نباید دیگه هیچوقت به همچین چیزی آلوده بشه</i>

280
00:19:14,620 --> 00:19:15,500
ما رو ببخشید، اعلی‌حضرت

281
00:19:15,940 --> 00:19:17,260
نتونستیم شاهدخت رو ببینیم

282
00:19:17,460 --> 00:19:18,540
جلومون رو گرفتن

283
00:19:31,700 --> 00:19:33,740
توی ضیافت خیلی نوشیدی

284
00:19:34,700 --> 00:19:35,060
چیه؟

285
00:19:35,900 --> 00:19:36,860
دوباره می‌خوای خودت رو
تا خرخره مست کنی؟

286
00:19:45,820 --> 00:19:47,220
قبل از اینکه بره جینگ شمالی

287
00:19:48,900 --> 00:19:50,140
همه چیز رو به هم می‌گفتیم

288
00:19:50,780 --> 00:19:52,020
بعد سه سال از هم دور موندیم

289
00:19:52,900 --> 00:19:53,660
وقتی دوباره دیدمش

290
00:19:55,700 --> 00:19:57,060
یه کلمه هم

291
00:19:57,540 --> 00:19:58,500
درباره‌ی چیزی که توی جینگ شمالی گذشت نگفت

292
00:20:03,980 --> 00:20:05,740
فقط این نیست که دیگه
نمی‌خواد با من ازدواج کنه

293
00:20:07,100 --> 00:20:09,060
حتی دیگه من رو به چشم دوست هم نمی‌دونه

294
00:20:09,980 --> 00:20:11,060
و من تازه امروز 

295
00:20:11,820 --> 00:20:12,620
این رو فهمیدم

296
00:20:18,140 --> 00:20:19,100
داری زیادی فکرت رو درگیر می‌کنی

297
00:20:19,980 --> 00:20:20,780
اگه واقعا

298
00:20:21,820 --> 00:20:22,940
همچین چیزی رو از سر گذرونده باشه

299
00:20:24,020 --> 00:20:25,420
طبیعیه که نخواد در موردش
 به دوست‌ها و خانواده‌اش بگه

300
00:20:29,700 --> 00:20:30,140
از اونجایی که نمی‌ذاره

301
00:20:30,700 --> 00:20:31,940
طبیب‌های سلطنتی نزدیکش بشن

302
00:20:33,460 --> 00:20:34,060
فکر می‌کنم

303
00:20:35,020 --> 00:20:35,820
جوابم رو گرفته باشم

304
00:20:37,380 --> 00:20:37,740
سان لانگ

305
00:20:38,140 --> 00:20:40,100
فردا برو عمارتش

306
00:20:40,740 --> 00:20:42,620
هر چی می‌تونی درباره‌ی این ماجرا بفهم

307
00:20:43,000 --> 00:20:48,000
<font color="#F4A972">✧₊˚ ❁🐾︵ترجمه‌ی اختصاصی وبسایت بارومووی︵ 🐾❁˚₊✧</font>

308
00:20:50,900 --> 00:20:51,380
اعلی‌حضرت

309
00:20:57,180 --> 00:20:58,420
تو حتی از اونی که فکر می‌کردم هم

310
00:21:00,140 --> 00:21:01,500
بی‌رحم‌ترین

311
00:21:07,340 --> 00:21:08,940
شاید من و تو به اون پیشگویی
درباره‌اش باور نداشته باشیم

312
00:21:09,820 --> 00:21:10,940
ولی خیلی‌های دیگه باور دارن

313
00:21:11,940 --> 00:21:13,580
اینکه می‌تونه یه حاکم آینده به دنیا بیاره

314
00:21:14,780 --> 00:21:16,060
برای خیلی‌ها مهمه

315
00:21:16,340 --> 00:21:17,780
سرنوشت امپراتوری توی خطره

316
00:21:18,380 --> 00:21:19,620
چرا انقدر تند واکنش نشون می‌دی؟

317
00:21:20,580 --> 00:21:21,460
دیگه نقش عاشق‌های دلباخته رو بازی نکن

318
00:21:24,340 --> 00:21:25,620
!اون مثلا خواهرتونه

319
00:21:41,620 --> 00:21:42,340
...هر چی

320
00:21:43,300 --> 00:21:43,900
شما بگین

321
00:21:46,580 --> 00:21:47,060
اعلی‌حضرت

322
00:21:51,380 --> 00:21:53,780
<font color="#E53935">⧼تالار هونگ ون، در پی حکمت، اندیشه در خلوت⧽</font>

323
00:22:08,020 --> 00:22:10,580
<font color="#E53935">⧼شی، شون، یو، چینگ⧽</font>

324
00:22:11,580 --> 00:22:12,780
<i>بین همه‌ی اینا</i>

325
00:22:13,620 --> 00:22:14,980
<i>فقط به منگ زای شی مشکوکم</i>

326
00:22:14,980 --> 00:22:16,780
<i>واقعا اون آهو رو می‌خواد</i>

327
00:22:17,700 --> 00:22:20,620
<font color="#E53935">⧼شی⧽</font>

328
00:22:22,220 --> 00:22:24,060
<font color="#E53935">⧼چینگ⧽</font>

329
00:22:24,060 --> 00:22:25,100
<i>مو شیان چینگ</i>

330
00:22:26,020 --> 00:22:27,140
<i>اون ترجیح می‌ده آهو رو بگیره</i>

331
00:22:28,020 --> 00:22:30,180
<i>یا جون منگ زای شی رو بگیره؟</i>

332
00:22:31,180 --> 00:22:32,780
<font color="#E53935">⧼شی، شون، یو، چینگ⧽</font>
<i>کدوم بیشتر خوشحالش می‌کنه؟</i>

333
00:22:34,380 --> 00:22:35,620
<i>چیو شو به دستور یو چنگ آن</i>

334
00:22:36,140 --> 00:22:37,580
<i>به شکار ملحق شده</i>

335
00:22:38,700 --> 00:22:40,380
<i>یو چنگ آن دقیقا نقشه‌اش چیه؟</i>

336
00:22:41,580 --> 00:22:42,340
<i>...نکنه</i>

337
00:22:43,260 --> 00:22:44,540
<i>ولیعهد توی خطر باشه؟</i>

338
00:22:46,780 --> 00:22:48,140
<i>ولی چرا ولیعهد</i>

339
00:22:48,140 --> 00:22:49,700
<i>خودش داوطلب شده شرکت کنه؟</i>

340
00:22:51,180 --> 00:22:52,700
<i>اون همیشه تواناییش رو مخفی کرده</i>

341
00:22:53,420 --> 00:22:55,740
<i>و هیچوقت جسارت نکرده قدرتش رو
جلوی ارباب یو نشون بده</i>

342
00:22:57,460 --> 00:22:58,660
<i>چرا الان اومده جلوی چشم؟</i>

343
00:23:00,580 --> 00:23:02,220
<font color="#E53935">⧼شون⧽</font>
<i>واقعا دنبال چیه؟</i>

344
00:23:06,660 --> 00:23:09,180
<font color="#E53935">⧼شی، شون، یو، چینگ⧽</font>

345
00:23:10,940 --> 00:23:11,300
برادر یان

346
00:23:11,300 --> 00:23:12,020
<font color="#E53935">⧼شی، شون، یو، چینگ⧽</font>

347
00:23:13,540 --> 00:23:13,820
...چی

348
00:23:14,460 --> 00:23:15,260
داری می‌نویسی؟

349
00:23:18,100 --> 00:23:18,860
<font color="#E53935">⧼شی، شون، یو، چینگ⧽</font>
مگه اینا

350
00:23:19,340 --> 00:23:21,260
قدرتمندترین افراد دربار نیستن؟

351
00:23:22,940 --> 00:23:25,220
!نمی‌تونی همینطوری اسمشون رو بنویسی

352
00:23:27,140 --> 00:23:29,180
داشتم به شکار زمستونی فردا فکر می‌کردم

353
00:23:29,580 --> 00:23:31,060
قراره همراه عالیجناب باشیم

354
00:23:31,780 --> 00:23:32,780
و این افراد قدرتمند

355
00:23:32,980 --> 00:23:34,220
معمولا خیلی از ما دورن

356
00:23:34,820 --> 00:23:36,940
اگه بتونم یه هدیه ببرم و
از این فرصت استفاده کنم

357
00:23:37,660 --> 00:23:39,700
بهتره به کدومشون نزدیک بشم؟

358
00:23:40,980 --> 00:23:41,380
برادر سوی

359
00:23:41,900 --> 00:23:42,820
یه نظری بده

360
00:23:45,220 --> 00:23:46,180
خیلی زیاده‌روی کردی

361
00:23:47,220 --> 00:23:50,260
قبل از ورود به شکارگاه
از سر تا پات رو می‌گردن

362
00:23:50,340 --> 00:23:51,740
حتی شپش‌های توی موهات رو هم می‌گردن

363
00:23:51,780 --> 00:23:52,940
نمی‌تونی چیزی رو ازشون قایم کنی

364
00:23:54,700 --> 00:23:55,420
بعدش هم

365
00:23:56,020 --> 00:23:56,580
این افراد

366
00:23:57,300 --> 00:23:59,620
انقدر قدرتمندن که ما
نمی‌تونیم بهشون نزدیک بشیم

367
00:24:02,660 --> 00:24:03,380
البته

368
00:24:04,540 --> 00:24:05,500
تو فرق داری

369
00:24:06,500 --> 00:24:08,540
چرا از رابطه‌ات با شاهدخت دان یانگ استفاده نمی‌کنی؟

370
00:24:10,580 --> 00:24:11,300
...برادر سوی

371
00:24:13,060 --> 00:24:13,740
نگاه کن تو رو خدا

372
00:24:14,140 --> 00:24:15,220
همه‌ چیز به نفعته

373
00:24:15,700 --> 00:24:17,460
ولی بازم داری برای پیشرفت
توی کارت نقشه می‌کشی

374
00:24:17,820 --> 00:24:19,980
پس ما که فقط یه حقوق بخور نمیر می‌گیریم
چطوری باید سر کنیم؟

375
00:24:33,540 --> 00:24:34,300
لازم نیست معذب باشی

376
00:24:36,660 --> 00:24:37,540
خودم بهت می‌گم

377
00:24:40,100 --> 00:24:40,980
حرف‌های ژنرال منگ

378
00:24:41,500 --> 00:24:42,100
همه‌اش حقیقت داشت

379
00:24:43,860 --> 00:24:44,380
...آ یائو

380
00:24:46,220 --> 00:24:47,500
حالا دیگه همه‌ چیز رو می‌دونی

381
00:24:48,100 --> 00:24:48,620
می‌تونی بری

382
00:24:51,500 --> 00:24:52,580
منم خودم یه سوال دارم 

383
00:24:56,620 --> 00:24:57,460
اگه آهو رو شکار کنم

384
00:24:59,340 --> 00:25:00,420
دوست داری مال چه کسی باشی؟

385
00:25:01,340 --> 00:25:02,620
من می‌خوام متعلق خودم باشم

386
00:25:06,580 --> 00:25:07,260
توی تیراندازی و اسب‌سواری

387
00:25:08,220 --> 00:25:09,300
حتی در برابر منگ زای شی

388
00:25:09,900 --> 00:25:10,900
باز هم شانس دارم

389
00:25:12,460 --> 00:25:12,980
نگران نباش

390
00:25:13,820 --> 00:25:14,620
کمکت می‌کنم، قول می‌دم

391
00:25:19,100 --> 00:25:19,700
!علیاحضرت

392
00:25:24,660 --> 00:25:26,020
!برادر سوم، شما هم اینجایین

393
00:25:28,180 --> 00:25:28,580
آ جی

394
00:25:30,780 --> 00:25:31,580
این سگ برای چیه؟

395
00:25:32,420 --> 00:25:33,460
من ازش خواستم بیاد

396
00:25:35,740 --> 00:25:37,020
یه سگ شکاری عالی برای علیاحضرت آوردم

397
00:25:37,100 --> 00:25:37,780
تا توی شکار آهو کمکتون کنه

398
00:25:39,420 --> 00:25:40,100
خواهر جائو جائو

399
00:25:40,980 --> 00:25:43,060
ممنون که توی ضیافت تولد ازم دفاع کردی

400
00:25:43,420 --> 00:25:45,220
حالا هم دوباره به دادم رسیدی

401
00:25:46,220 --> 00:25:46,940
فقط نمی‌تونستم

402
00:25:46,940 --> 00:25:48,140
اون سرباز خشن جینگ شمالی رو تحمل کنم

403
00:25:48,500 --> 00:25:49,860
همون لحظه از روی عصبانیت حرفم رو زدم

404
00:25:50,180 --> 00:25:51,300
من همیشه حرفم رو رک می‌زنم

405
00:25:51,500 --> 00:25:52,340
کار خاصی نکردم

406
00:25:52,580 --> 00:25:53,420
لطفا دیگه بهش اشاره نکنین، علیاحضرت

407
00:25:54,740 --> 00:25:55,180
آ جی

408
00:25:55,980 --> 00:25:56,300
بو کن

409
00:26:00,140 --> 00:26:00,700
این هم یه کم گوشت خشک

410
00:26:01,860 --> 00:26:02,300
آ جی

411
00:26:07,700 --> 00:26:08,060
برو

412
00:26:20,060 --> 00:26:21,220
وقتی وارد شدم، این زیور پیشونی رو پیدا کردم

413
00:26:21,500 --> 00:26:22,660
به نظر میاد مال این بانو باشه

414
00:26:23,340 --> 00:26:23,980
بفرمایین

415
00:26:27,020 --> 00:26:27,740
ممنون، بانو

416
00:26:33,020 --> 00:26:33,940
راهی هست

417
00:26:34,460 --> 00:26:36,580
که آ جی مستقیم به سمت شکار نره

418
00:26:37,100 --> 00:26:39,260
و بدون اینکه شکار متوجه بشه 

419
00:26:39,620 --> 00:26:40,620
از دور دنبالش کنه؟

420
00:26:41,100 --> 00:26:41,740
منظورتون اینه دنبالش کنه؟؟

421
00:26:42,260 --> 00:26:43,620
پس این دستور رو بهش بدین

422
00:26:44,740 --> 00:26:45,060
!دنبالش کن

423
00:26:46,260 --> 00:26:46,580
!دنبالش کن

424
00:26:49,420 --> 00:26:50,900
خواهر جائو، واقعا ممنونم

425
00:26:52,100 --> 00:26:54,940
شنیدم ارباب یو آهو 
و زنگوله‌ی طلایی رو آماده کرده

426
00:26:55,540 --> 00:26:57,060
و اونا رو به شکارگاه بردن

427
00:26:57,420 --> 00:26:57,820
علیاحضرت

428
00:26:58,140 --> 00:26:58,620
برادر سوم

429
00:26:59,140 --> 00:27:00,180
شما می‌تونین

430
00:27:00,180 --> 00:27:01,500
از اون آهو یه کم فضله جمع کنین؟

431
00:27:02,100 --> 00:27:02,820
چندتا تار مو هم کافیه

432
00:27:03,620 --> 00:27:04,700
یا اگه نشد

433
00:27:04,940 --> 00:27:06,060
حتی یه کم کاه از طویله‌ا‌ش هم باشه

434
00:27:06,620 --> 00:27:07,180
مشکلی نیست

435
00:27:08,180 --> 00:27:08,460
بفرمایین

436
00:27:21,020 --> 00:27:21,580
!وایسا

437
00:27:23,260 --> 00:27:23,660
خواجه چن

438
00:27:25,340 --> 00:27:26,380
اوه، تویی ون ‌جی

439
00:27:27,660 --> 00:27:28,620
اینجا چیکار می‌کنی؟

440
00:27:29,740 --> 00:27:31,860
این یه کباب زنگوله‌ی طلایی مخصوص
 از اداره‌ی مطبخ سلطنتیه

441
00:27:32,420 --> 00:27:33,900
بهم دستور دادن به ارباب یو تحویلش بدم

442
00:27:53,460 --> 00:27:55,140
ممکنه شما زحمت بکشین و به دستشون برسونین؟

443
00:27:55,620 --> 00:27:56,100
اینم بد نیست

444
00:28:05,060 --> 00:28:05,940
چرا ریختیش؟

445
00:28:06,540 --> 00:28:07,580
!دست‌وپاچلفتی احمق

446
00:28:07,580 --> 00:28:08,460
!زود باش جمعش کن

447
00:28:08,740 --> 00:28:10,500
اگه کفش‌های ارباب یو کثیف بشه

448
00:28:10,780 --> 00:28:11,660
!باید تاوانش رو بدی

449
00:28:33,300 --> 00:28:35,260
اوضاع شاهزاده‌ی جین این روزها چطوره؟

450
00:28:36,460 --> 00:28:37,220
همه‌ چیز مثل همیشه‌ست

451
00:28:39,980 --> 00:28:42,620
بارداری همسر دومش هم خوب پیش می‌ره؟

452
00:28:44,220 --> 00:28:47,220
طبیب سلطنتی هر ده روز نبضش رو بررسی می‌کنه

453
00:28:48,780 --> 00:28:52,220
اما اخیرا توی قصر شرقی اتفاقات عجیبی افتاده

454
00:28:53,300 --> 00:28:53,780
کی اونجاست؟

455
00:28:56,460 --> 00:28:57,020
ارباب یو

456
00:28:58,340 --> 00:29:00,340
من اتفاقی اینجا بودم

457
00:29:00,620 --> 00:29:01,660
اصلا قصد گوش وایسادن نداشتم

458
00:29:03,140 --> 00:29:03,980
اما همین الان

459
00:29:04,140 --> 00:29:06,100
صحبت‌های شما و جناب وی رو شنیدم

460
00:29:06,580 --> 00:29:07,340
انکارش نمی‌کنم

461
00:29:08,220 --> 00:29:09,100
می‌دونم مستحق مرگم

462
00:29:09,820 --> 00:29:10,860
سرنوشتم رو به شما می‌سپارم

463
00:29:27,500 --> 00:29:27,900
بسه

464
00:29:28,460 --> 00:29:28,860
انقدر نلرز

465
00:29:30,060 --> 00:29:31,620
اگه می‌خواستم بکشمت، تا الان مرده بودی

466
00:29:33,740 --> 00:29:37,860
<font color="#E53935">⧼استعداد و فضیلت پنهان⧽</font>

467
00:29:39,860 --> 00:29:40,500
ممنونم، ارباب یو

468
00:29:41,300 --> 00:29:42,220
تو یه مرد

469
00:29:43,860 --> 00:29:44,460
اهل علم و دانشی

470
00:29:45,460 --> 00:29:46,540
باهوش و زیرکی

471
00:29:47,500 --> 00:29:48,580
اما این رو خوب بفهم

472
00:29:48,980 --> 00:29:50,780
برای اینکه اینجا زنده بمونی

473
00:29:51,220 --> 00:29:52,420
باید بیشتر گوش بدی و کمتر حرف بزنی

474
00:29:53,220 --> 00:29:55,020
اینطوری می‌تونی آینده‌ات رو تضمین کنی

475
00:29:56,540 --> 00:29:58,340
حتما نصیحتتون رو آویزه‌ی گوشم می‌کنم، ارباب یو

476
00:29:59,660 --> 00:30:01,580
مهر سکوت به لبم می‌زنم

477
00:30:12,260 --> 00:30:12,580
ارباب یو

478
00:30:14,220 --> 00:30:15,380
چن لیان

479
00:30:16,100 --> 00:30:17,180
همیشه آدم زورگویی بوده

480
00:30:18,020 --> 00:30:18,820
اتفاق امشب رو

481
00:30:19,780 --> 00:30:20,540
به دل نگیر

482
00:30:22,580 --> 00:30:24,380
خوش‌شانسم که مورد لطف شما قرار گرفتم، ارباب یو

483
00:30:25,740 --> 00:30:26,540
از این اتفاق‌ها

484
00:30:27,740 --> 00:30:28,420
همیشه پیش میاد

485
00:30:29,860 --> 00:30:30,820
می‌دونی

486
00:30:33,620 --> 00:30:36,020
همه‌ی خواجه‌ها زندگی سختی داشتن

487
00:30:37,540 --> 00:30:38,780
<font color="#E53935">⧼استعداد و فضیلت پنهان⧽</font>
آدم‌هایی که رنج کشیدن

488
00:30:40,260 --> 00:30:43,100
نباید به همدیگه از بالا نگاه کنن یا زیر پای هم رو خالی کنن

489
00:30:43,780 --> 00:30:44,900
اما باید این رو هم بدونی

490
00:30:45,980 --> 00:30:46,860
چند نفر واقعا

491
00:30:47,420 --> 00:30:48,660
می‌تونن به این حرف پایبند بمونن؟

492
00:30:51,460 --> 00:30:52,100
متوجه‌ام، ارباب یو

493
00:30:54,980 --> 00:30:57,460
تا حالا به ترک اداره‌ی مطبخ سلطنتی فکر کردی؟

494
00:31:00,860 --> 00:31:02,260
اینکه بتونم از اونجا برم

495
00:31:02,700 --> 00:31:03,940
کاملا به نظر شما بستگی داره، ارباب یو

496
00:31:04,460 --> 00:31:04,940
از اونجایی که

497
00:31:05,540 --> 00:31:06,580
هنوز دستوری صادر نکردین

498
00:31:07,460 --> 00:31:08,180
...من

499
00:31:10,500 --> 00:31:11,540
حدس می‌زنم

500
00:31:12,140 --> 00:31:13,100
که می‌خواین

501
00:31:13,460 --> 00:31:14,820
بیشتر من رو امتحان کنین و پرورشم بدین

502
00:31:20,980 --> 00:31:22,220
یادمه بهم گفته بودی

503
00:31:22,780 --> 00:31:23,620
که یه زمانی

504
00:31:24,380 --> 00:31:26,100
قصد داشتی توی آزمون سلطنتی شرکت کنی

505
00:31:27,220 --> 00:31:28,420
اما یه اتفاقی افتاد

506
00:31:29,100 --> 00:31:30,420
و به ‌جاش خواجه شدی

507
00:31:31,100 --> 00:31:31,900
چه اتفاقی افتاد؟

508
00:31:33,060 --> 00:31:33,820
خانواده‌ات دچار سختی شده بودن؟

509
00:31:46,260 --> 00:31:46,620
یه روز

510
00:31:48,420 --> 00:31:49,660
با بانوی جوانی روبه‌رو شدم

511
00:31:50,380 --> 00:31:51,220
که یه اوباش داشت اذیتش می‌کرد

512
00:31:52,700 --> 00:31:53,380
نتونستم تحمل کنم

513
00:31:54,580 --> 00:31:55,380
برای همین رفتم باهاش صحبت کنم

514
00:31:57,260 --> 00:31:58,300
اما اون اوباش

515
00:31:59,260 --> 00:32:00,500
با چاقو بهم حمله کرد و معلولم کرد

516
00:32:03,060 --> 00:32:04,060
اون مهاجم

517
00:32:04,740 --> 00:32:06,140
به سزای عملش رسید؟

518
00:32:07,380 --> 00:32:07,780
بله، ارباب یو

519
00:32:09,220 --> 00:32:09,820
عدالت اجرا شد

520
00:32:10,540 --> 00:32:10,940
اون مرد

521
00:32:11,580 --> 00:32:12,900
به سزای کارش رسید

522
00:32:13,940 --> 00:32:15,860
واقعا قلب بزرگی داری

523
00:32:19,180 --> 00:32:19,460
نه

524
00:32:21,260 --> 00:32:22,060
این به خاطر این نبود که

525
00:32:22,740 --> 00:32:23,580
من آدم بزرگی باشم

526
00:32:26,580 --> 00:32:27,820
فقط اسم اون زن

527
00:32:28,940 --> 00:32:30,740
شبیه اسم کسی بود که دوستش دارم

528
00:32:32,940 --> 00:32:34,820
وقتی شنیدم اون اوباش داره اون بانو رو 
که اسمش شبیه اون بود اذیت می‌کنه

529
00:32:35,940 --> 00:32:38,380
نتونستم خشمم رو کنترل کنم

530
00:32:43,700 --> 00:32:45,100
حالا که خواجه شدی

531
00:32:46,140 --> 00:32:47,620
همه‌ی اینا دیگه گذشته

532
00:32:48,780 --> 00:32:49,260
بیخیالش شو

533
00:32:50,180 --> 00:32:51,980
فکر می‌کنم بانویی که دوستش داشتی

534
00:32:52,540 --> 00:32:54,460
تا الان حتما کس دیگه‌ای رو پیدا کرده

535
00:33:03,580 --> 00:33:04,900
چه خواجه می‌شدم چه نمی‌شدم

536
00:33:07,300 --> 00:33:08,420
اون از قبل متعلق به مرد دیگه‌ای بود

537
00:33:10,980 --> 00:33:11,940
بانویی که دوستش دارم

538
00:33:13,540 --> 00:33:14,460
همیشه

539
00:33:16,540 --> 00:33:17,820
از نظر جایگاه اجتماعی با من تفاوت داشته

540
00:33:27,540 --> 00:33:27,980
!وانگ چینگ

541
00:33:31,100 --> 00:33:31,580
بله، ارباب

542
00:33:32,300 --> 00:33:33,420
برو اداره‌ی مطبخ سلطنتی

543
00:33:33,980 --> 00:33:34,660
و بهشون بگو

544
00:33:35,780 --> 00:33:37,180
لیو ون جی دیگه برنمی‌گرده

545
00:33:37,820 --> 00:33:38,180
بله، ارباب

546
00:33:42,300 --> 00:33:47,220
<font color="#E53935">⧼استعداد پنهان و فضیلت⧽</font>

547
00:33:50,700 --> 00:33:52,460
فردا توی شکار همراه من میای و خدمت می‌کنی

548
00:34:01,700 --> 00:34:02,060
...من

549
00:34:02,660 --> 00:34:04,060
!ارباب یو، واقعا از ترفیعی که بهم دادین ممنونم

550
00:34:12,460 --> 00:34:12,980
می‌تونی بری

551
00:34:16,060 --> 00:34:16,620
پس مرخص می‌شم

552
00:34:16,940 --> 00:34:23,840
<font color="#E53935">⧼استعداد پنهان و فضیلت⧽</font>

553
00:34:44,940 --> 00:34:48,460
<font color="#E53935">⧼سی سال پیش⧽</font>

554
00:34:48,460 --> 00:34:49,500
<font color="#E53935">⧼تالار لو هوا⧽</font>
برو به برادرم، امپراتور، بگو

555
00:34:49,860 --> 00:34:50,580
اگه قراره من‌ رو اینجا حبس کنه

556
00:34:50,580 --> 00:34:51,700
!پس همون بهتر که بمیرم

557
00:34:58,220 --> 00:34:58,860
!این کارو نکنین، شاهدخت

558
00:34:59,540 --> 00:35:00,180
!نکنین، شاهدخت

559
00:35:07,500 --> 00:35:10,860
<font color="#A9B7A0">〔مو نینگ شوانگ، شاهدخت ارشد لو لینگِ جوان〕</font>

560
00:35:10,860 --> 00:35:11,300
تو کی هستی؟

561
00:35:11,700 --> 00:35:12,540
چرا قبلا ندیدمت؟

562
00:35:13,820 --> 00:35:14,940
من یو چنگ آن هستم، شاهدخت

563
00:35:15,740 --> 00:35:17,660
<font color="#A9B7A0">〔یو چنگ آن جوان〕</font>
قبلا به اسب‌هاتون غذا می‌دادم

564
00:35:18,420 --> 00:35:19,580
برای همین من رو ندیده بودین

565
00:35:21,420 --> 00:35:22,180
!باورم نمی‌شه

566
00:35:23,140 --> 00:35:24,820
قول داده بودن یکی رو بذارن که به من خدمت کنه

567
00:35:25,100 --> 00:35:26,580
!ولی یه پسر اصطبل‌دار برام فرستادن

568
00:35:27,220 --> 00:35:28,420
من رو چی فرض کردن؟

569
00:35:28,980 --> 00:35:30,260
!پس همون بهتر که بمیرم

570
00:35:30,260 --> 00:35:31,180
!شاهدخت، لطفا

571
00:35:31,420 --> 00:35:31,700
!شاهدخت

572
00:35:32,380 --> 00:35:32,700
!شاهدخت

573
00:35:35,540 --> 00:35:36,220
احمقی؟

574
00:35:37,460 --> 00:35:37,940
تو نمی‌فهمی

575
00:35:39,180 --> 00:35:39,740
اگه بخوام اینجا سر و صدا راه بندازم

576
00:35:39,980 --> 00:35:41,220
باید یه خونی ریخته بشه

577
00:35:42,180 --> 00:35:43,460
وقتی برادرم از این ماجرا باخبر بشه

578
00:35:43,660 --> 00:35:44,700
دیگه جرات نمی‌کنه من رو حبس نگه داره

579
00:35:52,460 --> 00:35:53,340
راستش

580
00:35:54,020 --> 00:35:54,980
شاید بهتره همینجا بکشمت

581
00:35:56,780 --> 00:35:57,420
اینطوری

582
00:35:57,860 --> 00:35:58,700
اگه آخرش یکی بمیره

583
00:35:59,380 --> 00:36:00,500
برادرم دیگه محاله

584
00:36:00,500 --> 00:36:02,060
من رو با یه جسد حبس نگه داره

585
00:36:02,820 --> 00:36:03,460
مگه نه؟

586
00:36:19,660 --> 00:36:20,100
چه حوصله‌سربری

587
00:36:21,300 --> 00:36:22,380
من فقط یه خدمتکار دون‌پایه‌ام

588
00:36:22,740 --> 00:36:25,060
بهتره من رو زخمی کنین تا خودتون، علیاحضرت

589
00:36:29,100 --> 00:36:30,900
واقعا احمقی

590
00:36:32,100 --> 00:36:32,820
فکر کردی جدی می‌گفتم؟

591
00:36:36,980 --> 00:36:38,420
همه‌ی اون اشراف‌زاده‌ها

592
00:36:38,940 --> 00:36:40,420
مگه دور و بر همه‌اشون پر از 
بانوهای جوان زیبا نیست؟

593
00:36:41,620 --> 00:36:43,500
منم فقط چندتا نوازنده جوون و خوش‌قیافه 
از گروه موسیقی بیرون قصر پیدا کردم 

594
00:36:43,660 --> 00:36:45,460
که یه کم باهاشون خوش بگذرونم

595
00:36:46,260 --> 00:36:46,900
ببین آخرش چی شد

596
00:36:47,660 --> 00:36:48,900
آخرش اینطوری حبس شدم

597
00:36:50,220 --> 00:36:51,780
اگه واقعا تو رو می‌کشتم

598
00:36:52,460 --> 00:36:53,780
برادر خیلی حق‌به‌جانبم

599
00:36:54,060 --> 00:36:55,900
احتمالا آدم‌های بیشتری می‌فرستاد که مراقبم باشن

600
00:36:56,540 --> 00:36:57,780
!اونوقت دیگه هرگز نمی‌تونستم بیام بیرون

601
00:37:01,540 --> 00:37:02,420
سه ماه

602
00:37:04,140 --> 00:37:06,180
!اگه این‌ همه مدت زندانی بمونم، دیوونه می‌شم

603
00:37:07,100 --> 00:37:08,140
مطمئنم از پسش برمیاین

604
00:37:08,620 --> 00:37:10,100
و این سه ماه رو به سلامت می‌گذرونین، علیاحضرت

605
00:37:10,980 --> 00:37:11,820
شاید دست‌ و پاچلفتی باشم

606
00:37:12,380 --> 00:37:14,140
اما برای خدمت به شما از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کنم

607
00:37:33,700 --> 00:37:35,380
می‌تونین توی دستم تف کنین، علیاحضرت

608
00:37:38,500 --> 00:37:39,020
اصطبل‌دار

609
00:37:39,780 --> 00:37:41,460
گفتی اسمت چی بود؟

610
00:37:42,660 --> 00:37:43,980
خدمتگزارتون، یو چنگ آن

611
00:37:47,780 --> 00:37:49,900
هر روز اون صورت کوچیک آروم
 و سربه‌زیرت رو می‌بینم

612
00:37:51,140 --> 00:37:53,100
...و شنیدن "علیاحضرت" از صبح تا شب

613
00:37:53,940 --> 00:37:55,420
!دیگه از شنیدنش خسته شدم

614
00:37:59,140 --> 00:37:59,540
یو چنگ‌ آن

615
00:38:00,900 --> 00:38:03,020
امروز بهت اجازه می‌دم من رو به اسم صدا کنی

616
00:38:04,420 --> 00:38:05,100
جراتش رو ندارم

617
00:38:05,580 --> 00:38:06,980
جرات می‌کنی از دستوراتم سرپیچی کنی؟

618
00:38:09,580 --> 00:38:11,980
اما حتی اسم شما رو هم نمی‌دونم، علیاحضرت

619
00:38:15,020 --> 00:38:15,500
نینگ‌ شوانگ

620
00:38:16,620 --> 00:38:18,180
اسم من مو نینگ‌ شوانگه

621
00:38:18,780 --> 00:38:19,220
بگو، بشنوم

622
00:38:26,420 --> 00:38:31,820
مو... نینگ‌ شوانگ

623
00:38:32,540 --> 00:38:33,140
خوندن بلدی؟

624
00:38:35,260 --> 00:38:37,380
پس حتما شعرهای روان جی رو نخوندی

625
00:38:38,260 --> 00:38:38,620
نه، نخوندم

626
00:38:40,460 --> 00:38:42,380
یخبندان سنگین، علف‌های وحشی رو می‌پوشونن"

627
00:38:42,780 --> 00:38:44,860
"و سال به پایان خودش نزدیک می‌شه

628
00:38:48,420 --> 00:38:50,900
یخبندان سنگین"

629
00:38:51,340 --> 00:38:52,580
"...علف‌های وحشی رو می‌پوشونه

630
00:38:55,540 --> 00:38:56,820
به هر حال که نمی‌فهمیش

631
00:38:57,620 --> 00:38:58,500
فقط یادت باشه

632
00:38:58,940 --> 00:38:59,740
علف‌های وحشی

633
00:38:59,900 --> 00:39:02,260
به آدم‌های فرومایه‌ای مثل تو اشاره داره

634
00:39:03,660 --> 00:39:04,580
یادم می‌مونه

635
00:39:08,940 --> 00:39:09,460
اصطبل‌دار

636
00:39:11,260 --> 00:39:12,500
تا حالا از این نچشیدی، نه؟

637
00:39:48,420 --> 00:39:49,420
‌.‌..سه ماه

638
00:39:51,940 --> 00:39:52,980
‌.‌..سه ماه

639
00:39:54,060 --> 00:39:56,660
این عذاب کی تموم می‌شه؟

640
00:40:03,740 --> 00:40:04,220
یو چنگ‌ آن

641
00:40:04,900 --> 00:40:05,660
!بیا اینجا

642
00:40:06,900 --> 00:40:07,900
از بی‌حوصلگی دارم می‌میرم

643
00:40:08,460 --> 00:40:10,180
نظرت چیه خوندن یادت بدم؟

644
00:40:15,660 --> 00:40:16,060
ارباب

645
00:40:25,540 --> 00:40:26,300
<i>چرا یو چنگ‌ آن<i>

646
00:40:27,020 --> 00:40:28,860
<i>مخصوصا درباره‌ی چون‌ هوا پرسید؟<i>

647
00:40:31,220 --> 00:40:33,260
<i>چرا انقدر نگران بچه‌ی به دنیا نیومده‌ی اونه؟<i>

648
00:40:34,460 --> 00:40:35,860
<i>حتی به ولیعهد هم اشاره کرد<i>

649
00:40:38,700 --> 00:40:39,820
<i>این ماجراها چه ربطی<i>

650
00:40:40,660 --> 00:40:42,060
<i>به ولیعهد دارن؟<i>

651
00:40:48,340 --> 00:40:49,460
خواجه لیو

652
00:40:49,580 --> 00:40:50,820
واقعا خوب بلده حرف بزنه

653
00:40:51,540 --> 00:40:53,020
حالا معلوم شد چرا توجهتون رو جلب کرده

654
00:40:55,140 --> 00:40:55,980
...ولی

655
00:40:56,500 --> 00:40:57,900
اون مکالمه‌امون رو شنیده

656
00:40:58,660 --> 00:40:59,300
این دردسرساز نمی‌شه؟

657
00:40:59,660 --> 00:41:00,060
اصلا

658
00:41:01,540 --> 00:41:03,140
از شروع شکار زمستونی فردا

659
00:41:03,620 --> 00:41:04,340
تا پایانش

660
00:41:04,980 --> 00:41:06,780
یک لحظه هم از جلوی چشمم دورش نمی‌کنم

661
00:41:07,420 --> 00:41:08,100
گذشته از این

662
00:41:09,100 --> 00:41:11,980
حالا که هر جناحی برای قدرت با بقیه
 رقابت می‌کنه، به آدم‌های کاربلد نیاز داریم

663
00:41:12,340 --> 00:41:13,060
باور دارم

664
00:41:14,140 --> 00:41:16,500
اون استعداد زیادی داره

665
00:41:19,340 --> 00:41:21,580
از دست دادن خواجه جنگ مثل
 از دست دادن دست راستتون بود

666
00:41:22,460 --> 00:41:23,380
باید کسی

667
00:41:24,140 --> 00:41:25,740
جای خالی اون رو پر کنه

668
00:41:27,060 --> 00:41:30,020
<font color="#E53935">⧼شراب وانگ‌ چون⧽</font>

669
00:41:45,500 --> 00:41:46,620
چه چیزی شما رو به اینجا کشونده، سرورم؟

670
00:41:49,820 --> 00:41:50,420
اومدم ببینمت

671
00:41:52,380 --> 00:41:54,020
سرورم به همچین جای محقری تشریف آوردن؟

672
00:41:54,420 --> 00:41:55,340
من لایق این افتخار نیستم

673
00:41:57,540 --> 00:41:58,540
برات تحقیق کردم

674
00:41:58,940 --> 00:42:00,060
حرف‌های منگ زای شی

675
00:42:01,020 --> 00:42:01,620
درست بود

676
00:42:05,660 --> 00:42:06,740
کار دیگه‌ای ازم برمیاد؟

677
00:42:07,500 --> 00:42:08,620
فقط کافیه دستور بدین

678
00:42:24,100 --> 00:42:24,740
چکمه‌هات رو بپوش

679
00:42:25,580 --> 00:42:26,340
می‌برمت یه جا

680
00:42:28,860 --> 00:42:29,620
یه چیزهایی هست

681
00:42:30,660 --> 00:42:31,740
که تمام این مدت ازت پنهون کردم

682
00:42:32,420 --> 00:42:33,020
اما قول می‌دم

683
00:42:34,020 --> 00:42:34,700
بعد از امشب

684
00:42:35,580 --> 00:42:36,620
دیگه هیچ چیزی رو ازت پنهون نکنم

685
00:42:39,820 --> 00:42:40,220
سان لانگ

686
00:42:41,740 --> 00:42:42,260
با من بیا

687
00:42:51,420 --> 00:42:53,100
این وقت شب اینجا چیکار می‌کنین؟

688
00:42:54,020 --> 00:42:55,460
به اندازه‌ی کافی مهمون ویژه‌امون رو منتظر گذاشتیم

689
00:42:56,180 --> 00:42:56,660
مهمون ویژه؟

690
00:43:21,780 --> 00:43:24,500
هوای فردا برای شکار کردن عالیه

691
00:43:33,820 --> 00:43:34,660
نگران نباش

692
00:43:35,620 --> 00:43:37,820
از وقتی بچه بودم، کم‌ پیش میومد
 که تیرم به هدف نخوره

693
00:43:38,580 --> 00:43:39,420
واقعا کارم خوبه، می‌دونی که

694
00:43:43,820 --> 00:43:44,300
می‌دونم

695
00:43:45,260 --> 00:43:46,180
توی این کار خیلی خوبی

696
00:43:47,740 --> 00:43:49,740
ممکنه فردا نتونم پابه‌پای تو اسب‌سواری کنم

697
00:43:50,140 --> 00:43:51,380
چرا باید همراه من بیای؟

698
00:43:52,540 --> 00:43:53,420
اسلحه‌ها خطرناکن

699
00:43:53,740 --> 00:43:54,980
برای محافظت از تو، وقتی برام نمی‌مونه

700
00:43:55,980 --> 00:43:56,900
فردا

701
00:43:57,700 --> 00:43:59,220
توی چادر بمون

702
00:44:00,060 --> 00:44:00,700
و منتظر باش تا با یه شکار خوب برگردم

703
00:44:02,980 --> 00:44:03,500
یائو یائو

704
00:44:04,820 --> 00:44:05,700
به غیر از تو

705
00:44:06,780 --> 00:44:08,300
اگه ولیعهد

706
00:44:08,660 --> 00:44:10,220
یانگ سی یا جائو لینگ فی
اون آهو رو به دست بیارن

707
00:44:10,700 --> 00:44:11,740
باز هم اوضاع ممکنه خوب پیش بره

708
00:44:12,980 --> 00:44:13,500
ولی اگه اون آهو

709
00:44:14,380 --> 00:44:15,180
در نهایت به دست

710
00:44:16,300 --> 00:44:17,940
چیو شو یا مو شیانگ چینگ بیفته

711
00:44:18,900 --> 00:44:20,540
اینجوری ممکنه خیلی فرقی با پیروزی
 منگ زای شی نداشته باشه

712
00:44:22,380 --> 00:44:23,460
در بهترین حالت

713
00:44:23,980 --> 00:44:25,140
نتیجه چهار به سه، به نفع ما می‌شه

714
00:44:27,420 --> 00:44:28,820
و این در صورتیه که خوشبینانه بهش نگاه کنیم

715
00:44:30,340 --> 00:44:31,300
توی این قمار

716
00:44:32,300 --> 00:44:33,940
هر هفت نفرمون، دنبال چیزهای متفاوتی‌ایم

717
00:44:34,780 --> 00:44:36,100
و هیچکدومون هم نمی‌تونیم تضمین کنیم
به چیزی که می‌خوایم، می‌رسیم یا نه

718
00:44:37,940 --> 00:44:38,900
تنها کسی که می‌تونه بازی رو کنترل کنه

719
00:44:39,740 --> 00:44:40,860
همون کسیه که آهو رو آزاد می‌کنه

720
00:44:46,780 --> 00:44:48,060
ولی شاید این چیز خوبی باشه

721
00:44:48,980 --> 00:44:50,460
از نظر اون، شاید چیزی بیشتر از
 یه حشره‌ی مزاحم نباشم

722
00:44:51,220 --> 00:44:52,540
با وجود همچین مراسم بزرگی که قراره برگزار بشه

723
00:44:53,340 --> 00:44:54,740
قطعا چیز‌های دیگه‌ای ذهنش رو درگیر کرده

724
00:44:55,900 --> 00:44:58,140
و بیخیال برنامه‌اش نمی‌شه که روی من تمرکز کنه

725
00:44:59,820 --> 00:45:01,100
لطفا فردا خیلی مراقب خودت باش

726
00:45:02,980 --> 00:45:05,500
<font color="#F6A950">♪انگار که عشقمون هیچوقت رنگ نمی‌بازه♪</font>

727
00:45:05,500 --> 00:45:06,740
حتی هنوز فردا هم‌ نشده

728
00:45:07,780 --> 00:45:09,060
ولی انقدر با نگران بودن خودت رو اذیت می‌کنی

729
00:45:10,580 --> 00:45:11,780
این حرف رو نشنیدی

730
00:45:12,100 --> 00:45:13,460
که می‌گن

731
00:45:13,460 --> 00:45:15,820
تک‌تک لحظه‌های همچین شبی خیلی باارزشه؟

732
00:45:22,140 --> 00:45:26,780
<font color="#E53935">⧼پیش‌نمایش قسمت بعد⧽</font>

733
00:45:27,460 --> 00:45:28,500
شاهدخت

734
00:45:29,100 --> 00:45:29,940
دیر یا زود

735
00:45:30,780 --> 00:45:32,300
یه کاری می‌کنم تا دوباره مثل قبلا بهم نگاه کنی

736
00:45:33,420 --> 00:45:35,100
با نگاهی پر از محبت

737
00:45:36,140 --> 00:45:36,900
به پام بیفتی و بهم التماس کنی

738
00:45:39,700 --> 00:45:40,580
فقط صبر کن

739
00:45:40,580 --> 00:45:43,441
<font color="#ff6b81">✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦</font>
<font color="#ff6b81">➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹</font>
<font color="#a3c1e0">✧ ترجمه: snowman ✧ Violet ✧ bunny ✧ Lavender ✧ Haneul ✧ Silvia ✧ nova ✧ LILI ✧ daisy✧</font>
<font color="#a3c1e0">✧ ادیت: snowman ✧</font>

740
00:45:43,441 --> 00:45:46,734
<font color="#F6A950">♪بذار در انتظار آفتاب، قایقت باشم♪</font>

741
00:45:49,419 --> 00:45:54,335
<font color="#F6A950">♪حریر آبی‌ای باشم که اشک‌هات رو در آغوش می‌گیره♪</font>

742
00:45:56,529 --> 00:46:02,374
<font color="#F6A950">آستینی باشم که با گذر سال‌ها و با وجود گرد و غبار♪
♪هنوز گرمای دست‌هامون رو به یاد داره</font>

743
00:46:02,874 --> 00:46:08,100
<font color="#F6A950">♪بیا عهد ببندیم که تا آخر عمر کنار هم باشیم♪</font>

744
00:46:10,869 --> 00:46:15,660
<font color="#F6A950">♪بذار اسیری باشم که در بند توئه♪</font>

745
00:46:16,496 --> 00:46:22,575
<font color="#F6A950">از دل گل و لای و دریای خون رد شیم♪
♪تا غصه‌ای که توی چشم‌هاته محو شه</font>

746
00:46:24,376 --> 00:46:27,526
<font color="#F6A950">♪با باد اوج می‌گیریم و با هم توی دل آتیش می‌پریم♪</font>

747
00:46:27,526 --> 00:46:29,174
<font color="#F6A950">♪درخشنده و سوزان مثل یه نغمه‌ی جاودانی♪</font>

748
00:46:29,226 --> 00:46:32,950
<font color="#F6A950">♪ببین چطوری گل‌های سرخ کنار بامبوهای سبز دلبری می‌کنن♪</font>

749
00:46:33,328 --> 00:46:37,994
<font color="#F6A950">♪همون سوگندی باش که از اعماق وجودم برخاستی♪</font>

750
00:46:38,613 --> 00:46:42,654
<font color="#F6A950">♪اگه بگیم تا ابد، پس تا ابد کنار هم می‌مونیم♪</font>

751
00:46:43,145 --> 00:46:45,260
<font color="#F6A950">♪حتی یک لحظه هم کمتر نیست♪</font>

752
00:46:45,300 --> 00:46:52,246
<font color="#F6A950">♪هر چقدر هم برف سنگین باشه، اگه تو باشی در انتظارت می‌شینم♪</font>

753
00:46:53,009 --> 00:46:56,462
<font color="#F6A950">♪چه خدای آسمان باشیم چه روح سرگردان♪</font>

754
00:46:56,642 --> 00:46:59,787
<font color="#F6A950">♪چه توی بهشت باشیم چه دنیای زیرین، تو تنها کسی هستی که می‌خوام♪</font>

755
00:47:00,226 --> 00:47:06,863
<font color="#F6A950">اگه قراره موندگار شیم♪
♪بیا به همون روستایی برگردیم که اولین بار هم رو دیدیم</font>

756
00:47:07,260 --> 00:47:09,298
<font color="#F6A950">♪کاش زمان از ترس و درد تهی باشه♪</font>

757
00:47:09,298 --> 00:47:11,774
<font color="#F6A950">♪قایق‌ها آروم تاب بخورن، چراغ‌ها خاموش شه و فصل‌ها بگذره♪</font>

758
00:47:11,812 --> 00:47:14,281
<font color="#F6A950">♪فقط تو رو می‌خوام♪</font>

759
00:47:14,485 --> 00:47:21,372
<font color="#F6A950">نه بادهای سهمگین و نه بارون‌های بی‌امان♪
♪هیچکدوم نمی‌تونن ما رو از هم جدا کنن</font>

760
00:47:21,684 --> 00:47:24,955
<font color="#F6A950">♪توی این دنیا و همین زندگی مال من باش♪</font>

761
00:47:25,260 --> 00:47:28,433
<font color="#F6A950">♪آخرین تیکه‌ی پاک و معصوم وجودم♪</font>

762
00:47:28,757 --> 00:47:32,183
<font color="#F6A950">♪کاش می‌تونستیم به روستایی برگردیم که اولین بار همدیگه رو دیدیم♪</font>

763
00:47:32,416 --> 00:47:35,641
<font color="#F6A950">♪کنارم بمون، کمکم کن کابوس یخ‌زده‌ی دیشب رو فراموش کنم♪</font>

764
00:47:35,972 --> 00:47:42,768
<font color="#F6A950">کرم‌های شب‌تاب می‌درخشن، گل‌ها لب‌هامون رو می‌بوسن♪
♪فقط من و تو، از سپیده‌دم تا غروب بیداریم</font>

765
00:47:43,137 --> 00:47:45,199
<font color="#F6A950">♪کاش زمان از ترس و درد تهی باشه♪</font>

766
00:47:45,200 --> 00:47:47,703
<font color="#F6A950">♪قایق‌ها آروم تاب بخورن، چراغ‌ها خاموش شه و فصل‌ها بگذره♪</font>

767
00:47:47,750 --> 00:47:50,088
<font color="#F6A950">♪فقط تو رو می‌خوام♪</font>

768
00:47:50,319 --> 00:47:57,154
<font color="#F6A950">♪توی شادی و غم کنار تو بودن همون ابدیته؟♪</font>

769
00:47:57,503 --> 00:47:59,121
<font color="#F6A950">♪تا وقتی آتیش‌بازی‌ها آسمون شهر رو غرق نور کنن♪</font>

770
00:47:59,251 --> 00:48:01,047
<font color="#F6A950">♪تا وقتی دریاچه آروم و زلال شه♪</font>

771
00:48:01,404 --> 00:48:04,421
<font color="#F6A950">♪فقط تو رو می‌خوام♪</font>

772
00:48:04,461 --> 00:48:05,788
<font color="#E53935">⧼حین فیلمبرداری به هیچ حیوانی آسیبی نرسید⧽</font>
